تاریخ معاصر
مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» ادعاهای نادرست و بدون منبع دقیق درباره دانش در ایران باستان مطرح کرده و کتابسوزی سپاهیان خلفا را نادیده گرفته است! این ادعاهای مطهری، در تاریخ معاصر ایران، منبع تغذیهای برای ایرانستیزان از جمله تجزیهطلبان و افراطیهای به ظاهر مذهبی شد و هنوز هم چنین ادعاهایی مطرح میشود.
دکتر مصدق از معترضین اصلی عدم خروج قوای ارتش سرخ شوروی از ایران و همچنین از مخالفین سر سخت طرحهای تجزیهطلبانه مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. مصدق میگفت بیگانگان نغمههایی برای ما ساز کردهاند که موجودیت و تمامیت و همچین آیندهی ما را تهدید میکند و ما را به طرف تجزیه و جنگهای داخلی و برادر کشی سوق میدهند.
از آنجایی که ایران کشوری تاریخی با پیشینه قابل توجه است، درفشها و پرچمهای گوناگونی را در طول تاریخ داشته است. با این حال درفش کاویانی مشهور ترین درفش ایران در طول تاریخ بوده و همواره در فرهنگ ایرانی جایگاه والایی داشته است. در این جستار تلاش کردهایم نگارههایی از درفشهای ایران در دورههای گوناگون آماده کنیم.
در دوران قاجار آشکارا رویکرد شیعی به نشان شیر و خورشید وجود داشته است و شمشیر به دست شیر افزوده شد. در سکهها، نوشته «اسد الله الغالب» (لقب امام علی) و «یا علی» دیده میشود. نشان شیر و شمشیر و خورشید محصول دوران قاجار است با توجه به سکهها و شواهد باید گفت که نشانی با تعابیر شیعی بود که این تعابیر ریشه در دوران صفوی داشته است.
نشان شیر و خورشید در تاریخ ایران بیشتر جنبههای مذهبی، نجومی و طالعبینی داشته است. نمونههایی از شیر و شئ نورانی از ایران باستان به دست آمده است، اما چندان جنبه ملی نداشتند. شیر و خورشید بدون شمشیر در دوره صفویه در پرچم ایران جای داشت و تا دوران قاجار با تعابیر شیعی (امام علی) در آثار دیده میشود. رفته رفته شمشیر را در دست شیر اضافه کردند و پرچم سه رنگ با نشان شیر و خورشید پرچم رسمی و ملی ایران شد.
اعلان انحلال مجلس در یک تصمیم ناگهانی انجام نشد بلکه ابتدا رفراندم برگزار شد؛ آن هم با دو گزینه «انحلال مجلس» یا «انحلال دولت». انحلال مجلس وقتی اعلان شد که شاه کشور را ترک کرده بود و طرح کودتای ۲۵ مرداد هم لو رفته بود! بنابراین در زمانی که شاه نامه برکناری مصدق را نوشته بود، هنوز انحلال مجلس اعلان نشده بود.
با بررسی قوانین آن دوران در مییابیم که شاه حق عزل مصدق را نداشت. شاه چه در هنگام وجود مجلس و چه در دوران فترت یعنی زمانی که مجلس وجود نداشت، حق عزل نخست وزیر را نداشته است. به جز این اصلا انحلال مجلس به صورت رسمی پذیرفته نشده بود که شاه بخواهد نخست وزیر را بر کنار کند.
دکتر محمد مصدق در مجلس طوفانی چهاردهم سخنگوی اصلی حدود ۳۰ نماینده مستقل بود. او تأکید کرد که قانون اساسی به وضوح نقش پادشاه را صرفا تشریفاتی دانسته است. مصدق که همواره معتقد بود «پادشاه باید سلطنت کند نه حکومت»، در مجلس چهاردهم از علاقه خود به پادشاه جوان گفت.
یکی از نکاتی که گاه موجب برداشت نادرست میشود، کاربرد عنوان «شاهنشاه» برای پادشاهان پهلوی است. شاهنشاهی در سنت ایران باستان به ساختاری گفته میشد که در آن چندین شاه زیر فرمان «شاهِ شاهان» بودند؛ مفهومی که با پادشاهی موروثی مدرن تفاوتهای بنیادین دارد و نیازمند دقت در کاربرد واژههاست.
محمد مصدق هیچ نقشی در سرکوب قیام مردم تنگستان نداشت. قیامهای مردمی و خیانت والی فارسی مربوط به سال ۱۲۹۳ بوده و دکتر مصدق در ۱۲۹۹ استاندار فارس شد! بنابراین دوران مسئولیت دکتر مصدق از دوران سرکوبها فاصله داشته است. البته مصدق در هنگام نفوذ خود برخی از راهزنان که میتوانستند از هر قومی باشند را سرکوب کرده و تنگستان را امن کرد.
ایل سنجابی از ایلات کرد غرب ایران هستند که در جریان جنگ جهانی اول، به حمایت از دولت موقت نظامالسلطنه برخاستند و ضمن اعلامِ مخالفت با حضور و فعالیت سپاهیان دولتهای انگلیس و روس، با نیروهای آلمانی و عثمانی همراه شدند. بعد از غلبه سپاهیان روس و انگلیس بر منطقة غرب، این ایل پناهگاه عناصر ملی دولت موقت شدند و به مخالفت با حضور و برنامه های نیروهای بریتانیا در غرب ایران ادامه دادند.
دکتر مصدق طرح منع واگذاری امتیاز نفت را به مجلس تسلیم کرد و آن را فیالمجلس از تصویب گذراند. مصدق استخراج معادن نفت ایران، به خصوص نفت شمال را راسا به وسیله دولت و فروش آن را طبق قراردادی با نرخ بینالمللی توصیه کرد. مصدق به مخالفانش میگفت: «یعنی چه آقا! پس شمال حریم امنیت روسهاست و جنوب هم حریم امنیت انگلیسها، غربش هم نمیدانم مال کجا، پس ما چه کارهایم؟»
یکی از اشتباهات تاریخی که توسط نویسندگان جهت دار دائما نوشته میشود این است که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه پیشه وری خائن اعتراض کرده و از وی حمایت کرده است. در صورتی که با نگاه دقیق تر به آن موضوع متوجه میشویم که دکتر مصدق به رد اعتبارنامه رحیم خوئی معترض شده و ربطی به پیشهوری نداشته است.
«مجلس شورای اسلامی» در واقع نامی بود که توسط پادشاه قاجار برای اولین بار برای نامگذاری مجلس نمایندگان در ایران پیشنهاد شد. بسیاری از ما ایرانیان تصور میکنیم که این نامگذاری پس از انقلاب ۵۷ برای مجلس ابداع شد، ولی ابتکار این نامگذاری برای سالها پیش از آن بود.
نام «آذربایجان» نخست از سوی گروهی با گرایش پانتُرکی-اسلامی (مساواتیان) بر بخشی از قفقاز گذارده شد و سپس از جانب اتحاد شوروی تأیید و تثبیت گردید. بارتولد سیاستمدار روس که بخشی از از عمرش را در وزارت امور خارجه روسیه گذارند میگوید: «نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان میرفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند».
توجه به تشکیل ارتش متحدالشکل ایران به نوعی با قدرتگیری رضا خان (رضا شاه بعدی) همراه است، بسیاری از مردم عادی در پایان عصر قاجار آرزومند برقراری امنیت در کشور بودند و از سوی دیگر مشروطخواهان روشنفکر نیز در کنار اعتقاد به دموکراسی به دنبال نیرویی مقتدر بودند تا مملکت را از این هرج و مرج رها سازد.
پس از پایان یافتن مسئله کردهای آرارات، ترکیه حاضر به تخلیه نقطه مذکور نشد! با وجود دوراندیشیها، توصیهها و هشدارهای برخی از دلسوزان در قضیه معاوضه دامنه شرقی کوه آرارات کوچک به مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی ایران، سرانجام بنا به نظر رضاشاه آرارات کوچک به دولت ترکیه واگذار شد در مقابل دولت ترکیه از ادعای خویش بر ناحیه قطور که اصولا براساس پروتکل ۱۹۱۳ به ایران واگذار شده بود، منصرف گردید.
آشکار است که دکتر مصدق به هیچ وجه در ترور رزم آرا نقشی نداشته و این فقط یک شایعه میباشد که فداییان اسلام در رواج آن نقش داشتند. فداییان اسلام از ابتدا دولت مصدق را با فشارها و مسایل زیادی مواجه کردند و حتی یکی از اعضای آنها قصد ترور حسین فاطمی مدیر روزنامه «باختر امروز» و از نزدیکان مصدق داشت که ناموفق بود.
یکی از پر ابهامترین رویدادهای تاریخ معاصر ترور رزمآرا است. روایتهای مختلفی در این باره وجود دارد و ظاهر ماجرا این است که رزمآرا در ١۶ اسفند در مسجد شاه توسط فدائیان اسلام و خلیل طهماسبی کشته شد. اسناد و شواهدی وجود دارند که سید ابوالقاسم کاشانی و محمدرضا شاه پهلوی در این کار نقش داشتهاند.
فدائیان اسلام مدتها با ملیگرایان اختلاف شدید داشتند و سخنان تهدید آمیز میگفتند. ضاربی که قصد ترور دکتر فاطمی را داشت، عضو فدائیان اسلام بود و در بازجوییهای بعدی گفته بود که مأمور ترور دکتر مصدق و دیگر سران جبهه ملی نیز بوده است.
پس از تلاشهایی که از دوران امیرکبیر شروع شده بود نهایتا به دستور دولت دکتر مصدق شرکت شیلات، ملی اعلام گردید و روز ۱۲ بهمن مأمورانی برای اداره امور شرکت شیلات گمارده شدند. این اقدام با مخالفت شدید حزب توده همراه بود و این حزب به دفاع از دولت شوروی پرداخت. آنها در روزنامههای خود نوشتند: «دفاع از اتحاد شوروی، دفاع از صلح، آزادی و استقلال ملی»!!
