نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

زن در شاهنامه

زن در شاهنامه
زن در شاهنامه

زنان نقش اساسی در شاهنامه ایفا می‌کنند. داستان‌های شاهنامه با گردیه غرور را در ژرفای همه‌ی زنان روان می‌کنند، با سیندخت در برابر همه‌ی کوچک شدن‌ها می‌ایستند، با گردآفرید شادی را در دل‌ها زنده می‌کنند. با فرانک و کتایون درایت را می‌فهمانند و با شیرین عشق و دوستی و وفا را می‌آموزند.

رودابه، زنی بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ
رودابه، زنی بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ

رودابه زنی آگاه به ارزش و جایگاه اجتماعی خویش، زنی پر شور در عشق، پایدار در انتخاب و در راه دشوار زندگی، وفادار به همسر و پاک و درستکار، بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ. وقتی مادرش از عشق او به زال آگاه می‌شود، رودابه با همه‌ی وجود پر از شرمش، مهر خود را آشکار می‌کند.

سیندخت، زنی خردمند، سیاستمدار و مادری دلسوز
سیندخت، زنی خردمند، سیاستمدار و مادری دلسوز

در بررسی شخصیت سیندخت می‌توان گفت که: آمیزش خردمندی و وقار، عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی آفرین دارد. او در نهایت زیرکی و کاردانی،  شهبانویی استوار، مادری سزاوار و همسری وفادار است. سیندخت ثابت می‌کند که کردار درست و سنجیده مردان در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر همسر خردمند آنهاست و عزت و احترام و بزرگداشت سیندخت ناشی از رفتار خود اوست.

دلدادگی فردوسی به همسرش
دلدادگی فردوسی به همسرش

در شاهنامه پیش از داستان بیژن و منیژه، فردوسی داستانی دل انگیز از زندگی خود می‌گوید. داستان چنین است که در شبی تاریک و تار، ناگهان از بستر بجست و از «بت مهربانش» (همسرش) تقاضای آتشدان درخواست کرد. ماجرای خودش و همسرش را بسیار زیبا گزارش می‌کند و اینگونه سخن گفتن تنها از کسی بر می‌آید که بسیار دلداه و دلباخته باشد.

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
زن در شاهنامه
خِرَدگان