نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

چهار فضیلت اجتماعی در ایران باستان و نقش آنها در پیشرفت کشور

نگاهی کوتاه:

در ایران باستان، خردگرایی، راست‌گویی، رادی (بخشش) و کوشش از مهم‌ترین ارزش‌های اجتماعی به شمار می‌رفتند. این فضیلت‌ها با افزایش اعتماد، تقویت همبستگی، گسترش دانش، رونق کار و مسئولیت‌پذیری، زمینه‌ساز شکوفایی تمدن بودند و می‌توانند امروز نیز الهام‌بخش توسعه و پیشرفت کشور باشند.

تصویر بازسازی شده از ایوان مدائن

پیش‌گفتار

هر جامعه‌ای بر پایه مجموعه‌ای از بن‌قانون‌ها یا اصول بنیادین شکل می‌گیرد که مسیر حرکت آن را تعیین می‌کنند. این اصول در فرهنگ هر جامعه ریشه دارند و هنر، قانون، سیاست، اقتصاد، دانش و دیگر جلوه‌های تمدنی، بازتاب بیرونی همین ارزش‌های بنیادین هستند. ازاین‌رو، هر جامعه‌ای ممکن است در برخی از این ارزش‌ها با دیگر جوامع اشتراک داشته باشد یا از آن‌ها متمایز شود.

این بن‌قانون‌ها که در واقع همان فضیلت‌های اجتماعی هستند، اگر در جامعه نهادینه شوند، مهم‌ترین عامل پیشرفت خواهند بود و اگر نادیده گرفته شوند، می‌توانند زمینه‌ساز انحطاط، تباهی و فروپاشی اجتماعی باشند.

جامعه ایران باستان نیز از چنین فضیلت‌هایی برخوردار بود. به‌ویژه در دوره ساسانی، ایران در حوزه‌های اداری، دانش، هنر و اقتصاد پیشرفت‌های چشمگیری را تجربه کرد؛ پیشرفت‌هایی که حتی پس از سقوط ساسانیان و گذشت چند قرن بر تمدن پساباستانی نیز تاثیر فراوان گذاشت (1).

البته باید توجه داشت که در ایران باستان، همانند بیشتر تمدن‌های پیشامدرن، حکومت از طریق فرایندهای انتخاباتی شکل نمی‌گرفت؛ ازاین‌رو، فضیلت‌های ویژه‌ای نیز برای فرمانروایان تعریف شده بود که در مطلبی جداگانه به آن پرداخته‌ایم (ن.ک: منش فرمانروایی در دوران ساسانیان).

شناخت این فضیلت‌های اجتماعی و تلاش برای احیای آن‌ها در جامعه امروز، می‌تواند در مسیر توسعه کشور سودمند باشد. قرار نیست گذشته باستانی را پاک و بی‌نقص بدانیم؛ بلکه هدف آن است که از تجربه‌ها و اندیشه‌های آن الهام بگیریم و عناصر هویت‌بخش فرهنگ باستانی را برای ساختن و شکوفایی تمدن امروز به کار گیریم.

در این نوشتار، چهار فضیلت مهم اجتماعی ایران باستان را بررسی می‌کنیم.

۱- خردگرایی

اینکه مردم بتوانند برای تشخیص امورات از خرد و عقل خود بهره ببرند، بدون اینکه سو گیری بی‌جا یا تعصب داشته باشند، لازمه پیشرفت دانش و کشور است.

زرتشت بارها به اندیشیدن و خِرَدورزی تاکید کرده است. در گات‌ها اندیشیدن در آرامش، بهترین راه دانش اندوزی خوانده شده است:

ای مزدا!

ترا پاک شناختم؛ آنگاه که «منش نیک» نزد من آمد و مرا آموخت که اندیشیدن در آرامش، بهترین راه دانش اندوزی است...

(یسنه، هات ۴۳، ۱۵)

در مینوی خرد نیز آمده است:

از آن کسان در جهان، خرد آنِ اوست که دانایی و نیکی را از خرد می‌جوید و با آن درمی‌آمیزد.

(مینوی خرد: ص ۴۳)

و در جایی دیگر می‌خوانیم:

خرد و دانایی، پیمان نیکی و پایداری جهان است.

