برگرفته از: ایرانشناسی، 1371/2، ص 268ـ233؛ 1371/4، ص 706ـ692؛ 1372/2، ص 323ـ307. فصلنامه فروزش شماره ششم (تابستان و پاییز 1392)، رویه 3 تا 19
پانویس:
۱- سنگنوشتههای ساسانی چند بار پژوهش شدهاند. بنگرید به: ف ژینیو، فهرست واژههای سنگنوشتههای پهلوی و پارتی، ص 16، 18، 45، 47 (بنگرید به کتابنامه، ذیل Gignoux). و نیز بنگرید به: م. بک، سنگنوشتههای دولت ساسانی، ص 281 به جلو (بنگرید به کتابنامه، ذیل Back).
۲- ترجمهی آزاد از: استرابو، ج 7، ص 129، 143. همچنین نگاه شود به نقشهی پایان کتاب. و نیز بنگرید به: آ. راپ، مذهب و اخلاق پارسیان و دیگر ایرانیان به گزارش مآخذ یونانی و رومی، بخش 1، ص 12 (بنگرید به کتابنامه، ذیل Rapp).
۳- س ویکاندر، انجمن مردان آریایی، ص 168 (بنگرید به کتابنامه، ذیل Wikander). پردامنهترین پژوهشی که تاکنون دربارهی نام ایران شده است، از آقای گنولی است. پژوهنده معتقد است که نام ایران از زمان ساسانیان، نام رسمی این کشور شده است و برای آن نیز بیشتر معنی دینی قائل است (بنگرید به کتابنامه، ذیل Gnoli).
۴- به گمان نگارنده سپستر که نشانهای نخستین انسان را به سیاوش نیز نسبت دادهاند (بنگرید به مقالهی نگارنده در: ایراننامه 1362/2، ص 228ـ223 )، کنگدژ و سیاوشگرد را نیز از روی الگوی وَرِ جمکَرد و ایرانویج ساختهاند. در این محلها مردمان همه از بیمرگی و تندرستی و جوانی برخوردارند.
در شاهنامه، در داستان جنگ بزرگ کیخسرو، سخن از جایی است به نام کنگبهشت که افراسیاب ساخته است. صفاتی که به این دژ نسبت دادهاند و از جمله خود صفت بهشت بعید است که صفات محلی باشند که به دست افراسیاب ساخته شده باشد. در شاهنامه نیز روایت کنگبهشت یا کنگدژ چنان درهم آمیختهاند که گاه جدا کردن آنها از یکدیگر دشوار است. از اینرو، محتمل است که کنگبهشت همان کنگدژ است که بهشت صفت آن بوده، ولی سپستر آن را جایی جدا تصور کرده و به افراسیاب نسبت دادهاند. در هر حال این محل دارای گریزگاه پنهانی است و افراسیاب پس از شکست خوردن از کیخسرو از آنجا میگریزد. به گمان نگارنده، کنگدژ در سیاوشگرد نیز مانند ور جمکرد در ایرانویج، پناهگاهی زیرزمینی بوده که در آن همهگونه وسایل زندگی را فراهم کرده بودند تا هنگام حملهی دشمن و محاصرهی شهر، بتوانند مدت درازی در آنجا به سر برند و یا در صورت لزوم از راههای پنهانی آن بگریزند.
۵- و. گایگر، فرهنگ ایران خاوری، ص ۳۰۳ (بنگرید به کتابنامه، ذیل Geiger).
۶- ف. اشپیگل، دورهی آریایی، ص 103 (بنگرید به کتابنامه، ذیل Spiegel).
بنمایهها و یارینامهها:
ابراهیم پورداوود، یشتها، 1ـ2، چاپ دوم، تهران ـ 1347
زند وهومنیسن، ترجمهی صادق هدایت، چاپ دوم، تهران ـ 1332
مقدمهی شاهنامهی ابومنصوری در: بیست مقالهی قزوینی، بهکوشش عباس اقبال، ج 2، چاپ دوم، تهران ـ 1332
مطالب شاهنامه در دو جا که از پادشاهی شیرویه و یزدگرد نقل شده است از چاپ مسکو و بقیه از تصحیح نگارنده است: دفتر یکم، نیویورک 1366، دفتر دوم، نیویورک 1369، دفترهای سوم و چهارم، زیر چاپ.
