جایگزینی نام بِل به جای اهورامزدا در نسخه بابلی کتیبه بیستون، احترام به خدایان و آیینهای مصری، و حمایت از معابد یونانی، همگی نشان از درکی عمیق از نقش دین در سامان اجتماعی و سیاسی سرزمینهای تابع دارد. شاهنشاهی هخامنشی در پهنهای شکل گرفت که اقوام، زبانها و آیینهای گوناگون را در بر میگرفت و تداوم آن بدون نوعی سازگاری فرهنگی و دینی ممکن نبود.
بررسی سیاستهای دینی شاهنشاهان هخامنشی، از مهمترین محورهای پژوهش در تاریخ ایران باستان است؛ چرا که این سیاستها نهتنها بازتابی از جهانبینی حاکمان هخامنشی، بلکه نشاندهنده شیوهی اداره یک شاهنشاهی گسترده و چندقومیتی است. شاهنشاهی هخامنشی در پهنهای شکل گرفت که اقوام، زبانها و آیینهای گوناگون را در بر میگرفت و تداوم آن بدون نوعی سازگاری فرهنگی و دینی ممکن نبود.
در این چارچوب، مفهوم «تساهل مذهبی» بهعنوان یکی از ویژگیهای برجسته هخامنشیان، همواره مورد توجه مورخان و پژوهشگران بوده است. برخلاف بسیاری از حکومتهای همعصر، اکثر شاهنشاهان هخامنشی نه در پی حذف یا یکسانسازی باورهای دینی ملل تابع، بلکه در اندیشهی بهرهگیری از ساختارهای بومی بودند.
این رویکرد را میتوان در متون، کتیبهها و اسناد به جا مانده از دورهی داریوش بزرگ به روشنی مشاهده کرد.
بِل به جای اهورامزدا در بابل
در قطعهای از یک رونوشت بابلی کتیبه بیستون، که در بابل و بر یک یادمان سنگی کنده شده بود، خدای رهنمای داریوش، که همو نیز داریوش را به شاهی برگزیده به جای اهورامزدا در متن اصلی، بِل خوانده شده است. که خواننده بابلی از آن مردوک را برداشت خواهد کرد؛ یعنی همو که رهنمای کوروش نیز بود و اکنون رهنمای داریوش است (ن.ک: استالپر، ١۳۹۴: ص ۹۴).
این نکته نشان میدهد که فرمانهای پادشاهان هخامنشی متناسب با محل صدور آن ویژگیهای دینی و فرهنگی آن محل را به خود میگرفته است و این کار در راستای تساهل مذهبی هخامنشی و جهان بینی آنان انجام میگرفته است.
آنتریوش (داریوش)، فرعون مصر
احترام داریوش به ادیان بومی مصر در کتیبههای به جا مانده از وی در مصر آشکار است.
در پشت لوح مشهور داریوش در آن دیار، یک کتیبه مصری وجود دارد و بالای این کتیبه نقش خدای رع (قرص خورشید بالدار) و نقش خدایان هپی در حال انجام مراسم آیین گره زدن گلهای لوتوس و پاپیروس دیده میشود.
جالب آنکه داریوش در آثار مصری فرعون خوانده میشود و نام وی در کتیبههای مصری آنتریوش ثبت شده است (محمدپناه، ۱۳۸۴: ص ۹۰).
احترام به معبد آپولو
حتی سندی در دست است که داریوش بزرگ به باور اقوام یونانی هم احترام ویژهای میگذاشته است. یکی از جالبترین اسناد یونانی، نامه داریوش به نمایندهاش گاداتاس است. این نامه بر سنگ نوشته شده و نسخه موجود آن به قرن دوم تعلق دارد (بادامچی، ١٣٩١: ص ۲۱).
به هر حال در این سند احترام به معبد آپولو دیده میشود. داریوش به گاداتاس اینچنین نوشته است:
متوجه شدهام که تو به طور کامل از دستورهای من اطاعت نمیکنی.
چون تو در زمینهای من کشت می کنی از (ایالت) ماورای فرات (سوریه) درختان میوه آوردهای و در نواحی غرب آسیا کاشتهای، من هدف تو را تحسین میکنم و در نتیجه تو در دربار شاه بسیار محبوب هستی (قدر تو را میدانیم).
اما چون تو دستورهای من در امور دینی را زیر پا گذاشتهای، اثر خشم مرا خواهی دید، مگر اینکه رفتارت را عوض کنی، زیرا باغبانهای مقدس معبد آپولو مجبور شدهاند به تو مالیات بدهند و به دستور تو مجبور شدهاند که زمین غیر مقدس را شخم بزنند… (همان: ص ۲۳).
سخن پایانی
میبینیم که اسناد گوناگون نشان دهنده تسامح مذهبی در دوران داریوش بزرگ هستند. آنچه از مجموع این شواهد برمیآید، آن است که تسامح مذهبی در دوران داریوش بزرگ صرفاً یک شعار یا رفتار مقطعی نبوده، بلکه بخشی آگاهانه از حکمرانی را شکل میداده است.
یک تفسیر از این متون آن است که سیاست احترام به ادیان گوناگون در دوران فرمانروایی هخامنشیان وجود داشته و سرآغاز آن سیاستهای کوروش بزرگ بوده است. هخامنشیان به ادیان گوناگون احترام میگذاشتند تا ایجاد شورش و ناآرامی با انگیزههای مذهبی به حداقل برسد.
البته این تحلیل گاهی اوقات با اندیشههای امروزین و موضوع جدایی دین از سیاست و… مطرح میشود. ولی شرایط دین و سیاست در دوران باستان بسیار با شرایط امروزی متفاوت بوده است و اتفاقا دین نقش مهمی در سیاست داشته است، به طوری که پادشاهان تمدنهای باستانی خود را ملزم میدانستند که به خواستههای خداوند بزرگ یا خدایان احترام بگذارند.
اینجاست که جهان بینی هخامنشیان درباره ادیان گوناگون مطرح میشود. تفسیر دیگری که میتوان مطرح کرد آن است که این تساهل مذهبی در راستای یک جهان بینی بود که با کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت در ارتباط بود و فیلسوف بزرگی چون هگل به آن اشاره میکند.