نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

تأثیر اقوام کوچ‌روِ سکایی بر دیگر جوامع

این نوشتار، از نوشتارهای ارسالی کاربران است

نوشتارهای ارسالی کاربران بر اساس پیمان‌نامه کاربری منتشر می‌شوند. نگاه کنید به:

پیمان‌نامه کاربری


نگاهی کوتاه:

سکاها با جوامع شهری در ارتباط بودند و در شبکه‌هایی از مبادله و تعامل فرهنگی مشارکت داشتند. حتی برخی عناصر مادی و هنری که امروزه «سکایی» نامیده می‌شوند، در میان جوامع دیگر نیز پذیرفته و بازتولید شدند. بنابراین، پیدایش یک ویژگی فرهنگی در یک جامعه لزوماً به معنای مهاجرت گسترده مردمی از سرزمینی دیگر نیست.

تبادل و انتقال فرهنگی میان جوامع انسانی سابقه‌ای بسیار کهن دارد و از هزاره‌های پیش از میلاد، جوامع مختلف از طریق تجارت، جنگ، کوچ، همسایگی و ارتباطات سیاسی و اجتماعی بر یکدیگر تأثیر می‌گذاشتند.

بنابراین، پیدایش یک ویژگی فرهنگی در یک جامعه لزوماً به معنای مهاجرت گسترده مردمی از سرزمینی دیگر نیست؛ همان‌گونه که یک جامعه نیز برای اثرگذاری بر همسایگان خود الزاماً نیازی به استقرار جمعیتی گسترده در سرزمین آنان نداشت.

نمونه جالب در این زمینه، سکاها هستند. در گذشته، جوامع کوچ‌نشین استپ گاه در قالب جوامعی ساده و «بدوی» تصور می‌شدند، اما شواهد باستان‌شناختی تصویری بسیار پیچیده‌تر ارائه می‌کند.

سکاها با جوامع شهری پیرامون دریای سیاه و سرزمین‌های خاور نزدیک در ارتباط بودند و در شبکه‌هایی از مبادله و تعامل فرهنگی مشارکت داشتند. حتی برخی عناصر مادی و هنری که امروزه «سکایی» نامیده می‌شوند، در میان جوامع دیگر نیز پذیرفته و بازتولید شدند؛ چنان‌که نمونه‌هایی از سلاح‌ها و عناصر فرهنگی مرتبط با سنت‌های سکایی در خارج از حوزه اصلی سکاها مشاهده می‌شود (Ivantchik, 1997; Makhortykh, 2022).

این موضوع در هنر موسوم به «یونانی–سکایی» نیز آشکار است. Caspar Meyer نشان می‌دهد که این هنر را نمی‌توان صرفاً حاصل تقابل دو گروه ثابت، یعنی «یونانیان» و «سکاها»، دانست؛ بلکه در بستر شبکه‌ای فراگیر از ارتباط میان جوامع استپی و مراکز شهری پیرامون دریای سیاه شکل گرفت و جایگاه‌های فرهنگی میانجی در پیدایش آن نقش داشتند (Meyer, 2013: 1–38, 133–188).

از این منظر، فرهنگ را نمی‌توان به‌سادگی با مرزهای قومی یا جابه‌جایی جمعیت یکی دانست.

یک فناوری، شیوه هنری، ابزار یا رسم می‌توانست از طریق تماس، مبادله، تقلید و اقتباس گسترش یابد. بنابراین، مشاهده شباهت‌های فرهنگی میان دو جامعه، به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره مهاجرت یا جایگزینی جمعیت کافی نیست؛ بلکه باید مجموعه‌ای از شواهد مستقل برای تعیین چگونگی شکل‌گیری آن شباهت‌ها بررسی شود.

مآخذ:

Ivantchik, Askold I. (1997). “La chronologie des cultures pré-scythe et scythe.” Ancient Civilizations from Scythia to Siberia, 4(3–4), 115–136.

Makhortykh, S. V. (2022). “«Cimmero-Scythian» Antiquities from Central Anatolia.” Archaeology and Early History of Ukraine, 2022(1), 49–65. 

Meyer, Caspar. (2013). Greco-Scythian Art and the Birth of Eurasia: From Classical Antiquity to Russian Modernity. Oxford: Oxford University Press. DOI: 10.1093/acprof:oso/9780199682331.001.0001.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
تأثیر اقوام کوچ‌روِ سکایی بر دیگر جوامع
خِرَدگان