نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

دسته‌بندی مشاغل ساسانیان و بررسی دروغ‌هایی درباره نظام طبقاتی

نگاهی کوتاه:

برخی سعی دارند طبقاتی مانند طبقات قرون اخیر بر اساس ثروت را به دوران باستان فرافکنی کنند؛ در حالی که هر جامعه را باید آن‌گونه که بوده تحلیل کرد. دسته‌بندی‌های رایج در ایران ساسانی بر پایه شغل بود، نه ثروت و اشرافیت. شواهد تاریخی از امکان ارتقای جایگاه بر اساس شایستگی، حضور افراد ثروتمند و متوسط در گروه‌های شغلی مختلف و سوادآموزی عمومی حکایت دارد.

پیش‌گفتار

طبقات اجتماعی در قرون اخیر، بیشتر به معنای طبقه‌بندی شهروندان جامعه بر پایه میزان ثروت بوده است.

برخی با این نگرش به جوامع باستانی، سعی دارند طبقاتی مانند طبقات قرون اخیر را به دوران باستان فرافکنی کنند؛ در حالی که هر جامعه را باید آن‌گونه که بوده تحلیل کرد، نه آنکه به سود یا به علیه آن اغراق یا بزرگ‌نمایی کنیم.

این موضوع امروزه در منفی نشان دادن دوران ساسانیان، توسط گروه‌های افراطی با ظاهر اسلام‌گرایانه و بعضاً اشخاصی که رویکرد چپ افراطی دارند، بسیار برجسته می‌شود.

ریشه این موضوع به اواخر دوران پهلوی بازمی‌گردد؛ زمانی که نگرش‌های چپ مارکسیستی در میان قشر تحصیل‌کرده ایران رشد کرد و با همان دیدگاه جامعه‌شناسی تاریخی مارکسیستی، تاریخ ساسانیان را تحلیل کردند و آن را نمود ظلم طبقاتی دانستند که باعث فروپاشی ساسانیان شده است. پس از آن نیز افرادی افراطی با ظاهر اسلام‌گرا از این دیدگاه برای توجیه جنایات خلفا در دوران حمله و سلطه بهره بردند تا بگویند در عوض، این نظام طبقاتی ظالمانه بر افتاد! (برای نمونه‌هایی از این جنایات، ن.ک: کشتار و جنایات سپاهیان خلفا در ایران؛ همچنین: کتاب‌سوزی اعراب در ایران)

اما پژوهی‌های تاریخی چیز دیگری را نشان می‌دهند که ما در این نوشتار چند نمونه از اغراق‌ها و حتی دروغ‌های رایج در این خصوص را بررسی خواهیم کرد.

طبقات اجتماعی یا دسته‌بندی مشاغل؟!

از جمله مواردی که مطرح می‌شود، این است که در ایران دوران ساسانیان اختلاف طبقاتی شدید اجتماعی وجود داشته است حتی برخی پا را فراتر هم می‌گذارند و می‌گویند در آن دوران، یک درصد جامعه تمام ثروت را در اختیار داشتند و بقیه مانند بردگان از حقوق اولیه و اساسی خود محروم بودند! (مشخص نیست این آمار از دوران باستان چگونه به دست آمده است!).

در منابع دوران ساسانیان، دسته‌بندی مشاغل در منابع مختلف اندکی اختلاف دارد، ولی ویژگی‌های یکسانی دارند و آن این است که این دسته‌بندی، شغلی و افقی بودند، نه اجتماعی و عمودی.

مثلاً تنسر (هیربد و از درباریان بلندپایه اردشیر بابکان) مردم را به این صورت دسته‌بندی می‌کند:

۱. روحانیون (شامل موبدان، هیربدان، قضات و...)

