نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

نوشتارهای دیگر نویسندگان

نگاهی به نام ایران در گذر تاریخ
نگاهی به نام ایران در گذر تاریخ

یکی از مستند‌ترین نوشته‌ها درباره نام ایران، توسط دکتر جلال خالقی مطلق نگارش یافته که در چند شماره از مجله ایران‌شناسی به چاپ رسیده است. مجله فروزش هم به تازگی آن مقالات را ویراستاری کرده و به چاپ رسانده است. در اینجا ما با استفاده از ویراستاری مجله فروزش، بخش‌هایی از نوشته‌های دکتر جلال خالقی مطلق را می‌آوریم و البته گاهی ترتیب نوشته‌ها به دلیل اینکه خواندن آن برای مخاطبان ساده تر باشد تغییر پیدا کرده است. همچنین بخش‌هایی به منظور توضیح و رعایت اختصار به متن اضافه شده که در [] قرار گرفته است.

زن در شاهنامه
زن در شاهنامه

زنان نقش اساسی در شاهنامه ایفا می‌کنند. داستان‌های شاهنامه با گردیه غرور را در ژرفای همه‌ی زنان روان می‌کنند، با سیندخت در برابر همه‌ی کوچک شدن‌ها می‌ایستند، با گردآفرید شادی را در دل‌ها زنده می‌کنند. با فرانک و کتایون درایت را می‌فهمانند و با شیرین عشق و دوستی و وفا را می‌آموزند.

رودابه، زنی بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ
رودابه، زنی بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ

رودابه زنی آگاه به ارزش و جایگاه اجتماعی خویش، زنی پر شور در عشق، پایدار در انتخاب و در راه دشوار زندگی، وفادار به همسر و پاک و درستکار، بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ. وقتی مادرش از عشق او به زال آگاه می‌شود، رودابه با همه‌ی وجود پر از شرمش، مهر خود را آشکار می‌کند.

سیندخت، زنی خردمند، سیاستمدار و مادری دلسوز
سیندخت، زنی خردمند، سیاستمدار و مادری دلسوز

در بررسی شخصیت سیندخت می‌توان گفت که: آمیزش خردمندی و وقار، عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی آفرین دارد. او در نهایت زیرکی و کاردانی،  شهبانویی استوار، مادری سزاوار و همسری وفادار است. سیندخت ثابت می‌کند که کردار درست و سنجیده مردان در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر همسر خردمند آنهاست و عزت و احترام و بزرگداشت سیندخت ناشی از رفتار خود اوست.

سپندارمذ و آه زمین
سپندارمذ و آه زمین

این‌ها داستان عقاید نیست؛ بازگویی معناست. سپندارمذ در اینجا باورنامه‌ای آیینی نیست، چهره‌ای است که جانِ خاک را تصویر می‌کند؛ تمثیلی از زمین که می‌بیند، می‌شنود و به یاد می‌سپارد. سپندارمذ بر خاک خم می‌شود، پیشانی بر زمین می‌نهد و از خونِ به‌ناحق ریخته خشمگین می‌شود. سپندارمذ در این پندار، نام دیگرِ وجدان بیدار، حافظه جمعی و بردباری است...

سیر تحولات شیر و خورشید در تاریخ ایران و جهان
سیر تحولات شیر و خورشید در تاریخ ایران و جهان

در جهان باستان از جمله ایران باستان، شیر یا خورشید عناصری پرکاربرد و الهام‌گرفته از طبیعت بودند، اما هنوز به صورت گسترده یک نماد سیاسیِ میهنی منسجم با هویت مشخص ظهور نکرده بودند. در دوران پساباستان شیر و خورشید در جهان محبوبیت پیدا کرد و در پرچم مغولان و تیموریان جای گرفت. از دوره صفویه به بعد، این نشان در ایران معنایی منسجم یافت. تعبیر غالب در این دوره، تفسیری مذهبی و شیعی بود: نمادی از جلال دینی و امام اول شیعیان (اسدالله یا شیر خدا).

کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران در اطلاعیه‌ای، از تعلیق فعالیت خود خبر داد
کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران در اطلاعیه‌ای، از تعلیق فعالیت خود خبر داد

مطابق اطلاعیه کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران، فعالیت‌های کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران، کانون ایران‌شناسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و کانون ایران‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی تا پایان دوره قانونی اعضای شورای مرکزی متوقف می‌شود.

پژواک درفش کاویانی در شعر سیاسی یعقوب لیث
پژواک درفش کاویانی در شعر سیاسی یعقوب لیث

در این شعر، گوینده خود را «فرزند بزرگ‌زادگان از نسل جم» معرفی می‌کند؛ تعابیری که آشکارا به سنت شاهنشاهی ایران باستان ارجاع می‌دهد. اشاره آشکار به «علم الکابیان» (درفش کاویانی) نشانه‌ی قیام، مشروعیت و فرمانروایی ایرانیان است. المتوکلی، که از ندیمان دربار متوکل عباسی و از چهره‌های شعوبی به‌شمار می‌رفت، این شعر را با لحنی صریح و چالش‌برانگیز آورده است.

