
ابومسلم خراسانی یکی از شخصیتهای پر رمز و راز تاریخ ایران است که بسیاری از فعالیتهای خود را در ناحیه خراسان قدیم انجام داده، اما دامنه شهرت و محبوبیت وی، از ایران فراتر رفته و از هند تا قفقاز و آسیای صغیر را در بر گرفته است.
پژوهشگران معمولاً ابومسلم را از نظر تاریخی مورد توجه قرار دادند، اما شخصیت داستانی و اسطوره ای او بیشتر اوقات نادیده گرفته میشود.
از آنجایی که اندیشههای گوناگون در ساخته و پرداخته شدن داستانهای ابومسلم نقش داشته اند، بررسی این داستانها، ما را با آراء و عقاید بسیاری از طیفهای فکری آشنا میکند. از جمله کسانی که این داستانها را درباره ابومسلم بیان کردند عبارتند از:
– کسانی که به اندیشههای موجود در ایران باستان گرایش داشتند
– شیعیان
– اهل فتوت
– صوفیان
لازم به ذکر است که علاوه بر آنکه نوشتهها و روایات داستانی در بزرگداشت ابومسلم وجود دارد، نوشتهها و روایاتی علیه وی هم موجود است.
در منابع تاریخی اشارههایی وجود دارد که حاکی از داستان پردازی اشخاص تاریخی درباره ابومسلم میباشد، اما از موارد مهمی که چهره داستانی ابومسلم را تقویت کرده اند، ابومسلمنامهها میباشند که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. شاید یکی از دلایل کم توجهی به ابومسلمنامهها، کمیابی آنها در ایران بوده است. در عصر صفوی کوششهایی در جهت از میان بردن ابومسلمنامهها و داستانهای ابومسلم، صورت پذیرفت. شاید همین موضوع باعث شد که استقبال از ابومسلمنامهها در عثمانی قوت بگیرد؛ داستانهای ابومسلم در آناتولی و آسیای مرکزی رواج زیادی یافت اما در ایران بعد از دوران صفویه، این داستانها اهمیت پیشین خود را از دست دادند.
به هر حال در دوران اخیر تلاشهایی برای معرفی دوباره ابومسلمنامهها انجام گرفت که میتوان به کار اقبال یغمایی اشاره کرد. اما جالب است که وی در مقدمه چاپ کتاب ابومسلمنامه مینویسد:
زحمت من در کار چاپ این کتاب چندان نبوده که بدان بهانه نامم را روی جلد بیاورم زیرا نه نسخه مکرری جهت مقابله در دست داشتم و نه اصولا این کار لازم مینمود چه ابومسلمنامه از نظر لغوی و ادبی امتیاز خاص ندارد (یغمایی، ۱۳۵۵: ۲).
اما در همان سالها دکتر محمد جعفر محجوب کوششی در چاپ انتقادی این داستان، بر اساس یک نسخه پاکستان، به عمل آورد که با بروز پاره ای مشکلات به انجام نرسید، با این همه ایشان در زمینههای متعدد مربوط به فرهنگ عامیانه، از جمله ابومسلمنامهها صاحب مقالات و نوشتههای ارزشمند هستند.
«ابومسلمنامه به روایت ابوطاهر طرسوسی» به همراه پیشگفتار و توضیحات ارزشمند آن، گام اساسی و مهمی بود که در این عرصه برداشته شد. دکتر حسین اسماعیلی نویسنده پیشگفتار این کتاب اطلاعات مهمی درباره شخصیت تاریخی و اسطوره ای ابومسلم به خواننده ارائه داده است و نسبت به تحقیقات پیش از خود درباره این موضوع توانسته به خوبی از عهده این کار بر آید.
نباید فراموش کرد که بخش عمده داستان پردازیها درباره ابومسلم به همین ابومسلمنامهها مربوط میشود و طبیعی است که در این نوشتار از کارهای ارزشمند محمد جعفر محجوب و حسین اسماعیلی بسیار استفاده شده است. در این مقاله سعی بر آن است که چهره اسطوره ای ابومسلم در ابومسلمنامهها، دیگر منابع تاریخی و در نزد طیفهای گوناگون فکری مورد توجه قرار بگیرد و به بررسی چرایی داستان سرایی درباره ابومسلم پرداخته شود.
اهمیت بررسی روایات اسطوره ای
اکثرا در پژوهشهای تاریخی، روایات و داستانها نادیده گرفته میشوند و پژوهشگران کمتر به آنها توجه میکنند. این در حالی است که داستان همواره در میان بشر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و داستانها محبوبیت قابل توجهی در میان مردم داشتند. به عبارتی دیگر این داستانها هستند که ما را به رویکرد عمومی درباره شخصیتها و به طور کلی به فضای ذهنی مردمان عادی نزدیک تر میکنند.
اسطوره معمولا به داستانهایی گفته میشود که جنبههای فرا بشری در آنها وجود دارد اما آن چیزی که باعث تمایز اسطوره با دیگر داستانها میشود، وجود نمادها میباشد. معمولا این نمادها درونمایههای مهمی را برای ما آشکار میسازند؛ برای مثال در اسطورههای دینی ما را با باورها آشنا میکنند و در اسطورههایی که جنبه تاریخی دارند، حاوی تجربیات تاریخی مردمان هستند.
به قول میرچا الیاده شاید از دیدگاه یک منتقد موشکاف زمانه ما، چنین داستانهایی حاصل کار کسانی است که تاب تحمل «واقعیت تاریخی» را نداشتند و بر آن بودند که به هر نحوی که شده با پناه جستن در افسانه و رویا، خود را تسلی بخشند. در این که چنین برداشتی خطاست تردیدی نیست، چون به نحوه تفکر و دیسمان (ساختار) ذهنیت باستانی توجهی نمیکند (الیاده، ۱۳۸۴: ۵۳). ما باید با مردمان کهن احساس هم نفسی کنیم و ببینیم آنها چه تنگناهایی داشتند؛ آیا میتوانستند به صورت آشکار از زیر و بم شخصیتهای تاریخی سر در بیاورند؟! آنها چه حسی داشتند و چه انگیزههایی سبب وجود آمدن داستانها شده است؟
به هر حال در هر جامعه ای چنین داستانهایی ساخته میشوند و طبیعتا محتوای آنها از نظر درستی تاریخی قوی نیستند. یاد یک واقعه تاریخی و یا یک شخص «حقیقی»، حداکثر بیش از دو یا سه قرن در حافظه جمعی مردمان باقی نمیماند. چون برای حافظه جمعی دشوار است که حوادث فردی و سرگذشت اشخاص «حقیقی» را به یاد بسپارد. شاید بتوان گفت که حافظه عامه به شخصیتهای تاریخی دورانهای جدید، معنی و اعتباری میبخشد که بایسته آنهاست، یعنی فرد تاریخی را به صورت پهلوانی در میآورد که نمونههای ازلی را تقلید و افعال مثالی را تکرار میکند، معنی و اعتباری که مردم جوامع باستانی همواره از آن آگاه بوده اند (همان: ۵۸-۵۹).
ایران با توجه به تحولات تاریخی خود، شرایطی دارد که کمتر دادههای مربوط به تاریخ اجتماعی در دسترس ما قرار گرفته است. اما داستانهای حماسی و اسطورهای توانستند از تند باد حوادث در امان بمانند و به دست ما برسند. دقت در هنگامههای تاریخی و رویدادهای حساس تاریخ ایران، پیوند آن با روایتهای مختلف تاریخی و حماسی را نشان میدهد، به گونهای که همیشه میان این دو، رابطه نزدیک برقرار بوده است. رویداد و واقعه به مدد داستان حفظ و تداوم مییابد و نسلهای آتی به وسیله آن گذشته خود را با آینده پیوند میدهند (کرمیپور و خالقیان، ۱۳۹۳: ۴۴۰).
ما نباید از وجود چنین اسطورههایی ناراحت باشیم و با آه و افسوس از آنها یاد کنیم بلکه این داستانها فرصتی به ما میدهند تا با تحولات اجتماعی تاریخ خود آشنا شویم و به عبارت دیگر این داستانها هستند که از حافظه جمعی مردم میگویند. حتی گاهی گویندگان این داستانها و شنوندگان آنها میدانستند که با داستان طرف هستند و از نمادهای اینگونه داستانها آشنا بودند و با فن داستان سرایی آن را تقویت میکردند. گرچه داستانهای ابومسلم، آن قدرت شاهکارهای ادبی ما همانند داستانهای شاهنامه را ندارد اما فرصتی برای ما ایجاد میکند که با افکار عمومی مردمان درباره جنبش سیاه جامگان آشنا شویم.
میدانیم جنبش سیاه جامگان علیه حکومت بنی امیه شکل گرفت و اکثر نوشتههای تاریخی درباره کنشگران و سردمداران سیاسی این نهضت است، در صورتی که انگیزههای مردمانی که به این جنبش پیوستند از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. داستانهایی مانند داستان ابومسلمنامه، ما را در یافتن انگیزهها و حال و روز مردمانی که در این نهضت شرکت کردند، یاری میکنند.
برای بررسی دقیقتر علل جایگاه رفیع روایت ابومسلم خراسانی در ذهنیت جمعی ایرانیان در دورههای گوناگون تاریخی، ضمن توجه به منابع تاریخی، ضروری مینماید، توجه ویژه و اساسی به داستانهای عامیانه، در این باره مبذول گردد. دربارۀ این قهرمان خراسانی، داستانهایی به نام ابومسلمنامه وجود دارد که با نام ابومسلمنامه طرسوسی به دست ما رسیده است (1).
اشارههایی گذرا به دوره تاریخی
آنچه در روزگاری که خروج ابومسلم رخ داد مورد توجه قرار میگیرد، ظلم و ستمی است که امویان به غیر عربها روا میداشتند. منابع تاریخی پر است از وقایعی که حاکی از فشار زیاد بنی امیه به غیر عربها و به ویژه ایرانیان میباشند. در دوران امویان، سردمداران این حکومت اعتقاد داشتند که عرب به دیگر اقوام برتری دارد و حتی این اعتقاد وجود داشت که «من ابغض العرب ابغضه الله» (ابن عبد ربه، ۱۹۸۷: ۳/۲۷۸). بنابراین برخورد سخت و خشنی با غیر عربها و به ویژه با کسانی داشتند که علیه آنها قیام میکردند.
عربها، واژه تحقیر آمیز «موالی» را برای ایرانیان به کار میبردند و ظلمهای فراوان آنها، باعث شد که ایرانیان همواره ناراضی باشند. قیامهای متعددی هم علیه امویان شکل میگرفت که در بسیاری از آنها موالی حضور فعالی داشتند. برای مثال در خروج مختار و یحیی بن زید، بزرگ ترین همراهان آنها بودند.
در میان قیامهای ضد اموی، قیام عباسیان توفیق یافت و عباسیان بودند که با تلاشهای ابومسلم خراسانی توانستند امویان را براندازند. در شرایطی که فعالیتهای شیعیان بسیار گسترده بود و دعوت شیعه به طرفداری از اهل بیت پیامبر اسلام رو به پیشرفت بود، به خصوص به هر نسبت که قدرت امویان به واسطه ناتوانی خلفا و اختلاف عربها و خاندانهای پشتیبان ایشان کاهش مییافت، نفوذ شیعیان افزونی میگرفت (یوسفی، ۱۳۷۸: ۴۷-۴۸).
ابومسلم خراسانی از مهم ترین کسانی بود که در خراسان به دعوت پرداخت و در براندازی حکومت ظالم اموی نقش مهمی ایفا کرد. رویدادهای زندگی ابومسلم و رفتارهایی که ابومسلم انجام داده، شخصیتی مرموز از او ساخته است. هدف و انگیزه ابومسلم در هالهای از ابهام قرار دارد، به طوری که پژوهشگران فرضیههای متفاوتی را درباره او بیان کرده اند. بررسی تاریخی ابومسلم و نظر دادن درباره چرایی وقایع تاریخی، نیازمند یک بحث مفصل میباشد اما باید توجه داشت که سیمای اسطوره ای ابومسلم در نزد طیفهای مختلف فکری به مرموز تر شدن ابومسلم دامن زده است.
برای دانش بیشتر نگاه کنید به:
نگاهی به دوره تاریخی ابومسلم خراسانی
نگاهی کلی به داستانهای اسطورهای ابومسلم، ابومسلمنامهها و راویان
شاید ابومسلم نخستین شخصیت واقعی تاریخی دوران پس از اسلام ایران باشد که هالهای از افسانه و حماسه برگرد زندگانی وی پدید آمد (نک: محجوب، ۱۳۶۸: ۶۹۱). بسیاری از منابعی که درباره ابومسلم سخن گفته اند، حاوی داستانهایی هستند که گاه رنگ و بوی افسانه به خود گرفته اند.
ابومسلمنامه داستان زندگانی ابومسلم خراسانی است که البته نسخههای زیادی از آن به جا مانده است و با آنکه تقریبا راویان آنها یکسان ثبت شده اند، گاه تفاوتهای آشکاری در آنها دیده میشود. از این رو شاید بهتر باشد از واژه «ابومسلمنامهها» استفاده کنیم.
به طور کلی در ابومسلمنامهها داستان زادن و بالیدن ابومسلم، طغیان و قهرمانیهای وی و کشته شدن نابهنگام و ناجوانمردانه او را میخوانیم. ستیز ابومسلم با والیان خلیفه اموی در راه انتقامجویی از خون شهیدان اهل بیت پیامبر اسلام، جنگهای طولانی با لشگر مروان که همگی «خارجی» خوانده میشوند، کشتن مروان حمار آخرین خلیفه دمشق، پاک سازی سرزمین اسلام از کافران مسلمان نما و… داستانهای ابومسلمنامهها را شکل داده اند (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ۹۳).
متن ابومسلمنامهها ساده و گیراست اما از نظر ادبی چندان فاخر نیست. در میان متن از اشعاری بهره گرفته شده است که داستان را جذاب تر میکنند اما شعرها بی نقص نیستند. داستان ابومسلمنامه حاوی داستانهای گوناگون است که هر یک به صورت مستقل بیان میشوند اما روند کلی داستان ادامه دارد. وجود این داستانهای مستقل، کار را برای داستان سرایان آسان میکرده و ابومسلمنامهها را متناسب نقل در قهوه خانهها درآورده است، به طوری که ابومسلم خوانی در قهوه خانههای آناتولی رواج داشته است.
برای دانش بیشتر نگاه کنید به:
ابومسلم در نزد کسانی که به اندیشههای موجود در ایران باستان گرایش داشتند
یکی از مواردی که برخی از گذشته نگاران (مورخان) درباره ابومسلم میگویند، این است که وی علایق و گرایشاتی به ایران پیش از اسلام داشته است و یکی از دلایل این موضوع را رویکرد نخستین خونخواهان ابومسلم میدانند که چنین گرایشاتی داشتند. جالب آنکه در الفهرست ابن ندیم، ابومسلم هوادار مجوس بیان شده که قصد احیای مجوسیت را داشته است (ابن ندیم، بی تا: ۲۸۱).
پس از مرگ ابومسلم خراسانی (رهبر جنبش سیاهجامگان)، جنبشهایی در حمایت از ابومسلم توسط غیر مسلمانان شکل گرفت. از جمله میتوان به جنبش سنباد زرتشتی، جنبش سپیدجامگان (به رهبری مقنّع) و جنبش سرخ جامگان (به رهبری بابک خرمدین) اشاره کرد. مشخص است که پس از ابومسلم، گرایشمندان به اندیشههای موجود در ایران باستان، اسطورههایی را درباره ابومسلم نقل کرده اند و در راستای قیام علیه خلفا از این اساطیر بهره گرفتند.
برای دانش بیشتر نگاه کنید به:
ابومسلم خراسانی در نگاه خونخواهان غیر مسلمان
ابومسلم در نزد شیعیان
سیمای ابومسلم در میان طیفهای مختلفی که خود را شیعه مینامیدند گاهی متضاد بوده است. در برخی از گفتههای شیعی، ابومسلم از شیعیان معتقد خوانده شده است، از جمله میتوان به کتاب النّقض نوشته عبدالجلیل قزوینی رازی اشاره کرد. اما بعدها مقابله با ابومسلم، توسط روحانیون شیعه در دوران صفوی شکل گرفت.
از مهم ترین دلایل محبوبیت ابومسلم خراسانی در میان شیعیان آن بود که ابومسلم توانست لعن و نفرین اما اول شیعیان یعنی علی ابن ابیطالب را براندازد. حتی در داستانهایی گفتهاند که ابومسلم پیکر علی ابن ابیطالب را به خراسان و مزار شریف کنونی انتقال داده، که مورد توجه برخی از ارادتمندان به علی ابن ابیطالب قرار گرفته است!
