حزب توده مدتی آشکارا علیه مصدق فعالیت میکرد و در قضایای کودتای ۲۸ مرداد هم با کارهایشان بیشتر به کودتای امریکایی-انگلیسی کمک کردند. حتی مبارزه عینی جبهه ملی با «امپرالیسم انگلستان» به مذاق شوروی و حزب توده خوش نمیآمد زیرا ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور امید کسب امتیاز نفت شمال به سود شوروی را از بین برده بود.
یکی از دروغهای آشکاری که درباره دکتر مصدق میگویند، ارتباط او با حزب توده است! این در حالی است که مصدق در برابر زیاده خواهیهای شوروی مقاومت کرد و تودهایها و شوروی مخالفت آشکاری با مصدق داشتند.
در واقع حزب توده مدتی آشکارا علیه مصدق فعالیت میکرد و در قضایای کودتای ۲۸ مرداد هم با کارهایشان بیشتر به کودتای امریکایی-انگلیسی کمک کردند.
در این نوشتار با توجه به تحلیلهای پژوهشگران در رابطه با موضع مصدق در برابر حزب توده و همچنین مواضع حزب توده علیه مصدق میپردازیم.
مواضع حزب توده
به طور کلی شوروی و حزب توده، اساسا با ملت باوری ایرانیان مشکل داشتند. این موضوع از نوشتههای روزنامهی «به سوی آینده» کاملا آشکار است. با توجه به این موضوع هیچ گاه دل خوشی از اشخاص میهن دوستی مانند مصدق نداشتند.
تحلیل همایون کاتوزیان در این باره خواندنی است:
شوروی در رابطه با نهضت ملی ایران هم مانند موارد دیگر همان «خط و مرز عام و کلی» را ترسیم مینمود.
روسیه و حزب توده هر دو مصدق را عامل امپرالیسم امریکا قلمداد مینمودند. زیرا جبهه ملی به رهبری مصدق مستقل از آنها[شوروی] عمل میکرد.
حتی مبارزه عینی جبهه ملی با امپرالیسم انگلستان به مذاق شوروی و حزب توده خوش نمیآمد زیرا ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور امید کسب امتیاز نفت شمال [به سود شوروی] را از بین برده بود و به علاوه شورویها ترجیح میدادند در خاورمیانه با بریتانیا معامله کنند و نمیخواستند ایالات متحده در منطقه جای بریتانیا را بگیرد.
در واقع اتحاد جماهیر شوروی و استراتژی جهانی خویش، شبکه بین مللیاش، ایدئولوژی تحریک آمیزش و سازمان محلیاش در هیأت حزب توده، «جبهه ملی را بزرگترین خطر تلقی میکردند» (کاتوزیان، ۱۳۷۱: ص ۲۱۲).
این در حالی است که مصدق از مهمترین کسانی بود که سالها پیش از ملی شدن صنعت نفت، در برابر اعطای امتیاز نفت شمال ایران به شوروی مقاومت کرد. در نهایت هم با مقاومت ایرانیان، امتیاز نفت شمال داده نشد و از آن مهم تر زمینهها برای ملی شدن صنعت نفت آماده شد.
شاید از همین جا بود که شورویها بیشتر و بیشتر از مصدق کینه به دل گرفتند. کاتوزیان در همین راستا مینویسد:
رهبران تراز اول حزب توده صرف نظر از اختلاف گوناگونشان در زمینه برآورد نیروهای سیاسی مملکت و استراژیای که بر پایه آن نیروها تدوین میشد هیچ اختلاف نظری نداشتند.
از اینجا معلوم میشود که مسئولان تماس حزب با شوروی نیز موضع و دیدگاه شوروی را از همین زاویه میدیده اند. از دیدگاه آنان رزم آرا بهترین انتخاب در میان افراد موجود و مصدق و جبهه ملی خطرناک ترین عناصر صحنه سیاسی مملکت بودند.
