نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

پیوند ژنتیکی فلات ایران با آناتولی، جنوب اروپا و شبه قاره هند

این نوشتار، از نوشتارهای ارسالی کاربران است

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری


نگاهی کوتاه:

قرابت ژنتیکی میان جمعیت‌های فلات ایران، آناتولی، قفقاز، یونان، ایتالیا و بخش‌هایی از شبه قاره هند شگفت‌آور نیست؛ زیرا این مناطق طی هزاران سال شاهد جابه‌جایی، آمیزش و ارتباط جمعیتی بوده‌اند. طبیعی است که در مقایسه با مناطق دورتر، مانند ژاپن و چین، اشتراکات ژنتیکی بیشتری میان آن‌ها مشاهده شود. تاریخ جابه‌جایی و آمیزش جمعیت‌ها در هزاره‌های پیش از میلاد بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های ساده‌ای مانند فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت قوم آریا بوده است. 

پیوند ژنتیکی فلات ایران با آناتولی، یونان، ایتالیا و شبه قاره هند

مقدمه

مطالعه تنوع ژنتیکی انسان‌ها نشان می‌دهد که جمعیت‌های امروزی را نمی‌توان به‌سادگی در گروه‌های کاملاً جدا از یکدیگر قرار داد. مطالعات ژنتیکی نشان می‌دهند که انسان‌های امروزی، یعنی Homo sapiens، در نهایت ریشه در یک جمعیت دارند و تفاوت‌های ژنتیکی میان جمعیت‌های امروزی بیشتر در قالب تفاوت در میزان نزدیکی و دوری ژنتیکی قابل بررسی است، نه به‌عنوان مرزهای ثابت و گسسته میان «نژادها».

مهاجرت‌های پیشاتاریخی، گسترش کشاورزی، جابه‌جایی‌های عصر برنز و آهن و تماس‌های مداوم میان جمعیت‌های اوراسیا، موجب شکل‌گیری شبکه‌ای پیوسته از خویشاوندی ژنتیکی شده است.

یکی از مهم‌ترین پژوهشگران این حوزه لوئیجی لوکا کاوالی-اسفورتسا (Luigi Luca Cavalli-Sforza) بود که همراه با پائولو منوتسی و آلبرتو پیاتسا در کتاب The History and Geography of Human Genes داده‌های ژنتیکی بیش از ۱۸۰۰ جمعیت را بررسی کرد و از آنها برای بازسازی تاریخ مهاجرت و پراکنش جمعیت‌های انسانی بهره گرفت. این اثر در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و از پژوهش‌های کلاسیک و تأثیرگذار در مطالعه تاریخ جمعیت‌های انسانی به شمار می‌رود.

یافته‌های ژنومی جدید نیز، با استفاده از داده‌های بسیار گسترده‌تر و روش‌های دقیق‌تر، در مجموع الگوهای کلی مشاهده‌شده در مطالعات کاوالی-اسفورتسا را تأیید می‌کنند و نزدیکی ژنتیکی نسبی جمعیت‌های فلات ایران با جمعیت‌های آناتولی، قفقاز، بخش هایی از اروپا و بخش‌هایی از جنوب و مرکز آسیا و همچنین بخش‌هایی از شبه قاره هند را نشان می‌دهند.

در این نوشته تمرکز اصلی بر پژوهش‌های ژنتیکی درباره جمعیت‌ها است، تا با بررسی یافته‌های ژنتیک جمعیت، تصویری روشن‌تر از پیوندهای ژنتیکی و تداوم جمعیتی در یک مسیر  جغرافیایی ارائه شود.

نگاهی انتقادی به فرضیه‌هایی مانند فرضیهٔ مهاجرت آریایی‌ها 

پژوهش‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که تاریخ جابه‌جایی و آمیزش جمعیت‌های انسانی در هزاره‌های پیش از میلاد بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های ساده‌ای مانند فرضیه اثبات نشده مهاجرت آریایی‌ها بوده است.

در روایت ساده شده قرون پیشین شکل‌گیری جمعیت‌ها و فرهنگ‌های تاریخی را عمدتاً به مهاجرت یک جمعیت مشخص از نقطه‌ای واحد نسبت می‌دادند. 

