پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ جهان ایرانی
آریستاگوراس با جلب حمایت آتنیان، نیروهای یونانی را در حمله به سارد، یکی از شهرهای مهم شاهنشاهی هخامنشی، همراه کرد؛ حملهای که به آتشسوزی شهر انجامید. نهایتا خشایارشا معبد آتن را به تلافی سارد آتش زد. به راستی باید این پرسش را مطرح کرد که چرا آریستاگوراس تا این حد گمنام مانده است؟!
ایلامیان از هزاره چهارم پیش از میلاد، هویتی سیاسی و فرهنگی مستقل در جنوبغرب ایران داشتند. از دوران هخامنشیان، مراکز باستانی ایلامی مانند انشان و شوش از اهمیت فراوانی برخوردار بودند. این جایگاه زمینهساز شکلگیری بافتی چندفرهنگی و چندقومی در این مناطق بود. همچنین، شهرسازی و آبادانی گسترده در خوزستان طی دوران ساسانیان، زمینه حضور مردمانی از دیگر نواحی ایران را در این منطقه فراهم میکرد.
شواهد میانرودانی، یونانی و هندی و شباهت نامهای جغرافیایی، فرضیه پیوند پَرَهشوم، پارسوا و پارس و پراکندگی جمعیت پرهشوم را مطرح میکند. گستردگی و تکرار نامهای مشابه پارسوا، یادآور پراکندگی بازماندگان یک جمعیت گسترده و حضور آنان در مناطق مختلف است. شاید به دلایلی مانند خشکسالی، جمعیتهایی از پَرَهشوم پراکنده شده و به مناطق دیگری رفته باشند و بر روی نامهای جغرافیایی تاثیر گذاشته باشند.
تغییر نام پارسیان در هزارههای پیش از میلاد و احتمال ارتباط نام پیشین آنان با اَرَته و سپس پَرَهشوم قابل بررسی است. میتوان این موضوع را بر پایه سه سنت یونانی، سومری و هندی بررسی کرد. اگر ریشه پارسیان را با تمدن ارته مرتبط بدانیم، که در این باره منابع و شواهدی نیز وجود دارد، فرضیه مهاجرت آریاییها با یک چالش مهم روبهرو میشود.
داستان خیزش ایرانیان در شاهنامه و رهایی از بند ضحاک که پیوند تنگاتنگی با جشن مهرگان دارد، یکی از نمادینترین و پرمایهترین داستانهای اسطورهای در جهان است. این داستان درسهایی مانند «قدرت مطلق و گزندهای آن»، «انتخاب اشتباه و راه بی بازگشت»، «دشواری مبارزه با ستمگر و هزینههای رسیدن به آزادی»، «کشتن اندیشهها توسط ستمگر» و... را در دل خود جای داده است که گویی سخنی جاودان برای همه روزگاران بشر است.
بررسی برخی نامهای گوتیان نشان میدهد که برای آنها ریشههای هندواروپایی یا هندوایرانی پیشنهاد شده است. حتی اگر تنها بخشی از گوتیان هندواروپاییزبان بوده یا این تاثیر تنها در نامها دیده شود، این شواهد در کنار پیوندهای بعدی گوتیان با اقوام آریایی، میتواند از حضور زبانهای هندواروپایی در فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد حکایت داشته باشد.
واژه «آریایی» ویژگیهایی دارد که باعث میشود واژه «هویت» برای توصیف آن مناسب باشد. اینکه آریایی را یک قوم مهاجر به فلات ایران بدانیم چندان با پژوهشهای ژنتیکی و منابع تاریخی سازگار نیست بلکه میتوان گفت واژه «آریا» بهتدریج نام هویت باستانی در جهان ایرانی شد. از متون باستانی ایرانی بومی بودن آریاییها برداشت میشود. هرچند احتمال دارد جمعیتهای فراوانی در هزارههای پیش از میلاد جابهجا شده باشند.
در منابع میانرودانی، نام «گوتی» لزوماً به یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت اشاره نمیکند. با توجه به نام فرمانروایان گوتی در «فهرست شاهان سومری» شاید بتوان گفت گوتیان مجموعهای از گروههای قبیلهای و متحد سیاسی بودهاند. نشانههایی از نامهای هندواروپایی یا حتی هندوایرانی در برخی از فرمانروایان گوتی دیده میشود و جالب آنکه بعدها با اقوامی مانند مادها که آریایی خوانده میشدند هم پیوند یافتند.
نام ایران در زمان اردشیر پاپکان، بنیانگذار سلسله ساسانی به صورت آشکار دیده میشود. اما اینکه نام ایران نخستین بار در زمان اردشیر پاپکان نام رسمی کشور ایران شده باشد بعید است، بلکه محتمل است که ساسانیان نام ایران و انیران را از اشکانیان گرفته بودند. صورت ایران در سنگنوشتهها در پارسیگ Eran و در پهلویگ Aryan است و میتوان نتیجه گرفت که اشکانیان قلمرو خود را آریان میگفتند که ریشه در اصطلاحات دوران هخامنشی و اوستا داشته است.
مهرگان، جشن ویژه ایزد مهر است که در نوشتههای باستانی با نامهای «میتره» و «میثره» از آن یاد شده است. در کنار دلایل آیینی، دلایل اساطیری نیز برای برگزاری جشن مهرگان بیان شدهاند که مشهورترین آنها قیام کاوه آهنگر، پیروزی بر ضحاک و بر تخت نشستن فریدون است. جالب آنکه برخی رویدادهای مهم تاریخی نیز در ماه مهر رخ دادهاند؛ از جمله فتح بابل به دست سپاهیان کوروش بزرگ و پیروزی داریوش بر گئومات.
پیش نمایش برگه پسین:

بسته آموزشی جامع UI/UX
این بسته آموزشی یک مسیر کامل برای تبدیل شدن به یک طراح UI/UX است که تمام مهارتهای مورد نیاز این مسیر را در کنار هم پوشش میدهد.























