نگاهی کوتاه:
به دلیل طولانی بودن دیدگاه یکی از مخاطبان درباره مطلب «زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران» و نیز مفصل بودن پاسخ به آن، متن کامل دیدگاه و پاسخ به آن را در اینجا گردآوری کردهایم تا مطالعه و بررسی آن برای مخاطبان آسانتر باشد.
به دلیل طولانی بودن دیدگاه یکی از مخاطبان درباره مطلب «زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران» و نیز مفصل بودن پاسخ به آن، متن کامل دیدگاه و پاسخ به آن را در اینجا گردآوری کردهایم تا مطالعه و بررسی آن برای مخاطبان آسانتر باشد.

در نوشته «زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران» آمده است که زبان پارسی نوین یا دری، زبان تمدن ایرانی است و این زبان محدود به یک قوم نبوده است. از شرق تا غرب جهان ایرانی در پیشرفت و گسترش آن نقش داشتهاند. بر اساس منابع، دری اشاره به دربار پادشاهان ساسانی داشته است و دستاوردهای پایتختها برآمده از تلاش سرتاسر یک تمدن است. از گزارش ابنمقفع و ابنندیم در مییابیم که از همان دوران باستان زبان دری وجود داشته است.
ادامه نوشتار را بخوانید:
زبان دری (پارسی نوین)، زبان تمدن ایران
درود. بسیاری از بخشهای نوشته نادرست است.
۱) زبان دری گفته نشده که زبان « شهرنشینان » هست گفته شده زبان « مدائن » هست!عربها به تیسفون میگفتن مدائن! این چه اشتباه فاحشی بود تو این نوشته!
۲) درباره نام زبان پارسی. چیزی که نوشتین کاملا نادرسته، زبان پارسی به این دلیل پارسی گفته نشد چون عربها به همهی زبانهای ایرانی میگفتن پارسی! در شاهنامه زبان پهلوی خودش به دو معنا بکار رفته ۱) پارتی ۲) پارسی میانه. زبان سغدی بکار رفته در شاهنامه! چطوری میتونین این دروغو بگین که زبان دری شد پارسی چون صرفا نام کشور فارس بود؟
پس چرا « سغدی » داریم؟ چرا « پهلوی » داریم؟ چرا به اینا نگفتن پارسی؟ جدا از اینکه دانش زبان شناسی واضح و هویداست! زبان دری ادامهی زبان پارسی میانه ( شناخته شده با پهلوی ) هست! این یعنی زبان دری و پارسی که به اشتباه توسط مورخان عربی نویس دو زبان گفته شدن در واقع یک زبان بودن با دو لهجه، نه دو زبان. دانش زبان شناسی و سندهای بیشمار از دربار ساسانیان و متون پارسی میانه اینو نشون میده که پارسی دری دقیقا دنبالهدار پارسی میانه/پهلوی هست نه یک زبان دیگه!
۳) زبان پارسی زبان مادری قوم پارس بوده و هست.
اگه عربی زبان جهان عرب شد، به این معنا نیست که زبان قوم عرب نبوده، یا انگلیسی که زبان رسمی و مادری آمریکایی هاست، کی میتونه بگه انگلیسی مختص یک قوم نیست؟
پارسی زبان مادری پارسیان هست، اینکه زبان رسمی بود و دیگر نژادها هم ازش استفاده کردن خود به خود اونو به زبان مادری اون نژادها تبدیل نمیکنه.
در اینکه مهمترین قوم ایرانی چه پیش از اسلام ( هخامنشیان - ساسانیان ) چه پس از اسلام پارسیان بودن شکی نیست. میتونین هرچه به پارسیان مربوطه رو حذف کنید تا ببینید چه از ایران و فرهنگ ایرانی میمونه تهش.
اگه زبان پارسی پس از اسلام رسمی شد، چون زبان ساسانیان بود و پرستیژ داشت وگرنه سغدی و ختنی و … هم زبانهای پرکاربردی بودن و سنت نوشتاری داشتن.
با گفتن دروغ های شاخدار ( مانند اینکه چرا نام زبان دری شده پارسی! زمانی که دانش زبانشناسی هست و این زبان همیشه از فردوسی تا قاآنی هم پارسی هم دری خونده شده در صورتی که دیگر زبانهای ایرانی هم نام برده شدن، نمونه شاهنامه:
« چه رومی چه تازی و چه پارسی
چه سغدی چه چینی و چه پهلوی»
نمونه دیگر:
«اندر عرب درِ عربی گویی او گشاد
واو باز کرد پارسیان را درِ دری»
مگه اینکه باور داشته باشین زبان شناسی نادرسته و از طرفی همه ایرانیان هم خودشون رو پارسی میدونستن و زبانشون رو! ) و مغلطههایی مانند زبان پارسی متعلق به یک قوم نیست و زبان تمدنی ایران است، نمیدونم این « ایران » فقط قوم پارس نیست اما همه تاریخ و زبانش « پارسیست » و از « پارسیان »!
جدا از اینکه دروغ سوم، رومیان در زمان اشکانیان به امپراتوری اشکانی پارت میگفتن نه پارس! زمانی که ساسانیان سربرمیاورند دوباره پارس میگن و اینها مشخصه چرا.
حتی اگه بپذیریم که عربها و غربیا به این زبان ها میگفتن پارسی ( جالبه بیشتر این مورخان هم خودشون ایرانی بودن، ابن مقفع، حمزه اصفهانی و …. ) دیگه خود شاعران پارسیگو که فرق ایران و پارس رو میدونستن نام زبان خودشونو گفتن پارسی! جدا از این دانش زبان شناسی مشخصه، نام این زبان پارسی نشده چون نام کشور فارس بوده، نامش پارسیه چون زبان مادری قوم پارسه، ادامه پارسی میانه. شواهد باستان شناسی هم نشون میده زبان پارسی دری که به قول شما ادامهی دری ساسانیان هست ( نوشتین معلوم نیست چه کسی دری حرف زدن رو آغاز کرده!!!!!! تو « دربار » چه کسی جز شاه زبان رسمی دربار رو تعیین میکنه؟ ) یک زبان هست با پارسی موبدان و زبان اهل پارس نه دو زبان! شواهد باستان شناسی و زبان شناسی اینو ثابت میکنه!
در راه ایرانگرایی که پارسیان خودشون همیشه اول و سازندهی این راه بودن، دارین هویت زبانی و قومی خود فارسهارو انکار میکنین و تحریف میکنین؟ این چه کاریه؟ اینجوری باعث تحریک فارسها میشین و نه تنها تهش به همبستگی و ایران گرایی نمیرسه بلکه به قوم گرایی های بیشتر ختم پیدا میکنه.
اگه به فکر ایرانید، هویت های قومی رو انگار نکنید و دروغ نگید.
من همیشه این سایت رو دنبال میکردم و به منابعش اطمینان. اگه منابع دیگر نوشتهها هم مانند این یکیه پس اشتباه کردم. با انکار قوم فارس، با انکار زبان فارسی نمیتونین ایران رو همبسته کنین و ایران گرایی کنین بلکه مهمترین قوم در این ایران گرایی یعنی پارسیان رو از دست میدین! اونزمان دیگه هیچی از ایران نمیمونه!
زبان دری پارسی خونده شد چون خود « دری » پارسی بود. نه یک زبان جدا! نه زبان شهرها بلکه گفته شده فقط پایتخت که اونم نادرسته به احتمال زیاد، زبان بومی تیسفون که در آسورستان بود نمیتونه دری شده باشه. باتوجه به اون چیزی که خود گویشوران این زبان گفتن یعنی از فردوسی تا قاآنی دستکم، شاعران نامدار، که پارسی رو هم برای نژاد پارسی هم برای زبان پارسی بکار بردن و دیگر نژادهای ایرانی رو هم بکار بردن جدا. با توجه به شواهد باستان شناسی ساسانیان و باتوجه به شواهد زبان شناسی، زبان موبدان و دانشمندان با زبان دربار یکی بوده ( شاید دو لهجه بودن از اونجایی که ساسانیان پایتختشون ۴۰۰ و خورده ای سال در تیسفون بود طبیعیه ) اما به هیچ وجه دو زبان جدا نبودن! پارسی دری ادامه مستقیم پارسی میانه که زبان رسمی ساسانیان بود و در مهر و سکه و متون پهلوی و همه اینها استفاده شده هست و این جای هیچ شکی باقی نمیذاره که زبان دری گفته شده برای دربار شاه، پارسی بوده! صرفا چون لهجه دری گرفته دری خونده میشده. همونطور که در سنگ نوشتهی مهرنرسی وزیر در فیروزاباد میبینیم خودشو « مهر نرسی دری » میخونه که خب اینجا لقبشه و چون درباریه.