از اقدامات مهم مصدق میتوان به این موارد اشاره کرد: عدم به رسمیت شناختن قوای انگلیسیها در جنوب، اصلاحات ولایتی، برقراری نظم و امنیت، پایان دادن به پارهای از اختلافات محلی که ریشه در یک قرن منازعات طایفهای داشت و نیز ایجاد تسهیلات در امر حمل و نقل کالاهای دولتی و بازرگانی در سراسر استان بدون دستبرد سارقان که آرامش کامل را به استان فارس بازگرداند.
یرواند آبراهامیان از پژوهشگران شناختهشده در حوزه تاریخ معاصر ایران است. او سالها در دانشگاههای معتبر به تدریس و تحقیق پرداخته و آثار متعددی درباره تحولات سیاسی و اجتماعی ایران منتشر کرده است. طبیعی است که درباره برخی دیدگاهها و تحلیلهای او، در میان پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ ایران، موافقتها و مخالفتهایی وجود داشته باشد. برخی رویکرد او را دقیق و مستند میدانند و برخی دیگر معتقدند چارچوب تحلیلی او ممکن است تحت تاثیر گرایشهای سیاسی باشد. با این حال، صرفنظر از موافقت یا نقد نسبت به مواضع فکریاش، نمیتوان انکار کرد که آثار او در شکلدهی به بحثهای آکادمیک درباره تاریخ معاصر ایران تأثیرگذار بوده است. در ادامه یکی از مصاحبههای او درباره اسناد تازه منتشر شده درباره کودتای ۲۸ مرداد را میآوریم.
روسها خودشان حق مساوی ایران و شوروی را میدانستند و به آن اعتراف کردهاند. در عهدنامه ۱۹۲۱ آشکارا اصطلاح «باحقوق مساوی» درباره آبهای سر حدی آمده است. از مجموعه عهدنامه 1921 و قرارداد 1940 و پیوستهای آن میتوان دریافت دریای مازاندران در مالکیت و حاکمیت متساوی دو دولت ایران و شوروی قرار داشت.
مصدق استدلال میکرد که پادشاه، طبق قوانین مشروطه تنها مقامی نمادین است و نباید در امور دخالت چندانی داشته باشد و قانون شکنی به دیکتاتوری میانجامد. او خواستار آن بود که «شاه سلطنت کند نه حکومت». همواره تاکید مصدق بر قانون اساسی مشروطه بود. هم مخالف تغییر حکومت مشروطه بود و هم مخالف دخالت شاه در اداره امور کشور برخلاف قانون اساسی.
دکتر مصدق فقط چند جلسه به دعوت دوستان در «مجمع آدمیت» شرکت نمود. پژوهشگران «مجمع آدمیت» را بی ربط به لژهای فراماسونری میدانند و اسمعیل رائین برای جواز کتاب خود مجبور بود که به یک قسمنامه دست ببرد و آن را با عنوان قسمنامه فراماسونری منتشر کرد! به هر روی مصدق بعد از مدتی به «مجمع انسانیت» پیوست و چندان نقشی در «مجمع آدمیت» نداشت.
کارشناسان سیمان ری که در دانشگاهی تحصیل کرده بودند که رضا شاه ساخته بود، در تخریب مقبره رضا شاه را نقش داشتند! خلخالی در خاطرات خود نوشته است: «شاید شما ندانید این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند. ما آن را مثقال مثقال میکندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل تخریب عادی، بدان کارگر نبود. سر انجام ما مجبور شدیم که با دینامیت، مقبره را به تدریج خراب کنیم».
تحریفگران معمولا به نوشتههای روانشاد ملک الشعرای بهار استناد میکنند و میگویند به دلیل درخواست مصدق از انگلیس بود که انگلیسیها توانستند حضور نظامی خود را تحکیم بخشند!! این درحالی است که در تاریخی که ملک الشعرای بهار برای این نامه ذکر میکند (1900 میلادی)، مصدق بسیار بسیار جوان بوده است (نزدیک به 18-19 سال بیشتر سن نداشته است) و اصلا وزیر امور خارجه ایران نبوده است.
حزب توده مدتی آشکارا علیه مصدق فعالیت میکرد و در قضایای کودتای ۲۸ مرداد هم با کارهایشان بیشتر به کودتای امریکایی-انگلیسی کمک کردند. حتی مبارزه عینی جبهه ملی با «امپرالیسم انگلستان» به مذاق شوروی و حزب توده خوش نمیآمد زیرا ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور امید کسب امتیاز نفت شمال به سود شوروی را از بین برده بود.
عدهای اظهار میدارند که بزرگ شناخته شدن کوروش هخامنشی در زمان پهلوی به وجود آمده است و تا قبل از آن اصلا کوروش را بزرگ نمیداشتند!! در این راستا میتوان به نوشتههای حسینقلی میرزا سالور عمادالسلطنه، از دیوانسالاران دوره قاجار اشاره کرد. در نوشتههای او احترام ویژه به کوروش بزرگ دیده میشود و همواره از این پادشاه بزرگ به نیکی یاد میشود.




