با توجه به این پژوهش‌ها می‌توان گفت مدل‌هایی که شکل‌گیری جمعیت‌های هند و ایرانی و حتی دیگر مردمان هندواروپایی‌زبان را عمدتاً نتیجهٔ یک مهاجرت گسترده و جایگزینی جمعیت‌های بومی در دوره‌ای نسبتاً متأخر می‌دانند، با چالش جدی روبه‌رو هستند و نمی‌توان چنین فرضیه‌هایی را با اطمینان پذیرفت.

به بیان دیگر، نزدیکی ژنتیکی میان جمعیت‌های فلات ایران، آناتولی، یونان، جنوب اروپا و حتی برخی جمعیت‌های جنوب آسیا، ریشه‌هایی دارد که هزاران سال پیش از تاریخ‌های پیشنهادی برای فرضیه مهاجرت آریایی‌ها به این مناطق شکل گرفته است.

این در حالی است که با بررسی منابع تاریخی درمی‌یابیم که فرضیه مهاجرت آریایی‌ها به‌هیچ‌وجه به‌صراحت در منابع تاریخی مطرح نشده است؛ بلکه این فرضیه بر پایه برداشت‌ها و تفسیرهای پژوهشگران دوره‌های جدیدتر از این منابع شکل گرفته است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آریایی، قومی مهاجر یا نام هویتی باستانی

فاصلهٔ ژنتیکی در مطالعات کاوالی-اسفورتسا

کاوالی-اسفورتسا و همکارانش از روش‌های مختلفی برای اندازه‌گیری تفاوت ژنتیکی میان جمعیت‌ها استفاده کردند. یکی از این روش‌ها FST بود؛ شاخصی که برای اندازه‌گیری میزان تمایز ژنتیکی میان جمعیت‌ها به کار می‌رود. به‌طور کلی، مقدار کمتر FST به معنای تمایز ژنتیکی کمتر میان دو جمعیت است.

در داده‌های منتشرشده بر اساس مجموعهٔ داده‌های کاوالی-اسفورتسا، برخی از فاصله‌های گزارش‌شده میان جمعیت‌های مورد بحث قابل توجه‌اند. برای نمونه:

دو جمعیتفاصلهٔ FST گزارش‌شده
ایرانی ـ یونانی70
ایرانی ـ ایتالیایی133
ایرانی ـ هندی154
هندی ـ یونانی272
هندی ـ ایتالیایی261

این اعداد نشان می‌دهند که ایرانیان در این مجموعهٔ داده‌ای با یونانیان و ایتالیایی‌ها فاصلهٔ نسبتاً کمی داشته‌اند و با جمعیت هندی نیز فاصله‌ای بسیار کمتر از بسیاری از جمعیت‌های خارج از این حوزه نشان می‌داده‌اند. برای مقایسه، فاصلهٔ ایرانی و ژاپنی در همان مجموعه 1059 و فاصلهٔ ایرانی و آفریقایی غربی 1796 گزارش شده است.

البته باید تأکید کرد که این جدول متعلق به داده‌های تاریخی کاوالی-اسفورتسا است و نباید آن را معادل یک ماتریس ژنومی مدرن دانست. 

با این حال، مطالعات ژنتیکی بعدی شواهد بسیار بیشتری برای وجود پیوند میان این مناطق فراهم کرده‌اند.

پژوهش‌های ژنتیکی بر روی ایرانیان باستان تا کنون

مطالعهٔ ژنومی گستردهٔ Mehrjoo و همکاران در سال ۲۰۱۹، نشان داد اکثریت جمعیت ایران قرابت ژنتیکی دیده می شود و اگرچه از نظر ژنتیکی به جمعیت‌های همسایه نزدیک‌اند، دارای تنوع ژنتیکی متمایزی هستند که با تداوم ژنتیکی دیرپا سازگار است.

در این پژوهش یک «خوشه مرکزی ایران» (Central Iranian Cluster یا CIC) در نظر گرفته شده است که گروه‌های عضو این خوشه تفاوت ژنتیکی اندکی با یکدیگر دارند. با این حال، برخی از گروه‌های قومی، مانند ترکمن‌ها و... فاصله ژنتیکی بیشتری با دیگر جمعیت‌های مورد بررسی نشان می‌دهند.

