در داستان اردشیر بابکان در شاهنامه، زن جوانی با نام گلنار، گنجینهدار اردوان اشکانی است. از طرفی در دستنویسی یونانی از این داستان که احتمالا ریشه در منابع ارمنی دارد، آرتادخت معادل گلنار است، ولی نکته آنجاست که گنجینهدار نیست! بنابراین، برای اشاره به زن گنجینهدار دوران اشکانیان، نام گلنار مناسبتر است. البته عنوان اقتصاددان با منابع کهن درباره این شخصیت سازگار نیست.
گاهی در فضای مجازی از زنی با نام آرتادخت یاد میشود که در روزگار اشکانیان، «وزیر خزانهداری» بوده است. در برخی نوشتهها حتی از او با عنوانهایی مانند «دانشمند» یا «اقتصاددان» نام برده میشود.
البته در شاهنامه، اشارههایی به یک زن جوانِ گنجینهدار در دوران اشکانیان وجود دارد؛ اما به نظر میرسد تصویر دانشمندی با نام آرتادخت، حاصل برداشتی جدید از روایت داستانیِ زن جوان گنجینهدار است که در نهایت با آمیختگی چند منبع، نام آرتادخت از آن استخراج شده است.
به همین دلیل، موضوع کمی پیچیده میشود؛ از یک سو، نمیتوان وجود یک زن جوان با نقشی مهم در ارتباط با گنج و داراییهای شاه را در داستانهای ایرانی نادیده گرفت (دستور و گنجور) ولی از سوی دیگر، منابع موجود به ما اجازه نمیدهند با اطمینان از شخصیتی تاریخی با نام آرتادخت، به عنوان «اقتصاددان» به معنای امروزی سخن بگوییم.
در ادامه، ریشههای روایت داستانیِ زن جوانِ گنجینهدار در دوران اشکانی را بررسی میکنیم.
گلنار و آرتادخت؛ معادل یکدیگر در منابع متفاوت
در داستانهای شاهنامه، زن جوانی به نام گلنار، کنیزک و گنجینهدار (گنجور) اردوان اشکانی است (1). یعنی زنی که با گنج و داراییهای شاهنشاه اشکانی ارتباط و مسئولیتی مشخص داشت. فردوسی در شاهنامه در این باره میگوید:
بر اردوان همچو دستور بود
بران خواسته نیز گنجور بود
در لغتنامه دهخدا برای واژه دستور اینچنین آمده است: «صاحب مسند. در اصل دَست وَر بوده به معنی صاحب مسند... مسندنشین. وزیر و امیر و صاحب مسند (غیاث). صاحب دست و مسند (برهان). ... کسی که بر قول او اعتماد کنند (لغت محلی شوشتر، نسخه خطی). آنکه در تمشیت مهمات بدو اعتماد کنند (ناظم الاطباء). دُستور. راهنما. رهنمون. مشاور» (ن.ک: دستور).
درباره واژه گنجور هم در این لغتنامه اینچنین میخوانیم: «پهلوی گنجبر جزء دوم از مصدر بر (بردن) است، یعنی برنده و حامل گنج (حاشیه برهان قاطع چ معین). خزانه دار (غیاث اللغات) (از برهان قاطع) (فرهنگ رشیدی). خزینه دار. (اوبهی) (انجمن آرا) (آنندراج) (شعوری ج 2 ص 297). خزانچی. بندار. (مجموعه مترادفات ص 303). حافظ گنج. خازن. انباردار» (ن.ک: گنجور)
پس مشخص است که این زن جوان جایگاه مهمی در درباره اردوان داشته است.
گلنار که محبوب اردوان بود، دلباخته اردشیر بابکان شد و در رسیدن اردشیر به قدرت به او کمک شایانی کرد؛ بهگونهای که گنجهای فراوانی را در اختیار اردشیر میگذارد.
در شاهنامه، اردوان با اردشیر رفتار نامناسبی دارد و نهایتا زن مورد اعتماد خودش به اردشیر میپیوندند.
از سوی دیگر، در یک دستنویس یونانی که به نظر میرسد ترجمهای از نوشتههای ارمنی باشد (2) و شباهت آشکاری با داستان گلنار و اردشیر در شاهنامه دارد، از زنی جوان با نام آرتادخت یاد شده است که معادل گلنار در شاهنامه به شمار میآید. نام این زن در متن یونانی به صورت Artadoukta (Ἀρταδούκτα) آمده است که احتمالا بازتاب صورت ارمنی Artadukht و در نهایت، نامی با ریشه ایرانی است.
البته در جزئیات تفاوتهایی میان این دو روایت دیده میشود. از جمله اینکه آرتادخت در دستنویس یونانی، خدمتگزار همسر اردوان است، نه گنجینهدار اردوان.
بنابراین، اینکه آرتادخت را خزانهدار دوران اشکانی بدانیم، حاصل آمیختگی چند منبع درباره یک داستان است؛ منابعی که در کلیت شباهت دارند، اما در جزئیات با یکدیگر تفاوتهایی دارند.
شباهت کلی داستان اردشیر و زن جوان در منابع
کلیت داستان در شاهنامه و دستنویس یونانی که ریشه در منابع ارمنی دارد، شباهت آشکاری با یکدیگر دارند.
اردشیر در هر دو روایت در وضعیتی دشوار در دربار اردوان قرار دارد. زنی جوان از محیط دربار به او نزدیک میشود و میان آن دو رابطهای عاشقانه شکل میگیرد.
این زن در مسیر گریز و رسیدن اردشیر به قدرت به او یاری میرساند. سرانجام اردشیر پیروز میشود و اردوان شکست میخورد.
