در هیچ کدام از درفشهای میهنی ایران باستان نشان شیر و خورشید با یکدیگر وجود نداشته است و درفشها و پرچمهایی با نشان شیر و خورشید ریشه در تاریخ پس از اسلام دارد. شیر و خورشید بدون شمشیر در دوران صفویه در پرچم ایران جای داشت؛ دورهای که رویکرد شیعی بسیار پررنگ بود. گرچه نشانهایی از ایران باستان به دست آمدهاند که شبیه به شیر و خورشید هستند، ولی هیچ کدام از آنها بر روی درفش میهنی جای نداشتند.
نشان شیر و خورشید چند قرن بر روی پرچم ایران جای داشته است و در تاریخ معاصر ایران، پرچم شیر و خورشید به عنوان پرچم رسمی و ملی ایران شناخته میشود.
ولی چندی است که در میان هممیهنان، ادعایی مطرح میشود که پرچم شیر و خورشید، پرچم باستانی ایرانیان است. البته رویکرد میهن پرستانه این هم میهنان قابل ستایش است و اینکه شیر و خورشید در نگاه آنها نمادی ملی است و قصد دارند به نمادهای ملی بها دهند کاری نیکو است. ولی باید پذیرفت ادعای باستانی بودن پرچم شیر و خورشید درست نیست.
بهتر است میهن پرستی ما همراه با آگاهی باشد و ادعاهای تاریخی ما همواره بر اساس اسناد و منابع تاریخی باشد. هر کدام از ما ممکن است زمانی موضوعی را اشتباه متوجه شده باشیم ولی با پژوهش بیشتر و دقیقتر به حقایق دست مییابیم.
درفش باستانی و میهنی ایرانیان همانا درفش کاویانی بوده که نماد مبارزه ایرانیان علیه ظلم و ستمگری است.
در هیچ کدام از درفشهای ایران باستان نشان شیر و خورشید با یکدیگر وجود نداشته است و درفشها و پرچمهایی با نشان شیر و خورشید ریشه در تاریخ پس از اسلام دارد.
پرچم سه رنگ با نشان شیر و شمشیر و خورشید ریشه در دوران قاجار دارد و دوران صفویان نقطه عطفی در شناساندن نشان شیر و خورشید است؛ دورههایی که رویکرد شیعی بسیار پررنگ بود.
البته پیش از صفویان نشان شیر و خورشید در پرچمهای دیگر اقوام از جمله مغولان یا تیموریان هم دیده شده است که گویا تحت تاثیر شهرت جهانی این نشان پس از سکههای غیاث الدین کیخسرو از سلاجقه روم بود.
نشان شیر و خورشید در تمدنهای مصر باستان، میان رودان (بین النهرین) و... هم دیده شده است. در ایران باستان هم نقشهای شیر و شی نورانی در کنار یکدیگر در چند مورد دیده شدهاند که بیشتر از آنکه جنبه ملی داشته باشد، جنبه مذهبی و نجومی داشته است. درباره جنبههای نجومی و مذهبی این نشانها در نوشتارهای دیگر توضیح دادهایم.
در این نوشتار بیشتر درباره پرچم شیر و خورشید توضیح میدهیم.
درفشهای ایران باستان
با توجه به نوشته کوروپدیای گزنفون در دوران کوروش بزرگ درفشهای عقاب نشان وجود داشته است. در آثار به جا مانده از هخامنشیان هم نقش عقاب به چشم میخورد که این روزها این نقش مشهور به درفش شهباز شده است و از نشانهای محبوب در ایران است.
از سویی با توجه به آثار باستانی در مییابیم که نشانهایی مانند اختر کاویانی در دوران هخامنشیان بسیار مورد توجه بوده است و درفشهای مربع شکلی که یادآور درفش کاویانی هستند در آثار دیده میشود.
پس از هخامنشیان در سکه حاکمان محلی پارس (فرترکهها) درفشی دیده میشود که شباهت آشکاری به داستانهای شاهنامه درباره درفش کاویانی دارد. با توجه به آثاری مانند اختر کاویان و درفش مربعی شکل از دوران هخامنشیان، این احتمال وجود دارد که درفشی از دوران هخامنشیان به دست حاکمان محلی پارس رسیده بود و برای آنها افتخاری بزرگ بود که محافظ درفش باستانی هخامنشیان بودند.
