داریوش بزرگ
در دعای باستانی سه خطر مهم ذکر میشود که حتی تا به امروز قابل توجه است. کمتر پیش میآید که دغدغههای باستانی تا این حد با دغدغههای امروز ما در هم تنیده شود به طوری که ما به چشم خود همان خطراتی که مردمان باستانی را رنج میداد، مشاهده کنیم. با آنکه این خطرات گاهی باعث ویرانی تمدن ایرانیان شده است ولی از طرفی هراس از همین خطرات، باعث میشده است که مردمان ایرانی با یکدیگر همگرایی و همبستگی پیدا کنند.
در جهان باستان بارها شاهد آن بودیم که در شرایطی که چالشهایی برای جانشینی پادشاهان مشروع پیش میآمد، درگیریهای فراوانی در میان سپاهیان و سرداران به وجود میآمد که هر کدام خود را مشروعتر از دیگری میدانستند. بنابراین ناآرامیهای زمان داریوش مجموعهای از جنگها میان سپاهیان بوده است نه اعتراضات مسالمت آمیز که مردم در آنها نقش داشته باشند.
از نگاه داریوش بزرگ برخی شورشیان به دروغ خود را پیرو اهورامزدا نشان میدادند و پیمانشکن بودند. یعنی داریوش قصد داشته دروغ گویی آنها را بیان کند نه آنکه با ادیان دیگر مشکل داشته باشد. اگر داریوش با ادیان دیگر مشکل داشت میتوانست خدایان آنها را نام ببرد و آنها نفرین کند و یا معابد آنها را تخریب کند! کاری که در دوران پیش از هخامنشیان رایج بوده است. اساسا در شورشهای زمان داریوش بزرگ اختلاف مذهبی اصلا برجسته نبوده است.
جایگزینی نام بِل به جای اهورامزدا در نسخه بابلی کتیبه بیستون، احترام به خدایان و آیینهای مصری، و حمایت از معابد یونانی، همگی نشان از درکی عمیق از نقش دین در سامان اجتماعی و سیاسی سرزمینهای تابع دارد. شاهنشاهی هخامنشی در پهنهای شکل گرفت که اقوام، زبانها و آیینهای گوناگون را در بر میگرفت و تداوم آن بدون نوعی سازگاری فرهنگی و دینی ممکن نبود.
برخلاف آن چیزی که مخالفان هخامنشیان تبلیغ میکنند و میگویند که همه هنر و معماری هخامنشیان از بیگانگان گرفته شده، ولی واقعیت خلاف آن است. تردیدی نیست که اقوام ایرانی بیشترین نقش را در ساختن پارسه (تخت جمشید) داشتند هرچند از توانمندی اقوام غیر ایرانی ساکن در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی هم بهره بردهاند. ایرانیان با الهام گیری از معماریهای مختلف، معماری ویژهای را پدید آوردند که البته نمایانگر احترام به هنر اقوام گوناگون است. صنعتگران غیر ایرانی مانند همکاران آریایی خود حقوق و مزایا دریافت میکردند، بنابراین پارسه به هیچ وجه توسط بردهها ساخته نشده است. هنر ایرانی هخامنشیان در سطح جهانی تاثیرات قابل توجهی گذاشت به طوری که پردیسهای هخامنشیان و کوروش بزرگ بر دیدگاه بشر به بهشت تاثیر شگرفی داشت تا جایی که بهشت در اساطیر اقوام گوناگون مانند پردیسهای ایرانی ترسیم شده است.
داریوش بزرگ از شاهان دودمان هخامنشی بود که در سال 522 پیش از میلاد پادشاه شد. وی پسر ویشتاسپ، ویشتاسپ پسر آرشام، آرشام پسر آریامن، و آریامن فرزند چیش پش بوده است، بنا بر این با کوروش بزرگ عمو زاده میشده است. آریا من و آرشام اجداد داریوش شاهان قسمتی از خاک پارس در جنوب ایران بوده اند. داریوش از بزرگ ترین پادشاهان تاریخ ایران است. وی برای اداره امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیاتها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا آن زمان بیسابقه بود. راههای مهم، چاپار سریع السیر، ضرب سکهای به نام دریک، احداث کاخهای مجلل در تخت جمشید، شوش و همدان و… از کارهای برجسته این شهریار سیاست مدار بود (ن.ک: سامی،1392:ص264، جلد دوم).
در میان ایرانیان باستان آبادانی یک خویشکاری در راستای شاد کردن ایزدان و خدای بزرگ بوده است. گویی شادی خدای بزرگ در نتیجه شادی مردم و زیبایی زمین و آسمان به دست میآمده است. با بررسی آیین ایرانیان باستان در مییابیم مضمون «درست کردن هر آنچه که خراب شده بود» دیدگاهی است که با اهورهمزدا ارتباط دارد.
امروز آثار گوناکون باستانشناختی مهمترین منابع برای بررسی ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مصر طی دو دودمان هخامنشی هستند
در این نوشتار به بررسی ستونهای تخت جمشید و ادعاهای پورپیرار و هوادارانش درباره آنها خواهیم پرداخت، همچنین نگاهی میکنیم به کف سازی تخت جمشید و ادعای فیلم تختگاه هیچکس مبنی بر عدم وجود کفسازی در تخت جمشید، نهایتا نیز با اسناد و مدارک تحلیلی معمای آوار تخت جمشید را بازگو خواهیم نمود.
