ایرانویج
برداشتهای نوین از متون اسطورهای و کمتوجهی به زمینه دینی آنها در شکلگیری فرضیه اثباتنشده مهاجرت آریاییها نقش داشته است. متون باستانی ایرانی شاهد صریحی برای چنین برداشتهایی ندارند. حتی اگر اسطورهها را مرتبط با جابهجایی انسانها بدانیم، اتفاقا بیشتر بر بومیبودن آریاییها در سرزمینهای نخستین و پیوند آنها با آفرینش ازلی دلالت دارند و از مردمان پیشین سخنی نمیگویند.
جغرافیای ۱۶ سرزمین نخستین که در فرگرد یکم وندیداد از آنها یاد شده است، باید با در نظر گرفتن سه مرحله گستردهتر شدن زمین توسط جم هورچهر و جنبههای دینی و اساطیری تحلیل شود؛ بنابراین میتوان گفت در باور نگارندگان ابتدا زمین کوچکتر بود و جغرافیایی متفاوت از جغرافیای امروزی داشته است. در این نوشتار با ترسیم نقشههای فرضی، تلاش کردهایم جغرافیای اساطیری و ازلی وندیداد را در مراحل مختلف گستردهتر شدن زمین بازسازی کنیم.
تفسیری که ایرانویج را به سرزمین اولیه قوم آریا مرتبط میداند، تفسیر دقیقی نیست. با توجه به جنبههای دینی، ایرانویج بهعنوان سرزمین مقدس ایرانیان قابل توجهتر است. بندهش، ایرانویج را در نواحی آذربایجان میداند؛ این دیدگاه با جغرافیای آن نواحی هم سازگار است. برداشتهای نوساخته درباره قرارگیری ایرانویج در شرق جهان ایرانی در شکلگیری فرضیه مهاجرت قوم آریا به فلات ایران نقش داشت. در صورتی که از متون باستانی بومی بودن آریاییها برداشت میشود.
