درفش کاویانی نمادی از پیروزی کاوه آهنگر و فریدون بر ضحاک تازی است و میتوان گفت این درفش نماد خیزش مردمی علیه ظلم و ستمگری است. نمادهای مردمی در درفش کاویان کم نظیر است چراکه در طول تاریخ بیشتر نمادها در درفش تمدنها، صرفا نماد پادشاهان بوده است ولی درفش کاویانی، آشکارا نمادهای مردمی را در دل خود جای داده است.
نوشتارها درباره درفش کاویانی:درفش کاویانی
درفش کاویانی ریشه در اسطورههای ایرانی دارد ولی پژوهشها نشان میدهند که این درفش تحت تاثیر هنرهای تمدنهای بسیار کهن در ایران است. در شهر سوخته و شوش آثاری بسیار شبیه به اختر کاویان به چشم میخورد. پس از آن در دوره هخامنشیان هم شمایلی مشابه در آثار دیده میشود. تاریخنگاران درباره جایگاه قابل توجه درفش کاویانی در دوران اشکانیان و به ویژه ساسانیان نوشتهاند.
شباهت درفش کاویانی به آثار شهر سوخته و از سوی دیگر تفاوتهای آن با آثار اورارتو نشان میدهد که درفش کاویانی به صورت مستقل از آثار پیش از اورارتو تاثیر گرفته است. ادعای نادرستی وجود دارد که آثار اورارتو مربوط به چند هزار سال پیش از میلاد هستند!! در صورتی که این آثار مربوط به سده ۹ تا ۶ پیش از میلاد هستند! نشان شهر سوخته مربوط به هزارههای پیش از میلاد است.
پس از هخامنشیان در سکه حاکمان محلی پارس (فرترکهها) درفشی دیده میشود که شباهت آشکاری به داستانهای شاهنامه درباره درفش کاویانی دارد. با توجه به آثاری مانند اختر کاویان و درفش مربعی شکل از دوران هخامنشیان، این احتمال وجود دارد که درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند.
ایثار مادرانه فرانک آغاز ایستادگی پر از رنج در برابر ستمگری ضحاک است. فرانک با رنجی طولانی، فرزندش را از چنگ ضحاک میرهاند، به راههای دور میبرد، سالها بیم و امید را تحمل میکند و سرانجام، با چشمانی اشکبار، فریدون را راهی نبرد با ضحاک میکند. فرانک اگر این دشواریها را به جان نمیخرید دیگر فریدونی نبود که همراه با کاوه و مردم، ایران را بازپس گیرد و درفش کاویانی بر پا شود.
درفش کاویانی تنها یک پرچم نیست؛ روایتی فشرده از تاریخ، اسطوره، اندیشه و آرمان ایرانی است. درفشی که در جهان اساطیر ایرانی از دل رنج و اعتراض زاده شد و در گذر زمان، به نماد پایداری، دادخواهی و شکوه ایران باستان بدل گشت. هر بخش این درفش و داستانهایی که درباره این درفش وجود دارد، نشانهای است از لایهای عمیق در فرهنگ و حافظه جمعی ایرانیان.
یکی از داستانهای شاهنامه داستان جانفشانی پهلوان ایرانی با نام «گرامی» برای درفش کاویانی است که حتی پس از قطع شدن دست، با دندان درفش را برافراشته نگه میدارد. این داستان، عشقی شورانگیز به درفش باستانی ایرانیان را نشان میدهد به طوری که ایرانیان با چنگ و دندان درفش کاویانی را بر افراشته نگه میدارند.
جایگاه درفش کاویانی در جهان اساطیری ایرانیان بسیار قابل توجه و حتی شگفت آور است. در شاهنامه، مهمترین و ارزشمندترین درفش ایرانیان همانا درفش کاویانی است که میتوان از آن با عنوان درفش میهنی ایران نام برد. ایرانیان برای درفش کاویانی جانفشانی میکردند و دشمنان هم نیروی ایران را در درفش کاویانی میدانستند و میخواستند آن را به چنگ آورند.
از آنجایی که ایران کشوری تاریخی با پیشینه قابل توجه است، درفشها و پرچمهای گوناگونی را در طول تاریخ داشته است. با این حال درفش کاویانی مشهور ترین درفش ایران در طول تاریخ بوده و همواره در فرهنگ ایرانی جایگاه والایی داشته است. در این جستار تلاش کردهایم نگارههایی از درفشهای ایران در دورههای گوناگون آماده کنیم.
در این شعر، گوینده خود را «فرزند بزرگزادگان از نسل جم» معرفی میکند؛ تعابیری که آشکارا به سنت شاهنشاهی ایران باستان ارجاع میدهد. اشاره آشکار به «علم الکابیان» (درفش کاویانی) نشانهی قیام، مشروعیت و فرمانروایی ایرانیان است. المتوکلی، که از ندیمان دربار متوکل عباسی و از چهرههای شعوبی بهشمار میرفت، این شعر را با لحنی صریح و چالشبرانگیز آورده است.
نقش مردم و پهلوانان در مبارزه با ستمگری ضحاک بسیار قابل توجه است و همراهی خردمندانه فریدون با کاوه آهنگر و مردم، داستانی شورانگیز به وجود آورده است. فریدون به خوبی میدانست که نبرد با ضحاک خطرات زیادی دارد و جان خود را به خطر انداخت تا با جادوگری و نگاه اهریمنی مبارزه کند. اینکه مارهای ضحاک باید مغز جوانان را میخوردند تا آرام شوند خود نشان میدهد که در نگاه اهریمنی، انسان نباید اندیشمند باشد و خِرَد دشمن اهریمن است.