از سوی دیگر پژوهش‌های ژنتیکی بر روی جمعیت‌های پیشاتاریخی و تاریخی فلات ایران نشان از قرابت با جمعیت کنونی است به طوری که ثبات جمعیتی از دوران پیشاتاریخی تا دوران مدرن قابل توجه است. 

امجدی و همکاران (Ala Amjadi et al., 2025) در پژوهشی که با تحلیل ۵۰ نمونه از ۹ محوطه باستان‌شناختی در سراسر ایران انجام شده است و ارتباطات ژنتیکی نیرومندی با جمعیت‌های محلی و جمعیت‌های جنوب-مرکزی آسیا در عصر مفرغ نشان می‌دهند؛ موضوعی که بر تداوم پیوندهای ژنتیکی میان این مناطق در طول زمان تأکید می‌کند.

مطالعهٔ دیگری بر پایهٔ بررسی ۳۵۲ ژنوم کامل میتوکندریایی از ایرانیان نشان داد که میزان تنوع ژنتیکی جمعیت‌های ایرانی با جمعیت‌های قفقاز، آناتولی و اروپا قابل مقایسه است (Malyarchuk et al., 2013).

این یافته‌ها با موقعیت جغرافیایی و تاریخی ایران نیز سازگار است؛ کشور ایران کنونی در محل اتصال چند منطقهٔ مهم ژنتیکی و مهاجرتی، یعنی فلات ایران، قفقاز، بین‌النهرین، آسیای مرکزی و آناتولی قرار دارد.

پیوند ژنتیکی ایران و آناتولی

شواهد ژنومی جدید دربارهٔ آناتولی نیز تصویری از پیوندهای گستردهٔ جمعیتی در این منطقه ارائه می‌کنند.

Kars و همکاران (۲۰۲۱) با بررسی داده‌های ژنومی ۳۳۶۲ فرد از جمعیت امروزی ترکیه نشان دادند که این جمعیت حاصل آمیزش‌های تاریخی میان جمعیت‌های بالکان، قفقاز، خاورمیانه و اروپا است.

این پژوهشگران همچنین وجود تبار مشترک میان جمعیت‌های ترکیه، قفقاز، شام و ایران را گزارش کردند.

این یافته‌ها جایگاه آناتولی را به‌عنوان یکی از مناطق مهم تماس و تبادل ژنتیکی میان خاور نزدیک و اروپا نشان می‌دهد.

ارتباط ایران، آناتولی و یونان

مطالعات DNA باستانی تصویر دقیق‌تری از این ارتباط ارائه کرده‌اند. پژوهش Skourtanioti و همکاران (۲۰۲۳) با بررسی ۱۰۲ ژنوم باستانی از کرت، بخش مهمی از یونان و جزایر اژه نشان داد که جمعیت‌های اژه‌ای در دوره نوسنگی و عصر برنز تحت تأثیر چندین جریان ژنتیکی قرار گرفته‌اند.

در اواخر نوسنگی و آغاز عصر برنز، مؤلفه‌های ژنتیکی مرتبط با ایران و قفقاز در برخی جمعیت‌های اژه‌ای مشاهده می‌شود؛ به‌ویژه در بخش‌هایی از سرزمین اصلی یونان و جزایر اژه. نویسندگان این یافته‌ها را در چارچوب تماس‌های دیرینه میان جمعیت‌های اژه و جنوب‌غرب آسیا تفسیر می‌کنند.

مطالعهٔ گسترده‌تر دیگری که ۳۵ ژنوم جدید باستانی را با ۳۸۲ ژنوم باستانی و ۲۳ ژنوم امروزی ترکیب کرد، تاریخ ژنتیکی ایران، آناتولی، قفقاز جنوبی، شام و اژه را در سراسر هولوسن بررسی کرد. نتایج نشان داد که در نیمهٔ نخست هولوسن، جمعیت‌های جنوب‌غرب آسیا و شرق مدیترانه تا حد قابل توجهی با یکدیگر آمیزش داشتند و تمایز منطقه‌ای میان آن‌ها کاهش یافت؛ اما از عصر برنز به بعد، در پی افزایش جریان‌های ژنی از مناطق بیرونی، جمعیت‌های منطقه به تدریج از یکدیگر متمایزتر شدند (Koptekin et al., 2023).