ثعالبی در بخش مربوط به اشکانیان نوشته است اشکانیان از درفش کاویانی با احتیاط نگاهداری میکردند. با این حال پژوهشگران درفشهایی با نشان خورشید و همچنین درفشهایی با نقش موجودات اسطورهای احتمالا سیمرغ برای اشکانیان بر میشمارند.
درفش کاویانی در دوران ساسانیان بسیار مشهور است و در منابع پس از آنها بارها از درفش با شکوه کاویانی یاد کردهاند. در تاریخ طبری گفته شده که درفش کاویانی ساسانیان از جنس پوست پلنگ بوده و بیش از ۸ متر عرض و نزدیک به ۱۲.۵ متر طول داشته است.
نشان به جا مانده از شهر سوختهشمایلی شبیه به اختر کاویانی در لباس سرباز هخامنشیپلاک عقاب نشان هخامنشی که یاد آور درفش عقاب نشان کوروش بزرگ در کوروپدیای گزنفون استدرفش مربعشکل در سنگنگارههای پارسه (تخت جمشید)نگاره جام دوریس که درفشی مربعشکل در دست جنگجوی ایرانی استموزاییک نبرد ایسوس، در میان هخامشنیان درفشی جای دارد که حاشیه سرخ رنگ و قسمتی از رنگ ارغوانی (بنفش) درون آن دیده میشود که یادآور درفش کاویانی است.درفش موجود در سکه چهار درهمی هوبرز پرترکه که کاملا یادآور درفش کاویانی و درفش مربع شکل هخامنشی استتصویری خیالی از درفشدار اشکانیاثری از دوران ساسانیان که یادآور درفش کاویانی استبازسازی درفش کاویانی بر اساس داستانهای شاهنامه و آثار باستانی
اصولا از درفشهای غیر از درفش کاویانی در شاهنامه به صورت مداوم یاد نمیشود و در هیچ جا از درفشی که نشان شیر و خورشید در کنار هم و در یک درفش آمده باشد، سخنی نیست. درفشهای غیر از درفش کاویانی صرفا درفشهای پهلوانان بودهاند و جایگاه میهنی نداشتند. جایگاه درفش کاویانی در جهان اساطیری ایرانیان بسیار قابل توجه است.
گاهی برخی از ابیات شاهنامه درباره درفشهای دستههای سپاهیان ایرانی آورده میشود و ادعا میشود که در آنجا از درفش شیر و خورشید یاد شده است، در حالی که این ابیات با یکدیگر فاصله دارند و در درفش گودرز شیری طلایی دیده میشود و سخن از خورشید در آن درفش نیست.
در همانجا درفشهایی با نقشهای پیل، گراز، اژدها و... هم یاد میشود بنابراین نمیتوان گفت که از شیر و خورشید یا گراز و خورشید یاد شده است!
جزئیاتی از یک نقاشی در مصر باستان که شیر و خورشید در آن دیده می شود. دودمان نوزدهم، حدود ۱۲۹۵ تا ۱۱۸۶ پیش از میلاد. دیر المدینه، تبس غربی. (برگرفته از: gettyimages)
معمولا برای آنکه ریشه باستانی نشان شیر و خورشید در ایران را نشان دهند به چند نقش محدود به جا مانده از ایران باستان اشاره میکنند. شیر در کنار شئ نورانی در ایران باستان گاهی دیده شده است، اما نه به عنوان نمادی دارای هویت ثابت و ساختارمند. نکته مهم آن است که اصلا فراگیر نبودند و جنبه ملی نداشتند بلکه جنبه نجومی و مذهبی داشتند.
شیر و خورشید در آثار تمدنهایی مانند مصر و میانرودان (بینالنهرین) پیش از هخامنشیان دیده شده است. انسان باستانی زیباییهای طبیعت را میدیده است و از آنها الهام میگرفته است بنابراین نمیتوان نشان شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران باستان دانست.
از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل تعریف مییابد. با این حال برای روشن شدن جایگاه و مفهوم نشانهای شیر در کنار شئ نورانی در ایران باستان توضیح میدهیم.
