سینسیوسِ کورِنایی صراحتا تاثیرپذیری دموکریت، فیلسوف یونانی، از اوستن، دانشمند ایرانی را گزارش میدهد. او مینویسد دموکریت با برگرفتن اصول از اوستن، چهار کتاب درباره رنگآمیزی تألیف کرد: درباره طلا و نقره، درباره سنگها و درباره ارغوان. ویژگیهای شخصیتی دموکریت یادآور برخی آموزههای ایرانی و زرتشتی است. دموکریت را «فیلسوف خندان» میخواندند، چراکه برای شادمانی انسان بهای زیادی قائل بود.
دموکریت، فیلسوف یونانی که به فیلسوف خندان مشهور است
پیشگفتار
در میان چهرههایی که بر دانشمندان یونان باستان تاثیر گذاشتهاند، اوستن (Ostanes / Osthanes) یا هوشتانه ایرانی جایگاه ویژهای دارد. گزارشهای آشکاری از تاثیرپذیری فیلسوفان و دانشمندان یونان باستان از اوستن در دسترس است. یکی از این موارد، تاثیرپذیری دموکریت (Democritus) از اوستن است.
دموکریت (حدود ۴۶۰–۳۷۰ پیش از میلاد) فیلسوف یونانی و از مهمترین نمایندگان اتمیگری در یونان باستان بود. او اهل آبدرا (Abdera) در تراکیه بود و بیشتر بهدلیل این دیدگاه شناخته میشود که همه چیز از اتمها تشکیل شده است.
از سوی دیگر اوستن که به عنوان مغ ایرانی شناخته میشد، از جمله شخصیتهایی است که در جهان باستان شهرتی بسیار فراتر از آنچه درباره یک شخصیت تاریخی میتوان انتظار داشت پیدا کرد.
گرچه در روایتهای مربوط به اوستن، زندگی او به دوران هخامنشیان بازمیگردد، ولی شهرت گسترده و جهانی او بهعنوان حکیمی صاحب دانشهای رازآمیز تا سالیان سال پس از هخامنشیان ادامه داشت. دانشمندان و نویسندگان مختلف برای آثار یا آموزههای خود به نام او استناد میکردند و همین موضوع سبب شد شخصیت تاریخی اوستن با لایههای فراوانی از افسانه درآمیزد.
دانشاندوزی دموکریت نزد اوستن
سینسیوسِ کورِنایی (Synesius of Cyrene) درباره دموکریت صراحتا تاثیر پذیری از اوستن را گزارش میدهد:
دموکریت مردی بسیار دانشمند بود که پس از آمدن به مصر، در پرستشگاه ممفیس، به دست اوستن بزرگ و شاگردانش که از کاهنان مصر بودند، به اسرار آیینی راه یافت. او با برگرفتن اصول خود از اوستن، چهار کتاب درباره رنگآمیزی تألیف کرد: درباره طلا و نقره، درباره سنگها و درباره ارغوان.
...
او هنگامی که از اوستن بزرگ سخن میگوید، گواهی میدهد که او نه از روشهای افکندنِ موادِ مصریان استفاده میکرد و نه از شیوههای پختوپز آنان؛ بلکه بر روی مواد، با پوششهایی که در بیرون قرار داده میشد، عمل میکرد و با اثر دادنِ آتش، آمادهسازی را به انجام میرساند. و گفت: «در میان پارسیان [ایرانیان] رسم بر این است که چنین عمل کنند...» (1).
این گزارش نشان میدهد که اوستن حتی به کاهنان مصر نیز آموزش میداده و تاثیر قابلتوجهی بر دموکریت گذاشته است.
گرچه این تاثیرات در منابع کهنتر به این شکل نیامده است ولی به نظر میرسد ریشه در گفتهها و نوشتههای خود دموکریت داشته باشد؛ چراکه سینسیوس از دموکریت نقلقول میکند.
ویژگیهای شخصیتی دموکریت و ارزشهای ایرانی
از سوی دیگر، ویژگیهای شخصیتی دموکریت یادآور برخی آموزههای ایرانی و زرتشتی است. دموکریت را «فیلسوف خندان» میخواندند، چراکه برای شادمانی انسان بهای زیادی قائل بود.
میدانیم که شادی و شادمانی برای ایرانیان جایگاه بزرگی داشته است؛ بهطوریکه در کتیبههای هخامنشی، پس از اهورامزدا، از شادی مردمان یاد میشود:
اهورهمزدا خدای بزرگ است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید… (2).
شادی و شادمانی در گاتها و سرودههای زرتشت بسیار با اهمیت هستند. چرا که «زندگی» در نزد زرتشت در برابر «نازندگی» جای میگیرد و شادمانی در راستای «زندگی» است و کاری پسندیده و نیک خوانده شده است:
از «سپندترین مینوی» خویش و در پرتو «اشه»، دانش بر آمده از «منش نیک» را به ما بخش تا در زندگانی دیرپای خویش همه روزه از شادمانی بهرهمند شویم (3).
اتفاقا اوستن با آیین زرتشتی پیوند عمیقی داشته و از او بهعنوان مغ ایرانی یاد شده است. حتی دیوژن لائرتیوس، هنگامی که از قول هرمودوروس (Hermodorus) و گزانتوس (خانتوس، Xanthus) نکاتی درباره زمان زرتشت بیان میکند، در همان بخش از اوستن نیز یاد میکند و او را در شمار سلسلهای طولانی از مغان میآورد (4).
این موضوع نشان میدهد که اوستن در سنتهای مرتبط با مغان و آیین زرتشتی، حتی از دید غیرایرانیان، جایگاه قابلتوجهی داشته است.
بنابراین، اینکه دموکریت از نظر شخصیتی ویژگیهایی مانند شادی و خندان بودن داشته که در آیین زرتشتی ستایش شده است و از سوی دیگر، از اوستن، مغ ایرانی، تاثیر گرفته است، چندان دور از ذهن نیست.
سخن پایانی
در مجموع، گزارش سینسیوس از دانشاندوزی دموکریت نزد اوستن، در کنار پیوند اوستن با سنت مغان و آیین زرتشتی و جایگاه شادی در اندیشه ایرانی، زمینهای قابلتوجه برای بررسی تاثیر بر دموکریت فراهم میکند.
البته در منابع از چند شخص با نام اوستن نام برده شده است. برای نمونه، پلینی (پلینیوس) مینویسد که در روزگار الکساندر، اوستنِ دوم حضور داشته است. با توجه به اینکه دموکریت پیش از الکساندر میزیسته است، احتمالا در اینجا منظور اوستن قدیمیتر است که در دوران اوج هخامنشیان میزیسته است.
اوستن در منابع غیر ایرانی بهعنوان صاحب دانشهای ویژه معرفی میشود و بعدها در ادبیات جادویی و کیمیاگری به یکی از صاحبان اصلی حکمتهای رازآمیز تبدیل میشود. در منابع متأخر حتی نوشتهها و آموزههای گوناگونی به او نسبت داده شد و شهرت او به عنوان یک صاحب دانش افزایش یافت.
۲- کتیبه داریوش بزرگ در نقش رستم با شناسه DNa، بند ١. گزارش از: لوکوک، پییر (۱۳۸۹). کتیبههای هخامنشی. ترجمه نازیلا خلخالی. به کوشش ژاله آموزگار. چاپ سوم. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز.