بررسی برخی نامهای گوتیان نشان میدهد که برای آنها ریشههای هندواروپایی یا هندوایرانی پیشنهاد شده است. حتی اگر تنها بخشی از گوتیان هندواروپاییزبان بوده یا این تاثیر تنها در نامها دیده شود، این شواهد در کنار پیوندهای بعدی گوتیان با اقوام آریایی، میتواند از حضور زبانهای هندواروپایی در فلات ایران از هزاره سوم پیش از میلاد حکایت داشته باشد.
تصویری از ورود بدون جنگ اوگبرو (گئوبروه) فرماندار گوتیوم و فرمانده سپاه کوروش بزرگ، به پایتخت بابل
پیشگفتار
گرچه اطلاعات اندکی درباره گوتیان به جا مانده است، ولی در نسخههای «فهرست شاهان سومری» نام بیش از ۲۰ فرمانروای گوتی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد آمده است (1).
بررسی برخی از این نامها نشاندهنده ارتباط آنها با زبانهای هندواروپایی و هندوایرانی است. این موضوع زمانی جالبتر میشود که در دورههای متاخر، نامی ایرانی برای فرماندار گوتیوم در دوران کوروش بزرگ ذکر شده است.
از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، زبانهای آریایی یا هندوایرانی شاخهای از خانواده بزرگ زبانهای هندواروپایی هستند که زبانهای ایرانی و هندوآریایی را دربرمیگیرند.
نامهایی مانند نام سرزمین «اَرَتّه» که با فلات ایران مرتبط دانسته شدهاند، از هزاره سوم پیش از میلاد به جا ماندهاند و برخی پژوهشگران برای آنها ریشه هندواروپایی یا حتی هندوایرانی پیشنهاد کردهاند (2).
در کنار این شواهد، برخی از نامهای فرمانروایان گوتی از هزاره سوم پیش از میلاد نیز قابل توجه هستند.
این موضوع حتی میتواند با استدلالهای زبانی درباره فرضیه اثباتنشده مهاجرت آریاییها در تضاد باشد؛ چراکه زمان این مهاجرت فرضی را معمولاً در هزاره دوم پیش از میلاد در نظر میگیرند و استدلالهای زبانی در این فرضیه، بسیار پررنگ است.
نکاتی درباره گوتیان
اصطلاح «گوتی» در متون میانرودانی از اواسط هزاره سوم تا اواخر هزاره نخست پیش از میلاد دیده میشود.
برخی از نویسندگان، گوتیان را قومی بومی در نواحی غرب ایران کنونی و کاملاً نامرتبط با اقوامی که بعدها آریایی خوانده شدند، دانستهاند. این نویسندگان از چنین دیدگاهی برای تقویت فرضیه مهاجرت آریاییها به فلات ایران استفاده کردهاند.
ولی در بررسی منابع میانرودانی در مییابیم که نام «گوتی» لزوماً به یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت اشاره نمیکند. برداشتی که از منابع میتوان کرد این است که گوتیها با برخی از جمعیتهای ساکن فلات ایران، نواحی زاگرس و مناطق شمالی میانرودان مرتبط بودند.
حتی در دورهای که گوتیان در میانرودان قدرت سیاسی پیدا کردند، شواهد لزوماً از وجود یک حکومت کاملاً متمرکز و یک قوم همگون خبر نمیدهد.
با این حال وجود این فرمانروایان بدون تردید نشان دهنده نظام سیاسی مرتبط با گوتیان است.
شاید گوتیان مجموعهای از گروههای سیاسی و قبیلهای بودهاند که در مقطعی زیر عنوان گوتیوم، در چارچوب ساختار سیاسی مشترک اما غیرمتمرکز قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، تفاوت زبانی و جغرافیایی میان گروههای تشکیلدهنده نیز از نظر تاریخی ناممکن نیست. برای مثال، ممکن است برخی از این گروهها به زبانهایی از خانواده هندواروپایی و برخی دیگر به زبانهایی غیرهندواروپایی سخن میگفتهاند.
