پایگاه خِرَدگان: پژوهشهای مستند درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین، مقابله با تحریف تاریخ و پاسخ به ایرانستیزان
در دعای باستانی سه خطر مهم ذکر میشود که حتی تا به امروز قابل توجه است. کمتر پیش میآید که دغدغههای باستانی تا این حد با دغدغههای امروز ما در هم تنیده شود به طوری که ما به چشم خود همان خطراتی که مردمان باستانی را رنج میداد، مشاهده کنیم. با آنکه این خطرات گاهی باعث ویرانی تمدن ایرانیان شده است ولی از طرفی هراس از همین خطرات، باعث میشده است که مردمان ایرانی با یکدیگر همگرایی و همبستگی پیدا کنند.
این پرسش مطرح میشود که آیا آنچه در استوانه کوروش نوشته شده است واقعیت دارد یا فقط یک تبلیغ است؟! باید گفت اسناد معتبری درباره رفتار انساندوستانه کوروش بزرگ پس از فتح بابل وجود دارند. علاوه بر منابع یونانی و یهودی، آثار باستانی همزمان که مرتبط با زندگی روزمره مردم هستند هم مواردی که در استوانه کوروش آمده است را تأیید میکنند؛ آثاری که نمیتوانند به ما دروغ بگویند.
آنچه مورد قبول اکثر پژوهشگران است جنبه اخلاقی و معنوی سرودههای زرتشت (گاتها/گاهان) است که حتی تا به امروز خواندنی است. آموزههای زرتشت دید بهتری به آنچه زرتشت «راستی و نیکرفتاری» میدانسته، فراهم میکند. در بررسی گاتها مواردی مانند «آفریننده هستی»، «شهریاری مینوی مزدا اهوره»، «داوری نهایی مزدا اهوره» و... قابل توجه هستند.
گویا در اندیشه حافظ، آدم و حوا پس از آن نافرمانی ازلی، ساحت انسانی یافتند و این انسانیت با همه خوبیها و بدیهایش، با همه دردها و شادیهایش، برای حافظ جذاب بوده است. حافظ از «گفته خود دلشاد است» و «بنده عشق است». غمی دارد که برایش دلنشین است چراکه اندوه دلدادگی دلنشین است.
بررسی آموزههای زرتشت میتواند ما را در فهم بهتر فلسفه زرتشت کمک کند؛ به طوری که دید بهتری به آنچه زرتشت «راستی و نیکرفتاری» میدانسته، فراهم میکند. این نیکی در برابر آنچه او «دروغ و بدکاری» میدانسته قرار میگرفته است. آموزههایی مانند «خِرَدورزی و اندیشیدن»، «توجه به بهروزی و خوشبختی دیگران»، «شادمانی»، «آبادانی جهان»، «کار و کوشش»، «نیایش و نماز» و...
آنچه از گاتها میتوان فهمید این است که اهورامزدا آفریننده «هستی» است و «هستی» از نگاه زرتشت به نیکیها اشاره دارد و در برابر «نیستی» جای دارد. از آنجایی که شاعرانگی در سرودههای زرتشت موج میزند میتوان این برداشت شاعرانه را کرد که از نظر زرتشت بدیها و تباهیها اصلا «هستی» نیستند بلکه آنها را باید «نیستی» دانست. از نظر زرتشت این جهان جای نبرد «زندگی و هستی» با «نازندگی و نیستی» بیان شده است.
در گاتها از جهانی معنوی یاد میشود که نیروی خدای بزرگ در آن جهان بی همتاست و داوری معنوی نهایی از آن «مزدا اهوره» است. از سوی دیگر «مزدا اهوره» هم به دنبال یافتن انسانهای نیک منش در جهان مادی است تا او را یاری کنند. «مزدا اهوره» به کسانی که راه راستی و پاکی را برگزینند از شهریاری مینوی خود نیرو میبخشد.
در جهان شکوهمند عرفانی حافظ نمادهای زیبایی آفریده شدند که حافظ آنچه را پاک و زیبا میدانسته در قالب این نمادها بیان کرده است. نمادهایی مانند «دیر مغان»، «پیر مغان»، «آتش نامیرا» و... یادآور فرهنگ ایران باستان هستند. در جایی خیلی آشکار این علاقه را شرح میدهد: از آن به دیر مغانم عزیز میدارند ... که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
مرتضی مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» ادعاهای نادرست و بدون منبع دقیق درباره دانش در ایران باستان مطرح کرده و کتابسوزی سپاهیان خلفا را نادیده گرفته است! این ادعاهای مطهری، در تاریخ معاصر ایران، منبع تغذیهای برای ایرانستیزان از جمله تجزیهطلبان و افراطیهای به ظاهر مذهبی شد و هنوز هم چنین ادعاهایی مطرح میشود.
دکتر مصدق از معترضین اصلی عدم خروج قوای ارتش سرخ شوروی از ایران و همچنین از مخالفین سر سخت طرحهای تجزیهطلبانه مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. مصدق میگفت بیگانگان نغمههایی برای ما ساز کردهاند که موجودیت و تمامیت و همچین آیندهی ما را تهدید میکند و ما را به طرف تجزیه و جنگهای داخلی و برادر کشی سوق میدهند.


