نشان آناهیتای نورانی ایستاده بر شیر
آناهیتای نورانی ایستاد بر شیر در مُهر هخامنشی
نشان آناهیتا ایستاده بر شیر این روزها خیلی مشهور شده است. شاید هخامنشیان با وجود نشانهایی مانند فروهر، عقاب یا شاهین و …، هیچگاه فکر نمیکردند که زمانی مهر آناهیتا ایستاده بر شیر تا این حد مورد توجه قرار گیرد!
این نشان در مُهر هخامنشی بیش از آنکه ترسیم خورشید باشد، ترسیم درخشش آناهیتا است تا شکوه او نمایان شود. این موضوع بیشتر با اساطیر ایرانی و هنر هخامنشی همخوانی دارد؛ آناهیتا با آب پیوند دارد، نه خورشید.
برخی این نشان را کهنترین نمونه «شیر و خورشید» دانستهاند، اما نقشهای اینچنین پیش از هخامنشیان در میانرودان دیده شده است. در دوران هخامنشیان، در مقایسه با دیگر آثار، این نشان چندان فراگیر نبوده و جنبه میهنی نداشته است.
از آنجا که نقشهای مشابه پیش از هخامنشیان هم ایزدان ایستاده بر شیر ترسیم شدهاند، میتوان فهمید که در مهر هخامنشی هم قصد داشتند یک ایزد (آناهیتا) را ترسیم کنند.
ایزدان ایستاده بر شیر در آثار هیتیها پیش از هخامنشیانخدای ایستاده بر شیر در آثار اورارتویی ایشتار ایستاده بر شیر از بابل باستان، برخلاف مُهرهای هخامنشی، خورشید یا ستاره بالا و کنار ایزد قرار دارد (منبع تصویر: worldhistory.org).
با مقایسه مُهر هخامنشی با نشانهایی که در میانرودان بوده است، به نظر نقش خورشید یا ستاره از بالا و کنار ایزد حذف شده است و خود ایزد نورانی شده است.
پنداری رواج یافته که این نشان، تصویر میترا را در خود دارد. بر پایه همین برداشت، نقش شیر در دیگر آثار نیز به میترا و در نتیجه خورشید نسبت داده شده است. در حالی که این نشان نمیتواند ارتباطی با میترا داشته باشد چرا که در آثار ایران باستان، ایزد میترا به صورت مذکر ترسیم شده است. ولی در مهر هخامنشی مورد بحث، ایزد به صورت مونث ترسیم شده است. موهای بلند و صورت بدون مو یادآور دیگر مُهرهای هخامنشی است که در آن بانوان ترسیم شدند.
سکه مازه. در یک روی سکه شیر و ستاره مقدونی-یونانی (ستاره ورجینا) دیده میشود و در روی دیگر خدای یونانی (بعل/زئوس) (منبع)
مازه یا مزدایه (مازایوس) در دوران هخامنشیان فرمانروای محلی کیلیکیه، سوریه و بابل بوده است. با تهاجم الکساندر، فرمانروایی الکساندر را پذیرفت و کماکان حاکم باقی ماند.
در سکههای مازه شیر و ستاره مقدونی-یونانی (ستاره ورجینا) دیده میشود. در روی سکه با خط آرامی «بعل» نوشته که بعدها در سکههای سلوکیها «زئوس» خدای یونانی خوانده شده است.
نشان شیر و ستاره (خورشید) یک نشان ثابت در این سکهها نبوده است و شئ نورانی آن با نشانهای دیگر جایگزین میشده است.
در سکههای مازه، ستاره ثابت نبوده است و موارد دیگر جایگزین آن میشده است.ستاره یا خورشید ورجینا در مقدونیه باستان (منبع) برخی آن را خورشید دانستهاند و برخی دیگر آن را ستاره میدانند. برخی هم آن را مرتبط با عناصر چهارگانه و خدایان یونانی دانستهاند.
پیوند این سکه با هنر و مفاهیم یونانی بیشتر از مفاهیم ایرانی است به طوری که هم ستاره مقدونی-یونانی دیده میشود و هم تصویری بر اساس تندیس زئوس در المپیا دیده میشود.
چنین سکههایی با این شرایط را نمیتوان نمادی ملی برای هخامنشیان در نظر گرفت؛ به ویژه آنکه ستاره در این نقش ثابت نبوده است و اساسا ما با نشانی منسجم روبرو نیستیم.