روایت پهلوی، ترجمهی مهشید میرفخرایی، تهران ـ 1367
محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل و الملوک، چاپ دخویه، ج 2، لیدن ـ 1881
ابونصر اسدی طوسی، گرشاسپنامه، به کوشش حبیب یغمایی، چاپ دوم، تهران ـ 1354
ابومعین ناصرخسرو قبادیانی، دیوان، به کوشش نصرالله تقوی، تهران ـ 1339
ایرانشاه بن ابیالخیر، بهمننامه، به کوشش رحیم عفیفی، تهران ـ 1370
بهاءالدین اسفندیار کاتب (ابن اسفندیار)، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال، تهران ـ 1320
نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، به تصحیح بهروز ثروتیان، چاپ دوم، تهران ـ 1364
نظامی گنجوی، به تحصحیح وحید دستگردی، دفتر هفتم، چاپ دوم، تهران ـ 1335
انوری، دیوان، به تصحیح محمدتقی مدرس رضوی، تهران ـ 1337
افضلالدین خاقانی شروانی، دیوان، به تصحیح ضیاءالدین سجادی، تهران ـ 1338
عبید زاکانی، کلیات، به کوشش پرویز اتابکی، چاپ دوم، تهران ـ 1343
Avesta , Die heiligen bucher der Parsen , ubersetzt von F. Wolff , Strassburg 1910 (Berlin 1960)
Kent, R.G. Old Persian , New Haven 1953
Bundahisn , ed., M.A. Anklesaria, Bombay 1956
Ayatkar i zamaspik, ed. G. Messina, Rom 1939
Bartholomae , ch., Altir. Worterbuch , 2. Auf. Berlin 1961
Mackenzie , D.N., Pahlavi Dictionary, London 1971
Hubschmann , H., Etymologie und Lautlehre der ossetischen Sprache, Strassburg 1887
(Amsterdam 1969)
Wolff , F. Glossar zu Schahnama. Berlin 1935 (Hildesheim 1965)
Knauth , W. , Das Altiranische Furstenideal von Xenophon bis Ferdousi
(دربارهی ملیگرایی، ص 202) 1975 , Wiesbaden و (با همکاری سیفالدین نجمآبادی)
Szemereny, o., Studies in the Kinship Terminology of the Indo-European Languages. Acta Iranica 16, Leiden 1977.
(صفحههای 149ـ125 این کتاب، نوترین و گستردهترین پژوهشی است که تاکنون دربارهی اصل و تحول معنی واژهی آریا در زبانهای هند و ایرانی و زبانهای خویشاوند انجام گرفته است).
Weissbach, F. H., Die Keilinschriften der Achameniden, Leipzig 1911 (1968)
Hinz, w., Altpersischer Wortschatz, Neudeln 1966 (Abh. F.d. Kunde d. Morgenl., Bd. 27, Nr.1).
Gignoux, ph., Glossaire des Inscriptions Pehlevies et Parthes , London 1972
Back, M., Die Sassanidischen Staatsinschriften. Acta Iranica 18, Leiden1978
The Geography of Strabo, with an English translation by H. 4 Jones (The Loeb Classical Library 241), London 1930 (1966)
Brandenstein , W. – Mayrhofer. M., Handbuch des Altpersischen, Wiesbaden 1964
Marquart , J. Eransahr nach der Georaphie des. Ps. Moses Xorenac i, Berlin 1901 (Abh. d. Kon Ges. d. Wiss. zu Gottingen , N.F. III 2)
Boyce, M., The Letter of Tansar, Roma 1968
Spiegel, F., Die arische periode , Leipzig 1887
Geiger, w., Ostiranische kultur im Altertum, Erlangen 1882
Wikander , S., Der arische Mannerbund, Lund 1946
Rapp, A., Die Religion und Sitte der Perser und ubrigen Iranier nach den griechischen und romischen Quellen, in: ZDMG 1865/19, S. 1-89, 1866/20, S. 49-140
Christensen, A., L iran sous les Sassanides, Copenhague 1944
Goldziher, I., Muhammedanische Studien I-II, Halle 1888 (Hildesheim – new york 1971)