تبار و ژنتیک
واژه «آریایی» ویژگیهایی دارد که باعث میشود واژه «هویت» برای توصیف آن مناسب باشد. اینکه آریایی را یک قوم مهاجر به فلات ایران بدانیم چندان با پژوهشهای ژنتیکی و منابع تاریخی سازگار نیست بلکه آن چیزی که با اطمینان میتوان گفت این است که واژه «آریا» بهتدریج نام هویت باستانی در جهان ایرانی شد. هرچند احتمال دارد جمعیتهای فراوانی در هزارههای پیش از میلاد جابهجا شده باشند.
قرابت ژنتیکی میان جمعیتهای فلات ایران، آناتولی، قفقاز، یونان، ایتالیا و بخشهایی از شبه قاره هند شگفتآور نیست؛ زیرا این مناطق طی هزاران سال شاهد جابهجایی، آمیزش و ارتباط جمعیتی بودهاند. طبیعی است که در مقایسه با مناطق دورتر، مانند ژاپن و چین، اشتراکات ژنتیکی بیشتری میان آنها مشاهده شود. تاریخ جابهجایی و آمیزش جمعیتها در هزارههای پیش از میلاد بسیار پیچیدهتر از روایتهای سادهای مانند فرضیه اثباتنشده مهاجرت قوم آریا بوده است.
ازدواج با بستگان درجه یک در ایران باستان بسیار اغراق شده است. نوشتههای باستانی در تضاد با این کار وجود دارند و بیاعتنایی مردم و پادشاهان به چنین ازدواجهایی نشان میدهند اصلا هنجاری فراگیر نبوده است. البته پس از جنبش مزدک و پس از اسلام، برخی از موبدان برای حفظ جامعه زرتشتی، ازدواجهای درونخانوادگی را تشویق کردند (به دلایل حفظ تبار مذهبی و تنگناها). بنابراین در تاریخ ایران هم مانند دیگر ملل گاهی ازدواج با محارم ترویج میشده است.
در جوامع باستانی و کهن مانند مصر باستان، قبایل تُرکتبار کهن و حتی یهودیان ازدواجهایی که امروز ازدواج با محارم خوانده میشوند، وجود داشته است ولی هیچگاه آنقدر وسیع نبوده است که اکثریت مطلق جامعه را در بر بگیرد. برخی این پدیده را به اشتباه ویژه ایران باستان میدانند ولی در اقوام و ملل دیگر هم وجود داشته است.
در این نوشتار تلاش شده است یک شناخت ابتدایی در خصوص آریاییان را به خواننده منتقل کند و تاکید شود که فرضیۀ کوچیدن آریاییان به فلات ایران فرضیهای نا معتبر و غیر الزامی است. گستردگی فرهنگ آریایی نه با خط خونی بلکه با آموزشها، فراگیرهای متقابل و تبادلات فرهنگی صورت پذیرفته است. قصد از نوشتن این نوشتار شناخت اقوام آریایی است و دوری جستن از تفکرات برتریهای نژادی.
نژاد واژهای منسوخ شده در علم زیست شناسی نوین است و حتی کُنراد فیلیپ کُتاک تقسیمبندی نژادی را من درآوردی قلمداد کرد. البته نژاد واژهای کلیدی برای درک هر چه بهتر مطالب انسان شناسی باستانی است. بنابراین باید مفهوم آن را در نوشتههای قرون اخیر درک کرد. این فرهنگها و وجدانها و شرافتهای برخی از اجتماع بشر است که قابلیتهای رفتاری او را خِرَدگرانهتر مینمایاند.


