با وجود آثار آشکار از دوران قاجار که پیوند شیر و خورشید با امام اول شیعیان را نشان میدهند، برخی برای رد این ارتباط چند استدلال نامعتبر مطرح کردهاند. این استدلالها بر پایه یک پیشفرض نادرست شکل گرفتهاند؛ یعنی تصور میکنند اگر شیر یا خورشید زمانی غیرشیعی بوده یا حتی پیش از اسلام مورد استفاده بوده، دیگر نمیتواند در دورههای بعدی معنای شیعی پیدا کند!
تصویری از شیر و خورشید همراه با نوشته «یا اسد الله الغالب» در نشریه وقایع اتفاقیه که در دوران پادشاهی ناصرالدینشاه و به فرمان امیرکبیر منتشر میشد. اسدالله به معنای شیر خدا و لقب امام اول شیعیان بوده است.
پیشگفتار
آثار تاریخی ایران نشان میدهند که شیر و خورشید با رویکرد شیعی از دوران صفویان وارد پرچم ایران شد و به ویژه در دوران قاجار نمادی از «اسد الله الغالب» (امام اول شیعیان، علی ابن ابیطالب) بوده است.
سکهای از دوران قاجار با نشان شیر و خورشید و نوشته «اسدالله الغالب».
با وجود این آثار آشکار از دوران قاجار، برخی برای رد پیوند شیر و خورشید با امام اول شیعیان چند استدلال مطرح کردهاند.
برای نمونه، در مطلبی در وبسایت اقتصادآنلاین به نقل از مرتضی عربزاده سربنانی، چهار دلیل برای رد این ارتباط بیان شده است. درست مشخص نیست که آیا پژوهشگر محترم اصلا با آثار دوران قاجار درباره این پیوند آشکار آشنا بوده است یا خیر؟! به هر روی ظاهرا اظهارات بیشتر درباره دوران صفویان است که ادعا میشود این پیوند در آن زمان وجود نداشته است!
بررسی این استدلالها نشان میدهد که بسیاری از آنها بر پایه یک پیشفرض نادرست شکل گرفتهاند؛ یعنی تصور میکنند اگر شیر یا خورشید زمانی غیرشیعی بوده یا حتی پیش از اسلام مورد استفاده بوده، دیگر نمیتواند در دورههای بعدی معنای شیعی پیدا کند! در حالی که تاریخ نمادها نشان میدهد یک نشانه میتواند در دورههای مختلف، معانی تازهای پیدا کند؛ همانطور که در دوران قاجار قطعا رویکرد شیعی به نشان شیر و خورشید وجود داشته است.
البته اینکه یک وبسایت اقتصادی تا این اندازه وارد حوزههای فرهنگ، تاریخ و نمادشناسی شده، جای تأمل دارد. حتی اگر چنین وبسایتهایی در حوزه تخصصی خود معتبر و قابل استناد باشند، در زمینه تاریخ، فرهنگ و نمادشناسی لزوماً مرجع قابل اعتمادی محسوب نمیشوند.
با این حال، در ادامه این استدلالها را بررسی و نقد میکنیم.
ماجرای استفاده از شیر و خورشید توسط حکومتهای اهل سنت
گفته میشود شیر و خورشید در زمان حکومتهای سنیمذهب نیز مورد توجه دولتها قرار داشته است؛ برای نمونه به سکههای سلجوقیان روم، پرچم تیموریان یا نقش شیر در دوران غزنویان اشاره میشود.
نکته قابل توجه آن است که استفاده حکومتهای سنیمذهب پیش از صفویان از نماد شیر و خورشید، بیشتر بر جنبههای نجومی، طالعبینی و حتی کارکردهای طلسمی تاکید داشته است، نه بر جنبههای دینی و مذهبی. پس اینگونه نبوده که این نشان زمانی نمادی از مذاهب سنی باشد و در تضاد با مذهب شیعه بوده باشد.