تأکید بر روی ابومسلم هم برای مخالفت با حکومت امویان و هم برای مخالفت با حکومت عباسیان، مناسب بوده است و کسانی که مخالفت با هر دوی این حکومتها را داشتند، تأکید خود را بر روی ابومسلم بیشتر کردند و همگرایی مییافتند.
برای دانش بیشتر نگاه کنید به:
ابومسلم خراسانی در نگاه شیعیان
ابومسلم در نزد اهل فتوت و صوفیان
صوفیان و اهل فتوت معمولا از سرسپردگان ابومسلم خراسانی بودند و با قرار دادن وی در نسب نامه اهل فتوت، جایگاه بزرگی برای او قائل شدند.
در قرن دوم هجری قمری، سرزمین خراسان و به خصوص شهر مرو عرصه فعالیتهای عیاران و جوان مردان شد. داستان زندگی ابومسلم خراسانی آنگونه که در منابع تاریخی و داستانهای عامیانه نقل شده است دلیلی برای اثبات این مدعاست، زیرا اهل خراسان و مردم ایران در روایات مربوط به ابومسلم «سیمای یک جوانمرد ایرانی» را میشناختند (زرین کوب، ۱۳۵۷: ۳۴۹).
پیشه وران و صاحبان مشاغلی که وابسته به آیین فتوت بودند ابومسلم را از خود و حتی او را پیشوای خود میدانستند. در ابومسلمنامهها، ابومسلم در میان گروهی از ارباب صنعت و پیشه وران قرار دارد که از او تبعیت میکنند و این صنعت گران ویژگیهای جوان مردان و فتیان را دارند و گاه عیار و گاه اخی خوانده میشوند (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ۴۹). در گزارشهای تاریخی به پیوستگی صنعت گران و ارباب حرف با ابومسلم به صراحت اشاره شده است به گونه ای که به سبب فزونی این عده در سپاهیان سردار خراسان لشگر وی به تمسخر «سراجان» یاد شده اند (زرین کوب، ۱۳۵۷: ۳۴۹).
در عهد ناصرلدین الله آیین فتوت به آسیای صغیر راه پیدا کرد و با حمله مغول گروه کثیری از صوفیان و فتیان به این منطقه پناه آوردند. آنها پس از استقرار با گسترانیدن آیین تصوف و فتوت سنت اخیگری را وارد عرصه نوینی ساختند.
برخی از جمله ایرن ملیکف، معتقدند که شهرت و رواج داستان ابومسلم در آسیای صغیر بواسطه وسعت فراوان گروه «اخی»ها با اهل فتوت در آن سامان بوده است زیرا این دسته با تبلیغ رمانهای حماسی در میان اصناف و عامه مردم بی سواد نفوذ میکردند و در نظر این طبقات – که در برابر طبقه نخبه و زبده برخوردار مشاغل حقیری داشتند- قهرمان داستان پهلوانی به صورت قهرمانی مذهبی و مدافع مردم در برابر مستبدان و ستمکاران بود، از این رو ابومسلم در محیطهای پیشه وری و صنفی به شکل مظهر دلیری و قهرمانی کامل تجسم یافته و داستانش مشهور شده است. بر اساس این نظر، میگویند ابومسلم که با پشتیبانی عامه مردم زحمتکش پیروز شده بود در میان پیشه وران و اصناف، قهرمانی محسوب شد و به توسط ایشان یعنی افراد اصناف و اهل فتوت، رمان او از ایران به قفقاز و آسیای صغیر برده شد و در آن جا پیشرفت زیاد کرد (یوسفی، ۱۳۷۸: ۱۸۵-۱۸۶).
درباره گرایشهای صوفیان به ابومسلم میتوان گفت تمامی مشایخ بزرگ تصوف، در تمامی فرق، با این که پیرو مذاهب تسنن بوده اند، خلوص انکار ناپذیری به ائمه شیعه و ارادت ویژه ای نسبت به امام اول شیعیان، علی امیرالمومنین، ابراز میداشته اند. این مشایخ با شخصیت ابومسلم در ابومسلمنامهها که نظر کرده و پیرو امیرالمومنین جلوه میکند، فصل مشترکی پیدا میکردند. در نسخه ابومسلمنامه کتابخانه جامع گوهرشاد وابسته به کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، آمده است که ابومسلم پس از امام محمد باقر از شیخ حبیب عجمی، یکی از نخستین مشایخ صوفیه نیز منشور خروج گرفته است (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ۴۷-۴۸).
در برخی از گفتههای این طیف، مواردی آمده که حاکی از ستایش ابومسلم توسط پیامبر اسلام (ص)، امام علی (ع) و امام حسین (ع) است و حتی این بزرگان دین اسلام، خروج این سیاه پوش را پیش گویی کرده اند. برای مثال کاشفی از قول امام حسین (ع) آورده است:
دمبدم کسی که انتقام ما از بنی امیه بکشد ظهور خواهد کرد، و من این سخن از پدر خود شنودم و حقا که او از حضرت رسالت صلی الله علیه و آله شنوده باشد و این صورت بر این وجه بود که حضرت مرتضی علی روزی از روزهای حرب صفین ندا فرمود که این ابامسلم؟ یعنی ابومسلم کجاست محمد حنفیه گفت ای پدر وی در آخر صف است. امیر فرمود که مراد من ابومسلم خولانی نیست مقصود من صاحب جیش ما است که از جانب مشرق با رایت سیاه پدید آید و چندان محاربه کند که خدای تعالی به واسطه وی حق را در مرکز خود قرار دهد. خوشا وقت آنانکه با وی موافقت نموده در کشتن اعدای دین و نگونساری ظالمان جد و جهد نمایند (کاشفی، ۱۳۳۴: ۲۱۵).
ویژگیهای ابومسلم برای اسطوره شدن
درباره اینکه چرا ابومسلم سیمای اسطوره ای پیدا کرد، نباید تنها به دنبال یک دلیل گشت. اشخاصی که تبدیل به اسطوره شده اند، هم خودشان دارای ویژگیهای خاصی بودند و هم شرایطی که در آن زندگی کرده اند، ویژگیهای خاصی داشته است. به نظر میرسد درباره ابومسلم دلایل متعدد سیاسی، اجتماعی و… باعث ایجاد چنین شرایطی شد.
به پایان رسیدن ظلم و جور بنی امیه که ابومسلم نقش مهمی در تحقق آن داشت، باعث میشد یاد و خاطره یک منجی سیاه پوش در حافظه جمعی مردم ظلم دیده باقی بماند و تلاشهای گسترده مردمان گوناگون برای براندازی این حکومت ستمگر در قالب یک شخص نمود پیدا کند. در حقیقت ابومسلم به جز شخصیت واقعی خود، نمادی شد از تلاشها و جنبشهای گسترده که علیه ظلم و ستم انجام گرفت و داستانها و روایات گوناگون برای او ساخته شد.
شخصیت ابومسلم ظرفیت تبدیل به اسطوره و نماد شدن را داشت، کما اینکه در مجمل التواریخ و القصص نوشته اند که ابومسلم چهره زیبایی داشت و خوش سخن بود تا جایی که شعر به پارسی و تازی میگفت (بی نا، ۱۳۱۸: ۳۲۷-۳۲۸). او لباس سیاه میپوشید و این لباس سیاه به او و هوادارانش هیبت خاصی داده بود و خوراک خوبی برای داستان سرایان فراهم آورده بود.
در دوران پر از ظلم و ستم امویان، افراد زیادی علیه آنان قیام کردند اما موفق به براندازی آنها نشدند و کماکان امویان به حکومت خود ادامه دادند اما ابومسلم نقش زیادی در براندازی حکومت امویان داشت و همین موضوع او را از سایر قیام کنندگان متمایز کرده است و شهرت خاصی در آن دوران به او داد. همین موضوع میتواند یکی از دلایل مهمی باشد که این شخصیت سیمای اسطوره ای پیدا کرده است. وقتی شخصی مانند ابومسلم تا آن حد مشهور و شناخته شده میشود، باید انتظار داستان سرایی درباره وی را داشته باشیم.
به طور کلی میتوان گفت راز و رمز صعود ابومسلم خراسانی به ساحت حماسی را باید در پیوند او با واقعه بزرگ سقوط امویان جست؛ سلسلهای که سخت منفور ایرانیان بود. باید به این نکته اشاره کرد که نقش ایرانیان در شکل گیری عباسیان و رستاخیزی که پس از آن شکل گرفت، بدون رهبری صاحب الدعوه، ابومسلم خراسانی با سهولت حاصل نمیشد (کرمیپور و خالقیان، ۱۳۹۳: ۴۴۲).