نیمه کاره دانستن تخت جمشید (پارسه) از ابتدا، ناشی از عدم توجه به باستانشناسی و فقط یک توهم توطئه است. پارسه آشکارا در دوران هخامنشیان مورد استفاده قرار میگرفته است. مجموعه نوشتار پیش روی، در نقد و بررسی فیلم «تختگاه هیچکس» به کارگردانی مجتبی غفوری میباشد. غفوری نسخه اول و دوم این فیلم را تماما بر اساس ایدهها و نظریات ناصر پورپیرار درباره تخت جمشید ساخته است. هرچند که در نسخه دوم این فیلم کارگردان تمرکز خاصی بر روی حذف مصاحبههای پورپیرار و حتی حذف نام او داشته است. اما گفتههای غالب این دو نسخه یک چیز و آن هم ناتمامی پارسه و اصرار بر غیر قابل سکونت بودن تمام تخت جمشید است.
بر اساس کتیبه بیستون شورشیانی که در بابل مدعی شدند پشتوانه مردمی چندانی نداشتند. نا آرامیهای آن زمان ناشی از جنگ در میان سپاهیان برای رسیدن به قدرت بود و مردم در آنها نقشی نداشتند. در تاریخ جهان و به ویژه در جهان باستان بارها شاهد آن بودیم که در شرایطی که چالشهایی برای جانشینی پادشاهان مشروع پیش میآید، درگیریهای فراوانی در میان سپاهیان و سرداران به وجود میآید. بنابراین نه تنها استوانه کوروش بزرگ و کتیبه بیستون تناقض ندارند بلکه از جهاتی درباره بابل هم راستا هستند چرا که باید حساب سپاه را از مردم جدا کرد. در همان زمان کوروش هم سپاهیان بابل همراه با نبونئید بودند. طبیعتا نبونئید بوسیله افرادی که در اختیار داشت آن ستمهایی که در استوانه کوروش آمده است را بر مردم تحمیل میکرد و این افراد همان سپاهیان بابل بودند. بنابراین بر اساس استوانه کوروش بزرگ مردم و سپاه متفاوت از هم در نظر گرفته شدند، موضوعی که باید در بررسی کتیبه بیستون هم به آن توجه کنیم.
نبود یکی از درگاه های کاخ تچر در عکس دوران قاجار و پدیدار گشتن آن در عکس امروزین حکایت گر یک عملیات مرمت در کاخ های پارسه بوده و نیز یاد آور آن چیزی است که بر این سرای در طول 2500 سال رفته است. مردم محلی روستای ابونصر این درگاه ها را برای خانه های خود برده بودند، نخستین بار در سال 1930 گزارش داده شد که بخش هایی از قطعات روستای ابونصر در نزدیکی شیراز شباهت بسیاری به سنگ های هخامنشی تخت جمشید دارد...
بررسی ادعا های ناصر پورپیرار پیرامون ستون های کاخ های تخت جمشید: با یک بررسی ساده متوجه خواهیم شد که ستون مورد استناد جناب پورپیرار در زمان کاوش های باستان شناسی برپا نبوده و بعد ها با کنار هم قرار دادن قطعات ستون ها ساخته شده است.
اصالت تاریخی بیستون امروزه بر هیچ کدام از محافل آکادمیک و علمی پوشیده نیست، اما در چند سال اخیر در فضای مجازی کلیپی به نام «ابطال شناسنامه» منتشر شده است که مدعی جعلی و دروغ بودن کتیبههای باستانی کوه بیستون است، سازنده این کلیپ حدودا 25 دقیقه ای فردی به اسم ناصر پورپیرار است و طی نمایش عکسها و تصاویری مدعی میشود که مجموعه تاریخی بیستون توسط باستانشناسان غربی در کمتر از یک صد سال پیش ساخته شده است تا برای شکل دادن به تاریخ ایران و ساخت سلسلههایی همچون هخامنشیان که پورپیرار آنها را جعلی میداند مستنداتی تهیه شده باشد.
باستانشناسان روس هنگام جستوجوی منطقهای در شهر باستانی فاناگوریا در جنوب روسیه بقایای یک لوحِ سنگیِ حامل کتیبهای مربوط به زمان داریوش بزرگ را پیدا کردهاند.
داریوش بزرگ دست به عمران و آبادیهای گسترده در سراسر امپراطوری هخامنشی زد. شاید باشکوهترین آن را در ساخت کاخهای زیبای پارسه بدانیم اما کانال سوئز مصر از دیگر دستاوردهای شگفت انگیز حکومت داریوش بر مردم بود...
در واقع تیر در مقعد فرو بردن ناشی از ترجمه اشتباه مترجم متن بود. اما مترجم فارسی که مانند این ایرانستیزان پیرو تحریف نبود با همکاری دیگر اساتید در آن بازنگری کردند. در چاپهای بعدی این عبارت تصحیح شد. در دیگر ترجمههای معتبر هم این عبارت دیده نمیشود...














