نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیین زروانیسم؛ پیدایش، باورها و ارتباط آن با ادیان پس از خود

نگاهی کوتاه:

واژه زروان در زبان اوستایی و ایرانی باستان با مفهوم زمان ارتباط دارد. در سنت زروانی، زمان نه فقط یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک اصل کیهانی و الهی است. زروان موجودی است که پیش از پیدایش جهان و حتی پیش از اهورامزدا و اهریمن قرار دارد. زروانیسم را می‌توان یکی از تلاش‌های اندیشه ایرانی برای پاسخ دادن به یک پرسش بنیادین دانست: اگر جهان صحنه نبرد خیر و شر است، خودِ این دو نیروی متضاد از کجا آمده‌اند؟ پاسخ زروانی این بود که پیش از آنها، زروان (زمان) وجود داشته است.

مقدمه

زروانیسم یکی از بحث‌برانگیزترین جریان‌های تاریخ ادیان ایران باستان است. این آیین یا بهتر بگوییم، این جریان الهیاتی، در ارتباط بسیار نزدیکی با آیین زرتشتی قرار داشت، اما در مسئله منشأ جهان و جایگاه اهورامزدا و اهریمن، تفسیری متفاوت ارائه می‌کرد. در مرکز این نگرش، موجودی به نام زروان یا زمان قرار داشت که در روایت معروف زروانی، پدر دو نیروی متضاد یعنی اهورامزدا و اهریمن بود.

اهمیت زروانیسم تنها در شناخت دین ایران باستان نیست. این جریان در فضای فکری دوره ساسانی، یعنی زمانی که ایران با مسیحیت، مانویت، یهودیت، ادیان میان‌رودان و فلسفه یونانی در تماس گسترده بود، شکل و اهمیت خاصی پیدا کرد. به همین دلیل، مطالعه زروانیسم می‌تواند نشان دهد که اندیشه زرتشتی چگونه با مسائل فلسفی و دینی جهان باستان مواجه شد و چگونه مفاهیمی مانند زمان، سرنوشت، خیر و شر، آفرینش و آزادی اراده را تفسیر کرد.

با این حال، باید توجه داشت که اطلاعات ما درباره زروانیسم ناقص است. هیچ متن زرتشتیِ باقی‌مانده‌ای وجود ندارد که به‌صراحت خود را «زروانی» معرفی کند و یک نظام کامل زروانی را شرح دهد. بسیاری از اطلاعات درباره این جریان از منابع مسیحی، ارمنی، سریانی، یونانی و سپس عربی به دست آمده است. به همین دلیل، پژوهشگران جدید درباره اینکه آیا زروانیسم واقعاً یک «فرقه سازمان‌یافته» بوده یا صرفاً یکی از تفسیرهای الهیات زرتشتی، اختلاف نظر دارند.

زروان چه بود؟

واژه زروان در زبان اوستایی و ایرانی باستان با مفهوم زمان ارتباط دارد. در سنت زروانی، زمان نه فقط یک مفهوم انتزاعی، بلکه یک اصل کیهانی و الهی است. زروان موجودی است که پیش از پیدایش جهان و حتی پیش از اهورامزدا و اهریمن قرار دارد.

در روایت مشهور زروانی، زروان برای مدت هزار سال قربانی می‌کند تا صاحب پسری شود؛ پسری که قرار است آفریننده و فرمانروای جهان باشد. اما در جریان این قربانی کردن، زروان دچار تردید می‌شود. در نتیجه، از یک سو اهورامزدا و از سوی دیگر اهریمن پدید می‌آیند.

در این روایت، اهورامزدا حاصل نیت و قربانی زروان است، در حالی که اهریمن نتیجه تردید اوست. بنابراین دو نیروی اصلی جهان، یعنی خیر و شر، هر دو در نهایت به یک اصل بالاتر یعنی زروان بازمی‌گردند.

نکته مهم این است که این روایت با روایت اصلی گاهانی درباره دو «روح» یا دو نیروی متضاد تفاوت دارد. در سنت گاهانی، دو روح متضاد در برابر یکدیگر قرار دارند و انتخاب اخلاقی میان راستی و دروغ اهمیت اساسی دارد. اما در روایت زروانی، پیش از این دو نیرو یک اصل سوم وجود دارد که منشأ هر دوی آنهاست.

زروانیسم چگونه به وجود آمد؟

پاسخ قطعی به این سؤال دشوار است، زیرا شواهد مستقیم درباره آغاز زروانیسم بسیار اندک است.