این شباهتها احتمال وجود یک سنت روایی مشترک، یا دستکم الگویی داستانی مشترک را مطرح میکند که احتمالا همه ریشه در نسخه اصلی کارنامه اردشیر بابکان دارند. در نوشتههای منسوب به کارنامه اردشیر بابکان که به دست ما رسیده، از یک زن جوان یاد میشود، اما نام او مشخص نیست.
تفاوت در جزئیات داستانها
یکی از مهمترین تفاوتهای داستان گلنار و آرتادخت این است که شخصیتی با نام آرتادخت در دستنویس یونانی، گنجینهدار یا خزانهدار اردوان نیست؛ در حالی که معادل او در شاهنامه، یعنی گلنار، این سمت را دارد.
در شاهنامه، گلنار کنیزک، دستور و گنجور اردوان است، اما در دستنویس یونانی، آرتادخت یکی از خدمتگزاران ملکه معرفی میشود. متن یونانی تأکید میکند که آرتادخت از خانوادهای آزاد و نجیبزاده است.
تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد. برای نمونه، در روایت یونانی، آرتادخت در پایان داستان به همسری اردشیر درمیآید ولی در شاهنامه، گلنار از مرکز داستان کنار میرود و سرنوشت نهایی او بهروشنی بیان نمیشود.
آیا این زن جوان شخصیتی تاریخی بوده است؟
داستان اردشیر و زن جوانی که در رسیدن او به قدرت نقش دارد، آشکارا جنبههایی داستانی دارد با این حال، این داستان در بستری تاریخی و در کنار شخصیتهای واقعی مانند اردوان اشکانی و اردشیر بابکان نقل میشود.
البته این روایت با برخی منابع معتبر تناقضهایی دارد. برای نمونه، در دستنویس یونانی، آرتادخت در نهایت همسر اردشیر میشود؛ اما در کتیبههای ساسانی، نام مادر شاپور یکم و همسر اردشیر، نه آرتادخت است و نه گلنار.
بنابراین، محتاطانهتر آن است که بگوییم ممکن است شخصیت یا رویدادی تاریخی در پسِ این داستان قرار داشته باشد، اما شکل و جزئیاتی که امروز از گلنار یا آرتادخت در اختیار داریم، بهطور کامل قابل اثبات تاریخی نیستند. داستان دلباختگی، گریز، کمک زن جوان به اردشیر و... احتمالا در جریان انتقال روایات دستخوش دگرگونی و داستانپردازی شده است.
آیا این زن جوان را میتوان اقتصاددان و دانشمند دانست؟
اگر کسی مسئول گنج و داراییهای شاه بوده باشد، بهطور طبیعی میتوانسته با حساب، نگهداری اموال و امور مالی آشنایی داشته باشد. این درباره برای یک زن جوان در آن دوران قابل توجه است.
ولی معمولا به گنجینهداران، «دانشمند» گفته نمیشده است و بهتر است میان عنوان «گنجور» یا «دستور» و عنوانهای جدیدی مانند «اقتصاددان» تفاوت قائل شویم. البته نام دانشمندان زیادی از دوران ایران باستان به جا مانده است که در حوزههای مختلف دانش نقش مهمی ایفا کردهاند (3).
با این حال، بیتردید مسئولیت نگهداری از گنج و داراییهای شاه میتوانسته وظیفهای مهم باشد که معمولا به معتمدان واگذار میشده است. از همین رو، اینکه در شاهنامه زنی جوان با چنین نقشی معرفی شده، در مقایسه با داستانهای دیگر تمدنها، قابل توجه است.
سخن پایانی
اگر میخواهیم از زن جوانی که در روایت شاهنامه گنجینهدار اردوان بوده است نام ببریم، بهتر است با نام گلنار از او یاد کنیم؛ زیرا این سمت و این نام در شاهنامه آمده است.
آرتادخت در دستنویس یونانی، گرچه شباهتهای آشکاری با گلنار دارد، اما سمت او گنجینهداری یا خزانهداری اردوان نبوده است.
پانویس:
۱- واژه «کنیزک» یا «کنیزگ» بهطور عمومی در زبانهای ایرانی به معنای زن جوان یا دوشیزه بوده است. بااینحال، گاهی در شاهنامه، کنیزکهایی که در دربار شاهان حضور داشتند، در جایگاه خدمتگزار، بنده و گاهی معشوقه شاه قرار میگرفتند. مانند بسیاری از واژهها، «کنیزک» نیز ممکن بوده است در معانی مختلف به کار رود و همین امر گاهی موجب اختلافنظر شده است. آنچه از داستان گلنار درمییابیم، این است که او منزلت و جایگاه بسیار بالایی در دربار اردوان داشته است.
۲. داستان آرتادخت در یک دستنویس خاص از نسخه یونانی کتاب مورخ ارمنی با نام تاریخ آگاتانگلوس (Agathangelos) به دست آمده است (Florence, Biblioteca Medicea Laurenziana, Plut. VII, cod. gr. 25). ولی این داستان در متن ارمنیِ رایجِ تاریخ آگاتانگلوس وجود ندارد و این دستنویس یونانی به قرن دوازدهم میلادی تعلق دارد. با این حال پژوهشگران یادآور شدهاند که این داستان از نظر ویژگیهای زبانی و صورت نامها احتمالاً ترجمهای یونانی از یک سنت یا متن ارمنیِ قدیمیتر است. برای مطالعه پژوهش مربوط به این روایت و متن آن، نگاه کنید به مقالهٔ پژوهشی Gohar Muradyan و Aram Topchyan درباره داستان اردشیر و اردوان: The Romance of Artaban and Artašir in Agathangelos’ History