آنان مصدق را حتی خطرناک تر از شاه میدانستند چرا که مصدق و جبهه ملی را عاملان امپرالیست آمریکا و نه بریتانیا قلمداد میکردند. ملی شدن نفت از نطر شوروی به معنای عوض شدن جای بریتانیا با ایالات متحده در حوزه نفت جنوب بود، در حالی که برای شوروی در نفت شمال سهمی گرفته نشده بود (کاتوزیان، ۱۳۷۱: ص 169).
اتحاد حزب توده با انگلیس و آمریکا برای کنار زدن مصدق
منافع متفاوت کشورهای خارجی و از طرفی ایستادگی مصدق در برابر آنها باعث شد که این کشورها کارهای مصدق را علیه منابع خود تشخیص دهند و مانند بسیاری از وقایع تاریخی، کشورهایی که در اصل چندان با هم دوستی نداشتند علیه دشمن مشترک متحد شوند!
به موجب سندهایی که در خرداد 1330 از دفتر اطلاعات مرکزی شرکت نفت انگلیس و ایران از خانه ریچاردسدان -رییس شرکت نفت در ایران- به دست آمد معلوم شد که شرکت سابق نفت علناً به مطبوعات تودهای کمک مالی میداده تا مخالفت آنها با دولت مصدق را مؤثرتر و کارآمدتر سازد! از این نظر عبارت مشهور «توده نفتی» که مصدق به این گروه اطلاق کرده معنی و مفهوم بیشتری پیدا میکند (ذبیح، 1363: ص 90).
در آن سو دولت بریتانیا شایعه پراکنی میکردند که مصدق امتیازات بسیار زیادی به حزب توده داده است! دولت بریتانیا میگفت مصدق محرمانه در حال مذاکره با شوروی است!! البته خود بریتانیاییها مدعی بودند که این موضوع برای آنها اهمیت نداشته است. برای مثال دین آچسون وزیر امور خارجه ترومن بعدها اذعان کرد که حزب توده هرگز جدی گرفته نشد (آبراهامیان، ۱۳۸۹: ص 221).
دکتر مصدق درباره شرایط حزب توده توضیحات قابل توجهی ارائه داده است:
راجع به اظهارهای بعضی از نمایندگان که در زمان دولت اینجانب، حزب توده آزادی عمل داشته است و چنانچه دولت سقوط نمیکرد بر اوضاع مسلط میشد، باید عرض کنم که حزب تودهای وجود نداشت، افراد همان حزب به نام حزبها و دستههای دیگر مثل سایر حزبها از اصول مردمسالاری برخوردار بودند.
دولت نه میتوانست این آزادی را از مردم سلب کند چون که در سایهی این آزادی بود که مملکت به آزادی و استقلال رسید و نه میتوانست یک عدهی نامعلومی را از این اصول محروم نماید. مسلط شدن افراد چپ هم بر اوضاع حرفی بود بی اساس، چون که احزاب چپ اسلحه نداشتند تا بتوانند بر اوضاع مسلط بشوند. با تمام جدیتی که بعد از سقوط دولت اینجانب به کار رفت آیا 10 قبضه تفنگ در خانه یکی از افسران و یا در محلی مربوط به حزبهای چپ بهدست آوردند؟ (مصدق، 1365: ص 288-289).
در قضیه ملی شدن صنعت نفت باز هم شاهد مخالفت توده ای ها با مصدق هستیم، چرا که در آن قضیه هیچ سودی به شوروی نرسید و شاید همین موضوع سران حزب توده را عصبانی کرده بود. شاپور بختیار عضو اخراج شده جبهه ملی ایران درباره مخالفت حزب توده با تصمیمات مصدق اینچنین مینویسد:
اگر طرح ملی شدن صنعت نفت، با مخالفت سران حزب توده مواجه شد جای تعجب نیست، گر چه این طرح ظاهراً با برداشتهای جهانی آنان توافق داشت ولی تودهایها میگفتند: شما حق ملی کردن تمامی منابع نفتی را ندارید، فقط باید قرارداد نفت جنوب را لغو کنید. ولی مردم بسیار خوب مفهوم واقعی این حرف را درک کردند و حزب توده در این ماجرا ته مانده آبرویی را که پس از واقعه آذربایجان برایش مانده بود از دست داد… (بختیار، ١۳۶١: ص ۴۸).
