با بررسی آثار در مییابیم که هیچ شواهد قطعی وجود ندارد که نشان جیرفت، شیر و خورشید باشد و در آثار دیگر هم حاشیه شعاعگونه پیرامون پیکر دیده میشود، در بسیاری از آثار باستانی بهعنوان عنصری تزئینی برای القای «درخشندگی» به کار میرفته است. این شیوه هنری تاثیر قابل توجهی در هنر تمدنهای بعدی گذاشت به طوری که آثار مشابه در دوران هخامنشیان هم دیده شده است.
در سالهای اخیر، همزمان با اوجگیری مباحث هویتی و سیاسی درباره پرچمها و نمادهای تاریخی، برخی نقشهای بسیار کهنِ فلات ایران نیز بازخوانی شدهاند.
یکی از این نمونهها، یکی از نقشهایی است که گاه به عنوان کهنترین نمونه «شیر و خورشید» معرفی میشود. از آنجا که چنین ادعاهایی در فضای اجتماعی امروز بازتاب گستردهای مییابد، بررسی دانشورانه و تطبیقی این آثار ضروری است.
بهویژه وقتی که همزمان بکوشیم هم به هویت تاریخی بپردازیم و هم از افتادن در دام اغراقها پرهیز کنیم.
برای بسیاری از مردم ایران، بسیاری از آثار تداعی کننده شیر و خورشید هستند چرا که پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ نقش شیر و شمشیر و خورشید در پرچم ایران جای داشت. در واقع ذهن امروزین ما پیش از همه، آن چیزی که برایش آشنا تر است را از آثار برداشت میکند.
ولی اگر بخواهیم برای نشانها هویت تعریف کنیم باید پژوهشهای دقیق صورت بگیرد و بررسی شود که به راستی هدف پدیدآورندگان چه بوده است.
با بررسی بیشتر در مییابیم که هیچ شواهد قطعی وجود ندارد که نشان جیرفت، شیر و خورشید باشد و در آثار دیگر هم حاشیه شعاعگونه پیرامون پیکر دیده میشود، در بسیاری از آثار باستانی بهعنوان عنصری تزئینی برای القای «درخشندگی» و «برجستگی» به کار میرفته است؛ حتی احتمال میرود که این حاشیه از آتش، گل و گیاهان الهام گرفته شده باشد.
این شیوه هنری تاثیر قابل توجهی در هنر تمدنهای بعدی گذاشت به طوری که آثار مشابه در دوران هخامنشیان هم دیده شده است.
جلوه درخشندگی در آثار مشابه
برای درک هدف پدیدآورندگان آثاری کهن که نوشتهای همراه آنها در دست نیست، ناگزیر باید به روش مقایسه تطبیقی روی آورد.
بررسی نمونههای مشابه در محوطه باستانی گنور (در حوزه تمدنی آمودریا) نشان میدهد که برخی آثار دارای هالههای شعاعی از حوزه کرمان وارد شدهاند و حتی در همان محوطه آثاری با منشأ میانرودان نیز یافت شده است. یعنی آثار در جای دیگری ساخته شدند و به بعد گنور راه یافتند.
در یکی از آثار گنور، جلوهای از درخشندگی دیده میشود که از نظر ساختار کاملاً با نمونه جیرفت قابل مقایسه است و احتمالا در همان نواحی جیرفت یا اطراف آن ساخته شده است؛ با این تفاوت که قاب پیرامونی آن بیضیشکل است نه دایرهای.
همین نکته از منظر تحلیلی اهمیت دارد: اگر هدف نمایش خورشید بهعنوان جرم آسمانی بود، انتظار میرود شکل دایرهای همواره رعایت شود. اما هنگامی که هنرمند قصد دارد «درخشش» یک پیکر را القا کند، آنچه برجسته میشود، هالهای شعاعدار است که پیکر را احاطه میکند.
اثری از گنور که سبک هنری آن کاملا یادآور نشان جیرفت است (منبع)
بنابراین نقش شعاعی پیرامون شیر جیرفت را میتوان در چارچوب جلوه درخشندگی تحلیل کرد و الزاماً به معنای حضور خورشید بهعنوان نماد مستقل نیست.