بنابراین، نزدیکی ژنتیکی میان ایران، آناتولی و اژه را نمی‌توان صرفاً پدیده‌ای مربوط به مطالعات جمعیت‌های امروزی دانست؛ داده‌های DNA باستانی نیز نشان می‌دهند که میان این مناطق از دوران نوسنگی و در هزاره‌های بعدی، ارتباط و جریان ژنی وجود داشته است (Koptekin et al., 2023).

این شواهد البته به معنای یکسان بودن جمعیت‌های این مناطق نیست، بلکه از وجود شبکه‌ای دیرینه از ارتباطات و جابه‌جایی‌های جمعیتی در جنوب‌غرب آسیا و شرق مدیترانه حکایت دارد. 

یونان و ایتالیا

پیوند میان آناتولی، اژه و جنوب اروپا نیز به‌خوبی مستند شده است. جمعیت‌های نوسنگی آناتولی نقش مهمی در گسترش کشاورزی و در نتیجه گسترش برخی مؤلفه‌های ژنتیکی به اروپا داشتند. مطالعات ژنوم باستانی نشان داده‌اند که جمعیت‌های نوسنگی اژه و یونان از نظر ژنتیکی به جمعیت‌های آناتولیایی نزدیک بودند (Kılınç et al., 2017).

در دوره‌های بعدی نیز جمعیت‌های اژه تحت تأثیر چندین جریان ژنتیکی قرار گرفتند؛ از جمله جریان‌های ژنی از مناطق شرقی‌تر که در شکل‌گیری ساختار ژنتیکی جمعیت‌های عصر برنز اژه نقش داشتند (Skourtanioti et al., 2023; Koptekin et al., 2023).

در مورد ایتالیا، داده‌های ژنومی نشان می‌دهند که به‌خصوص جنوب ایتالیا پیوندهای ژنتیکی قابل توجهی با یونان، آناتولی و خاور نزدیک دارد. مطالعه‌ای درباره ژنوم جمعیت ایتالیا نشان داد که تاریخ ژنتیکی ایتالیا تحت تأثیر چندین رویداد مهاجرت و آمیزش در دوره‌های نوسنگی، عصر برنز و دوره‌های بعدی قرار گرفته و جنوب ایتالیا در مقایسه با شمال ایتالیا پیوندهای بیشتری با جمعیت‌های شرق مدیترانه و جنوب‌شرق اروپا نشان می‌دهد (Sazzini et al., 2020).

در نتیجه، قرار گرفتن ایران، آناتولی، یونان و جنوب ایتالیا در یک شبکهٔ ژنتیکی گستردهٔ اوراسیای غربی با شواهد ژنوم باستانی و مطالعات جمعیت‌شناختی سازگار است؛ هرچند این به معنای یکسان بودن این جمعیت‌ها یا وجود یک جمعیت واحد در گذشته نیست (Koptekin et al., 2023; Sazzini et al., 2020).

چرا هند نیز در این الگو قرار می‌گیرد؟

ارتباط ژنتیکی هند با غرب آسیا موضوعی پیچیده‌تر است، زیرا جمعیت هند تاریخ جمعیتی بسیار متفاوت و تنوع درونی بسیار بالایی دارد.

مطالعهٔ Reich و همکاران در سال ۲۰۰۹ نشان داد که بخش عمده‌ای از جمعیت‌های امروزی هند از ترکیب درجات متفاوتی از دو مؤلفهٔ عمدهٔ نیاکانی موسوم به شمالی (Ancestral North Indians) و جنوبی (Ancestral South Indians) شکل گرفته‌اند. مؤلفهٔ شمالی از نظر ژنتیکی به جمعیت‌های خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپا نزدیک‌تر بود، در حالی که مؤلفهٔ جنوبی، تبار متمایزتری را نشان می‌داد (Reich et al., 2009).

اما مطالعات جدیدتر این تصویر را بسیار دقیق‌تر کرده‌اند. در پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در Cell منتشر شد و بر پایهٔ داده‌های ژنومی ۲۷۶۲ فرد هندی انجام گرفت، نشان داده شد که بخش عمده‌ای از تنوع ژنتیکی جمعیت‌های هند را می‌توان در چارچوب سه مؤلفهٔ اصلی مرتبط با شکارچی‌گردآورندگان جنوب آسیا، دامداران استپی اوراسیا و کشاورزان نوسنگی مرتبط با ایران و آسیای مرکزی بررسی کرد. این پژوهش همچنین وجود یک منبع مشترک برای ancestry مرتبط با ایران را در چندین گروه نیاکانی هند نشان داد (Kerdoncuff et al., 2025).

