نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیا دستمزد کارکنان در دوران هخامنشی اندک بود؟

این نوشتار، از نوشتارهای ارسالی کاربران است

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری


نگاهی کوتاه:

اسناد و شواهد گوناگون نشان می‌دهند ادعای اندک بودن دستمزد کارگر هخامنشی نادرست است. در دوران هخامنشیان، کارکنان عادی ممکن بود چند کار انجام دهند و به ازای هر کار جیره دریافت کنند. افزون بر این، از انواع مزایا مانند پاداش‌های منظم، کمک‌های شاهانه، پاداش‌های مناسبتی، بذر و علوفه برای زمین و دام، خوراک روزانه، اضافه‌دستمزد و... برخوردار بودند. سطح این حقوق و مزایا در مقایسه با تمدن‌های پیش از آن در میان‌رودان بیشتر بوده است.

کارکنان دوران هخامنشیان در حال ساختن پارسه (تخت جمشید)

نویسنده: امین ایمانی

چرا ادعای «حقوق بخور و نمیر» نادرست است؟

در سال‌های اخیر، برخی جریان‌های ایران‌ستیز با استناد گزینشی به چند لوح از آرشیو باروی پارسه (تخت جمشید)، چنین القا می‌کنند که کارکنان دوران هخامنشیان تنها ماهانه «۳۰ لیتر جو» دریافت می‌کردند و ازاین‌رو در فقر و تنگدستی به سر می‌بردند.

این ادعا در نگاه نخست شاید برای مخاطبی که با اسناد هخامنشی آشنا نیست، پذیرفتنی به نظر برسد؛ اما بر پایه خوانشی ناقص و تحریف‌شده از منابع تاریخی شکل گرفته است.

نخست آنکه ایران‌ستیزان معمولا تنها بخشی از یک پژوهش یا یک لوح را نقل می‌کنند و ادامه متن یا سایر اسناد مرتبط را نادیده می‌گیرند.

دوم آنکه یک لوح اداری را به اشتباه معادل «فیش حقوقی» یک فرد می‌دانند؛ در حالی که الواح باروی پارسه (تخت جمشید)، ثبت‌کننده یک پرداخت، یک مأموریت یا یک رویداد اداری مشخص هستند و نه همه درآمدها و مزایای یک شخص.

از همین رو، نتیجه‌گیری درباره کل دستمزد یک فرد بر پایه یک لوح، از نظر روش تحقیق تاریخی، نادرست است.

از سوی اسناد برجای‌مانده نیز نشان می‌دهند که کارکنان این دستگاه، افزون بر حداقل دریافتی، از انواع مزایا، پاداش‌ها، کمک‌های شاهانه و جیره‌های تکمیلی برخوردار بودند؛ به گونه‌ای که سطح این پرداخت‌ها را در مقایسه با تمدن‌های پیش از هخامنشیان در میان‌رودان بیشتر بوده است.

در این نوشتار، با تکیه بر الواح پارسه (تخت جمشید)، خواهیم دید که ادعای «حقوق بخور و نمیر» نه تنها با تمام شواهد موجود سازگار نیست، بلکه حاصل تقطیع اسناد، حذف بخشی از اطلاعات و برداشت نادرست از ماهیت این الواح اداری است.

فقط یک لوح، همه درآمد یک فرد را نشان نمی‌دهد

نکته مهمی که نادیده گرفته می‌شود این است که در الواح باروی پارسه (تخت جمشید)، نام بسیاری از افراد بارها در لوح‌های مختلف دیده می‌شود. گاه یک شخص در یک لوح دریافت‌کننده جیره است، در لوحی دیگر تحویل‌دهنده کالا، و در سندی دیگر مسئول توزیع جیره یا انجام مأموریتی دیگر.

برای نمونه، در پژوهشی (1) که فهرست نام‌های افراد و شماره لوح‌هایی را که نام آنان در آن آمده گردآوری شده است، مشاهده می‌شود که برخی از اشخاص در چند سند مختلف حضور دارند (2)

چنین گردآوری‌هایی نشان می‌دهند که استناد به تنها یک لوح برای تعیین همه دریافتی یک فرد، از نظر روش پژوهش درست نیست.