نکته قابل توجه دیگر آنکه ما با یک نشان ساختارمند و دارای تعریف و هویت ثابت، مواجه نیستیم. بلکه گاهی جلوه درخشنگی برای یک حیوان بوده است، گاهی برای ایزدان و...
تاثیر بر روی آثار هخامنشی
در میان آثار برجایمانده از دوران هخامنشی، بشقابهای فلزی زیبایی دیده میشوند که در مرکز آنها نقش حیواناتی همچون شیر، بز و گاو حک شده است.
بررسی بشقابهای هخامنشی و مقایسه آنها با روشهای هنری پیشین که اشاره شد، نشان میدهد نقوش شعاعگونه در بشقابها همچنان برای ایجاد جلوه درخشندگی به کار میرفتهاند.
بنابراین باز هم نقش شعاعی پیرامون آثار هخامنشی را میتوان در چارچوب جلوه درخشندگی تحلیل کرد.
جدا از این موضوع از آنجا که شیر در این بشقابها ثابت نیست و حیوانات دیگر هم ترسیم شدند، نمیتوان آنها را نماد میهنی یا دینیِ مشابه «شیر و خورشید» دانست؛ زیرا یک نماد واقعی باید حضور و ساختاری ثابت داشته باشد.
بشقاب زرین هخامنشی. شیر در میانه می درخشد.بشقاب هخامنشی. دو بز در میانه میدرخشند.
چه کسی نشان جیرفت را به عنوان شیر و خورشید مطرح کرد؟
گویا نخستین کسی که این فرضیه را مطرح کرده، شخصی است که با نام وحید بهمن شناخته میشود. در کارنامه او همکاری با رسانههای رسمی جمهوری اسلامی دیده میشود ولی با تغییر دیدگاههای سیاسی، گرایش قابل توجهی به خاندان پهلوی پیدا کرد.
البته روحیه میهنپرستی جناب وحید بهمن بسیار ستودنی است و پژوهشهای ارزنده ایشان بر کسی پوشیده نیست. ولی شاهد اغراق درباره شیر و خورشید هستیم.
بنابراین به نظر میرسد انگیزههای سیاسی برای مطرح کردن چنین فرضیهای وجود داشته است ولی از نظر تاریخی میتوان به چنین فرضیاتی انتقاد جدی کرد.
بیربطی به درفش و پرچم میهنی
نشان جیرفت به درفش ربطی نداشته است و اساسا در آن زمان نمیتوانیم از درفش میهنی ایرانیان سخن بگوییم.
نشان شیر و خورشید در هیچ یک از درفشهای میهنی ایران باستان هم جای نداشته است. آن پرچمی که بسیاری از هم میهنان برپا می دارند پرچم شیر و شمشیر و خورشید است. پرچم سه رنگ با نشان شیر و خورشید ریشه در دوران قاجار دارد و دوران صفویان نقطه عطفی در شناساندن نشان شیر و خورشید و جای دادن آن بر روی پرچم ایران است.
با وجود حضور جداگانه نماد «شیر» و «خورشید» در هنر ایران باستان، ترکیب منسجم و تعریفشده و دارای هویت ثابت از «شیر و خورشید» به عنوان نشان میهنی در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی وجود نداشت؛ ولی نقشهای شیر و شی نورانی در ایران باستان دیده شده است که جنبه نجومی و مذهبی داشتند.
نکته قابل توجه آن است که چنین نشانهایی که ریشه در طبیعت دارند، ویژه تمدن ایران باستان نبودند. «شیر و خورشید» در مصر باستان و میانرودان (بینالنهرین) سالها پیش از هخامنشیان دیده شدهاند.
به طور کلی در تمدنهای باستانی نشانهای شیر و خورشید بسیار دیده شده است چراکه انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است.