آیا می‌توان این جمعیت‌ها را «یک گروه ژنتیکی» دانست؟

در اینجا باید میان دو ادعا تفاوت گذاشت. یک برداشت سطحی و نادرست این است که فلات ایران، آناتولی، بخش‌هایی از هند، یونان و ایتالیا یک نژاد واحد را تشکیل می‌دهند. این بیان بیش از اندازه ساده‌سازی شده است. تفاوت‌های قابل توجهی میان این جمعیت‌ها وجود دارد و حتی درون هر کشور نیز تنوع ژنتیکی دیده می‌شود.

از سوی دیگر، «کشور» واحد مناسبی برای تعریف جمعیت ژنتیکی نیست. مرزهای سیاسی امروزی بسیار جدیدتر از فرایندهایی هستند که ساختار ژنتیکی جمعیت‌های انسانی را ایجاد کرده‌اند.

بلکه می‌توان گفت این جمعیت‌ها در طول تاریخ خود پیوندهای ژنتیکی داشته‌اند و از یک شبکهٔ گستردهٔ مبادلهٔ ژنی تأثیر پذیرفته‌اند.

نتیجه‌گیری

مشاهدهٔ قرابت ژنتیکی میان جمعیت‌های فلات ایران، آناتولی، قفقاز، یونان، ایتالیا و بخش‌هایی از شبه قاره هند، به‌خودی‌خود پدیده‌ای شگفت‌انگیز نیست. این مناطق در مجاورت یکدیگر قرار دارند و طی هزاران سال شاهد جابه‌جایی، آمیزش و ارتباط جمعیتی بوده‌اند؛ بنابراین طبیعی است که در مقایسه با جمعیت‌های جغرافیایی بسیار دورتر، مانند ژاپن و چین، اشتراکات ژنتیکی بیشتری میان آن‌ها مشاهده شود.

مطالعات کاوالی-اسفورتسا در اواخر قرن بیستم یکی از نخستین تلاش‌های بزرگ برای ترسیم جغرافیای ژنتیکی انسان بود. داده‌های آن دوره نشان می‌دادند که جمعیت ایرانی با برخی جمعیت‌های اروپایی، به‌ویژه یونانی و ایتالیایی، فاصلهٔ ژنتیکی نسبتاً کمی دارد و با جمعیت هند نیز پیوند قابل توجهی نشان می‌دهد.

پژوهش‌های ژنومی بعدی، به‌ویژه با استفاده از DNA باستانی، این تصویر را اصلاح و بسیار دقیق‌تر کرده‌اند. امروزه مشخص شده است که شبه قاره هند، فلات ایران، قفقاز، آناتولی، اژه و جنوب اروپا در بخش بزرگی از دوران نوسنگی و عصر برنز در یک شبکهٔ گستردهٔ جابه‌جایی و آمیزش ژنتیکی قرار داشته‌اند. همچنین جمعیت‌های هند، به‌ویژه از طریق موارد مرتبط با کشاورزان نوسنگی ایران و آسیای مرکزی، پیوند ژنتیکی عمیقی با این تاریخ گستردهٔ اوراسیای غربی دارند.

بنابراین، یافته‌های جدید در سطح کلی از الگوی تاریخی کاوالی-اسفورتسا پشتیبانی می‌کنند، اما آن را به شکل دقیق‌تر و پیچیده‌تری توضیح می‌دهند. با این حال نمی‌توان از «نژاد واحد» یا «گروه ژنتیکی واحد» سخن گفت.

پژوهش‌های ژنتیکی نشان می‌دهند که تاریخ جابه‌جایی و آمیزش جمعیت‌های انسانی در هزاره‌های پیش از میلاد بسیار پیچیده‌تر از روایت‌های ساده‌ای مانند فرضیه اثبات نشده مهاجرت آریایی‌ها بوده است.