به بیان دیگر، اگر در یک لوح نوشته شده باشد که شخصی ۳۰ لیتر جو دریافت کرده است، این تنها یکی از پرداخت‌های ثبت‌شده اوست، نه لزوما همه حقوق و مزایای وی.

حداقل جیره با مجموع دریافتی تفاوت داشت

هایده ماری کخ در کتاب از زبان داریوش توضیح می‌دهد که حداقل جیره یک کارگر مرد، ماهانه ۳۰ لیتر جو بوده است؛ ولی این تمام ماجرا نیست، کارکنان به مناسبت‌های مختلف، دریافتی‌های دیگری که منظم هم بوده داشته‌اند.

باید توجه داشت که این جیره، در ازای یک فعالیت یا مأموریت مشخص پرداخت می‌شد. همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، بسیاری از کارکنان در اسناد با وظایف گوناگون دیده می‌شوند و برای هر یک از این فعالیت‌ها، جیره یا مزد جداگانه دریافت می‌کردند.

از این‌رو، کارکنان عادی ممکن بود از چند محل مختلف درآمد داشته باشند و در کنار «پاداش‌های منظم»، «کمک‌های شاهانه» و دیگر مزایا، مجموع دریافتی آنان به‌مراتب بیش از حداقل جیره پایه باشد.

در مقابل، سرپرستان و مقامات اداری، که جیره‌های بسیار بالاتری دریافت می‌کردند، به نظر می‌رسد بیشتر بر یک کار مانند مسئولیت‌های مدیریتی و نظارتی متمرکز بودند و به همین دلیل، دریافتی پایه آنان نیز به‌مراتب بیشتر از کارکنان عادی بود.

هایده ماری کخ اذعان می‌کند که با اسنادی که امروز در دست است، پی بردن به میزان واقعی درآمد در زمان هخامنشیان کار بسیار دشواری است. ولی در ادامه می‌نویسد: «با این همه مسلم است که حقوق و جیره طبقه بندی شده بود و هر کس به نسب مهارت و میزان کار حقوق دریافت می‌کرد» (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۹).

کخ در جای دیگر نوشته است: «مجموعا می‌توان برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی می‌کوشید تا هر کس به اندازه کاری که انجام می‌دهد مزد بگیرد» (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۶).

نقل تنها بخشی از واقعیت توسط ایران‌ستیزان و نادیده گرفتن توضیحات مفصل هایده ماری کخ و نادیده گرفتن دیگر الواح، تصویری ناقص و گمراه‌کننده از نظام پرداخت هخامنشی ارائه می‌دهد.

در ادامه درباره دیگر مزایا که در کتاب هایده ماری کخ هم آمده، توضیح می‌دهیم.

پاداش‌های منظم کارکنان

بر اساس الواح پارسه، همه کارکنانی که حداقل جیره را می‌گرفتند به عناوین و مناسبت‌های گوناگون اضافه درآمد داشتند. به طور منظم، شاید هر ماه یا دو ماه یک بار «پاداش» داده می‌شد. کخ نوشته است که از آب‌میوه‌گیران و بانوان خیاط خبر داریم که هر ۳۰ نفر ماهانه یک بز یا گوسفند می‌گرفته‌اند. او نتیجه گرفته است که کارکنان همسنگ دیگر نیز چنین دریافتی داشته‌اند (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۱-۶۲).

به طور کلی در میان پاداش‌های منظم می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جو اضافه
  • شراب یا آبجو
  • بز یا گوسفند

آنچه از الواح می‌توان برداشت کرد این است که این پرداخت‌ها بخشی از نظام عادی حقوق و مزایا بود. بنابراین مزایای ماهانه کارکنان بیشتر از حداقل بوده است.

البته کخ می‌نویسد این مقدار کفاف یک شکم سیر را نمی‌داده، بنابراین به دنبال درآمدهای بیشتر رفته و در ادامه از «کمک‌های شاهانه»، «پاداش‌های مناسبتی»، «بذر و علوفه برای زمین‌ها و دام‌ها»، « خوراک روزانه» و... نوشته است که با نگاه منصفانه باید گفت شرایط کارکنان با توجه به آن زندگی آن دوران قابل قبول بوده است.

