نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

اوستا و آیین زرتشتی در روزگار نخستین

بارگذاری نخستین: ۲۰ خرداد ۱۳۹۵

نگاهی کوتاه:

نام اهورامزدا (خدای بزرگ آیین زرتشتی) در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و مورخان یونانی عصر هخامنشی، تقریبا به صورت گسترده از زرتشت، پیامبر ایرانی یاد کرده اند. بنابراین حضور آیین زرتشتی حداقل از زمان هخامنشیان در ایران قابل ردیابی است. شناخت گات‌ها (سروده‌های زرتشت) می‌تواند به فهم بهتر آیین زرتشتی در نخستین روزگار شکل‌گیری آن کمک شایانی کند.

اوستا و زرتشتى‌گرى نخستین

«آنچه امروزه به نام اوستا در دست داریم و از چند سده پیش از این در دانشگاه‌ها و مراکز علمی بزرگ جهان محور پژوهش‌های اوستا شناختی بوده، به سبب کاهش‌ها و افزایش‌ها و جابجایی‌ها و دستکاری‌های فراوانی که در طول تاریخ در آن راه یافته، نابسامان و ناهمگون است. از همین رو پژوهش در این نامه کهن و شناخت دقیق مفاهیم و رازها و اشاره‌های آن، کاری است دشوار … در طول بیش از یک هزاره اخیر، دست نویس‌های بازمانده اوستا تنها به صورت متن‌های ورجاوند دینی زرتشتیان، در ایران و هندوستان در اختیار خود آنها بود و در آیین‌های مذهبی ایشان خوانده می‌شد و دیگران یا از وجود آنها هیچ خبری نداشتند و یا از راه اشاره‌ها و یادآوری‌های پراکنده، مطالب افسانه گونه و بی بنیادی درباره آنها به خاطر سپرده بودند» (دوستخواه، ۱۳۸۵: ص سه و چهار).

می‌دانیم نام اهورامزدا (خدای بزرگ آیین زرتشتی) در کتیبه‌های هخامنشی آمده است و مورخان یونانی عصر هخامنشی، تقریبا به صورت گسترده از زرتشت، پیامبر ایرانی یاد کرده اند. در این بین گفتار گزان‌توس و افلاطون درباره زرتشت بسیار مشهور است. بنابراین حضور آیین زرتشتی حداقل از زمان هخامنشیان در ایران قابل ردیابی است؛ هرچند احتمالا این آیین در ایران پیشینه بیشتری داشته است.

در آیین زرتشتی، بر خلاف برخی آیین‌های دیگر، همه احکام و شیوه‌ها لزوما به صورت یکسان و تغییرناپذیر در طول تاریخ باقی نمانده‌اند و نمی‌توان از احکام ثابت در این آیین نام برد. 

بسیاری از رویکردها می‌توانستند متناسب با شرایط زمانی و مکانی دگرگون شوند. از همین رو، در طول تاریخ با برداشت‌ها و رویکردهای متفاوتی روبه‌رو می‌شویم که پیروان آنها، با وجود این تفاوت‌ها، خود را زرتشتی و مزداپرست می‌دانستند.

در زمان ساسانیان تحولاتی در آیین زرتشتی رخ داد و به نظر می‌رسد در این دوره به دنبال منظم کردن این آیین برآمدند. آثار و منابعی وجود دارد که حاکی از وجود تحولات در سنت‌های ایرانی در زمان ساسانیان است. از جمله می‌توان به بخشی از دینکرد اشاره کرد که درباره رسمی شدن آیین زرتشتی در زمان اردشیر پاپکان توضیحاتی می‌دهد.

در این بخش آمده است که اردشیر از «داور راست کردار توسر [تنسر] درخواست کرد همه آموزه‌های پراکنده را در دربار فراز آورد. توسر فرمانبرداری کرد؛ او آنهایی را که راست تر بودند برگزید و بقیه را کنار نهاد» (دریایی، ۱۳۹۲: ۶۰).

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی

 

گات‌ها یا گاهان از کهن‌ترین سروده‌های ایرانی است که بر اساس نظر بسیاری از اوستاشناسان و پژوهشگران این سروده‌ها از زرتشت، پیام‌آور باستانی ایران است. هرچند زرتشت در بخش‌هایی از گات‌ها سوم شخص است.

این بخش اوستا، از نظر زبانی یکی از کهن‌ترین بخش‌های اوستا محسوب می‌شود و شاعرانگی قابل توجهی در آن دیده می‌شود که آن را از دیگر بخش‌های اوستا متمایز می کند؛ این شاعرانگی حتی در ترجمه‌ها به پارسی نوین هم قابل فهم است. 

