در منابع میانرودانی، نام «گوتی» لزوماً به یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت اشاره نمیکند. با توجه به نام فرمانروایان گوتی در «فهرست شاهان سومری» شاید بتوان گفت گوتیان مجموعهای از گروههای قبیلهای و متحد سیاسی بودهاند. نشانههایی از نامهای هندواروپایی یا حتی هندوایرانی در برخی از فرمانروایان گوتی دیده میشود و جالب آنکه بعدها با اقوامی مانند مادها که آریایی خوانده میشدند هم پیوند یافتند.
تصویری که بر اساس سرِ گرز پادشاه گوتی، لائِرابوم (La-erabum) بازسازی شده است
پیشگفتار
برخی از نویسندگان، گوتیان را قومی بومی در نواحی غرب ایران کنونی و کاملاً نامرتبط با اقوامی که بعدها آریایی خوانده شدند، دانستهاند. این نویسندگان از چنین دیدگاهی برای تقویت فرضیه مهاجرت آریاییها به فلات ایران استفاده کردهاند.
بااینحال، این نتیجهگیری با توجه به ماهیت منابع موجود درباره گوتیان قطعی نیست؛ زیرا اطلاعات مستقیم درباره زبان، خاستگاه و هویت قومی آنان بسیار اندک است و تقریباً تمام دادههای موجود درباره گوتیان از متون میانرودانی به دست آمده است.
بهطور کلی، برای فرضیه مهاجرت قوم آریا به فلات ایران نیز منابع و شواهد کافی در دست نیست (1).
آنچه درباره گوتیان جالب مینماید، این است که در منابع میانرودانی، نام «گوتی» لزوماً به یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت اشاره نمیکند. از این رو، این احتمال وجود دارد که در دورههای مختلف، گروههای گوناگونی با این نام شناخته شده باشند. برداشتی که از منابع میتوان کرد این است که گوتیها با برخی از جمعیتهای ساکن فلات ایران، نواحی زاگرس و مناطق شمالی میانرودان مرتبط بودند.
بااینحال، اطلاعات ما درباره گوتیان بسیار اندک است و بر اساس شواهد موجود نمیتوان در این زمینه با قطعیت سخن گفت.
تصویر کلی گوتیان در منابع میانرودانی
تصویر گوتیان در ادبیات میانرودانی بسیار منفی است. آنان بهعنوان مردمانی بیگانه و مهاجم توصیف شدهاند و حتی با تعابیری تحقیرآمیز درباره ظاهر و رفتار آنان سخن گفته شده است. بنابراین، باید توجه داشت که بخش بزرگی از تصویر امروزی ما از گوتیان، حاصل نگاه نویسندگان میانرودانی به مردمان بیرون از حوزه فرهنگی خودشان است، نه گزارشهایی که خود گوتیان از هویت و جامعه خویش ارائه کرده باشند (2).
ازاینرو، نمیتوان ویژگیهایی را که منابع میانرودانی درباره گوتیان ارائه میکنند، بدون دلیل کافی به تمام جمعیتهای فلات ایران یا حتی مناطق دیگر تعمیم داد.
گوتیان؛ یک قوم یا عنوانی برای گروههای گوناگون؟
میروپ (Marc Van De Mieroop) در دانشنامه ایرانیکا تصریح میکند که اصطلاحهای Gutium و Gutians در متون میانرودانی برای گروهها و مناطق گوناگونی به کار رفتهاند و نمیتوان بر اساس آنها تاریخ یک قوم یا سرزمین مشخص را بازسازی کرد (2).
از همین رو، اصطلاح «گوتی» در متون میانرودانی از اواسط هزاره سوم تا اواخر هزاره نخست پیش از میلاد دیده میشود. ایرانیکا تصریح میکند که بسیار بعید است این نام در تمام این دوره به یک گروه انسانی ثابت اشاره داشته باشد. همچنین جایگاه جغرافیایی «گوتیوم» نیز ثابت نبوده و در دورههای مختلف، بسته به زمینه متن، برای مناطق متفاوتی در شرق و شمال میانرودان و نواحی زاگرس به کار رفته است.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم «گوتیان» در منابع میانرودانی در کنار اصطلاحهای مبهم دیگری مانند Subartu و Lullumu قرار گرفتهاند. ایرانیکا نتیجه میگیرد که در هزارههای دوم و نخست پیش از میلاد، «گوتی» گاه صرفاً برای اشاره به مردمانی از زاگرس یا حتی گروههای غیرمیانرودانی و دشمن به کار میرفته است و هر گروه متخاصمی میتوانسته «گوتی» نامیده شود.