کمک‌های شاهانه

یکی از پرداخت‌های شناخته‌شده در اسناد، چیزی است که در کخ از آن با عنوان «کمک شاهانه» یاد کرده است (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۲).

این کمک‌ها افزون بر حقوق معمول پرداخت می‌شد حداقل این موارد در الواح ثبت شده است:

  • آرد مرغوب
  • جوانه خشک‌شده جو
  • شراب ترش
  • انجیر
  • گردو
  • تخم کتان

این کمک‌ها مخصوص کارکنان ساده بود (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۲). از این روی می‌توان گفت بخشی از دریافتی کارکنان، مستقیماً در قالب پاداش‌ها یا کمک‌های حکومتی پرداخت می‌شد.

پاداش‌های مناسبتی

اسناد نشان می‌دهد که برخی پرداخت‌ها هم تنها در شرایط خاص انجام می‌شد.

برای نمونه، زنان پس از زایمان تا چند ماه جیره ویژه دریافت می‌کردند. برای تولد فرزند پسر، مقدار بیشتری غله و شراب پرداخت می‌شد (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۲).

چنین پرداخت‌هایی را می‌توان نوعی مزایای خانوادگی یا کمک اجتماعی دانست که وجود چنین مزایایی در دوران باستان باعث تعجب پژوهشگران شده است.

بذر و علوفه برای زمین‌ها و دام‌ها

دریافتی کارکنان تنها به جیره‌ها و پاداش‌های ماهانه محدود نبود. هر خانواده‌ای برای خود باغچه و زمینی داشته و بذر مورد نیاز برای کاشت را دریافت می‌کرده‌اند. کخ به یک نمونه اشاره می‌کند که ۹۰ لیتر بذر جو گرفته‌اند (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۸-۶۹).

همچنین در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه بز و گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره علوفه داده می‌شد (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۹).

اتفاقاً چنین پرداخت‌هایی برای مردم آن روزگار ارزشی بسیار بیشتر از آنچه امروز به نظر می‌رسد، داشت. اقتصاد جهان باستان بیشتر بر کشاورزی و دامداری استوار بود و غلات، بذر، دام و فرآورده‌های غذایی، مهم‌ترین دارایی هر خانواده به شمار می‌رفت. غله دریافتی تنها برای مصرف روزانه نبود؛ بخشی از آن می‌توانست به عنوان بذر در زمین‌های شخصی کشت شود و در فصل برداشت، محصولی چند برابر به همراه آورد. همچنین دام و فرآورده‌های دامی نیز پشتوانه‌ای برای تامین خوراک و معاش خانواده بودند.

افزون بر این، باید به شرایط زندگی در جهان باستان نیز توجه داشت. در روزگاری که هنوز از امکاناتی مانند فریزر یا روش‌های نوین نگهداری مواد غذایی خبری نبود، امنیت غذایی بیش از هر چیز به توانایی تولید مستمر وابسته بود. خانواده‌ای که به غله، بذر، دام و علوفه دسترسی داشت، می‌توانست زمین خود را آباد نگه دارد، از دام‌هایش نگهداری کند و خوراک خود را در طول سال با اطمینان بیشتری تأمین کند. از این رو، پرداخت‌هایی از این دست نه تنها بخشی از دستمزد، بلکه سرمایه‌ای برای استمرار زندگی و تولید نیز به شمار می‌آمد.

خوراک روزانه

یکی دیگر از مزایایی که در اسناد هخامنشی به آن اشاره شده، تأمین غذای روزانه کارکنان است. هایده ماری کخ با استناد به الواح پارسه می‌نویسد که در خزانه‌های شاهی، آشپزهای زن برای کارگران غذای عمومی تهیه می‌کردند (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۹). این موضوع نشان می‌دهد کارکنان علاوه بر جیره و دستمزد، از وعده غذایی روزانه نیز بهره‌مند بوده‌اند.

اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم تأمین یک یا چند وعده غذایی، بخشی از هزینه‌های روزانه خانواده را کاهش می‌داد. بنابراین، اگرچه ارزش این غذا در الواح به‌عنوان بخشی از دستمزد محاسبه نشده است، اما از نظر اقتصادی نوعی مزیت رفاهی به شمار می‌آمد و باید در ارزیابی سطح واقعی دریافتی کارکنان در نظر گرفته شود.