کاربرد بعدی «گوتی» برای جمعیتهایی که در آنها مادها هم قرار داشتند و همچنین شخصی با نام ایرانی (Ugbaru/Gaubaruva) در مقام فرماندار گوتیوم در دوران کوروش بزرگ، نشان میدهد که نمیتوان گوتیان را کاملاً نامرتبط با جمعیتهایی دانست که بعدها آریایی خوانده شدند.
در ادامه، نام چند فرمانروای گوتی را که برای آنها ریشههای هندواروپایی یا هندوایرانی پیشنهاد شده است، بررسی میکنیم.
بررسی نام «تیریگان»
نسخههای گوناگونی از «فهرست شاهان سومری» که در آنها نام شاهان گوتی نیز آمده، باقی مانده است و در بسیاری از آنها «تیریگان» در شمار فرمانروایان گوتیِ اواخر هزاره سوم پیش از میلاد قرار دارد (3).
شباهت آشکار نام این فرمانروا با واژههای زبانهای هندواروپایی یا حتی هندوایرانی، قابل توجه است.
در یکی از پیشنهادها، این نام ساختاری مرکب دارد و احتمالاً عنصر نخست آن، tri-، با عدد هندواروپایی باستان tri- به معنای «سه» مرتبط است (5)(4).
پیشنهادهای دیگری نیز مطرح شدهاند که بر اساس آنها، این نام با «تیر» پیوند دارد (6). در الواح باروی تختجمشید نام Ti-ri-ya / Ti-re-ia چند بار آمده است (PF 113 ، PF 1596، PFa 20). اگر این پیشنهاد و شواهد را مد نظر قرار دهیم، احتمال وجود ریشه هندوایرانی در این نام قابل توجه میشود.
بررسی نام «اینکیشوش»
از دیگر نامهای فرمانروای گوتی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد که برای آن ارتباط با زبانهای هندواروپایی پیشنهاد شده است، میتوان به اینکیشوش (Inkišuš یا Ingešuš) اشاره کرد.
مقایسه این نام با زبان یونانی، که بخشی از خانواده زبانهای هندواروپایی است، توجهبرانگیز میباشد.
این نام ممکن است، بهگونهای احتمالی، به صورت ἐγγυησεύς، به معنای «کسی که امنیت/ضمانت میدهد»، از ἐγγυάω، به معنای «امنیت/ضمانت دادن»، تفسیر شود (7)(4).
این ارتباط را میتوان در چارچوب خویشاوندی قدیمیتر زبانهای هندواروپایی بررسی کرد.
بررسی نام «سارلاگاب»
دو صورت متفاوت از نام یکی دیگر از پادشاهان گوتی، یعنی Sarlagab و Iarlagab، را شاید بتوان با واژه بازسازیشده یونانی ἱερολογεύς، به معنای «کسی که سخنان مقدس را بر زبان میآورد»، مقایسه و تفسیر کرد؛ واژهای برگرفته از ἱερολογέω، به معنای «بازگفتن یک ἱερὸς λόγος [گفتار مقدس]» (7)(3).
چنانکه پیشتر اشاره شد، این ارتباط را باید در چارچوب خویشاوندی دیرینه زبانهای هندواروپایی دید.
نکاتی درباره نام «کوروم»
یکی از نامهای قابل توجه در فهرست فرمانروایان گوتی، نام کوروم (Kurum) است که از نظر آوایی شباهت قابل توجهی به نامهای ایرانی دورههای بعد، مانند کوروش، دارد.
احتمالا نام کوروش با Kúru- در هند باستان پیوند دارد و این پیوند در چارچوب خویشاوندی قدیمیتر زبانهای هندوایرانی طبیعی است. همین موضوع، احتمال ارتباط کوروم با این زبانها را قابل توجه میکند.
البته ما مقاله یا کتابی پیدا نکردیم که چنین پیشنهادی را مطرح کرده باشد؛ با این حال، اشاره به این احتمال شاید باعث شود پژوهشگران بیشتری با این نام آشنا شوند و پژوهشهای زبانشناختی بیشتری درباره آن انجام گیرد.