حتی در دورهای که گوتیان در میانرودان قدرت سیاسی پیدا کردند، شواهد لزوماً از وجود یک حکومت کاملاً متمرکز و یک قوم همگون خبر نمیدهد. فهرست شاهان سومری شمار زیادی از شاهان گوتی را پشت سر هم ذکر میکند؛ اما میروپ خاطرنشان میکند که تعداد این شاهان برای فرمانروایی متوالی آنان بیش از اندازه است و احتمالاً برخی از آنان همزمان بر شهرهای مختلف حکومت میکردهاند (2).
این وضعیت میتواند با این احتمال سازگار باشد که «گوتیان» در برخی دورهها مجموعهای از گروههای متحد بودهاند، نه یک قوم کاملاً همگون با زبان واحد.
نژاد گوتیان چه بوده است؟
مفهوم «نژاد» به معنای دستهبندی انسانها در قالب گروههای زیستیِ گسسته، امروزه در پژوهشها کاربرد بسیار محدودتری نسبت به گذشته دارد. پژوهشهای ژنتیکی نشان دادهاند که تنوع ژنتیکی انسانها پیچیده و پیوسته است و نمیتوان گروههای انسانی باستانی را صرفاً بر پایه زبان، فرهنگ یا دین، در قالب نژادهای زیستی مشخص دستهبندی کرد.
اگر مجموعهای از بقایای انسانی در اختیار داشتیم که با اطمینان میدانستیم متعلق به افرادی بودهاند که در زمان خود گوتی خوانده میشدند، بررسی DNA باستانی آنها میتوانست اطلاعات مهمی درباره تبار ژنتیکی این افراد و ارتباط آنان با دیگر جمعیتهای منطقه در اختیار ما قرار دهد.
با این حال پژوهشهای ژنتیک باستانی تاکنون شواهدی از تداوم قابل توجه جمعیتها در فلات ایران از دورههای پیشاتاریخی تا دورههای تاریخی نشان دادهاند، هرچند در طول این دورهها جابهجایی و آمیزش جمعیتها نیز رخ داده است (3).
از این رو، اگر بخشی از گوتیان در فلات ایران و در میان جمعیتهای بومی این منطقه زندگی کرده باشند، میتوان این احتمال را در نظر گرفت که از نظر ژنتیکی با دیگر جمعیتهای ساکن فلات ایران اشتراک قابل توجهی داشته باشند؛ اما بدون نمونههای مستقیم و قابل انتساب به گوتیان، نمیتوان درباره ویژگیهای ژنتیکی آنان با اطمینان اظهار نظر کرد.
نشانههایی از عناصر مرتبط با آریاییهای بعدی در میان «گوتیان»
نشانههایی از نامهای هندواروپایی یا حتی هندوایرانی در میان اشخاصی که در منابع بهعنوان گوتی شناخته شدهاند، دیده میشود. یکی از نامهای شناختهشده در میان فرمانروایان گوتی، تیریگان (Tirigan) است که مربوط به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد است.
همچنین در نامهایی مانند اینکیشوش، سارلاگاب، کوروم و... نیز نشانههایی از پیوند با خانواده زبانهای هندواروپایی دیده میشود.
نکته مهم این است که کاربرد واژه «گوتی» در دورههای بعدی، حتی برای جمعیتهایی دیده میشود که منابع دیگر آنها را با مادها مرتبط میدانند. ایرانیکا تصریح میکند که سالنامههای آشوری واژه «گوتی» را برای جمعیتهایی به کار بردهاند که در منابع دیگر بهعنوان مادها یا مانناییان شناخته میشوند (2).
این موضوع نشان میدهد که نمیتوان هر بار که در یک متن میانرودانی از «گوتی» سخن گفته شده است، آن را الزاماً به یک قوم مستقل و کاملاً بیارتباط با جمعیتهایی که بعدها آریایی خوانده شدند، نسبت داد. کاربرد تاریخی این اصطلاح نشان میدهد که معنای آن در طول زمان تغییر کرده و احتمالاً در دورههای مختلف برای گروههای متفاوتی به کار رفته است.
در دوره کوروش بزرگ نیز عنوان «گوتیوم» همچنان در منابع بابلی دیده میشود. در «رویدادنامه نبونعید»، اوگبرو (Ugbaru) بهعنوان فرماندار گوتیوم معرفی شده و آمده است که او همراه سپاه کوروش بزرگ و بدون جنگ وارد بابل شد. میتوان برداشت کرد که او فرمانده سپاه کوروش بزرگ بوده است (4).
اهمیت این مورد در نام اوگبرو نیز قابل بررسی است. رودیگر اشمیت در دانشنامه ایرانیکا، صورت یونانی گُبریاس (Gobryas) را با نام ایرانی باستان Gaub(a)ruva مرتبط دانسته و پیوند اوگبرو (فرماندار گوتیوم) با گُبریاس را بسیار محتمل میداند (5).