طبیعتا شناخت گات‌ها می‌تواند به فهم بهتر آیین زرتشتی در نخستین روزگار شکل‌گیری آن کمک شایانی کند.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

بررسی اندیشه‌های زرتشت بر اساس گات‌ها

 

بررسی آموزه‌های زرتشت در گات‌ها می‌تواند ما را در فهم بهتر فلسفه زرتشت کمک کند؛ به طوری که دید بهتری به آنچه زرتشت «راستی و نیک‌رفتاری» می‌دانسته، فراهم می‌کند. این نیکی در برابر آنچه او «دروغ و بدکاری» می‌دانسته قرار می‌گرفته است. آموزه‌هایی مانند «خِرَدورزی و اندیشیدن»، «توجه به بهروزی و خوشبختی دیگران»، «شادمانی»، «آبادانی جهان»، «کار و کوشش»، «نیایش و نماز» و...

نگاه کنید به:

چندی از آموزه‌های زرتشت بر اساس گات‌ها

 

مسئله ثنویت در آیین زرتشتی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در برخی از متون زرتشتی سخن از دو بن می‌آید که نیکی‌ها و بدی‌ها از آنها ریشه گرفته اند (دینکرد سوم، فضیلت، ۱۳۸۱: ج ۲، صص ۱۴-۱۷ و ۵۲-۵۴).

این دو بن هر دو مینُوی (معنوی) هستند و از این دو، مینویِ بدی‌ها می‌تواند جهان مادی را به بدی، نابودی و تباهی بکشاند (مینوی خرد، تفضلی، ۱۳۸۵: ص ۷۱)، همان‌طور که در سرآغاز بندهش می‌گوید: «آفرینشِ آغازین هُرمَزد و پتیارگیِ اهریمن…» (بندهش، بهار، ۱۳۹۰: ص ۳۳).

ثنویت در مَزدَیَسنا یا آیین زرتشتی یک ثنویت انتزاعی، اخلاقی و معنوی است (مزدا پور و آذر نیوش، ۱۳۹۱: ص ۱۳۹؛ صائبی، ۱۳۹۴).

با بررسی گات‌ها در می‌یابیم از نظر زرتشت یک آفریننده هستی، وجود دارد و آن هم «مزدا اهوره» است؛ هیچ جا در گات‌ها ذکر نشده که «مزدا اهوره» بدی‌ها را آفریده باشد.

اینجاست که می‌توان مفاهیم آفرینش و پادآفرینش را مطرح کرد. یعنی یک آفریننده بزرگ (مزدا اهوره) هستی را پاک و خرمی بخش آفرید. ولی از آنجایی که مفاهیم ازلی (خوبی و بدی) پدیدار بودند، بدی‌ها راه به آفرینش پاک «مزدا اهوره» بردند.

برای دانش بیشتر و مشاهده متن گات‌ها نگاه کنید به:

آفریننده «هستی» از نگاه زرتشت

کتاب‌نامه:

– اکبری مفاخر، آرش (۱۳۹۳). درآمدی بر اهریمن شناسی ایرانی. تهران: نشر باد.

– بهار، مهرداد (۱۳۹۰). بندهش – فرنبغ دادگی. تهران: توس.

– تفضلی، احمد (۱۳۸۵). مینوی خرد. تهران: توس.

– خالقیان، مجید (۲۶ تیر ۱۳۹۴). «نگاهی کوتاه به تحولات آیین زرتشتی». پایگاه خِرَدگان.

– دریایی، تورج (۱۳۹۲). شاهنشاهی ساسانی. ترجمه مرتضی ثاقب‌فر، تهران: ققنوس.

– دوستخواه، جلیل (1385). «سرآغاز» در اوستا: کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی. تهران: انتشارات مروارید.

– صائبی، میثم (شهریور ۱۳۹۴). «اهریمن نیست!». سرزمین آزادگان. شماره ۵. صص ۲۵-۲۷.

– فضیلت، فریدون (۱۳۸۱). کتاب سوم دینکرد. تهران: فرهنگ دهخدا.

– مزدا پور، کتایون؛ آذر نیوش، زهرا (۱۳۹۱). «ثنویت ایرانی و پیام گاهانی زرتشت». مجله باستان‌شناسی و تاریخ. ش ۵۰. صص ۱۲۹-۱۴۰.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
اوستا و آیین زرتشتی در روزگار نخستین
خِرَدگان