نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

کشف آثار از زیر خاک و شناخت بیشتر تاریخ باستان

نگاهی کوتاه:

این دیدگاه که چون فرد یا افرادی در دوران کهن زندگی می‌کرده‌اند، پس اطلاعاتشان درباره تمدن سومر، جیرفت، کوروش بزرگ یا هخامنشیان از ما بیشتر بوده، نگاهی سطحی و نادرست است. تا همین چند دهه پیش، از وجود تمدن بزرگ جیرفت آگاهی چندانی نداشتیم. امروزه آثار و اسناد فراوانی از تمدن سومر در اختیار پژوهشگران قرار دارد که پژوهشگران و نویسندگان روزگار کهن اساساً با آنها آشنا نبودند.

امروزه می‌دانیم که به کمک پیشرفت فناوری، گسترش روش‌های پژوهشی و یافته‌های باستان‌شناسان، شناخت ما از دوران باستان بسیار گسترده‌تر از شناخت بسیاری از مردمان روزگار کهن، از جمله ایرانیان در سده‌های پس از اسلام است.

در دوران حاضر شناخت ما از گذشته تنها به نوشته‌های بازمانده از آن دوران محدود نمی‌شود بلکه یافته‌های باستان‌شناختی، کتیبه‌ها، سکه‌ها، آثار هنری و دیگر شواهدی که در دوران معاصر کشف و مطالعه شده‌اند، اطلاعات گسترده‌ای در اختیار ما قرار داده‌اند که بسیاری از مردمان گذشته هرگز به آنها دسترسی نداشته‌اند.

امروزه آثار و اسناد فراوانی از تمدن سومر در اختیار پژوهشگران قرار دارد که پژوهشگران و نویسندگان روزگار کهن اساساً با آنها آشنا نبودند. رمزگشایی و خوانش خطوط میخی، که به‌ویژه از سده نوزدهم میلادی به بعد پیشرفت چشمگیری یافت، شناخت ما از تمدن‌های باستانی را به‌طور بنیادینی افزایش داده است.

هرچند منابع تاریخی و اسطوره‌ای درباره هخامنشیان سخن گفته‌اند و این منابع همچنان ارزشمندند، یافته‌های جدید تحول بزرگی در شناخت ما از این دوره ایجاد کرده‌اند. این یافته‌ها نشان داده‌اند که برخی از روایت‌های سنتی، چه در نوشته‌های ایرانی و چه در آثار نویسندگان غیرایرانی، دقیق نبوده و گاه حتی با واقعیت‌های تاریخی سازگار نیستند.

برای نمونه، کشف استوانه کوروش در سال ۱۸۷۹ میلادی رویدادی بسیار مهم در مطالعات مربوط به دوره هخامنشی بود و به پژوهش‌های تاریخی درباره کوروش و دوره فرمانروایی او کمک شایانی کرد.

تا همین چند دهه پیش، از وجود تمدن بزرگ جیرفت آگاهی چندانی نداشتیم. کشف مجموعه‌ای گسترده از آثار این منطقه، نگاه پژوهشگران به تاریخ تمدن‌های کهن را با پرسش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرد و برخی فرضیات پیشین درباره خاستگاه و شکل‌گیری تمدن‌های اولیه را به چالش کشید.

این دیدگاه که چون فرد یا افرادی در دوران کهن زندگی می‌کرده‌اند، پس اطلاعاتشان درباره تمدن سومر، جیرفت، کوروش بزرگ یا هخامنشیان از ما بیشتر بوده، نگاهی سطحی و نادرست است.

در طول تاریخ، یورش‌های متعددی به تمدن ایرانی صورت گرفته و در جریان این رویدادها بخش قابل توجهی از منابع و آثار تاریخی از میان رفته است. این نابودی‌ها نیز تنها به دوران جنگ و یورش محدود نمی‌شد بلکه سلطه حکومت‌های بعدی و دگرگونی‌های سیاسی و فرهنگی نیز در طول زمان تأثیر قابل توجهی بر حفظ یا از میان رفتن میراث گذشته داشته است.

نابودی بخش مهمی از آثار مربوط به هخامنشیان از دوران حمله الکساندر مقدونی آغاز شد. الکساندر پس از تصرف پارسه، کاخ‌های این شهر را به آتش کشید. شواهد گوناگون نشان می‌دهند که در دوره‌های پس از مرگ الکساندر و پس از سلطه یونانیان بر ایرانیان، بسیاری از آثار و اطلاعات مربوط به گذشته دیگر در دسترس ایرانیان نبودند. خط‌های باستانی نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند و حتی برخی از آنها، مانند خط میخی پارسی باستان، به‌تدریج فراموش شدند. در نتیجه، کتیبه‌هایی که با خط‌های میخی نوشته می‌شدند، بسیار بسیار اندک بودند (1).

در جریان فتوحات خلفا و سقوط ساسانیان نیز نابودی و از میان رفتن بخش زیادی از آثار و منابع علمی و مکتوب ایران رخ داد. موضوع نابودی بخش زیادی از میراث علمی و کتاب‌های ایرانی را نمی‌توان به سادگی کنار گذشت؛ به‌ویژه آنکه در کنار گزارش‌های تاریخی، شواهد و قرائن دیگری نیز برای بررسی این موضوع وجود دارد (2).

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
کشف آثار از زیر خاک و شناخت بیشتر تاریخ باستان
خِرَدگان