خرد ایرانی
«اندرز بهزاد فرخپیروز» یکی از شناختهشدهترین اندرزنامههای ادبیات پهلوی است. اگرچه اطلاعات تاریخی اندکی درباره شخصیت بهزاد فرخپیروز در دست است، اما اندرزنامه او از نظر محتوایی و ادبی اهمیت فراوانی دارد. این اثر بر محور خرد، دانش، اعتدال در زندگی و ناپایداری جهان استوار است و بازتابی از جهانبینی ایرانیان در اواخر دوره ساسانی به شمار میآید. چنین مفاهیمی در آثار پساباستانی (پس از اسلام) به چشم میخورد.
در ایران باستان، خردگرایی، راستگویی، رادی (بخشش) و کوشش از مهمترین ارزشهای اجتماعی به شمار میرفتند. این فضیلتها با افزایش اعتماد، تقویت همبستگی، گسترش دانش، رونق کار و مسئولیتپذیری، زمینهساز شکوفایی تمدن بودند و میتوانند امروز نیز الهامبخش توسعه و پیشرفت کشور باشند.
آنچه مورد قبول اکثر پژوهشگران است جنبه اخلاقی و معنوی سرودههای زرتشت (گاتها/گاهان) است که حتی تا به امروز خواندنی است. آموزههای زرتشت دید بهتری به آنچه زرتشت «راستی و نیکرفتاری» میدانسته، فراهم میکند. در بررسی گاتها مواردی مانند «آفریننده هستی»، «شهریاری مینوی مزدا اهوره»، «داوری نهایی مزدا اهوره» و... قابل توجه هستند.
بررسی آموزههای زرتشت میتواند ما را در فهم بهتر فلسفه زرتشت کمک کند؛ به طوری که دید بهتری به آنچه زرتشت «راستی و نیکرفتاری» میدانسته، فراهم میکند. این نیکی در برابر آنچه او «دروغ و بدکاری» میدانسته قرار میگرفته است. آموزههایی مانند «خِرَدورزی و اندیشیدن»، «توجه به بهروزی و خوشبختی دیگران»، «شادمانی»، «آبادانی جهان»، «کار و کوشش»، «نیایش و نماز» و...
جامعه ما بیش از هر زمان به همین نگاه نیاز دارد: توجه به ریشههای فرهنگی ایرانی، همراه با دوری از هرگونه افراطگرایی و تکیه بر خِرَد، سودمندی و گزینش واقعبینانه بهترین عناصر فرهنگها. این رویکرد همان چیزی است که خِرَدمندان ایران باستان هم میگفتند. دورانی که شکوه تمدنی ایرانی و بهرهگیری از دستاوردهای دیگر تمدنها به اوج رسید.
مینوی خِرَد یکی از مهمترین متون فلسفی-اخلاقی پهلوی است که به شکل گفتوگویی میان «دانا» و «مینوی خرد» (روح خرد) سامان یافته و جایگاهی ممتاز در اندیشه دینی و حکمرانی ایران ساسانی دارد. این اثر نه تنها تداومدهندهی سنت اندرزنامههای مزدایی است، بلکه به گونهای خردگرایی دینی و فلسفهی اخلاق مبتنی بر ثنویت اهورایی را عرضه میدارد.
سخنان فراوانی از کوروش بزرگ در منابع تاریخی به جا مانده است که بسیار زیبا و پرمایه هستند. در این نوشتار سخنان کوروش بزرگ که از استوانه کوروش گزینش شدهاند را میتوان از سخنان معتبر کوروش بزرگ دانست. آن مواردی که در کتیبهها و اسناد بابلی هم آمدهاند، از مطالب معتبر محسوب میشوند. اما آنچیزی که بیشتر از جنبههای تاریخی ما را بر آن داشت تا این همه این سخنان را گسترش دهیم جنبههای ادبی و اخلاقی این سخنان است.
از دوران باستان در میان ایرانیان خردمند، اندیشههایی بوده که در سخنگان پارسی دوران پس از اسلام نمود ویژهای داشته است. میتوان گفت گاه گاهی، پارسی گویان پس از اسلام به بهترین گونه اندیشهها را بازگو کرده اند و نمی دانم آیا بهتر از سخنان و سروده های آنان می توان روشنگری کرد یا خیر؟! هنگامی که این سرودهها را میخوانیم شاید ناخودآگاه یادی از خردمندان ایران باستان کنیم.
هنگامی که به اندیشه ها، کردار و گفتار بزرگان ایرانی نگاهی میاندازیم، پی میبریم که همانندی و یکسانی فراوانی وجود دارد. آن هم کسانی که با بازه زمانی نزدیک به هزار سال از یکدیگر می زیستهاند! برای این همانندیها نامی بهتر از «خرد ایرانی» نیافتیم که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم.
در متون مربوط به ایران باستان نیکی و بدی به صورت هست و نیست در مقابل هم قرار گرفتند به طوری که بارها در لا به لای متون باستانی زرتشتی اینچنین آمده است: هستی اورمزد، نیستی اهریمن