منابع:

- Ala Amjadi, M., Özdemir, Y. C., Ramezani, M., Jakab, K., Megyes, M., Bibak, A., Salehi, Z., Hayatmehar, Z., Taheri, M. H., Moradi, H., Zargari, P., Hasanpour, A., Jahani, V., Motalleb Sharifi, A., Egyed, B., Mende, B. G., Tavallaie, M., & Szécsényi-Nagy, A. (2025). “Ancient DNA indicates 3,000 years of genetic continuity in the Northern Iranian Plateau, from the Copper Age to the Sassanid Empire.” Scientific Reports, 15, 16530. DOI: 10.1038/s41598-025-99743-w.

- Cavalli-Sforza, L. L., Menozzi, P., & Piazza, A. (1994). The History and Geography of Human Genes. Princeton University Press.

- Cavalli-Sforza, L. L. (1997). “Genes, peoples, and languages.” Proceedings of the National Academy of Sciences, 94(15), 7719–7724. DOI: 10.1073/pnas.94.15.7719.

- Mehrjoo, Z. et al. (2019). “Distinct genetic variation and heterogeneity of the Iranian population.” PLoS Genetics, 15(9), e1008385. DOI: 10.1371/journal.pgen.1008385.

- Malyarchuk, B. et al. (2013). “Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians.” PLoS ONE, 8(11), e80673. DOI: 10.1371/journal.pone.0080673.

- Kılınç, G. M., Koptekin, D., Atakuman, Ç., Sümer, A. P., Dönertaş, H. M., Yaka, R., Bilgin, C. C., Büyükkarakaya, A. M., Baird, D., Altınışık, N. E., Flegontov, P., Götherström, A., Togan, İ., & Somel, M. (2017). “Archaeogenomic analysis of the first steps of Neolithization in Anatolia and the Aegean.” Proceedings of the Royal Society B, 284(1867), 20172064. DOI: 10.1098/rspb.2017.2064.

- Koptekin, D., Yüncü, E., Rodríguez-Varela, R., et al. (2023). “Spatial and temporal heterogeneity in human mobility patterns in Holocene Southwest Asia and the East Mediterranean.” Current Biology, 33(1), 41–57.e15. DOI: 10.1016/j.cub.2022.11.034.

- Reich, D. et al. (2009). “Reconstructing Indian population history.” Nature, 461, 489–494. DOI: 10.1038/nature08365.

- Kerdoncuff, M. et al. (2025). “50,000 years of evolutionary history of India: Impact on health and disease variation.” Cell, 188(13), 3389–3404.e6. DOI: 10.1016/j.cell.2025.04.027.

- Kars, M. E. et al. (2021). “The genetic structure of the Turkish population reveals high levels of variation and admixture.” Proceedings of the National Academy of Sciences, 118(36), e2026076118. DOI: 10.1073/pnas.2026076118.

- Sazzini, M. et al. (2020). “Genomic history of the Italian population recapitulates key evolutionary dynamics of both Continental and Southern Europeans.” BMC Biology, 18, 51. DOI: 10.1186/s12915-020-00778-4.

- Skourtanioti, E., Ringbauer, H., Gnecchi Ruscone, G. A., Bianco, R. A., Burri, M., Freund, C., Furtwängler, A., Gomes Martins, N. F., Knolle, F., Neumann, G. U., Tiliakou, A., Agelarakis, A., Andreadaki-Vlazaki, M., Betancourt, P., Hallager, B. P., Jones, O. A., Kakavogianni, O., Kanta, A., Karkanas, P., Kataki, E., Kissas, K., Koehl, R., Kvapil, L., Maran, J., McGeorge, P. J. P., Papadimitriou, A., Papathanasiou, A., Papazoglou-Manioudaki, L., Paschalidis, K., Polychronakou-Sgouritsa, N., Preve, S., Prevedorou, E.-A., Price, G., Protopapadaki, E., Schmidt-Schultz, T., Schultz, M., Shelton, K., Wiener, M. H., Krause, J., Jeong, C., & Stockhammer, P. W. (2023). “Ancient DNA reveals admixture history and endogamy in the prehistoric Aegean.” Nature Ecology & Evolution, 7, 290–303. DOI: 10.1038/s41559-022-01952-3.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
پیوند ژنتیکی فلات ایران با آناتولی، جنوب اروپا و شبه قاره هند
خِرَدگان