یکی از نکاتی که گاه موجب برداشت نادرست میشود، کاربرد عنوان «شاهنشاه» برای پادشاهان پهلوی است. شاهنشاهی در سنت ایران باستان به ساختاری گفته میشد که در آن چندین شاه زیر فرمان «شاهِ شاهان» بودند؛ مفهومی که با پادشاهی موروثی مدرن تفاوتهای بنیادین دارد و نیازمند دقت در کاربرد واژههاست.
گاهی در سخن گفتن از دوران پهلوی اول و دوم، دچار دوگانهای نادرست میشویم: یا همهچیز را سراسر درخشان و اغراق شده میبینیم یا یکسره تیره. حال آنکه نگاه منصفانه و خیرخواهانه ایجاب میکند خدمات و کاستیها را در کنار هم ببینیم.
بیتردید در دوره رضاشاه پهلوی و محمدرضا شاه پهلوی اقدامهای مهمی در زمینه نوسازی و پیشرفت کشور انجام شد که نمیتوان و نباید آنها را انکار کرد. اما در کنار این دستاوردها، تصمیمها و رویدادهایی نیز رخ داد که محل نقد و پرسشاند.
پذیرش خدمات گذشتگان یا تشریح اغراقهایی که درباره آنها میشود، نه از سر هواداری یا دشمنی است، بلکه از سر مسئولیتپذیری تاریخ پژوهانه میباشد.
یکی از نکاتی که گاه موجب برداشت نادرست میشود، کاربرد عنوان «شاهنشاه» برای پادشاهان پهلوی و پیش از آن شاهان قاجار است. این عنوان اغراق شده و بر خلاف نظام پادشاهی موروثی مدرن است.
در سنت سیاسی ایران باستان، «شاهنشاه» مفهومی مشخص و ساختاری ویژه داشت. شاهنشاهی به حکومتی اطلاق میشد که در آن چندین شاه محلی یا تابع وجود داشتند و یک تن به عنوان «شاهِ شاهان» بر آنان فرمان میراند. برای نمونه، در کتیبههای داریوش بزرگ بارها عنوان «شاهِ شاهان» دیده میشود؛ زیرا در چارچوب شاهنشاهی هخامنشی، شاهان متعددی زیر فرمان او بودند.
از این رو، میان مفهوم تاریخی شاهنشاهی در ایران باستان و پادشاهی موروثی در سدهٔ بیستم تفاوتهای بنیادین وجود دارد.
هرچند برخی پژوهشگران میان «شاهنشاهی» و «امپراتوری» نیز تمایز قائل میشوند، اما برای سادهتر شدن بحث میتوان مثالی زد: همانگونه که اطلاق «امپراتوری» به کشوری مانند اردن یا عربستان سعودی نادرست است، کاربرد برخی عناوین تاریخی مانند شاهنشاهی به ایران دوران پهلوی نیز اغراق شده است.
در نهایت باید پذیرفت که جهان امروز با ساختارهای سیاسی باستانی تفاوتهای اساسی دارد. نامها و عنوانهایی که در گذشته جایگاه مشخصی داشتهاند، نمیتوانند بدون در نظر گرفتن بستر تاریخی، به سادگی به نظامهای سیاسی جدید تعمیم داده شوند. نگاه سنجیده و بیطرفانه به تاریخ، نه برای تخریب گذشته است و نه برای تقدیس آن؛ بلکه برای فهم بهتر تجربهها و شناخت تاریخی است.