۲. دبیران (شامل دبیران امور مختلف، شاعران، پزشکان و ستاره‌شناسان)

۳. جنگ‌جویان (شامل پیاده‌نظام و سواره‌نظام)

۴. پیشه‌وران (شامل کشاورزان، دامداران، بازرگانان، صنعتگران و کارگران مزدبگیر)

(نامه تنسر: ص۵۷)

 

اما در کتاب مینوی خرد مشاغل بدین صورت تقسیم شده‌اند:

۱. روحانیون

۲. ارتشتاران (جنگ‌جویان)

۳. واستریوشان‌ها (کشاورزان و دامداران)

۴. پیشه‌وران (بازرگانان، صنعتگران و کارگران مزدبگیر)

(مینوی خرد: صص۴۸-۴۹)

در تمام این دسته‌بندی‌ها، نکته مشترک این است که شغل افراد مد نظر بوده است، نه ثروت یا اشرافیت که بتوان از اصطلاح «طبقات اجتماعی»سخن گفت!

این موضوع در منابع به‌جا مانده از ساسانیان نیز آشکار است. مثلاً در داستان انوشیروان و مرد کفشگر، آن کفشگر که از طبقه پیشه‌وران بود، آن‌قدر ثروتمند بود که می‌توانست هزینه سپاهیان شاهنشاه را بپردازد (ن.ک: داستان انوشیروان و مرد کفشگر). از سوی دیگر از روحانیانی نام برده می‌شود که از نظر مالی شرایط متوسطی داشتند. در کتاب ششم دینکرد، حکایت دو موبد آمده است که برای امرار معاش کشاورزی می‌کردند (کتاب ششم دینکرد: ص ۱۳۰).

همچنین منابع نویسندگان مختلف، از چین گرفته تا بیزانس، از ثروت فراوان شهروندان ایران ساسانی سخن گفته‌اند (1). اگر چنین اختلاف شدیدی میان ثروت طبقات مختلف وجود داشت، نویسندگانی که همگی غیرایرانی بودند، این‌گونه از ثروت ایرانیان سخن نمی‌گفتند.

کارگزینی بر پایه شایسته‌سالاری

آنچه در روایات و داستان‌های مرتبط با ایران ساسانی آمده این است که اساس نظام کارگزینی ادارات، نه بر پایه ثروت یا اشرافیت، بلکه بر پایه شایستگی بوده است.

چنان‌که در شاهنامه فردوسی، در خصوص آیین اردشیر (مجموعه قوانین اداری وضع‌شده در دوران ساسانیان توسط اردشیر بابکان) آمده است که بر اساس آن، کارهای کشور به دست دانشمندان و کارآگاهان سپرده می‌شد و هر کس که دانش و علم فزون‌تر داشت یا در فنی تخصص داشت، به عرض شاه می‌رسید و شاه بر جایگاه او می‌افزود:

بلاغت نگه داشتندی و خط

کسی کو بدی چیره بر یک نقط

 

چو برداشتی آن سخن رهنمون

شهنشاه کردیش روزی فزون

اما کسانی که خط و ربط آنان به درجه اعلی نرسیده بود، به خدمات ادارات مرکزی پذیرفته نمی‌شدند و مأمور خدمات ولایات می‌گشتند. پادشاه به مردم مدبر و صاحب‌رأی قدر و قیمت بسیار می‌نهاد؛ زیرا با خردمندی آنان، بر ثروت مملکت افزوده می‌شد و کشور از مخاطرات محفوظ می‌ماند:

ستاینده بد شهریار اردشیر

چو دیدی به درگاه مرد دبیر

 

نویسنده گفتی که گنج آکند

هم از رای او رنج بپراکند

آبادی مرز و بوم، آسایش مردم، استواری بنیان عدالت و حفظ اسرار سیاسی و نظامی مملکت، بسته به رأی مستخدمین صاحب‌رأی و هوشمند دانسته شده است

بدو باشد آباد شهر و سپاه

همان زیردستان فریادخواه

 

دبیران که پیوند جان منند

همه پادشا بر نهان منند

نگاه کنید به:

قانون اساسی ساسانیان چه بوده است؟

 

کارگزینی مبتنی بر شایستگی در دوران ساسانیان تداوم داشته است؛ به طوری که در ماجرای خسرو قبادان و ریدکی، خسرو انوشیروان (و در برخی نگارش‌ها خسرو پرویز) به آن ریدک (به معنای جوان) اجازه مرزبان شدن نمی‌دهد، مگر پس از چند آزمون نظری و عملی؛ با این حال، آن ریدک از خانواده‌ای نجیب‌زاده و ثروتمند بود (متون پهلوی: صفحات ۷۲ تا ۸۲).

