شواهد گوناگون نشان میدهند که در دورههای پس از مرگ اسکندر و پس از سلطه یونانیان بر ایرانیان، بسیاری از آثار و اطلاعات مربوط به گذشته دیگر در دسترس ایرانیان نبودند. خطهای باستانی نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند و حتی برخی از آنها، مانند خط میخی پارسی باستان، بهتدریج فراموش شدند. در نتیجه، کتیبههایی که با خطهای میخی نوشته میشدند، بسیار بسیار اندک بودند.
در طول تاریخ، یورشهای متعددی به تمدن ایرانی صورت گرفته و در جریان این رویدادها بخش قابل توجهی از منابع و آثار تاریخی از میان رفته است. این نابودیها تنها به دوران جنگ و یورش محدود نمیشد بلکه سلطه حکومتهای بعدی و دگرگونیهای سیاسی و فرهنگی نیز در طول زمان تأثیر قابل توجهی بر حفظ یا از میان رفتن میراث گذشته داشته است.
نابودی بخش مهمی از آثار مربوط به هخامنشیان از دوران حمله الکساندر مقدونی (اسکندر مقدونی) آغاز شد. الکساندر پس از تصرف پارسه، کاخهای این شهر را به آتش کشید (1).
با این حال، بدون تردید، تحولات و اقداماتی که پس از الکساندر و در دوره حکومتهای بعدی رخ داد، از جنبهای دیگر اهمیت بیشتری داشت زیرا در طول دورهای نسبتاً طولانی، شرایط سیاسی و فرهنگی جدیدی شکل گرفت که بر انتقال و حفظ حافظه تاریخی هخامنشیان تأثیر گذاشت.
برای مثال، دادهها و منابع مربوط به دوره سلوکی و عصر هلنیستی نشان میدهند که در این دوره رویکردی مثبت نسبت به پادشاهان هخامنشی وجود نداشته است. از همین رو، این احتمال را نمیتوان نادیده گرفت که بخشی از دادهها و یادمانهای مرتبط با گذشته هخامنشی در این تحولات از میان رفته یا به تدریج از دسترس خارج شده باشند.
شواهد گوناگون نشان میدهند که در دورههای پس از مرگ الکساندر و پس از سلطه یونانیان بر ایرانیان، بسیاری از آثار و اطلاعات مربوط به گذشته دیگر در دسترس ایرانیان نبودند. خطهای باستانی نیز جایگاه پیشین خود را از دست دادند و حتی برخی از آنها، مانند خط میخی پارسی باستان، بهتدریج فراموش شدند. در نتیجه، کتیبههایی که با خطهای میخی نوشته میشدند، بسیار بسیار اندک بودند.
با از میان رفتن یا ناشناخته ماندن زبان و خط برخی کتیبههای باقیمانده، بخش مهمی از محتوای آنها برای نسلهای بعدی قابل خواندن نبود. هنگامی که اسناد از میان بروند، کتیبهها خوانده نشوند و بخش مهمی از نخبگان و حاملان دانش یک جامعه از میان بروند یا منزوی شوند، بازسازی دقیق گذشته تاریخی دشوار خواهد شد.
از این بابت، چندان عجیب نیست که تاریخ هخامنشیان بهصورت آمیخته و ناهمگون به ایرانیان دورههای بعد رسیده باشد.