در برخی از بشقابهای هخامنشی حیوانات در میانه میدرخشند. شیر در این آثار ثابت نبوده است و گاهی بزها و… میدرخشند و نمیتوان ادعا کرد این آثار دارای نشانی با هویت ثابت و منسجم بودند.
برخی بشقابهای هخامنشی که در آنها نقش حیوانات دیده میشود را به نشان شیر و خورشید مرتبط میسازند.
این در حالی است که بررسی بشقابهای هخامنشی و مقایسه آنها با سنتهای هنری پیشین نشان میدهد نقوش شعاعگونه در بشقابها برای ایجاد جلوه درخشندگی به کار میرفتهاند، نه نماد خورشید.
از آنجا که شیر در این بشقابها ثابت نیست و حیوانات دیگر هم ترسیم شدند، نمیتوان آنها را نماد میهنی یا دینیِ مشابه «شیر و خورشید» معاصر دانست؛ زیرا یک نماد واقعی باید حضور و ساختاری ثابت داشته باشد.
مواردی مانند الهام گیری از آتش، گل و گیاهان هم میتواند در آثار هزارههای پیش از میلاد تا هخامنشیان مورد توجه قرار گیرد.
جلوه درخشندگی در اثری از گنور با سبک هنری شبیه به جیرفت سالها پیش از هخامنشیان (منبع)
همچنین یک نقش دیگر که به نظر میرسد در آن هم شیر ترسیم شده و در موزه همدان نگهداری میشود اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این نقش در واقع آرم اداره بلدیه دوران پهلوی است و ربطی به دوران باستان و تمدن ماد ندارد.
با بررسی نقشهای ایران باستان از دوران هخامنشیان تا ساسانیان در مییابیم که رویکردهای متفاوتی به نشان شیر داشتند و آن یک نشان مشخص با جنبه میهنی نبوده است.
گاهی رویکرد نجومی به نشان شیر بوده که یادآور صورت فلکی شیر بوده است. گاهی با توجه به آنکه شیر حیوان نیرومندی است، نشانی از قدرت بوده است. گاهی هم مبارزه شاه با شیر یا شکار شیر توسط پادشاه، نمادی از دلاوری و شجاعت شاه بوده است.
حتی گاهی موجودی اهریمنی با سر شیر ترسیم شده است و شاه او را شکست داده است.
بنابراین رویکرد به شیر یک رویکرد ثابتی نبوده است که این نشان را به یک ایزد مرتبط بدانیم یا نمادی از کشور در دوران باستان بدانیم.
نقش پیروزی شیر بر گاو که یادآور رویکرد نجومی به شیر است. صورت فلکی شیر به عنوان طالع و غلبه کننده بر صورت فلکی گاو میتواند گویای آمدن بهار باشد (ن.ک: پیروزی شیر بر گاو، نماد آغاز بهار)نبرد شاهنشاه هخامنشی با موجود اهریمنی با سر شیر در پارسه (تخت جمشید)نبرد شاهنشاه هخامنشی با شیراثری از دوران ساسانیان که شکار شیر توسط شاه را ترسیم کرده است (منبع).
همانطور که اشاره شد شیر در کنار نقشهایی نورانی در ایران باستان گاهی دیده شده است، اما نه به عنوان نمادی دارای هویت ثابت و ساختارمند.
نقش شاه غیاثالدین از سلجوقیان روم در شهرت شیر و خورشید
سکه شیر و خورشید مربوط به غیاث الدین کیخسرو از سلاجقه روم
نشان شیر و خورشید در سدههای پس از اسلام شهرت زیادی در جهان پیدا کرد از دوران صفویان به بعد مهمترین نشان ایران شد و شاید بیش از هر جای دیگر دنیا در ایران به مورد توجه قرار میگرفت.
به نظر میرسد سالها پیش از صفویان سکههای غیاثالدین کیخسرو (دوم) بن کیقباد نقش مهمی در این شهرت جهانی شیر و خورشید داشته است به طوری که خورشید چهرهدار در این سکهها، از کهنترین نمونهها میباشد.
بعدها شیر و خورشید چهرهدار در پرچم سربازان مغولان، تیموریان، صفویان و حتی تا دوران قاجار مرسوم بوده است.
سلجوقیان بر پهنای بزرگی فرمانروایی میکردند و شاخهای از آنها که بر مناطقی که در آن دوران به روم مشهور بود، فرمانروایی میکردند به سلجوقیان روم مشهور شدهاند.