نقش حزب توده در کودتای ۲۸ مرداد
حزب توده با ناآرام کردن فضای کشور، راه را برای انجام کودتا باز کرد. در واقع تودهایها قصد داشتند مقاومت ملی را به نفع خود مصادره کنند و پس از فرار شاه به دنبال قدرت گرفتن بودند و به اوامر مصدق هم گوش نمیکردند.
این بدگمانیهای میان حزب توده و جبهه ملی سرانجام سقوط مصدق را تسهیل کرد.
در ۲۵ مرداد، همزمان با فرار شاه از کشور طرفداران حزب توده به خیابانها ریختند، مجسمههای شاه و رضاشاه را پایین کشیدند، خواستار برقراری جمهوری شدند و از عملکرد غیر قاطعانه مصدق انتقاد کردند و در برخی از شهرها تظاهرکنندگان حزب توده ساختمانهای شهرداری را اشغال کردند و پرچم های سرخ بر افراشتند چنین به نظر میرسید که شکست سلطنت طلبان، پیروزی کمونیستها را به ارمغان آورده تا پیروزی ملی گرایان!
روز بعد مصدق با پافشاری سفیر امریکا به ارتش فرمان داد تا خیابانها از تظاهرکنندگان پاک کند همچنین روزنامههای صبح جبهه ملی نوشتند خطر شاه پایان یافته است ولی خطر کمونیستها بیشتر شده است و اگر هرچه زودتر سرکوب نشوند کشور را ویران خواهند کرد (آبراهامیان، ۱۳۸۴: ص 399).
پس از ورود ارتش به خیابانها رهبران حزب توده به مصدق اطلاع دادند که هواداران ارتشی حزب توده مدارکی در دست دارند نشان می دهد افسران سلطنت طلب میخواهند با سو استفاده از دستور نخست وزیر مبنی بر باز گرداندن نظم و قانون، جبهه ملی را سرنگون سازند آنها همچنین از مصدق خواستند ائتلاف گسترده تشکیل دهد از طریق پیام رادیویی مردم را به مقاومت مسلحانه دربرابر این کودتای غریب الوقوع خواند اما مصدق پاسخ داد چنین کاری به خون ریزی گسترده خواهد انجامید (آبراهامیان، ۱۳۸۴: ص 399-۴۰۰).
بدون تردید جو نا آرامی که تودهایها درست کردند، در ناآرام شدن فضای کشور نقش داشت و به عبارتی روند کودتا را تسهیل کرد. شرایط بعد از کودتا و مصالحه شوروی و انگلیس و آمریکا به نظر می آید همه اتفاقات با آگاهی و هماهنگی هر سه دولت بوده است.
کتابنامه:
– آبراهامیان، یراوند (۱۳۸۴). کتاب ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.
– آبراهامیان، یراوند (۱۳۸۹). تاریخ ایران مدرن. ترجمه محمد ابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.
– بختیار، شاپور (1361). یکرنگی. پاریس: بینا.
– ذبیح، سپهر (1363). ایران در دوران مصدق. ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی. تهران: موسسه مطبوعاتی عطایی.
– فاتح، مصطفی (۱۳۳۵). اسناد پنجاه سال نفت ایران. تهران: انتشارات شرکت سهامی چهر.
– کاتوزیان، همایون (۱۳۷۱). مصدق و نبرد قدرت. ترجمه احمد تدین. تهران: انتشارات رسا.
– مصدق، محمد (1365). خاطرات و تألمات مصدق. تهران: انتشارات علمی.