در شاهنامه بارها از درفش کاویانی با عنوان «درفش بنفش» یاد شده و طبری نیز نوشته است که این درفش در دوره ساسانیان اندازهای بزرگ داشته است. آثار باستانی بسیاری یافت شده که یادآور درفش کاویانی هستند و به نظر میرسد در دورههای مختلف کوشیدهاند درفشی شبیه روایتهای تاریخی و اسطورهای بسازند. درفش کاویانی بهسبب نمادهای مردمیاش جایگاهی کمنظیر داشته است.
در یک مسابقه شبکه خانگی طرحهایی از آثار به جا مانده از کاخهای پارسه دیده میشود و در میانه طرح اختر کاویان به چشم میخورد. به اختر کاویان که نماد باستانی و میهنی ایران است سنگ میزنند تا ویران شود! این کار نادرست یادآور یکی از داستانهای شاهنامه است که دشمنان ایران میخواستند درفش کاویانی را به چنگ آورند. این دشمنان باور داشتند این درفش به ایرانیان نیرو میدهد و نباید در دست ایرانیان باشد.
پس از آنکه پسران کاوه توسط ضحاک به قتل رسیده بودند، این آهنگر قهرمانانه در مقابل ضحاک ایستاد و علیه او شورش کرد. کاوه از کاخ ضحاک بیرون آمد، پیشبند چرمین خویش را بر سر نیزه کرد و فریاد بر آورد: هرکه خواهان مرگ این اژیدهاک ستمگر اهریمنی و خواهان پادشاهی فریدون است به من بپیوندد...
ثعالبی در بخش مربوط به اشکانیان نوشته است پادشاهی با نام اقفور بر آنجا که درفش کاویان را پنهان کرده بودند دست یافت و از آن با احتیاط نگاهداری کرد. این روایت نشان میدهد که درفش کاویانی در نگاه آنان اهمیت ویژهای داشته است. از نظر تاریخی نیز شناخته بودنِ درفشی مربعشکل در دوره اشکانی ــ که با روایتهای شاهنامه درباره درفش کاویانی همخوانی داشته باشد ــ چندان دور از ذهن نیست.
مهرگان، جشن ویژه ایزد مهر است که در نوشتههای باستانی میتره یا مثیره نامیده شده است. علاوه بر دلایل آیینی، دلایل اساطیری هم برای جشن مهرگان بیان کردهاند که معروفترین آنها قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و بر تخت نشستن فریدون است. اما جالب آنکه رویدادهای مهم تاریخی مانند فتح بابل توسط سپاهیان کوروش بزرگ و پیروزی داریوش بر گئومات در مهرماه رخ داده است.
آهنگ «سرزمینم، زنده بادا»، بر اساس سرودهای از مجید خالقیان ساخته شده است. این سروده با اشاره به پهلوانان ایرانی، مهر میهن را در فراز و فرودش میستاید. این آهنگ دستاورد گردآوری چند کار هوش مصنوعی است که در پایان ویرایش شدند و در کنار یکدیگر نهاده شدند. نماهنگی با همکاری برگه «هزار و یک شب» بر اساس این آهنگ ساخته شده است و ویدئوها با کوشش مجید محمود خانی آماده شدند.
آهنگ «لالههای سرخ میهن»، بر اساس سرودهای که با داستانهای نمادوارانه ایرانی پیوند دارد ساخته شده است. این سروده با اشاره به رستم دستان، خواستار بازگشت نمادهای باستانی ایرانی و پاسداشت لالههای سرخ میهن است. این آهنگ دستاورد گردآوری چند کار هوش مصنوعی است که در پایان ویرایش شدند و در کنار یکدیگر نهاده شدند.
با توجه به آثار به جا مانده از تمدنهای هزارههای پیش از میلاد ایران میتوان گفت هنر آنها در شکل گیری درفش کاویانی نقش داشته است. به طوری که از نظر هنری ستاره میانه درفش کاویانی ریشه در تمدن شهر سوخته دارد. احتمال میرود هخامنشیان به واسطه تمدنهای ماد و ایلام از تمدنهای هزارههای پیش از میلاد فلات ایران تاثیر پذیرفته بودند.
سکههای ایونیه از نمونههای جدیدتر چنین نشانهایی است. سالیال سال پیش از سکه ایونیه در آثار مربوط به شهر سوخته که برای هزارههای پیش از میلاد هستند چنین نشانهایی دیده میشود. احتمالا در دوران هخامنشیان که تبادلات بین اقوام گوناگون بیشتر شد هنر و نشانها به ایونیه راه یافت. تاثیر پذیری هخامنشیان از تمدنهای پیشین مانند شهر سوخته به واسطه تمدنهای ماد و ایلام بوده است.
در این نوشتار نگاهی میکنیم به نشانهایی که در تاریخ و تمدن ایران ماندگاری داشتند و از دوران باستان تا کنون بسیار مشهور هستند. نشانهایی که برخی از آنها پیشینه چند هزارساله در تاریخ و تمدن ایرانی دارند. نشان هایی مانند اختر کاویان، فَروَهَر، سرو، گردونه مهر.
سرایت مهرگان باشد / درفشت کاویان باشد / کجا رفتی سفر کرده؟! / غمت، اندوه جان باشد / خِرَد همراهِ راهت باد / هنر هر دم کنارت باد / بهنگام است باز آیی / شکوهم را تو باز آری...