من فکر نمیکنم که شما اینهارو نمیدونستین، برای همین نمیدونم قصد و غرضتون از تحریف و دستکاری تاریخ چیه؟ اونم زمانی که سایت ایران گرایی دارین و ایران پیش از هرزمان دیگهای نیاز به همبستگی داره نه برپایه دروغ و تحریف! فکز میکنین با گفتن
چجوری به این نتیجه رسیدین که چون نام کشور « فارس » بوده نام زبان دری شده پارسی! زمانی که فردوسی، نظامی، عطار، حافظ، سعدی و … سرایندگان پارسیزبان مهم همشون نام زبانشون رو پارسی نامیدن؟ اینها نمیدونستن ایران چیه؟ یا اینها هم کشورشون رو فارس میدونستن که گفتن فارسی به زبانشون؟
درود بر شما
امیدوارم نوشتار را به صورت کامل خوانده باشید چرا که مشخص است به استدلالها به خوبی توجه نکردید! از کلیدواژههایی استفاده میکنید که یادآور کلید واژههای گروههای افراطی قوم گراست. با این حال در ادامه به صورت مفصل پاسخ ارائه میشود.
اتفاقا ادعاهای نادرست و دروغین در دیدگاه شما بسیار زیاد است و آشکارا فرافکنی میکنید.
۱) این شما هستید که برداشت اشتباه از نوشته داشتید. البته مطلب مورد اشاره عینا از ترجمه محمدرضا تجدد آمده است ولی نکته آنجاست که اصلا استدلال بر پایه این ترجمه نبوده است. چنانچه ادامه متن را بخوانید متوجه خواهید شد: «در همه تمدنها پایتختها بافت چند قومی مییافتند و دستاوردهای پایتخت در سرتاسر کشور نفوذ پیدا میکرد... اصولا دستاوردهای پایتختها حاصل تلاش اقوام گوناگون در سراسر یک تمدن است.»
یعنی استدلال اصلی ما اتفاقا این است که زبان پایتختها دستاورد تمدنها هستند و نباید بار قومی به آن داد.
با این حال با توجه به اینکه شما برداشت اشتباه کردید و ممکن است دیگر مخاطبان هم برداشت اشتباه کنند توضیحاتی درباره ترجمه محمدرضا تجدد داده شد و ویرایشهایی در متن انجام شد.
۲) گویا شاهنامه را به خوبی مطالعه نکردید! در شاهنامه اصلا عبارت های «پارتی» و «پارسی میانه» نیامده است. این دسته بندی جدید پژوهشگران است و ربطی به شاهنامه ندارد.
اتفاقا اینکه «عربها به همهی زبانهای ایرانی میگفتن فارسی» دقیقا در منابع آمده است. بر اساس نوشتههای مقدسی زبان مردم عجمی بود و صراحتا نوشته است «همگی آنها فارسی نامیده میشوند» و به اختلافات آنها اشاره میکند (مقدسی، ۱۳۶۱: ص ۳۷۷).
اتفاقا به پهلوی هم فارسی گفتهاند. همانطور که عبدالله بن مقفع گوید: زبانهای فارسی عبارت از: پهلوی، دری، فارسی [منظور ایالت فارس است]، خوزی و سریانی است (الفهرست: ص ۲۲).
همه اینها در متن آمده است و به نظر میرسد شما مطلب را با دقت مطالعه نکردید.
بخشهای زیادی از سغد اکثرا در قلمروی ساسانیان جای نمیگرفت هرچند تبادلات زیادی داشتند. از این بابت طبیعی است که زبان سغدی دیگر فارسی خوانده نشود.
نکته ای که درباره زبان شناسی میگویید هم کاملا نادرست است. از نظر زبان شناسی زبان دری (پارسی نوین) به هیچ وجه معادل زبان پارسی میانه (پهلوی) نیست. از گفته های شما برداشت میشود که دری یک لهجه از پهلوی بوده آشکارا نادرست است. بلکه پهلوی نیای پارسی نوین است. البته بعدها اصلاح کردید.
کسی که کمترین آشنایی با زبان پارسی میانه (پهلوی) داشته باشد، میداند که این زبان از نظر ساختار دستوری با پارسی نوین تفاوتهای مهمی داشته است. برای نمونه، در پارسی میانه تمایز دستوریِ جنس وجود داشت، در حالی که این ویژگی در پارسی نوین از میان رفته است. همچنین برخی تمایزهای آوایی و واجیِ پارسی میانه در پارسی نوین باقی نماندهاند. بنابراین، نمیتوان پارسی نوین را صرفاً همان زبان پهلوی با تغییرات جزئی دانست؛ بلکه پارسی نوین مرحلهای تازه در تحول تاریخی زبانی است.
۳) اشتباه شما این است که میخواهید زبان پارسی را چیزی شبیه به زبان عربی و انگلیسی بدانید! در صورتی که این تطبیق کاملا نادرست است.
بر اساس منابع فراوان که ذکر شد زبان ایالت پارس جدا از زبان دری (پارسی نوین) محسوب میشده است.
اینکه می گویید: ««ایران» فقط قوم پارس نیست اما همه تاریخ و زبانش «پارسیست» و از «پارسیان»»
در حالی که هر کس با تاریخ آشنا باشد میداند که تحولی که اشکانیان در زبان فراگیر ایرانیان به وجود آورد بسیار تاثیر گذار است.
در کتیبه بیستون برای خط و زبانی که امروز «پارسی باستان» شناخته میشود عبارت «آریایی/ایرانی» آمده است که به نظر زبانی مشترک در جهان ایرانی بوده است که به ویژه پارسها و مادها به این زبان سخن میگفتند.
استرابو، جغرافیدان یونانی، هنگام بحث درباره «آریانا»: آریانا بر بخشی از پارس، ماد، سغد، باختر اطلاق مینمایند، زیرا مردم این نواحی با زبان واحد، که لهجههای آن تفاوتهایی اندک دارند سخن میگویند (استرابو، جغرافیا، ۱۵.۲.۸).
یعنی زبان مشترکی از دوران باستان قابل ردیابی است که در دوره اشکانیان و ساسانیان به مرور شکل نهایی خود را گرفت.
بنابراین اینکه میگویید زبان دری، مادری قوم پارس است از یک نگاه قوم گرایانه میآید. البته کسی کتمان نمی کند که پارسیان از سدههای دور خدمات فراوانی به تمدن ایرانی کردند.
ولی آشکار است که زبان دری محدود به قبیله یا قوم پارس نبوده است بلکه بیش از هزارسال پس از آنکه پارسیان یکجا نشین شدند و تمدن ایرانی به همراه تشکیلات سیاسی و اجتماعی شکل گرفته بودند، به وجود آمد. یعنی زمانی که تمدن وجود داشت. یعنی زمانی که دیگر هویت های ایالتی و شهری جای هویتهای قومی و قبیلهای را گرفته بودند.
اینکه شما بارها میگویید: «پارسی، زبان مادری پارسیان هست»، یادآور کلیدواژههای گروههایی مانند پانترکها است که به تازگی متوجه شدیم کاربران جعلی زیادی خود را طرفدار لرها و کردها و… نشان میدهند و چند وقتی است که گویا به دنبال ترویج مفهوم «قوم پارس» هستند.
در کنار آنکه این زبان زبان پارسی خوانده میشد که به دلیل شهرت کشور ایران به پارس بوده است، اینکه شما می گویید رومیان به اشکانیان می گفتند پارت چیزی را ثابت نمیکند. چرا که از همان دوران اشکانیان نام ایران (آریان) قابل ردیابی است.
محتمل است که ساسانیان نام ایران و انیران را از اشکانیان گرفته بودند. صورت ایران در سنگنوشتهها در پارسیگ Eran و در پهلویگ Aryan است و میتوان نتیجه گرفت که اشکانیان قلمرو خود را آریان میگفتند که ریشه در اصطلاحات دوران هخامنشی و اوستا داشته است.
نگاه کنید به:
نگاهی به نام ایران در گذر تاریخ
خود ایرانیان مانند ساسانیان به کشور «پارس» نمی گفتند بلکه «اران» و «ارانشهر» میگفتند. اینکه میگویید ابن مقفع و حمزه اصفهانی ایرانی بودند پس چرا گفتند فارس به دلیل آن است که کتاب هایشان به زبان عربی بوده است. مثل این میماند ما الان نوشتهای به زبان انگلیسی بنویسید و به جای Egypt بنویسیم Mesr! ولی آنچه مسلم است در دوران اسلامی، اکثرا فارس معادل ایران بوده است چرا که در زبان فراگیر عربی این شرایط را داشته است.
ولی در منابعی مانند شاهنامه فردوسی و... این موضوع بسیار کمرنگ است و اگر هم چنین چیزی آمده از زبان غیر ایرانیان مانند هندیان آمده است که باز هم نشان میدهد خارج ازمرزهای ایرانی، تمدن ایران به فارس یا پارس مشهور بوده است.