ابومسلم خراسانی در زمان اندکی پس از اقداماتش به قتل رسید و همین موضوع مزید بر علت شد تا چهره ای محبوب پیدا کند و درباره او داستانها بگویند. شاید اگر ابومسلم عمر طولانی تری مییافت و در سرکوب قیامهای گوناگون علیه عباسیان شرکت گسترده تری میداشت، نزد بسیاری از مردم آن روزگار چهره ای خلاف آنچه که در ابومسلمنامه از او ترسیم شده به دست میداد و هیچگاه به ساحت اسطوره راه نمی یافت.
اما از عوامل مهم دیگری که باعث بوجود آمدن سیمای اسطوره ای ابومسلم شد، ساخت چنان فضا و جَوی بود که داعیان عباسی بوجود آوردند؛ آنها همواره نوید آمدن یک منجی را میدادند، ذهنها را برای داستان سرایی درباره یک منجی آماده کردند. دعوت عباسیان هم عبارت بود از بیان انحرافات بنی امیه از اسلام، و تحریض مردم به طرفداری از خاندان پیامبر، با دادن وعده و امید به خروج موعود اهل بیت که برای اقامه عدل در دنیایی که از ظلم بنی امیه آکنده است خواهد آمد (زرین کوب، ۱۳۹۰: ۴۱). وقتی آراء و عقاید خونخواهان و هواداران ابومسلم از طیفهای مختلف را میخوانیم، گویی شخص ابومسلم همان موعود و منجی است و در عقاید برخی از آنها روح این منجی در منجی دیگری حلول کرده تا کار را به اتمام رساند.
برخی از رفتارهای ابومسلم هم در گرایش طیفهای مختلف فکری به وی و داستان سرایی درباره او، بی تأثیر نبوده است. درباره دین و مذهب ابومسلم در میان پژوهشگران بحثهای فراوانی پیش آمده است و پژوهشگران در این موضوع به اتفاق نظر نرسیده اند. چنین می نماید که ابومسلم نوعی مدارای دینی داشته است و به ادیان و مذاهبی که پیروان نسبتاً زیادی داشته اند احترام میگذاشته است. این سیاست یا سنت از دوران باستان در میان ایرانیان وجود داشته و بعد از ابومسلم هم تداوم یافته است. پژوهشگران هنوز درباره دین کوروش بزرگ به اتفاق نظر نرسیده اند و میدانیم که هخامنشیان و به ویژه کوروش بزرگ با ادیانی که در سرزمینهای مختلف جایگاه مناسبی داشتند، مدارا میکردند (نک: دریایی، ۱۳۹۳: ۲۱-۲۸). این موضوع در زمان اشکانیان هم تداوم یافته است. بعد از اسلام هم چالش درباره آیین مذهبی بسیاری از شخصیتهای برجسته مانند فردوسی، حافظ و… وجود دارد. شاید این افراد از یک سنت یا سیاست کهن در ایران پیروی میکردند که به ادیانی که گروندگان زیادی دارند، احترام بگذارند و حتی گاهی خود را از آنها بدانند و با مخالفان آنها مقابله کنند. ابومسلم هم پیروی این سیاست یا سنت بود و همین موضوع هم یکی دیگر از دلایلی بود که شرایطی برای داستان سرایی درباره وی ایجاد کرد.
دلایل سیاسی و اینکه سیاست مداران برای پیشبرد اهداف خود تأکید بر روی ابومسلم را مناسب میدیدند را نباید نادیده گرفت. ابومسلم هم برای مخالفت با سلطه عرب میتوانست بهانه خوبی باشد و هم برای مخالفت با امویان و عباسیان. از این روی بسیاری از قیام کنندگان تا سالها بعد از ابومسلم، وی را بهانه قرار میدادند و چهره داستانی ابومسلم تقویت میشد.
سبب تداوم این چهره اسطوره ای هم، زیبایی داستانهایی بود که درباره ابومسلم ساختند که برای تودههای مردم شنیدنی بوده است. این داستانها مدتها در کوچهها، خیابانها و قهوهخانهها نقل میشده است و ابومسلمِ قصهها یکی از شخصیتهای محبوب در میان مردم بوده است. اما این داستان سرایی و بال و پر دادن اغراق آمیز به آن، باعث همواره کردن فضا برای سوءاستفاده را هم فراهم آورد و گاهی باعث فریب مردم شد.