بررسی نام «اوگبرو» در دوره کوروش بزرگ
در «رویدادنامه نبونعید»، اوگبرو (Ugbaru) بهعنوان فرماندار گوتیوم معرفی شده و آمده است که او همراه سپاه کوروش بزرگ و بدون جنگ وارد بابل شد. میتوان برداشت کرد که او فرمانده سپاه کوروش بزرگ بوده است (8).
رودیگر اشمیت در دانشنامه ایرانیکا، صورت یونانی گُبریاس (Gobryas) را با نام ایرانی باستان گئوبروه (Gaub(a)ruva) مرتبط دانسته و پیوند اوگبرو، فرماندار گوتیوم، با گُبریاس را بسیار محتمل میداند (9).
بنابراین، احتمال دارد شخصی که در متن بابلی دوره هخامنشی با عنوان «فرماندار گوتیوم» شناخته میشود، نامی داشته باشد که با گئوبروه، نامی ایرانی باستان، مرتبط بوده است.
مقایسه زبان گوتی با زبان تخاری
برخی پژوهشگران، زبان گوتی را بر پایه ساختارهای هندواروپایی و بهویژه با تکیه بر «پروتوتخاری» (Proto-Tocharian) توضیح دادهاند (10).
چنین پیوندهایی را هم میتوان در چارچوب خویشاوندی دیرینه زبانهای هندواروپایی بررسی کرد.
سخن پایانی
وجود پیشنهادهای قابل توجه درباره ریشه نامهای فرمانروایان گوتی و پیوند برخی از آنها با زبانهای هندواروپایی، نشان میدهد که احتمالاً میتوان گویشوران این زبانها را در هزاره سوم پیش از میلاد در فلات ایران ردیابی کرد.
با این حال، تا زمانی که نتوانیم ریشه همه نامهای مرتبط با گوتیان را با اطمینان مشخص کنیم، نمیتوان درباره خانواده زبانی همه گوتیان با قاطعیت داوری کرد.
چه همه گوتیان هندواروپاییزبان بوده باشند، چه تنها بخشی از آنها به زبانهای هندواروپایی سخن میگفتهاند، و چه گوتیان در اصل به زبان یا زبانهایی ناشناخته سخن میگفته و تنها در نامها از هندواروپاییزبانان تاثیر پذیرفته باشند، در هر سه حالت، این شواهد در کنار پیوندهای بعدی با اقوامی که آریایی خوانده شدند، میتواند نشاندهنده حضور زبانهای هندواروپایی در فلات ایران در آن دوره باشد.
درباره واژه «آریایی» باید توجه داشته باشیم که در دورههای بعدی کارکرد هویتی پیدا کرد. از این رو، آریایی خواندن گوتیان در هزاره سوم پیش از میلاد چندان دقیق نیست؛ زیرا در آن زمان هنوز «هویت آریایی» به صورت تثبیتشده شکل نگرفته بود و این هویت بهتدریج و در جریان تحولات تاریخی شکل نهایی خود را پیدا کرد.
هویت آریایی، همانگونه که در کتیبههای هخامنشی نیز آمده است، فراقومی بوده و نباید با رویکردی صرفاً نژادی به مفهوم آریایی نگریست. رویکرد نژادی به این مفهوم باعث شده است ابهام و تناقضهایی درباره اقوام باستانی در ذهنها ایجاد شود.
آنچه مسلم است، گوتیان در دورههای بعد با اقوامی که آریایی خوانده میشدند پیوند و همراهی داشتند. بنابراین، میتوان این پیوند را در چارچوب تحولات تاریخی، شکلگیری اتحادیههای فراگیرتر و گسترش تدریجی هویت آریایی بررسی کرد.
با همه اینها، نباید فراموش کنیم که درباره دورهای بسیار دور از تاریخ سخن میگوییم و با دادههایی که در اختیار داریم، نمیتوان همه تحولات تاریخی و زبانی آن دوره را بازسازی کرد و درباره آنها با قاطعیت داوری کرد.