ولی اگر زمانی تعابیر دیگر مذهبی از شیر و خورشید هم میشده دلیلی برای نفی پیوند آن با مذهب شیعه از دوران صفوی به بعد نیست.
شیر یا خورشید از دوران باستان در میان تمدنهای مختلف دیده شده و تعابیر گوناگونی داشته است. همانطور که در مصر باستان دو شیر و خورشید نماد خدای آکر بوده است، در میان بسیاری از اقوام نیز شیر، خورشید یا ترکیب این عناصر دارای مفاهیمی منسجم یا غیرمنسجم بودهاند.
شیرها و خورشید نماد خدای آکر در مصر باستان. منبع: egypt-museum.com
وجود یک نماد در دورههای پیشین یا در میان حکومتهایی با باورهای متفاوت، مانع از آن نیست که همان نماد در دورهای دیگر معنای تازهای پیدا کند. بسیاری از نمادهای تاریخی در طول زمان دچار تحول معنایی شدهاند. بنابراین اینکه برخی حکومتهای اهل سنت نیز از نقش شیر یا شیر و خورشید استفاده کردهاند، به خودی خود نمیتواند تفسیری را که بعدها در دوره صفوی برای این نشان شکل گرفت، رد کند.
اگر شیر نماد امام علی بود، چرا فقط از شیر استفاده نشد؟
گفته میشود اگر صفویان به خاطر امام اول شیعیان قصد داشتند نشان خود را انتخاب کنند، باید تنها از شیر استفاده میکردند نه شیر و خورشید با یکدیگر!
این استدلال نیز چندان دقیق نیست؛ زیرا گاهی تمدنها به نمادهای موجود، تعابیر تازهای میدادند و لزوماً یک نماد را از ابتدا خلق نمیکردند بلکه صرفا تغییراتی در نشانها میدادند. وجود خورشید در کنار شیر نه تنها مانعی برای یک تفسیر شیعی نبود، بلکه میتوانست پیوند این نشان با مفاهیم اسلامی را تقویت کند.
نور در فرهنگ اسلامی جایگاه مهمی دارد و خورشید هم نماد نور فراگیر و روشنایی است همانطور که «نور» چندین بار در قرآن آمده است.
بنابراین ترکیب شیر با خورشید میتوانست زمینهای برای پیوند نماد قدرت با مفاهیم دینی فراهم کند.
درباره دوران قاجار که دیگر شکی وجود ندارد؛ بهگونهای که در برخی نمونهها عباراتی مانند «اسدالله الغالب»، «یا علی» و «یا محمد» در ارتباط با این نشان دیده میشود.
سکه طلای شیر و خورشید همراه با نوشتههای «یامحمد» و «یا علی»
ماجرای نشان قوچ و خورشید در دوره شاه تهماسب
در استدلال دیگری گفته میشود در زمان شاه تهماسب اول صفوی، این پادشاه به دلیل تولد یافتن در برج حمل یا قوچ (فروردین)، دستور داد روی پرچمها به جای نماد شیر و خورشید، نماد قوچ و خورشید حک شود! بنابراین اگر شیر در نماد شیر و خورشید نماد امام اول شیعیان بود، امکان نداشت پادشاهی مانند شاه تهماسب که از پادشاهان متعصب شیعه صفوی بود، آن را تغییر دهد.
این برداشت ناشی از نادیده گرفتن روند تحول نشانهها در دوره صفویه است. شاه تهماسب دومین شاه صفوی بود و هنوز نشانها و تعابیر تکمیل نشده بودند
در ابتدای حکومت صفوی، هنوز شیر و خورشید جایگاه رسمی و تثبیتشده خود را پیدا نکرده بود و صفویان از درفشها و نشانههای مختلف استفاده میکردند. برای نمونه، از درفشهای سبز شاه اسماعیل با نقش ماه گزارش شده است (1).
