فریدون
درفش کاویانی ریشه در اسطورههای ایرانی دارد ولی پژوهشها نشان میدهند که این درفش تحت تاثیر هنرهای تمدنهای بسیار کهن در ایران است. در شهر سوخته و شوش آثاری بسیار شبیه به اختر کاویان به چشم میخورد. پس از آن در دوره هخامنشیان هم شمایلی مشابه در آثار دیده میشود. تاریخنگاران درباره جایگاه قابل توجه درفش کاویانی در دوران اشکانیان و به ویژه ساسانیان نوشتهاند.
ایثار مادرانه فرانک آغاز ایستادگی پر از رنج در برابر ستمگری ضحاک است. فرانک با رنجی طولانی، فرزندش را از چنگ ضحاک میرهاند، به راههای دور میبرد، سالها بیم و امید را تحمل میکند و سرانجام، با چشمانی اشکبار، فریدون را راهی نبرد با ضحاک میکند. فرانک اگر این دشواریها را به جان نمیخرید دیگر فریدونی نبود که همراه با کاوه و مردم، ایران را بازپس گیرد و درفش کاویانی بر پا شود.
درفش کاویانی تنها یک پرچم نیست؛ روایتی فشرده از تاریخ، اسطوره، اندیشه و آرمان ایرانی است. درفشی که در جهان اساطیر ایرانی از دل رنج و اعتراض زاده شد و در گذر زمان، به نماد پایداری، دادخواهی و شکوه ایران باستان بدل گشت. هر بخش این درفش و داستانهایی که درباره این درفش وجود دارد، نشانهای است از لایهای عمیق در فرهنگ و حافظه جمعی ایرانیان.
داستان خیزش ایرانیان در شاهنامه و رهایی از بند ضحاک یکی از نمادینترین و پرمایه ترین داستانهای اسطورهای در جهان است. داستان ضحاک درسهایی میدهد که گویی دارای گفتاری جاودان برای همه روزگاران بشر است و ذهنیت انسانِ باستانی، آنها را در قالب داستانی نمادین در یادها ماندگار کرده است. ضحاک با تمام قدرت خود، با تمام ستمگری خود پس از هزار سال از بین رفت و امید به مردم بازگشت.
نقش مردم و پهلوانان در مبارزه با ستمگری ضحاک بسیار قابل توجه است و همراهی خردمندانه فریدون با کاوه آهنگر و مردم، داستانی شورانگیز به وجود آورده است. فریدون به خوبی میدانست که نبرد با ضحاک خطرات زیادی دارد و جان خود را به خطر انداخت تا با جادوگری و نگاه اهریمنی مبارزه کند. اینکه مارهای ضحاک باید مغز جوانان را میخوردند تا آرام شوند خود نشان میدهد که در نگاه اهریمنی، انسان نباید اندیشمند باشد و خِرَد دشمن اهریمن است.
در شاهنامه بارها از درفش کاویانی با عنوان «درفش بنفش» یاد شده و طبری نیز نوشته است که این درفش در دوره ساسانیان اندازهای بزرگ داشته است. آثار باستانی بسیاری یافت شده که یادآور درفش کاویانی هستند و به نظر میرسد در دورههای مختلف کوشیدهاند درفشی شبیه روایتهای تاریخی و اسطورهای بسازند. درفش کاویانی بهسبب نمادهای مردمیاش جایگاهی کمنظیر داشته است.
پس از آنکه پسران کاوه توسط ضحاک به قتل رسیده بودند، این آهنگر قهرمانانه در مقابل ضحاک ایستاد و علیه او شورش کرد. کاوه از کاخ ضحاک بیرون آمد، پیشبند چرمین خویش را بر سر نیزه کرد و فریاد بر آورد: هرکه خواهان مرگ این اژیدهاک ستمگر اهریمنی و خواهان پادشاهی فریدون است به من بپیوندد...
درباره موضوع کوروش و فریدون باید گفت همانطور که فریدون در اسطورههای ایرانی جایگاه ویژه و غیر قابل انکار دارد، کوروش هم در تاریخ ایران جایگاه ویژه و غیر قابل انکاری دارد. به طور کلی گویی فتوحات و رفتارهای کوروش بزرگ در غرب بیشتر در روایات فریدون آمده است.