در گذشته، برخی پژوهشگران تلاش می‌کردند پیدایش زروانیسم را به دوره هخامنشی یا حتی پیش از آن برسانند. اما تحقیقات جدیدتر نشان داده است که برای چنین قدمتی شواهد کافی وجود ندارد. حتی شواهدی که گاهی برای حضور زروان در دوره هخامنشی مطرح شده بود، مانند برخی نام‌ها و شواهد زبان‌شناختی، امروزه قابل اتکا دانسته نمی‌شوند. بنابراین بهتر است میان قدمت مفهوم زمان در اندیشه ایرانی و پیدایش زروانیسم به‌عنوان یک نظام الهیاتی مشخص تفاوت بگذاریم.

احتمالاً ایده‌هایی درباره زمان، سرنوشت و نظم کیهانی از دوره‌های بسیار قدیم در اندیشه ایرانی وجود داشته است؛ اما شکل مشخص اسطوره زروان، یعنی اینکه زروان پدر اهورامزدا و اهریمن باشد، در منابع متأخرتر آشکار می‌شود.

در دوره ساسانی، ایران با تمدن‌های یونانی، رومی، میان‌رودانی و ادیان مختلف ارتباط بسیار نزدیکی داشت. در چنین فضای فکری، مسئله منشأ خیر و شر اهمیت فراوانی پیدا کرد. اگر اهورامزدا منشأ خیر و اهریمن منشأ شر بود، یک پرسش اساسی ایجاد می‌شد: منشأ خود این دو چیست؟

زروانیسم پاسخی فلسفی ـ اسطوره‌ای به همین مسئله ارائه می‌کرد: هر دو از «زمان» سرچشمه گرفته‌اند.

به همین دلیل برخی پژوهشگران، زروانیسم را واکنشی الهیاتی به مسئله دوگانگی زرتشتی دانسته‌اند.

تفاوت زروانیسم با آیین زرتشتی سنتی

مهم‌ترین تفاوت در مفهوم دوگانگی خیر و شر است.

در خوانش سنتی زرتشتی، اهورامزدا نماینده خیر، راستی و نظم است و اهریمن نماینده شر، دروغ و آشوب. انسان نیز موجودی دارای انتخاب اخلاقی است و باید آگاهانه در جبهه راستی قرار گیرد.

اما در زروانیسم، اهورامزدا و اهریمن هر دو فرزندان زروان هستند. بنابراین هیچ‌کدام سرچشمه نهایی هستی نیستند.

این تغییر باعث می‌شود مسئله دیگری نیز برجسته شود: سرنوشت.

اگر جهان از اصل «زمان» سرچشمه گرفته باشد و حتی پیدایش خیر و شر نیز در چارچوب نظم زمانی و کیهانی قرار گیرد، جایگاه آزادی اراده انسان با پرسش‌های دشوارتری روبه‌رو می‌شود.

رابرت چارلز زئنر، یکی از مهم‌ترین پژوهشگران زروانیسم، بر همین اساس میان آیین زرتشت متعارف و زروانیسم تفاوت زیادی قائل شد و معتقد بود که در زروانیسم، مفهوم تقدیر و سرنوشت جایگاه مهم‌تری پیدا می‌کند.

با این حال، پژوهشگران جدیدتر نسبت به تصویر زئنر احتیاط بیشتری دارند. شائول شاکد و آلبرت دو یونگ نشان داده‌اند که بسیاری از ویژگی‌هایی که پژوهشگران قدیمی به «زروانیسم» نسبت داده‌اند، ممکن است در واقع بخشی از تنوع طبیعی الهیات زرتشتی بوده باشد.

از سویی در متون مقدس زرتشتی، در بندهشن و گزیده‌های زادسپرم اورمزد به کمک زروان زمان کرانه‌مند را به وجود آورد که مدت آن دوازده هزار سال است. در این نوشته‌ها زروان به عنوان داور میان نبرد اهریمن و اورمزد نیز هست که فرماندهی جهان را ابتدا به اهریمن واگذار می‌کند اما در نهایت اورمزد را فرمان‌روای نهایی جهان برمی‌گزیند. اصل همه جهان به زروان بازمی‌گردد زیرا اورمزد با کمک زروان جهان مادی را می‌آفریند.

بنابراین امروز بهتر است به جای تصور یک دین کاملاً مستقل، از «الهیات زروانی» یا «جریان زروانی در آیین زرتشت» سخن بگوییم.

زروانیسم در دوره ساسانی

اگرچه ریشه‌های دقیق این اندیشه مشخص نیست، شواهد مربوط به دوره ساسانی بسیار مهم‌اند.

دوره ساسانی شاهد شکل‌گیری نوعی نظام منسجم دینی و سیاسی بود. پادشاهان ساسانی خود را حامی دین مزدیسنا معرفی می‌کردند و روحانیان زرتشتی نیز نقش مهمی در ساختار سیاسی داشتند.

در چنین محیطی، بحث درباره ماهیت خدا، خیر و شر، زمان و سرنوشت اهمیت زیادی پیدا کرد.

برخی پژوهشگران، به‌ویژه مری بویس، بر اهمیت زروانیسم در ایران ساسانی تأکید کرده‌اند. حتی این احتمال مطرح شده که نوعی الهیات زروانی در محافل درباری و بخش‌هایی از ایران نفوذ قابل توجهی داشته باشد.

اما این ادعا که «تمام زرتشتیان دوره ساسانی زروانی بودند» قابل دفاع نیست.

واقعیت احتمالاً پیچیده‌تر بوده است. در جامعه ساسانی، برداشت‌های متفاوتی از دین زرتشتی وجود داشته و زروانیسم یکی از این جریان‌های فکری بوده است. در این دوره آیین زرتشتی و زروانیسم تحت الهیات گاتاها بودند.

زروانیسم و مانویت

یکی از جالب‌ترین ارتباط‌ها، رابطه میان زروانیسم و مانویت است.

مانی در قرن سوم میلادی در ایران ظهور کرد و دینی را پایه‌گذاری کرد که عناصر مختلف زرتشتی، مسیحی، بودایی و سنت‌های میان‌رودانی را در یک نظام جدید ترکیب می‌کرد.

در برخی متون مانوی، نام زروان دیده می‌شود. این مسئله باعث شده است که بعضی پژوهشگران تصور کنند زروانیسم تأثیر مستقیمی بر مانویت داشته است. اما باید در اینجا محتاط بود.

وجود نام «زروان» در متون مانوی به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که مانویت مستقیماً از یک فرقه زروانی وام گرفته است. مانویان معمولاً مفاهیم دینی مختلف را در نظام الهیاتی خود بازتفسیر می‌کردند و گاه برای توضیح موجودات دینی خود از نام‌های شناخته‌شده سنت‌های ایرانی استفاده می‌کردند.

با این حال، شباهت فضای فکری دو نظام قابل توجه است. هر دو درباره یک جهان دوگانه، نبرد نور و تاریکی و مسئله سرنوشت کیهانی سخن می‌گفتند.

تفاوت اساسی این بود که مانویت یک دین جدید و جهانی بود، در حالی که زروانیسم در چارچوب سنت زرتشتی باقی می‌ماند.

زروانیسم و مسیحیت

ارتباط زروانیسم با مسیحیت از آن جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از اطلاعات ما درباره زروان از نویسندگان مسیحی به دست آمده است.

در دوره ساسانی، مسیحیان ایران و امپراتوری روم شرقی با جامعه زرتشتی در ارتباط و گاه در رقابت بودند. نویسندگان مسیحی برای نقد دین ایرانی، باورهای زرتشتی را شرح می‌دادند.

در همین منابع است که داستان معروف تولد اهورامزدا و اهریمن از زروان نقل شده است.

بنابراین، مسیحیت در شناخت امروزی ما از زروانیسم نقش مهمی دارد؛ اما این مسئله یک مشکل روش‌شناختی ایجاد می‌کند: نویسندگان مسیحی الزاماً گزارش بی‌طرفانه‌ای ارائه نمی‌کردند.

هدف آنها اغلب دفاع از مسیحیت و نشان دادن ضعف یا تناقض در ادیان رقیب بود.

با این حال، شباهت برخی گزارش‌های مستقل ارمنی، سریانی و یونانی نشان می‌دهد که داستان زروان یک اختراع صرفاً مسیحی نبوده است. به احتمال زیاد، مسیحیان یک روایت واقعاً موجود در محیط دینی ایران را ثبت کرده‌اند.

زروانیسم و فلسفه یونانی

زروان در اغلب نوشته‌های یونانی و رومی با کرونوس/ساتورن که هستی بخش است برابر دانسته می‌شود، او که پلوتون/هادس یا همان اهریمن را و زئوس/ژوپیتر یا همان اهورامزدا (هورمزد) را خلق کرده است. هادس دیوها/تیتان‌ها را می‌آفریند و در زیر زمین سکنی می‌گزینند و با زئوس/ژوپیتر که بر فراز کوه المپ زندگی می‌کند نبرد می‌کند و زئوس دیوها و تیتان‌ها را به دوزخ (تارتاروس) می‌فرستد.

یکی دیگر از موضوعات جذاب در بحث زروانیسم، ارتباط آن با اندیشه یونانی درباره «زمان» است.

در فلسفه یونانی، به‌ویژه در سنت‌های متأخر، مفهوم زمان، ابدیت و سرنوشت اهمیت زیادی داشت. ایران ساسانی نیز از طریق ارتباط با جهان هلنیستی و سپس امپراتوری روم با این اندیشه‌ها در تماس بود.

به همین دلیل برخی پژوهشگران قدیمی تلاش کردند زروانیسم را نتیجه تأثیر فلسفه یونانی یا حتی تلفیق دین ایرانی با فلسفه یونانی بدانند.

اما این نظریه امروز با احتیاط بیشتری بررسی می‌شود.

وجود مفهوم زمان و سرنوشت در اندیشه ایرانی به اندازه‌ای قدیمی است که نمی‌توان به سادگی گفت زروانیسم صرفاً محصول نفوذ یونان بوده است.

احتمالاً بهتر است آن را نتیجه تعامل چند سنت بدانیم: اندیشه‌های کهن ایرانی، تحولات درون الهیات زرتشتی و تماس گسترده با جهان فکری یونانی و میان‌رودانی.

ارتباط زروانیسم با آیین زرتشتی پس از ساسانیان

با سقوط ساسانیان و ورود اسلام به ایران، شرایط دینی کشور به‌شدت تغییر کرد.

زرتشتیان به‌تدریج به اقلیتی مذهبی تبدیل شدند و سنت دینی آنان بیشتر به سمت حفظ متون و آیین‌های موجود حرکت کرد.

در این دوره، نوشته‌های پهلوی که بعدها تدوین شدند، بیشتر تصویری ارائه می‌کنند که با الهیات کلاسیک مزدیسنا سازگار است. در آنها اهورامزدا جایگاه مرکزی دارد و داستان آفرینش بر اساس چارچوبی متفاوت از اسطوره زروان بیان می‌شود.

از این رو، زروانیسم به‌تدریج از جریان زرتشتیان کنار رفت اما این به معنای نابودی کامل آن نبود.

نویسندگان مسلمان سده‌های نخست اسلامی، هنگام طبقه‌بندی ادیان و مذاهب ایران، از گروهی به نام «زروانیه» یا با عناوین مشابه سخن گفته‌اند. این گزارش‌ها نشان می‌دهد که اندیشه زروانی دست‌کم مدتی پس از سقوط ساسانیان در حافظه دینی ایران باقی مانده بود.

در واقع، یکی از ویژگی‌های مهم زروانیسم همین است: به نظر می‌رسد نام و اسطوره آن بسیار دیرتر از دوره اوج احتمالی‌اش از میان رفته است.

آیا زروانیسم بر اسلام تأثیر گذاشت؟

در مورد تأثیر مستقیم زروانیسم بر اسلام باید بسیار محتاط بود. اسلام در قرن هفتم میلادی در محیطی ظهور کرد که ادیان مختلف، از جمله آیین زرتشتی، مسیحیت، یهودیت و مانویت، در آن حضور داشتند.

مفهوم زمان، تقدیر و مشیت الهی در اسلام نیز اهمیت زیادی پیدا کرد. از این جهت، می‌توان شباهت‌هایی میان مسئله «تقدیر» در برخی تفسیرهای زروانی و بحث «قضا و قدر» در اندیشه اسلامی مشاهده کرد.

اما شباهت مفهومی به معنای تأثیر مستقیم نیست. نمی‌توان گفت نظریه اسلامی قضا و قدر مستقیماً از زروانیسم گرفته شده است. این مفاهیم ریشه‌های متعدد دارند و مسئله رابطه اراده انسان با اراده خدا تقریباً در تمام ادیان توحیدی مطرح بوده است.

آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که نویسندگان مسلمان، زروانیسم را به عنوان یکی از جریان‌های فکری ایران باستان می‌شناختند و درباره آن گزارش‌هایی ارائه کردند.

چرا زروانیسم از میان رفت؟

برای افول زروانیسم نمی‌توان یک علت واحد ارائه کرد. یکی از عوامل مهم، تقویت الهیات رسمی زرتشتی در دوره‌های پایانی ساسانی بود.

با تدوین و سامان‌دهی متون دینی و افزایش نقش روحانیان، روایت‌هایی که پشتوانه مستقیم اوستایی نداشتند، احتمالاً فضای کمتری برای ادامه حیات رسمی پیدا کردند.

از طرف دیگر، سقوط دولت ساسانی در قرن هفتم میلادی ساختار سیاسی و مذهبی‌ای را که از آیین زرتشتی حمایت می‌کرد از میان برد.