اضافه‌دستمزد بر پایه مهارت و سختی کار

الواح نشان می‌دهد افرادی که مهارت بیشتری داشتند یا کارهای دشوارتر انجام می‌دادند، جیره بیشتری دریافت می‌کردند. 

کخ از این دستمزد با عنوان «جیره پیش کشی» یاد می‌کند که کارکنان به مناسبت سختی کار دریافت می‌کردند (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۳).

برخی زنان مدیر یا سرپرست کارگاه ها بودند

یکی از نکات جالب توجه در الواح پارسه این است که افراد جدا از جنسیت می‌توانستند به رده‌های بالا راه یابند.

در الواح به جا مانده برخی زنان در مقام مدیر یا سرپرست کارگاه‌ها فعالیت داشتند و از بالاترین جیره‌های ثبت‌شده برخوردار بودند.

پرداخت نقدی در دوره‌های بعدی

برخلاف تصور رایج، همه پرداخت‌ها در دوران هخامنشیان به صورت کالا انجام نمی‌شد. پس از داریوش بزرگ به الواح فراوانی که پرداخت نقدی در آنها ثبت شده بر میخوریم.

در بخشی از اسناد مربوط به دوره خشیارشا و اردشیر یکم، پرداخت نقره به کارکنان ثبت شده است. این نشان می‌دهد که در کنار جیره‌های جنسی، پرداخت نقدی نیز در نظام اداری هخامنشی رواج داشته است (کخ، ۱۳۷۹: ص ۶۸).

مقایسه با تمدن‌های پیشین: افزایش حقوق در دوران هخامنشیان

اگر بخواهیم شناخت بهتری نسبت به شرایط کارکنان دوران هخامنشیان پیدا کنیم باید وضعیت تمدن‌های پیشین را هم بررسی کنیم تا درک بهتری از زمان و مکان پیدا کنیم. از جمله اگر مقایسه دستمزدهای هخامنشی با تمدن‌های پیش از آن در میان‌رودان صورت بگیرد، شناخت بهتری حاصل می‌شود.

هایده ماری کخ می‌نویسد که حداقل حقوق در دوره هخامنشی از جیره‌های رایج در میان‌رودان پیش از هخامنشیان بیشتر بوده است. برای نمونه، جیره ماهانه بسیاری از مشاغل مانند منشی، باغبان، خیاط، کشاورز، کوزه‌گر، نجار، چوب‌بُر، سراج و آهنگر در میان‌رودان، حدود ۲۰ لیتر جو بود؛ در حالی که حداقل جیره پایه در دستگاه اداری هخامنشی ۳۰ لیتر جو تعیین شده بود (کخ، ۱۳۷۹: ۶۹).

این موضوع چند نکته را نشان می‌دهد. نخست آنکه چنین جیره‌هایی در آن دوران امری رایج بوده و بی‌تردید شرایط زندگی به گونه‌ای بوده است که این میزان جیره در کنار مزایا و پاداش‌ها و احتمالا محل زندگی حتی برای کارکنان آزاد پذیرفتنی به شمار می‌آمد؛ وگرنه چنین الگویی در تمدن‌های گوناگون تکرار نمی‌شد.

نکته دیگر آنکه با افزایش جیره پایه، به احتمال زیاد پاداش‌ها و سایر مزایا نیز متناسب با آن افزایش می‌یافت و در نتیجه، مجموع حقوق و مزایای کارکنان به شکل قابل توجهی بیشتر از آن چیزی بود که تنها از روی جیره پایه به نظر می‌رسد.

حضور کارکنانی از سراسر شاهنشاهی؛ نشانه‌ای از مزایای خوب

یکی دیگر از واقعیت‌هایی که با ادعای «حقوق بخور و نمیر» سازگار نیست، ترکیب نیروی انسانی از اقوام و ملل گوناگون است.

الواح پارسه و دیگر اسناد هخامنشی نشان می‌دهند که کارکنان دستگاه اداری و کارگاه‌های شاهی تنها از پارس یا یک منطقه خاص نبودند؛ بلکه از بخش‌های گوناگون شاهنشاهی، از آسیای مرکزی و فلات ایران گرفته تا میان‌رودان و مصر و ...، در مراکز حکومتی فعالیت می‌کردند و از حقوق و مزایا برخوردار بودند.