شما می گویید در دربار شاه به زبان دری صحبت کرد! در صورتی که همواره در کنار شاهان دانشمندان زیادی بودند.
نگاه کنید به:
خود شاه درگیر مسائل کشوری و لشکری بوده است و نباید انتظار داشت شاه زبانی را اختراع کند! البته اگر شاه هم زبانی را اختراع کرده باشد باز هم نشان دهنده چند قومی بودن این زبان است چرا که شاهان همواره با ازدواج با اقوام گوناگون مشروعیت خود را تقویت میبخشیدند.
درباره شاهان ساسانی هم انواع ازدواج ها با اقوام و ملل گوناگون دیده میشود و نمیتوان از خلوص نژادی یا قومی در شاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی سخن گفت! بلکه میتوان از هویت ایرانی این سلسله یاد کرد.
اینکه مدام از کلیدواژههایی مانند «انکار قوم فارس»، «نژاد» و... استفاده میکنید نشان دهنده رویکرد قومگرایی است. در اینکه در دوران باستان قومی به نام پارس بوده است تردیدی نیست. در اینکه دستاورهای فراوانی برای تمدن ایرانی به ارمغان آورند تردیدی نیست. ولی اگر امروز هر کس به زبان پارسی سخن میگوید را از قوم پارس بدانیم به هیچ وجه پذیرفته نیست و یادآور فرضیههای نژاد گرایانه توسط برخی از اروپاییان است.
زبانهای ایرانی با نامهایی مانند «آریایی»، «پهلوی» و «دری» هم شناخته میشدند. هیچ منبع تاریخی باستانی زبان دری را محدود به قوم پارس ندانسته است بلکه زبان تمدن ایرانی بوده است.
شما درباره زبان ادعا می کنید: «فقط پایتخت که اونم نادرسته به احتمال زیاد، زبان بومی تیسفون که در آسورستان بود». این ادعای شما با ادعای دیگرِ شما که آن را زبان قوم پارس میدانستید متفاوت است. یعنی تناقضات در دیدگاه شما دیده میشود.
ولی این ادعا که «زبان بومی تیسفون در آسورستان» بوده را با چه سند و مدرکی ثابت می کنید؟! ما منابع زیادی از مقدسی گرفته تا ابن ندیم و ابن مقفع ذکر کردیم ولی شما منبع مشخصی ارائه ندایدو
بحث را هم نباید نژادی کنیم. اساسا مفهوم نژاد آنطور که شما در ذهن دارید که به قوم و قومیت ربط میدهید، منسوخ شده است. سخنان شما یادآور مفهوم «Race» است که در قرون اخیر مطرح شد. ولی الان پژوهشهای علمی ژنتیکی مطرح است و دیگر مفهوم نژاد کنار گذاشته شده است.
در گذشتههای دور هم ایرانیان خود را خویشاوند میدانستند. در پیوند با کیومرث میدانستند. که اتفاقا به مفهوم ژنتیک نزدیکتر است تا مفهوم «Race»!
شما ادعا میکنید: «زبان موبدان و دانشمندان با زبان دربار یکی بوده». اگر منظور زبان نوشتاری و زبان رسمی اداری است بله زبان پهلوی ساسانی (پارسی میانه) زبان رسمی بوده است و نوشتهها در سراسر شاهنشاهی با زبان پهلوی نگارش مییافتند. این زبان با آنکه تحت تاثیر پهلوی اشکانی بود ولی ریشه در ایالت پارس داشته است.
ولی زبان دری زبانی بود که با تاثیر گرفتن از پهلوی ساسانی در مدائن شکل گرفت که پایتخت یک کشور بوده است.
ولی براساس منابع زبان ایالت پارس که موبدان پارس هم به آن سخن میگفتند، زبان جدایی از دری بوده است. این موضوع صراحتا در منابع آمده است (الفهرست: ص ۲۲).
آری پارسیان در شکل گیری زبان دری نقش مهمی داشتند ولی نمیتوان این زبان را محدود به پارسیان دانست. از تاثیراتی که از دوران باستان زبان پارتی یا پهلوی اشکانی بر روی پهلوی ساسانی گذاشت و همان تاثیرات بر دری هم اثر گذار بود گرفته تا اینکه در پایتخت کشور که اساسا دستاوردها چند قومیتی میشوند، قابل بررسی است. همچنین شاعران و دانشمندانی که از خراسان تا آذربایجان طی سدهها در پیشرفت زبان دری نقش ایفا کردند. آیا این زبان را نباید زبان تمدن ایرانی دانست؟!