بنابراین، احتمالا در دوره هخامنشی، شخصی که در متن بابلی با عنوان «فرماندار گوتیوم» شناخته میشود، نامی دارد که با Gaubaruva ایرانی ارتباط داده شده است. این موضوع دستکم نشان میدهد که عنوان «گوتیوم» در آن دوره میتوانسته منطقهای را دربرگیرد که جمعیتها و شخصیتهای ایرانیزبان نیز در آن حضور داشتهاند.
آیا گوتیان یک اتحادیه سیاسی بودند؟
یکی از نکاتی که در بررسی ساختار گوتیان در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد باید مورد توجه قرار گیرد، وضعیت سیاسی آنان است. «فهرست شاهان سومری» از شماری فرمانروای گوتی مرتبط با هزاره سوم پیش از میلاد نام میبرد و این موضوع بدون تردید نشان دهنده نظام سیاسی مرتبط با گوتیان است.
این شواهد امکان دیگری را نیز مطرح میکند: شاید «گوتیان» یک واحد قومی کاملاً همگون نبوده، بلکه مجموعهای از گروههای سیاسی و قبیلهای بودهاند که در مقطعی زیر عنوان گوتیوم، در چارچوب ساختاری سیاسی مشترک اما غیرمتمرکز قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، تفاوت زبانی و جغرافیایی میان گروههای تشکیلدهنده نیز از نظر تاریخی ناممکن نیست. برای مثال، ممکن است برخی از این گروهها به زبانهایی از خانواده هندواروپایی و برخی دیگر به زبانهایی غیرهندواروپایی سخن میگفتهاند.
آیا بخشی از گذشتگان آریاییها در اتحادیه گوتیان حضور داشتند؟
با توجه به مواردی که تاکنون ذکر شد، میتوان گفت برخی شواهد از وجود نامهایی مرتبط با آریاییهای بعدی در میان افرادی که در منابع گوتی خوانده شدهاند، وجود دارد. همچنین در منابع متأخر، گوتیان برای جمعیتهایی هم به کار رفته است که با اقوام آریایی مانند مادها ارتباط داشتهاند.
از این رو، میتوان این پرسش را مطرح کرد که آیا در میان گروههایی که در دورههای مختلف با عنوان «گوتی» شناخته میشدند، بخشی از جمعیتهایی که بعدها آریایی خوانده شدند نیز حضور داشتهاند؟
به بیان دیگر، آیا ممکن است بخشی از گروههایی که بعدها آریایی خوانده شدند، پیشتر در اتحادیهای قرار میگرفتند که در منابع میانرودانی با عنوان «گوتی» شناخته میشدند؟
این فرضیه همچنین این پرسش را مطرح میکند که آیا حضور چنین گروههایی میتوانسته در تحولات سیاسی بعدی نقش داشته باشد و در نهایت، در شکلگیری زمینههای سیاسی حکومت ماد مؤثر بوده باشد؟
سخن پایانی
ترسیم تصویری ساده و یکپارچه از «قوم گوتیان» با توجه به شواهد موجود کافی نیست. منابع میانرودانی این نام را در دورههای مختلف برای گروهها و مناطق متفاوتی به کار بردهاند و از این رو، نمیتوان با اطمینان از وجود یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت سخن گفت.
از سوی دیگر وجود نامهایی مانند تیریگان و ... از هزاره سوم پیش از میلاد، کاربرد بعدی «گوتی» برای جمعیتهایی که در آنها مادها هم قرار داشتند و همچنین شخصی با نام ایرانی (Ugbaru/Gaubaruva) در مقام فرماندار گوتیوم در عصر کوروش بزرگ، نشان میدهد که نمیتوان گوتیان را بهسادگی قومی یکپارچه و کاملاً نامرتبط با جمعیتهایی دانست که بعدها آریایی خوانده شدند.
بنابراین، استفاده از گوتیان بهعنوان شاهدی قطعی برای تأیید فرضیه مهاجرت آریاییها به فلات ایران، با توجه به ماهیت منابع موجود، قابل دفاع نیست.
بههرحال، نشانهها و شواهدی از حضور عناصر هندواروپایی یا حتی هندوایرانی، دستکم در برخی نامهای منسوب به افرادی که «گوتی» خوانده شدهاند، دیده میشود.
در نهایت، باید در نظر داشت که اطلاعات ما درباره گوتیان عمدتاً اطلاعاتی بیرونی و میانرودانی است؛ یعنی از سوی جوامعی ثبت شده که گوتیان را مردمانی خارج از حوزه تمدنی خود میدانستند و گاه با تعابیر سیاسی و تحقیرآمیز از آنان یاد میکردند. ازاینرو، بخشی از تصویری که امروز از گوتیان داریم ممکن است حاصل دستهبندی و نامگذاری میانرودانی باشد، نه بازتاب دقیق هویت قومی و زبانی مردمانی که خود را گوتی مینامیدند.