۲-پیوند نام سرزمین اَرَتّه (Aratta) با اَرِتَه اوستایی (arəta-) قابل توجه است. در دورههای بعد، پَرَهشوم (مرهشی) نیز از نظر جغرافیایی پیوندهایی با اَرَتّه دارد. از این رو، تغییر نام پارسیان بر اساس نوشتههای هرودوت و احتمال ارتباط نام پیشین آنان با اَرَتّه و سپس پَرَهشوم، موضوعی قابل بررسی به شمار میرود؛ بهویژه آنکه منابع هندی نیز پیوندهایی میان «ارته» و «پرشو» نشان میدهند (ن.ک: بررسی پیوند اَرَتّه و پَرَهشوم با پارسیان). همچنین نام کَشِن (Kaššen) نیز قابل توجه است؛ نامی که احتمال میرود کاشان و کاشمر نیز از آن ریشه گرفته باشند.
۳- در کهنترین نسخه شناختهشده این فهرست، که به دوره اور سوم نسبت داده میشود، تیریگان در جایگاه واپسین فرمانروای اَدَب آمده است و مدت فرمانروایی او ۴۰ روز ذکر شده است که کاملا یادآور همان تیریگان فرمانروای گوتی است.
۴- لازم به ذکر است که در اینجا صرفاً ریشه یابی زبان شناسانه از این مقالات استفاده شده است و قصد استناد به سایر مطالب مقاله مدنظر نیست.
۵- Fred C. Woudhuizen, “Recurrent Indo-European Ethnonyms,” in Pius M. Mosima (ed.), A Transcontinental Career: Essays in Honour of Wim van Binsbergen, Shikanda Press, 2018, p. 188
۶- درباره «تیر» شاید این شائبه پیش آید که نام کهنتر ایزد تیر، «تیشتر» بوده و چنانچه بنا باشد به آن ارتباط داشته باشد باید با صورت قدیمی آن میآمده است. ولی ارتباط تیر و تیشتر پیچیده است و احتمال دارد در اینجا ریشه در سیاره عطارد داشته باشد. آنتونیو پاناینو در ایرانیکا می نویسد: «شایان یادآوری است که در دورههای متأخرتر، تیشتر (Tištar) و سیارهٔ تیر (Tīr) به دشمنان مستقیم یکدیگر تبدیل شدند. نام این سیاره گاه بر پایهٔ یک ریشهشناسی عامیانه، بهاشتباه با واژهٔ فارسی میانهٔ tīr به معنای «تیر [و کمان]» مرتبط دانسته شده است؛ حال آنکه واژهٔ tīr به معنای «تیر» (arrow) در واقع از صورت ایرانی باستانِ *tigra-/i- مشتق شده است. با وجود این تقابل متأخر، در حقیقت رابطهای عجیب و پیچیده میان تیشتر و تیر وجود داشته است. از همان متون بینالنهرینی نیز میدانیم که نام سومریِ شباهنگ، یعنی KAK-SI-SÁ، گاه برای نامیدن سیارهٔ عطارد نیز به کار میرفته است. افزون بر این، خدای سیارهٔ عطارد در غرب ایران، یعنی تیریه (Tīriya)، که حامی کاتبان به شمار میرفت ــ همانند نمونههای مشابه تحوت-عطارد در مصر و نَبو-عطارد در بابل احتمالاً با تیشتریه ارتباط داشته است». البته پیوند با تیر و تیرگان را جهانشاه درخشانی هم ذکر کرده است (ن.ک: درخشانی، جهانشاه. دانشنامه کاشان. جلد سوم. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان، ۱۳۸۲، ص ۳۳۳) ولی به نظر میتوان به این نظر انتقاد کرد و حداقل پیوند با تیرگان کمی ساده سازی موضوع است.
۷- Iurii Leonidovych Mosenkis, Hellenic Origin of Europe: Formation of the Greeks 4600–2600 BC and the First Greek States 2600–1450 BC in Cretan Hieroglyphs and Linear A Script, Kyiv–Uman, 2016 . [Available here]
۸- ن.ک: ارفعی، عبد المجید. فرمان کوروش بزرگ. مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران. 1389: ص ۱۴.
۱۰- Т. В. Гамкрелидзе, Вяч. Вс. Иванов، «Первые индоевропейцы в истории: предки тохар в древней Передней Азии», Вестник древней истории، № 1 (1989)، с. 18.