افزایش حمله‌های سایبری پس از قطعی سراسری اینترنت
افزایش حمله‌های سایبری پس از قطعی سراسری اینترنت

پس از قطعی اینترنت در دی و بهمن ۱۴۰۴، به دلایل فنی مختلف، سایت‌ها بیش از قبل در معرض شناسایی و هدف‌گیری قرار می‌گیرند. در همین بازه، تلاش‌هایی برای بررسی ضعف‌های امنیتی پایگاه مشاهده شد و حتی رفتارهای مشکوک در بخش دیدگاه‌ها رصد شد. مسدودسازی‌ها و محدودیت‌ها کاربران را به استفاده از ابزارها و مسیرهای ارتباطی ناامن سوق می‌دهد و این موضوع سطح ریسک را هم برای کاربران و هم برای وب‌سایت‌ها افزایش می‌دهد.

نگاه تحلیلی به داستان نبرد فریدون با ضحاک
نگاه تحلیلی به داستان نبرد فریدون با ضحاک

نقش مردم و پهلوانان در مبارزه با ستمگری ضحاک بسیار قابل توجه است و همراهی خردمندانه فریدون با کاوه آهنگر و مردم، داستانی شورانگیز به وجود آورده است. فریدون به خوبی می‌دانست که نبرد با ضحاک خطرات زیادی دارد و جان خود را به خطر انداخت تا با جادوگری و نگاه اهریمنی مبارزه کند. اینکه مارهای ضحاک باید مغز جوانان را می‌خوردند تا آرام شوند خود نشان می‌دهد که در نگاه اهریمنی، انسان نباید اندیشمند باشد و خِرَد دشمن اهریمن است.

اندیشه باستانی ایرانی: مردم پیش از منافع فرمانروا قرار دارند
اندیشه باستانی ایرانی: مردم پیش از منافع فرمانروا قرار دارند

با بررسی منابع باستانی در می‌یابیم که در اندیشه باستانی ایرانی فرمانروا باید منافع خود را پس از منافع مردم ببیند و مشروعیت او وابسته به انصاف، تدبیر و عدالت است. فرمانروا زمانی شایسته پادشاهی است که دادگر و خردمند بماند. با گرایش به ستم و نابخردی، فرّه ایزدی (سرچشمه مشروعیت) از او دور می‌شود. حتی در جایی آمده است: فرمانروا باید نخست خداوند، پس از او مردم و سپس خویشتن را در نظر گیرد.

شیر و خورشید در آثار تمدن‌های باستانی و اقوام کهن
شیر و خورشید در آثار تمدن‌های باستانی و اقوام کهن

شیر و خورشید در آثار تمدن‌هایی مانند مصر و میان‌رودان (بین‌النهرین) دیده شده است و در سکه‌ها و درفش‌های اقوام ترک و مغول جای داشته است. انسان باستانی زیبایی‌های طبیعت را می‌دیده است و از آنها الهام می‌گرفته است بنابراین نمی‌توان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران دانست چرا که نقش خورشید و شیر ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدن‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفتند.

ازدواج با محارم در اقوام و ملل کهن جهان
ازدواج با محارم در اقوام و ملل کهن جهان

در جوامع باستانی و کهن مانند مصر باستان، قبایل تُرک‌تبار کهن و حتی یهودیان ازدواج‌هایی که امروز ازدواج با محارم خوانده می‌شوند، وجود داشته است ولی هیچگاه آنقدر وسیع نبوده است که اکثریت مطلق جامعه را در بر بگیرد. برخی این پدیده را به اشتباه ویژه ایران باستان می‌دانند ولی در اقوام و ملل دیگر هم وجود داشته است.

دشمنان ایران: درفش کاویانی باید نابود شود
دشمنان ایران: درفش کاویانی باید نابود شود

در یک مسابقه شبکه خانگی طرح‌هایی از آثار به جا مانده از کاخ‌های پارسه دیده می‌شود و در میانه طرح اختر کاویان به چشم می‌خورد. به اختر کاویان که نماد باستانی و میهنی ایران است سنگ می‌زنند تا ویران شود! این کار نادرست یادآور یکی از داستان‌های شاهنامه است که دشمنان ایران می‌خواستند درفش کاویانی را به چنگ آورند. این دشمنان باور داشتند این درفش به ایرانیان نیرو می‌دهد و نباید در دست ایرانیان باشد.