نکته قابل توجه این است که بر اساس همان الواح می‌دانیم که بسیاری از آنان کارکنان آزاد بودند و آنطور نبوده است که مجبور به انجام کار در این مکان باشند. حتی همه این افراد از کارکنان دائمی دربار نبودند و گروهی نیز برای مأموریت‌های مشخص، کارگاه‌های ساختمانی و... به کار گرفته می‌شدند.

اگر کار در دستگاه هخامنشی تنها با جیره‌ای ناچیز و در حد گذران زندگی همراه بود، دشوار است توضیح دهیم که چرا این مجموعه عظیم اداری توانسته بود نیروهایی از اقوام و سرزمین‌های گوناگون را در خود جای دهد و کارکنان برای کار در این مجموعه تمایل داشته باشند.

واقعیت آن است که اشتغال در مراکز حکومتی، افزون بر جایگاه اجتماعی، از امنیت شغلی، نظام منظم پرداخت و مزایای گوناگون برخوردار بود و همین ویژگی‌ها آن را به گزینه‌ای مطلوب برای بسیاری از کارکنان تبدیل می‌کرد.

اسناد نشان می‌دهند که دستگاه دیوانی هخامنشی با بهره‌گیری از نیروهایی با پیشینه‌های قومی و زبانی گوناگون، نظامی فراگیر و سازمان‌یافته ایجاد کرده بود. این نظام بدون پرداخت دستمزد و مزایای مناسب، نمی‌توانست چنین نیروی انسانی گسترده‌ای را جذب و حفظ کند.

سخن پایانی

اینکه گفته شود کارگر هخامنشی جیره اندکی داشت و «حقوق بخور و نمیر» می‌گرفت، نتیجه‌ای است که از خواندن ناقص اسناد به دست می‌آید.

۳۰ لیتر جو، حداقل جیره پایه بود، نه همه دریافتی یک فرد. افزون بر آن، مزایای منظم، کمک‌های شاهانه، پاداش‌های مناسبتی، اضافه‌دستمزد بر اساس مهارت، پرداخت نقدی، غذای روزانه، بذر، علوفه و احتمالاً مکان زندگی و پوشاک نیز در نظام پرداخت وجود داشت.

از سوی دیگر، هر لوح تنها یک رویداد اداری را ثبت می‌کند و نمی‌توان آن را دفتر کامل حقوق یک شخص دانست. حضور مکرر نام افراد در اسناد مختلف نشان می‌دهد که بسیاری از کارکنان در حوزه‌های گوناگون فعالیت داشتند و پرداخت‌های متعددی دریافت می‌کردند. بنابراین، استناد به یک لوح و نتیجه‌گیری درباره کل درآمد یک فرد، از نظر روش تحقیق تاریخی، استدلالی نادرست است.

پانویس:

۱- نگاه کنید به: کوچکی کیا، لیلا. «جُستاری در ارتباط «نام و شغل افراد»، «نوع کالا»، و «مکانِ جغرافیایی» در الواح خشتی تخت جمشید». (بخشی از یک رساله). با آنکه پیشتر اصل مقاله در اینترنت پیدا می شد ولی اکنون نوشته اصلی پیدا نمی‌شود. برای اطمینان مخاطبان لینک بخشی از آن را از یک وبلاگ قرار می‌دهیم: لینک . لینک آرشیو

۲- البته پژوهشگر یادآوری می‌کند که تشابه اسمی نیز ممکن است وجود داشته باشد، ولی پرسش آنجاست که اگر تا این حد تشابه اسمی وجود داشته است پس چگونه در این دستگاه عظیم کارکنان از هم تفکیک می شدند؟! با توجه به سالهای یکسان یا نزدیک به هم به نظر می‌رسد همه به یک شخص اشاره دارند وگرنه تفکیک اشخاص بسیار دشوار بوده است.

 

کتاب‌نامه:

کخ، هاید ماری (۱۳۷۹). از زبان داریوش. ترجمه پرویز رجبی. نشر کارنگ.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیا دستمزد کارکنان در دوران هخامنشی اندک بود؟
خِرَدگان