زن در ایران باستان
زنان نقش اساسی در شاهنامه ایفا میکنند. داستانهای شاهنامه با گردیه غرور را در ژرفای همهی زنان روان میکنند، با سیندخت در برابر همهی کوچک شدنها میایستند، با گردآفرید شادی را در دلها زنده میکنند. با فرانک و کتایون درایت را میفهمانند و با شیرین عشق و دوستی و وفا را میآموزند.
رودابه زنی آگاه به ارزش و جایگاه اجتماعی خویش، زنی پر شور در عشق، پایدار در انتخاب و در راه دشوار زندگی، وفادار به همسر و پاک و درستکار، بی باک، راستگو، عاشق و گستاخ. وقتی مادرش از عشق او به زال آگاه میشود، رودابه با همهی وجود پر از شرمش، مهر خود را آشکار میکند.
در بررسی شخصیت سیندخت میتوان گفت که: آمیزش خردمندی و وقار، عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی آفرین دارد. او در نهایت زیرکی و کاردانی، شهبانویی استوار، مادری سزاوار و همسری وفادار است. سیندخت ثابت میکند که کردار درست و سنجیده مردان در بسیاری از مواقع، تحت تاثیر همسر خردمند آنهاست و عزت و احترام و بزرگداشت سیندخت ناشی از رفتار خود اوست.
داستانهای ایرانی از زنانی سخن گفتهاند که در میدان نبرد گاه پیشاپیش همه ایستادهاند؛ در داستان برخی از آنها پاسداری از سرزمین، تبار و راستی دیده میشود. در فضای مجازی گاه نام زنانی جنگجو بیآنکه منبعی برای آن ذکر شود، آورده میشود ولی ما در این نوشته از چند بانو یاد میکنیم که در منابع کهن، دلاوریشان بهروشنی گزارش شده است.
ایثار مادرانه فرانک آغاز ایستادگی پر از رنج در برابر ستمگری ضحاک است. فرانک با رنجی طولانی، فرزندش را از چنگ ضحاک میرهاند، به راههای دور میبرد، سالها بیم و امید را تحمل میکند و سرانجام، با چشمانی اشکبار، فریدون را راهی نبرد با ضحاک میکند. فرانک اگر این دشواریها را به جان نمیخرید دیگر فریدونی نبود که همراه با کاوه و مردم، ایران را بازپس گیرد و درفش کاویانی بر پا شود.
یکی از معانی مطرح شده برای این نام «بهترین هدیه» یا «بهترین عطا» است. چنین مینماید که صورت پارسی این نام او تَ ئو ثه بوده است. این نام یادآور Hutaosā اوستایی است که به عنوان یکی از بانوان پاکدین در آیین زتشتی شناخته میشود.
شاید کمتر درباره دیوارنگاریهای باستانی سغد و نگاره زنان در این دیوارنگاریها شنیده باشیم. سُغد باستان یکی از مناطق ایرانی نشین فرارود بوده و همواره فرهنگ ایرانی در آن منطقه از جایگاه قابل توجه برخوردار بوده است؛ از بخشهای مهم این منطقه میتوان به سمرقند و بخارا اشاره کرد که بعد از اسلام پایگاه مهمی برای فرهنگ ایرانی شد.