غیاثالدین کیخسرو قصد داشت چهره معشوقه زیبای گُرجی خود را بر روی سکهها قرار دهد ولی به پاس اسلام رای بدین کار نمیدادند. از این روی معشوقه را همچون خورشید بر فراز شیر قرار دادند تا مردم پندارند که مقصود نقش صورت طالع پادشاه است.
درباره نقش شیر و خورشید بر روی سکههای غیاثالدین کیخسرو موضوع چندان مرتبط با نماد تمدنها و فرهنگها نیست بلکه یک تمایل شخصی در گذاشتن چهره معشوق گرجی بر روی سکه دیده میشود! یعنی در اینجا ایده و خلاقیت شخص شاه (یا اطرافیان او) مطرح است و نمادهای دینی، فرهنگی و ملی چندان مطرح نیست.
آثاری مانند تاریخ منظوم مغول (شهنامه چنگیزی) نشان میدهند که جایگیری شیر و خورشید بر روی پرچم، نخستین بار در پرچم سربازان مغول بوده است.
این جایگیری بر روی پرچم نکته مهمی است و باعث تاثیرگذاری بر روی پرچمهای دیگر از جمله پرچم صفویان میشده است و نکتهای قابل توجه و متفاوت از نشانها بر روی مُهرها، نقش برجستهها و سکهها است.
در یک نقاشی از تاریخ منظوم مغول، حمله مغولان به شهر نیشابور را نشان میدهد که پرچم شیر و خورشید در دست سربازان مغول جای دارد (البته این اثر از دوران تیموریان به جا مانده است). به نظر می رسد مغولان و تیموریان تحت تاثیر شهرت جهانی شیر و خورشید پس از سکههای غیاثالدین کیخسرو بودند.
پرچم شیر و خورشید در دست سربازان مغول هنگام حمله به نیشابور در تاریخ منظوم مغول (منبع)
سفیر صفوی همراه با درفش شیر و خورشید چهرهدار (2).
آیا شیر و خورشید صفوی از آثار ایران باستان گرفته شده است یا مغولان و تیموریان؟
از آنجایی که شیر و خورشید در هیچ کدام از درفشهای ایران چه ایران باستان و چه پساباستان (پس از اسلام) پیش از یورش مغول وجود نداشته است، تاثیر پرچم شیر و خورشید مغولان یا تیموریان بر روی پرچم صفویان هم قابل تامل میشود.
احتمالا مغولان یا تیموریان تحت تاثیر شهرت جهانی شیر و خورشید پس از سکه سلجوقیان روم قرار داشتند و سپس اقوام زیادی از آنها تاثیر گرفتند چرا که آنها از نخستین مردمانی بودند که این نشان را بر روی پرچم سربازان آوردند.
اینکه خورشید با چهره انسانی در سکه غیاثالدین کیخسرو از کهنترین نمونههاست و از سوی دیگر در آثار باستانی مصر باستان، میانرودان و ایران باستان خورشید با چهره انسانی دیده نشده است، یکی از مهم ترین دلایلی است که آشکار میکند اقوام سدههای پس از اسلام بیشتر تحت تاثیر شهرت جهانی شیر و خورشید ناشی از سکه غیاثالدین کیخسرو بودند.
خورشید با چهره انسانی تا دوران قاجار در پرچمها و نشانهای ایرانی دیده میشود.
شواهد نشان میدهد که با توجه به نزدیکی زمان مغولها و تیموریان به صفویان نسبت به هخامنشیان و نبود شیر و خورشید در درفشهای میهنی ایران باستان، صفویان تحت تاثیر پرچم مغولان یا تیموریان بودند همانطور که در درفش گورکانیان هم شیر و خورشید جای داشته است. خیلی بعید بوده که صفویان پیش از باستانشناسی مدرن، آثار محدود و اندک مربوط به هخامنشیان را که شبیه به شیر و خورشید بودند را دیده باشند.
البته نباید تاثیر غیر مستقیم ایران باستان در هنر جهان را نادیده گرفت، به طوری که هنر و حتی گاهشماری ایرانی تاثیر داشته است. همانطور که تاثیرات جهانی نقوش شیر در تمدن چین باستان هم میتوانسته بر روی مغولان تاثیرگذار باشد.