شعرهایی درباره آتش و آذرگان
شعرهایی درباره آتش و آذرگان

۹ آذر (آذر روز از آذر ماه) برابر با جشن باستانی آذرگان است. ایرانیان باستان دیدگاه نیکی به آتش داشتند و همواره این پدیده شگفت انگیز هستی را ستایش می‌کردند. آتش نماد آیین زرتشتی است، با این حال اسطوره‌های ایرانی از گرامیداشت آتش پیش از زرتشت گفته‌اند. به طوری که هوشنگ نخستین کسی بوده که سالها پیش از زرتشت، آتش را یافته بود. جشن‌هایی مانند آذرگان، شهریورگان و سده پیوند آشکاری با آتش دارند.

آیا مسیحیان ایران در ترویج داستان اسکندر نقش داشتند؟
آیا مسیحیان ایران در ترویج داستان اسکندر نقش داشتند؟

در شاهنامه داستان اسکندر آمده است که یادآور نسخه سریانی رمانس اسکندر می‌باشد. ولی با داستان‌های ایرانی آمیخته شده است، به طوری که اسکندر پسر داراب پادشاه کیانی است!! می‌دانیم که مسیحیان در ایران دوران ساسانیان، جامعه‌ای پویا بودند. بعید نیست که برخی از مسیحیان ایرانی به نسخه سریانی رمانس اسکندر هم توجه نشان داده باشند. به مرور این داستان در فضای مسیحی-ایرانی با تغییراتی همراه بوده است.

شایعات بی اساس علیه مجید خالقیان
شایعات بی اساس علیه مجید خالقیان

شایعات بی اساس علیه مجید خالقیان رواج پیدا کرده است. افرادی با تناقضات فراوان به دنبال بدنام کردن مجید خالقیان و پایگاه خِرَدگان هستند. مشخص است که پاسخ دادن به ایران‌ستیزان، مخالفت با افراطی‌های به ظاهر مذهبی، واکنش به اغراق‌ها با اهداف سیاسی، واکنش به نهادهای خاص و اشخاصی که دارای موسساتی هستند و به تخریب تاریخ و هویت ایرانی می پردازند، برای ما هزینه‌هایی دارد. 

شادباش تیرگان
شادباش تیرگان

جشن تیرگان پیوندی ژرف با داستان باستانی آرش کمانگیر دارد که نمایانگر فرهنگ فداکاری در راه میهن از هزاران سال پیش در ایران‌زمین است. بر پایه داستان‌ها، آرش کمانگیر با آنکه می‌دانست پس از انداختن تیر، جان می‌دهد، ولی برای مردم چنان کرد و همه جان خود را در تیر گذاشت. داستان آرش را باید نماد میهن پرستی و مردم دوستی دانست. همزمان با تیرگان یادی کنیم از شور و شادی ایرانیان در این جشن ایرانی… شور و شادی که همه آیین‌هایش تیرگانی است… از جنس باران است… از جنس فداکاری آرش است…

تورات و فتح بابل توسط کوروش بزرگ
تورات و فتح بابل توسط کوروش بزرگ

شهر بابل هیچگاه آنطور که در پیشگویی‌های اشعیا و ارمیا آمده، در نتیجه یورشی از شمال به کلی ویران و خالی از سکنه نشد؛ نه در دروان مادها و هخامنشیان و نه پس از یورش الکساندر مقدونی! هیچ نشانی از این نیست که منظور از بندهای مورد اشاره به شخص و زمان کوروش بزرگ باشد و با تحریف کوروش‌ستیزان مواجه هستیم. اشعیا و ارمیا هر دو احتمالا در روزگاران مادها می‌زیستند. به نظر می‌رسد این پیش‌گویی‌هایی‌ها تحت تاثیر ویران شدن معابدی در حران توسط مادها بوده است. ولی هیچگاه درباره شهر بابل تحقق نیافت.

پاسخ به مطلب دروغین «کوروش؛ اسطوره باستانی یا جنایتکار جنگی؟!»
پاسخ به مطلب دروغین «کوروش؛ اسطوره باستانی یا جنایتکار جنگی؟!»

مطلبی کاملا دروغین با عنوان «قسمتی کوچک از جنایات کوروش هخامنشی» در فضای مجازی گسترش پیدا کرده است و حتی سایت مشرق نیوز (نزدیک به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران) این مطلب را بازنشر کرده است. کوروش بزرگ نه تنها خانه‌ای را مصادره نکرد بلکه رفتار خوبی با مردم شهر داشت. تمدن ماد به هیچ وجه نابود نشد و اتحاد مادها و پارس‌ها همواره باقی‌ماند. کوروش اصلا نینوا را فتح نکرد چه برسد که کسی را کشته باشد. تمدن لیدی سر جای خود باقی ماند. در هیچ منبعی از ازدواج کوروش با خاله‌اش سخنی نیامده است.

برگه پسین
به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
دیگر نویسندگان
خِرَدگان