در دوره شاه تهماسب، توجه به نشان حمل و خورشید نشان میدهد که هنوز تعابیر طالعبینی و نجومی درباره نشانهها پررنگ بوده است. اما در دورههای بعد، شیر و خورشید به تدریج جایگاه بیشتری یافت و تا عصر شاه عباس به نشان شناختهشده ایران تبدیل شد (همان).
بنابراین موضوع اینگونه نبوده است که ابتدا شیر و خورشید با معنای شیعی در همه پرچمها وجود داشته و سپس شاه تهماسب آن را حذف کرده باشد؛ بلکه در سالهای نخست صفویه هنوز برداشتهای مختلفی از نشانهها وجود داشت و بعدها تفاسیر شیعی درباره شیر و خورشید تقویت شد. از شیر و خورشید تعابیر منسجم به وجود آمد و نمود آن را تا آثار دوران قاجار مشاهده میکنیم.
شیر و خورشید پیش از صفویان
گفته میشود مهمترین دلیل برای رد ارتباط شیر و خورشید با امام اول شیعیان، پیشینه بلندبالای این نماد به عنوان یک نماد از دوران پیش از اسلام است!
اگر چه در تمدنهای باستانی مانند مصر و میانرودان بارها نشانهای شیر و خورشید دیده شده است ولی باید توجه داشت که در تمدن ایران باستان نشان شیر و خورشید در کنار یکدیگر اندک بوده است و دارای هویت ثابت نبوده است و به هیچ وجه در درفشهای ایران باستان هم نشان شیر و خورشید وجود نداشته است.
مرتضی عربزاده سربنانی در سایت اقتصاد آنلاین معتقد است نشانی از جیرفت مرتبط با شیر و خورشید به دست آمده است! درباره برخی نمونهها باید توجه داشت که ارتباط آنها با شیر و خورشید قطعی نیست و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد درخشش پیکره انسان یا حیوان در آثار باستانی، گاهی به اشتباه به عنوان خورشید تفسیر شده است.
باز هم تاکید میکنیم که اگر یک نشان پیشینه باستانی هم داشته باشد، لزوما مانع از شکلگیری معانی جدید برای آن در دورههای بعدی نیست. همانطور که در دوران قاجار آشکارا همراه با شیر و خورشید «اسد الله الغالب» یا «امام علی» نوشتند.
اساسا وقتی نشانها ریشه در طبیعت دارند تعابیر گوناگونی درباره آنها مطرح میشود. بسیاری از نمادهایی که امروزه دارای مفاهیم مذهبی یا ملی هستند، در گذشته معانی متفاوتی داشتهاند.
برای نمونه، هلال ماه در تمدن میانرودان با خدای سین ارتباط داشت و گاهی هلال ماه سین ترسیم میشد. اما امروز در پرچم بسیاری از کشورهای اسلامی جهان از ترکیه و پاکستان گرفته تا ازبکستان و مالزی، هلال ماه دیده میشود و هر کدام از این کشورها برداشت مذهبی یا ملی را از آن دارند. آیا میتوان گفت چون هلال ماه در تمدن میانرودان نماد یک خدای باستانی بوده است، دیگر هیچ معنای جدیدی نمیتواند پیدا کند؟
«ستاره ایشتار» در کنار «هلال ماه سین» و «قرص خورشید شمش»پرچمهای چند کشور که نشان ماه و ستاره بر روی آن جای دارد.
همین مسئله درباره شیر و خورشید نیز صدق میکند. اینکه شیر یا خورشید در تمدنهای باستانی وجود داشتهاند، به معنای آن نیست که این نمادها در دورههای بعد نمیتوانستهاند تفاسیر تازهای پیدا کنند.
در نهایت، ریشههای باستانی شیر و خورشید و تفاسیر شیعی آن در دورههای متأخر، دو موضوع متناقض نیستند. نمادها میتوانند در طول تاریخ معانی مختلفی پیدا کنند و وجود آثار واضح دوره قاجار درباره پیوند شیر و خورشید با امام اول شیعیان نشان میدهد که چنین برداشتی قطعا در دورههایی وجود داشته است و نمیتوان آن را رد کرد.