پوریم
در کتاب استر داستانی نقل میشود که زنی به نام استر با به خطر انداختن جان خود، یهودیان را از نسل کشی نجات میدهد و نهایتا یهودیان دشمنان خود را قتل عام میکنند. این داستان با همه منابع تاریخی تضاد جدی دارد و بیشتر شبیه به افسانه است. کتاب استر حتی در طومارهای دریای مرده هم وجود ندارد. از سوی دیگر در ایران، داستانهای تحریف شدهای از این قصه رواج پیدا کرده است که بر خلاف موارد درج شده در منابع یهودیان میباشد و هیچ پشتوانهای ندارد.
داستان استر روایت فداکاری زنی است که با به خطر انداختن جان خود قومش را از نابودی نجات میدهد. این الگو با نمونههایی چون شهرزاد و داستانهای سغدی در جهان ایرانی شباهت دارد. با وجود ابهام در خاستگاه، احتمال تأثیر سنتهای ایرانی و هندی بر داستان استر مطرح است. نباید فراموش کنیم که بعید نیست دستنوشتههای سغدی ریشه در داستانهای کهنتر ایرانی داشته باشند.
اگر بپذیریم که این داستان در دوره خشایارشا و یا اردشیر یکم رخ داده باشد، واقعه تبعید مردخای میبایست بیش از ۱۰۰ سال قبل از رویدادهای این داستان باشد. اگر این واقعه مربوط به اردشیر دوم باشد، فاصله تبعید مردخای نزدیک به ۲۰۰ سال قبل از داستان رخ داده است! بنابراین سن و سال مردخای بسیار بالا و غیر منطقی به نظر میرسد؛ این موضوع را صرفا میتوان از منظر اسطورهای توجیه کرد و نشان از آمیختگی چند پادشاه دارد.
داستانهای تحریف شدهای از پوریم توسط یهودستیزان ترویج میشود. این تحریفها بر کشته شدن اقوام بی گناه ایرانی توسط یهودیان تاکید دارند. چنین داستانی با این ساختار در هیچ منبع تاریخی وجود ندارد. ابتدا ایرانستیزانی مانند ناصر پورپیرار شروع به تحریف افسانه استر کردند و سپس حسن عباسی و علیاکبر رائفیپور (با ظاهری مذهبی) داستانی جدید به وجود آوردند. این سخنان توسط مشرق نیوز، خبرگزاری تسنیم و... ترویج شد.
سیزدهبهدر نه نحس است و نه ربطی به یهودیان دارد. پوریم و داستان استر با آنچه افراطیهای ایران و اسرائیل میگویند تفاوت آشکار دارد. این داستان اصلا تاریخی نیست و یک افسانه است. در منابع کهن، اشاره به فرخندگی ۱۳ فروردین شده است و اشارهای به نحسی نیست. ایرانیان پس از دوازده روز از نوروز که به یاد دوازده ماه از سال است، روز سیزدهم به در و دشت میروند و جشنهای نوروزی را به پایان میرسانند.
پورپیرار ادعا میکند تمام پژوهشگران و تاریخ نگاران دنیای غربی (آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و آمریکایی و…. ) که به هخامنشیان پرداختهاند تبار یهودی دارند و یک ایدولوژی خاص را پیگیری میکنند! البته ادعای ایشان فراتر هم میرود، زمانی که تاریخ اشکانیان و ساسانیان را هم زیر سوال میبرد و میگوید ما میدانیم کتیبههای ساسانی را استادن دانشگاه شیکاگو در 65 سال پیش تراشیدهاند!!
ویژگیهای اساطیری و افسانهای این داستان در کنار حجم زیاد مغایرتهای دادههای این داستان با تاریخ مستند هخامنشیان باعث شده تا بسیاری از پژوهشگران آن را نه سندی تاریخی بلکه صرفا «رمان تاریخی» قلمداد کنند. در این میان حتی دایره المعارف جهانی یهود نیز این داستان را افسانهای و دارای ویژگیهای داستانی و رمانتیک خوانده است.
نیمه کاره دانستن تخت جمشید (پارسه) از ابتدا، ناشی از عدم توجه به باستانشناسی و فقط یک توهم توطئه است. پارسه آشکارا در دوران هخامنشیان مورد استفاده قرار میگرفته است. مجموعه نوشتار پیش روی، در نقد و بررسی فیلم «تختگاه هیچکس» به کارگردانی مجتبی غفوری میباشد. غفوری نسخه اول و دوم این فیلم را تماما بر اساس ایدهها و نظریات ناصر پورپیرار درباره تخت جمشید ساخته است. هرچند که در نسخه دوم این فیلم کارگردان تمرکز خاصی بر روی حذف مصاحبههای پورپیرار و حتی حذف نام او داشته است. اما گفتههای غالب این دو نسخه یک چیز و آن هم ناتمامی پارسه و اصرار بر غیر قابل سکونت بودن تمام تخت جمشید است.
بررسی ادعا های ناصر پورپیرار پیرامون ستون های کاخ های تخت جمشید: با یک بررسی ساده متوجه خواهیم شد که ستون مورد استناد جناب پورپیرار در زمان کاوش های باستان شناسی برپا نبوده و بعد ها با کنار هم قرار دادن قطعات ستون ها ساخته شده است.
اصالت تاریخی بیستون امروزه بر هیچ کدام از محافل آکادمیک و علمی پوشیده نیست، اما در چند سال اخیر در فضای مجازی کلیپی به نام «ابطال شناسنامه» منتشر شده است که مدعی جعلی و دروغ بودن کتیبههای باستانی کوه بیستون است، سازنده این کلیپ حدودا 25 دقیقه ای فردی به اسم ناصر پورپیرار است و طی نمایش عکسها و تصاویری مدعی میشود که مجموعه تاریخی بیستون توسط باستانشناسان غربی در کمتر از یک صد سال پیش ساخته شده است تا برای شکل دادن به تاریخ ایران و ساخت سلسلههایی همچون هخامنشیان که پورپیرار آنها را جعلی میداند مستنداتی تهیه شده باشد.
تردیدی در اصالت باستانی کتیبههای تخت جمشید وجود ندارد: در این مقاله به موضوع کتیبه های تخت جمشید خواهیم پرداخت اما خواننده کنجکاو باید بداند که ادعا های ناصر پورپیرار پیرامون پارسه بیشمار است ، از جمله مهم ترین آن ها که مانور تبلیغاتی فراوانی نیز بر روی آن رفته اند، ناتمامی و غیر قابل سکونت بودن تخت جمشید است که در مقاله زیر به صورت مفصل و تخصصی به آن پرداخته ایم:
چندی است که موضوع نادرست پیوند سیزدهبهدر و پوریم تبلیغ میشود و حتی برخی تصور میکنند هر سال یهودیان در روز سیزدهم فروردین، جشن پوریم را برگزار میکنند. در این نوشتار پژوهش یهودیان ایران را درباره عدم انطباق پوریم با سیزدهبهدر میآوریم و با توجه به تسلط این هم میهنان به تقویم عبری این نوشتار از نوشتارهای قابل توجه است.