با این حال، نگاه به اجرام آسمانی و نقش حیوانات همواره یکسان و ثابت نبوده است. برای نمونه، گاه شاهان با شکار شیر میکوشیدند برتری و اقتدار خود را نشان دهند؛ گویی میخواستند اعلام کنند که قدرتشان حتی از شیر نیز فراتر است.
جزئیاتی از یک نقاشی در مصر باستان که شیر و خورشید در آن دیده می شود. دودمان نوزدهم، حدود ۱۲۹۵ تا ۱۱۸۶ پیش از میلاد. دیر المدینه، تبس غربی. (برگرفته از: gettyimages) ایشتار ایستاده بر شیر. دوره بابلیِ کهن، قرن نوزدهم تا هفدهم پیش از میلاد (منبع: worldhistory.org).نشان آناهیتای نورانی ایستاده بر شیر. هنر این نشان برگرفته از نمونه های پیشین میان رودان (بینالنهرین)، یونانی باستان و احتمالا هنر تمدن های فلات ایران است
نشان شیر و خورشید در تاریخ معاصر ایران ساختار ویژه خود را داشته است. به نظر میرسد نشانی که از دوران صفوی وارد پرچم ایران شد تحت تاثیر مغولان، تیموریان و سلجوقیان بوده است.
در بیشتر نقشهای «شیر و خورشید» در سدههای پس از اسلام در ایران، خورشیدی با چهرهای انسانی دیده میشود؛ این ویژگی حتی در پرچمهای دوره قاجار نیز ادامه دارد. از کهنترین نمونههای خورشیدِ چهرهدار بر فراز شیر، میتوان به سکههای سلجوقیان روم که ترکتبار بودند اشاره کرد.
آثاری مانند تاریخ منظوم مغول (شهنامه چنگیزی) نشان میدهند که جایگیری شیر و خورشید بر روی پرچم، نخستین بار در پرچم سربازان مغول یا تیموریان بوده است.
سکه مربوط به غیاث الدین کیخسرو از سلاجقه رومپرچم شیر و خورشید در دست سربازان مغول هنگام حمله به نیشابور در تاریخ منظوم مغول (منبع)سفیر صفوی همراه با درفش شیر و خورشید چهرهدار (ن.ک: پرچم های ایران از آغاز تا کنون).
در مجموع، به نظر میرسد پیوند دادن نقش جیرفت با نشان متأخر «شیر و خورشید» بیش از آنکه بر شواهد تاریخی استوار باشد، متأثر از دغدغهها و انگیزههای سیاسیِ روزگار ماست.
وجود شیر در آثار را نمیتوان بهتنهایی دلیل تداوم یک نماد در طول چند هزار سال دانست؛ بهویژه هنگامی که میان آنها فاصله زمانی و مفهومی قابل توجهی وجود دارد و نقشی فراگیر در دیگر تمدنهای جهان باشد.
بیتردید رویکردهای میهنپرستانه هواداران پرچم شیر و خورشید قابل احترام است. علاقه به هویت تاریخی و نمادهای فرهنگی سرمایهای ارزشمند برای هر جامعهای به شمار میآید. با این حال، پاسداشت هویت ملی زمانی عمیقتر و ماندگارتر خواهد بود که بر پایه آگاهی تاریخی و اتکا به اسناد و یافتههای پژوهشی باشد، نه بر برداشتهای شتابزده یا قیاسهای ظاهری.
از سوی دیگر، در همان دورههایی که نقشهای شیر و پیکرهای نورانی با جنبههای دینی و نجومی در ایران باستان رواج داشت، درفشهایی نیز وجود داشتند که کارکردی آشکارا میهنی و حماسی داشتند؛ از جمله درفش کاویانی (1).
این تمایز نشان میدهد که نقشهای آیینی و نجومی با نشانهای رسمیِ درفشهای میهنی کارکردی متفاوت داشتهاند و نباید آنها را یکسان انگاشت.
میهنپرستی آگاهانه یعنی شناخت دقیق گذشته و پرهیز از اغراق و بزرگنمایی. احترام به میراث ایرانزمین زمانی کاملتر است که تاریخ را همانگونه که بوده بشناسیم.