اینکه میگویید: «ایران بیش از هر زمان دیگهای نیاز به همبستگی داره» کاملا یادآور فراکنی جریان پانترک است. آنها با رویکرد قومگرایانه مواردی را میگویند و در نهایت هم می گویند نیاز به همبستگی وجود دارد! میگویند کاری نکنید قوم ترک ناراحت بشوند! میگویند زبان قوم فارس رو بر دیگر اقوام تحمیل نکنید و… ولی قوم گرایی افراطی که گویا شما به دنبال آن هستید خطر بزرگی برای همبستگی است.
پدیدههای فرهنگی را باید آنطور که بوده بررسی کرد نه آنکه با دید قوم گرایی انواع برچسبها را به پژوهشگران بزنیم!
اینکه می گویید: «چجوری به این نتیجه رسیدین که چون نام کشور « فارس » بوده نام زبان دری شده پارسی»
صراحتا گفته ابن مقفع که ایرانی بوده این موضوع را ثابت می کند:
زبانهای فارسی [منظور کشور ایران است] عبارت از: پهلوی، دری، فارسی [منظور ایالت فارس است]، خوزی و سریانی است (الفهرست: ص ۲۲).
یعنی دری یکی از زبانهای فارسی (رایج در ایران) بوده است. همچنین بر اساس نوشتههای مقدسی زبان مردم عجمی بود، برخی از آنها دری و زبانهای دیگر پیچیدهتر بودند. مقدسی نوشته است «همگی آنها فارسی نامیده میشوند» و به اختلافات آنها اشاره میکند (مقدسی، ۱۳۶۱: ص ۳۷۷).
واژه ایران و فارس و پارس هم گاهی معادل هم استفاده می شدند و این موضوع در ادبیات پارسی هم دیده می شود. همانطور که امروز هم کشورهایی مانند مصر (Egypt) و یونان (Greece) با چند نام مشهور هستند.
در پایان در برابر اشعاری که شما آوردید، اشعاری میآوریم که این زبان صراحتا زبان دری هم خوانده شده است.
در شاهنامه صراحتا از زبان دری یاد شده است:
کجا بیور از پهلوانی شمار
بود بر زبان دری ده هزار
که دارد بیور را به زبان دری ترجمه میکند و میگوید معنای ده هزار میداده است. نکته مهم این است که آشکارا به تفاوت پهلوی و دری در این بیت اشاره میشود.
ناصر خسرو در بیت مشهور می گوید:
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی دُرِّ لفظ دری را
عنصری:
آیا به فعل تو نیکو شده معانی خیر
و یا به لفظ تو شیرین شده زبان دری
نظامی گنجوی:
نظامی که نظم دری کار اوست
دری نظم کردن سزاوار اوست
سعدی:
هزار بلبل دستانسرای عاشق را
بباید از تو سخن گفتن دری آموخت
حافظ:
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
…
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
ما باید واقعیتهای تاریخی را بپذیریم. مفهوم تمدن ایرانی را درک کنیم. آنچه در منابع آمده را بررسی کنیم نه آنکه با رویکردهای ضد تمدنی به دوران قبیله گرایی برگردیم.
زبان دری یا پارسی نوین یک میراث مشترک تمدن ایرانی است.
اگر شما معتقدید پس از چند هزار سال زیست مشترک و تمدن سازی، ایرانیان میراث مشترک نداشتند و این زبان صرفا محدود به یک قوم بوده است، به نظرم رویکرد ضد تمدن دارید.
چنین رویکردهایی که در جریانهای قومگرا دیده میشود قصد دارند میراث مشترک ایرانیان را تخریب کنند و ما را به دوران بی تمدنی و قبیله گرایی بکشانند.
بحث در دیدگاههای این نوشتار ادامه پیدا میکند.
کتابنامه:
- آثارالباقیه عن القرون الخالیه (١۳۸۹). بیرونی، ابوریحان. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیرکبیر.
- احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم (۱۳۶۱). مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. ترجمه علی نقی منزوی. شرکت مولفان و مترجمان ایران.
- الفهرست (۱۳۸۱). ابن ندیم، محمد بن اسحق. ترجمه محمد رضا تجدد. تهران: اساطیر.