حتی برای تغییر دسته‌بندی شغلی نیز آزمون گرفته می‌شد و پس از مشاهده شایستگی، اجازه تغییر دسته‌بندی شغلی به فرد داده می‌شد (نامه تنسر: ص۵۷).

بنابراین، اشخاصی که هرچند کشاورززاده بودند، اما شایستگی داشتند و می‌کوشیدند، می‌توانستند تا درجات بالای سیاسی نیز برسند.

نمونه تاریخی این موضوع، بزرگمهر بختگان بود که از یک دانش‌آموز در مرو، به یکی از بزرگ‌ترین بزرگ‌فرمانداران (بالاترین مقام کشوری پس از شاه در دوران ساسانیان) و همچنین یکی از حکیمان و دانشمندان نامدار تاریخ ایران تبدیل شد. (ن.ک: دانشمندان ایران باستان: بزرگمهر)

با همه اینها باید توجه داشت که برخی مشاغل دارای حساسیت بودند. برای نمونه، دبیران از حساس‌ترین ارکان دستگاه اداری ساسانی به شمار می‌رفتند؛ زیرا مسئول تنظیم مکاتبات حکومتی، نگهداری اسناد، امور دیوانی و آگاهی از اسرار سیاسی و نظامی کشور بودند. طبیعی است که ورود به چنین جایگاه‌هایی نمی‌توانست ساده باشد. از همین رو، سخت‌گیری در گزینش این‌گونه مشاغل را نباید به معنای وجود نظام طبقاتی اجتماعی دانست.

عدم انحصاری بودن سوادآموزی

همچنین ادعا می‌شود که سوادآموزی در دوران ساسانیان انحصاری بوده و تنها برای طبقات خاصی میسر بوده است. استناد آنان به داستان انوشیروان و مرد کفشگر است؛ ولی آن داستان درباره ممنوعیت سوادآموزی نیست، بلکه درباره عدم رشوه‌خواری است.

از بخش‌های دیگر شاهنامه و همچنین منابع دیگر درمی‌یابیم که در دوران ساسانیان نه‌تنها سوادآموزی انحصاری نبوده است، بلکه شاهان ساسانی برای گسترش سوادآموزی نیز کوشیده‌اند و حتی سوادآموزی گاه وظیفه نیز دانسته شده است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آیا در دوران ساسانیان سواد آموزی انحصاری بود؟

آیا دسته‌بندی شغلی منحصر به ایران ساسانی بوده است؟!

در واقع، دسته‌بندی شغلی منحصر به ایران دوران ساسانی نبوده است و در تمدن‌های دیگر نیز می‌توان نمونه‌هایی از طبقه‌بندی شغلی یافت.

در هند پیشامدرن، سیستم کاست وجود داشته است که برخلاف سیستم طبقات ساسانی، کاملاً بسته بوده است (2). همچنین در چین پیشامدرن نیز تقسیم‌بندی رسمی شغلی وجود داشته است و مشابه ساسانیان، برای تغییر طبقه یا استخدام دولتی، نظام آزمونی برقرار بوده است (3).

پانویس:

1- ن.ک: مردم ثروتمند ایران دوران ساسانی

۲. ن.ک: Caste system in India

۳. ن.ک: Social structure of China
 

کتابنامه

- کتاب ششم دینکرد (حکمت فرزانگان ساسانی) (۱۳۹۲). تدوین‌کنندگان: آذرفرنبغ پسر فرخزاد، آذرپاد پسر امید. ترجمه فرشته آهنگری. تهران: صبا.

- مینوی، مجتبی (مصحح). نامهٔ تنسر به گشنسب. تهران: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، چاپ دوم، دی‌ماه ۱۳۵۴.

- جاماسپ‌جی، دستور منوچهرجی؛ جاماسپ‌آسا. متون پهلوی (ترجمه آذرفرنبغ). گزارش: سعید عریان. تهران: کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، چاپ اول، ۱۳۷۱.

- مینوی خرد (۳۵۴). ترجمه احمد تفضلی. انتشارات بنیاد فرهنگی ایران.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
دسته‌بندی مشاغل ساسانیان و بررسی دروغ‌هایی درباره نظام طبقاتی
خِرَدگان