ولی نشان هایی مانند «ایزدبانوی نورانی سوار بر شیر» و «ستاره و شیر» هیچ گاه در ایران باستان جایگاهی فراگیر مانند فروهر و درفش کاویانی نداشتهاند.
آثار به جا مانده نشان میدهند تا پیش از اواسط دوران قاجار، شیر و خورشید در پرچم ایران، بیشتر شبیه به همان شیر و خورشید شهنامه چنگیزی بوده است. یعنی یک سنت پیوسته وجود داشته است که باعث شده شیر بدون یال (یال اندک) به همراه خورشید چهرهدار در پرچمها جای گیرد.
اما پژوهشهای مدرن و آشنایی بیشتر با هنر باستانی ایران، به ویژه از دوران پهلوی به بعد باعث شد که شیر در این نشان به نمونههای شیر در تمدن باستانی ایران شبیهتر شود. البته تاثیرات جهانی و شهرت بیشتر شیر افریقایی را نباید در تکامل نشان شیر و خورشید نادیده گرفت. کم کم خورشید چهره دار هم تبدیل به خورشید بدون چهره شد.
شیر و خورشید نماد امام اول شیعیان
پس از اسلام و احتمالا از دوران صفوی به بعد رویکرد مذهبی و شیعی به شیر و خورشید در میان ایرانیان پر رنگ شد.
باید توجه داشت که حکومت صفوی یک حکومت متعصب شیعی بوده است. البته فراز و نشیبهایی در تعصب پادشاهان دیده میشود ولی در نمادها و شعارها همواره شیعه گرایی برجسته بوده است. بنابراین تعجبی ندارد که رویکرد آنها به نشان شیر و خورشید هم یک رویکرد شیعی شده باشد.
چنین مینماید تفسیری که از شیر در آن دوران ارائه شده بود شیرخدا (امام علی) بوده است و با همین تفسیر تا دوران قاجار نشان شیر و خورشید در دستگاه سلطنتی وجود داشت. ایل قاجار یکی از هفت ایل اصلی قزلباش بود که در دستگاه صفوی نقش مهمی داشتند.
پس از شکل گیری حکومت قاجار و تحولاتی که در سطح جهان رخ داد دیگر میتوانیم بگوییم که شیر و خورشید نماد سلطنت شیعی ایران شد. در سکههایی که از دوران قاجار به دست آمده نشان شیر و خورشید دیده میشود که زیر آن نوشته شده: یا علی یا اسد الله الغالب که نشان دهنده رویکرد مذهبی به سلطنت است.
سکه طلای شیر و خورشید همراه با نوشته های «یامحمد» و «یا علی»، دوره پادشاهی آقامحمدخان قاجارسکه ای از دوران قاجار با نشان شیر و خورشید و نوشته «اسدالله الغالب»شیر و شمشیر و خورشید پرچم ایران در دوران ناصرالدین شاه قاجار، مشروطیت و پهلوی
سخن پایانی
نشان شیر و خورشید هیچگاه در ایران باستان بر درفش ایرانیان جای نداشته است. اگر نشانهای شیر در کنار شئ نورانی جدا از درفشها هم به دست آمدهاند بسیار محدود میباشند و جنبههای مذهبی، نجومی و طالع بینی داشتهاند.
البته نشان شیر و خورشید چند قرن بر روی پرچم ایران پس از اسلام جای داشته است. پرچم شیر و خورشید شناختهشدهترین پرچم دوران صفوی است و تا دوران پهلوی این نشان بر روی پرچم ایران جای داشته است. در واقع پرچم سه رنگ همراه با شیر و خورشید و شمشیر ریشه در دوران قاجار دارد و شیر و خورشید در تاریخ مدرن ایران جنبه سیاسی و پادشاهی گرفت و به عنوان پرچم ملی ایران استفاده میشد؛ هنوز هم این نشان در میان ایرانیان محبوب است.
درباره درفش های باستانی ایرانی بیش از همه درفش کاویانی قابل توجه است. این درفش همواره جایگاه ویژهای در تمدن ایرانی و همچنین در قلب ایرانیان داشته است. جایگاه درفش کاویانی در جهان اساطیری ایرانیان بسیار قابل توجه و حتی شگفت آور است. بنابراین نمیتوان به نشان شیر و خورشید جایگاهی مانند درفش کاویانی در تاریخ ایران باستان داد.