پس از آن، جامعه زرتشتی کوچک‌تر شد و نیاز بیشتری به حفظ متون و آیین‌های اصلی پیدا کرد.

در چنین شرایطی، احتمالاً نسخه‌ای از آیین زرتشتی که با متون اوستایی و سنت روحانی سازگارتر بود، شانس بیشتری برای بقا داشت.

از این منظر، نابودی زروانیسم را نباید الزاماً نتیجه یک «مبارزه مذهبی» دانست؛ بلکه ممکن است حاصل تغییر شرایط سیاسی، تدوین متون، تقویت سنت روحانی و سپس اسلامی‌شدن تدریجی ایران بوده باشد.

نتیجه‌گیری

زروانیسم را می‌توان یکی از مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین جریان‌های فکری در تاریخ آیین زرتشتی دانست. محور اصلی آن، قرار دادن زروان یا زمان در جایگاهی پیشین‌تر از اهورامزدا و اهریمن بود.

در روایت مشهور زروانی، اهورامزدا و اهریمن دو فرزند زروان‌اند؛ یکی حاصل اراده و دیگری حاصل تردید او. بدین ترتیب، مسئله خیر و شر از درون یک اصل کیهانی بزرگ‌تر، یعنی زمان، توضیح داده می‌شود.

این اندیشه تفاوت مهمی با صورت کلاسیک الهیات زرتشتی دارد، زیرا مسئله سرنوشت و جایگاه زمان را بسیار برجسته می‌کند. بااین حال، زروانیسم را نباید لزوماً یک دین کاملاً مستقل و جدا از دین زرتشتی دانست. احتمال بیشتری وجود دارد که با مجموعه‌ای از تفاسیر و گرایش‌های الهیاتی درون جهان زرتشتی روبه‌رو باشیم.

زروانیسم در محیط فکری پیچیده دوره ساسانی شکل و اهمیت بیشتری یافت؛ محیطی که در آن آیین زرتشت با مسیحیت، مانویت، یهودیت، سنت‌های میان‌رودانی و فلسفه یونانی در تماس بود. همین ارتباط باعث شد مفاهیمی مانند زمان، سرنوشت و منشأ خیر و شر در ایران باستان به شیوه‌های گوناگون تفسیر شوند.

پس از سقوط ساسانیان، زروانیسم به تدریج از جریان اصلی زرتشتیان کنار رفت، اما روایت زروان برای چند قرن در منابع مسیحی، مانوی و اسلامی باقی ماند.

در نهایت، اهمیت زروانیسم بیش از آنکه در داشتن یک جامعه دینی مستقل باشد، در این است که نشان می‌دهد آیین زرتشتی در طول تاریخ خود یک نظام کاملاً ثابت و یکدست نبوده، بلکه مانند بسیاری از ادیان بزرگ، محل شکل‌گیری تفسیرها و مناظرات گوناگون درباره خدا، جهان، زمان، خیر، شر و سرنوشت بوده است.

از این منظر، زروانیسم را می‌توان یکی از مهم‌ترین تلاش‌های اندیشه ایرانی برای پاسخ دادن به یک پرسش بنیادین دانست: اگر جهان صحنه نبرد خیر و شر است، خودِ این دو نیروی متضاد از کجا آمده‌اند؟ پاسخ زروانی این بود که پیش از آنها، زروان (زمان) وجود داشته است.

منابع:

- Zaehner, Robert Charles. Zurvan: A Zoroastrian Dilemma. Oxford: Clarendon Press, 1955.

- Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. II: Under the Achaemenians. Leiden: E. J. Brill, 1982.

- Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. III: Zoroastrianism under Macedonian and Roman Rule. Leiden: E. J. Brill, 1991.

- Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge & Kegan Paul, 1979.

- Varieties of Religion in Sasanian Iran. London: School of Oriental and African Studies, 1994.

- Duchesne-Guillemin, Jacques. La religion de l'Iran ancien. Paris: Presses Universitaires de France, 1962.

- Henning, Walter Bruno. Zoroaster: Politician or Witch-Doctor? London: Oxford University Press, 1951.

- de Jong, Albert. Traditions of the Magi: Zoroastrianism in Greek and Latin Literature. Leiden: Brill, 1997.

- Daryaee, Touraj. Sasanian Persia: The Rise and Fall of an Empire. London: I.B. Tauris, 2009.

- Zaehner, Robert Charles. The Dawn and Twilight of Zoroastrianism. London: Weidenfeld and Nicolson, 1961.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیین زروانیسم؛ پیدایش، باورها و ارتباط آن با ادیان پس از خود
خِرَدگان