(مینوی خرد: ص ۸۱)

در سخنانی منسوب به خسرو انوشیروان نیز آمده است که باید از میان فرهنگ‌های گوناگون، آنچه سودمندتر است برگزید (ن.ک: نکات مربوط به گفتار منسوب به خسرو انوشیروان).

همچنین در مناظرات مربوط به مزدک که در منابع مختلف نقل شده است، مخالفان او که از موبدان زرتشتی بودند برای رد دیدگاه‌های وی به استدلال‌های عقلی متوسل می‌شوند.

البته خرد به‌تنهایی کافی نیست؛ زیرا اگر در خدمت قدرت‌طلبی یا منافع نادرست قرار گیرد، می‌تواند به ابزاری برای فساد تبدیل شود. مینوی خرد نیز بر همین نکته تأکید کرده و می‌گوید:

خِرَدی که با آن نیکی نیست، آن را خِرَد نباید شمرد.

(مینوی خرد: ص ۲۵)

در سروده‌های زرتشت هم از «دژ خِرَد» یاد می‌شود یعنی خِرَدِ بدی که منجر به کارهای ناپسند می‌شود. برای نمونه در جایی گفته می‌شود:

آن دژخِرَدانی که با زبان خویش، خشم و ستم را می‌افزایند و مردم کارآمد و پرورشگر را از کار خویش باز می‌دارند، زشت کردارند و خواهان نیکوکاری نیستند... 

(یسنه، هات ۴۹، ۴)

آنطور که از متون ایران باستان می‌توان برداشت کرد این است که خِرَد زمانی سودمند است که در کنار دیگر فضیلت‌های اخلاقی قرار گیرد.

۲- راست‌گویی

راست‌گویی از مهم‌ترین فضیلت‌هایی است که در متون ایران باستان بارها بر آن تأکید شده است. در گات‌ها، پیوسته مردم به راستی فراخوانده می‌شوند و در مینوی خرد نیز راست‌گویی در شمار برترین کردارهای نیک و دروغ‌گویی در زمره بدترین کردارها قرار گرفته است.

در متون ایران باستان دو مینوی ازلی معمولا با نام‌های «سپند‌مینو» (پاکی و راستی) و «اَنگره‌مینو» (تباهی و دروغ) یاد می‌شود. در گات‌ها اینچنین آمده است:

«بهترین منش»، پیروان «اشه» را و «بدترین زندگی»، هواداران «دروج» [دروغ] را خواهد بود.

(یسنه، هات ۳۰، ۳-۸)

زرتشت شماری از مردم را پیروی دروغ و پرستشگر دیو می‌خواند. گویا زرتشت به رفتار بد انسان‌ها نقد داشته است و دروغ و ستمگری آنها را مورد انتقاد قرار داده است.

در کتیبه‌های هخامنشی دعای بسیار مشهوری از داریوش بزرگ به جا مانده است که می‌گوید «اهورامزدا این مردم را بپاید از سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ؛ بر این مردم، سپاه دشمن، قحطی و دروغ، چیره نشود» (کتیبه DPd، بند ۳). این دعا احتمالا از ابداعات خود داریوش بزرگ نیست و طی سالیان دراز و پس از رنج و دردهای فراوان، در میان مردم رایج شده و داریوش آن را در کتیبه‌ها ثبت کرده است. این سه خطر به ویژه «دروغ» کشور را بسیار ضعیف می‌کنند و ضعف کشور به مردمان آسیب فراوان می‌زند.

در جامعه‌ای که راست‌گویی به یک ارزش عمومی تبدیل شود، اعتماد اجتماعی افزایش می‌یابد و در نتیجه، همکاری، همبستگی و سرمایه اجتماعی نیز تقویت خواهد شد.

۳- رادی (بخشش)

رادی یا داد و دهش، یکی از مهم‌ترین اصول اخلاقی ایران باستان بود. در گات‌ها و دیگر متون پهلوی بارها سفارش شده است که توانگران از دارایی خود به نیازمندان ببخشند. مینوی خرد نیز بخشندگی را از برترین کارهای نیک می‌شمارد.

جامعه‌ای که افراد آن اطمینان داشته باشند در روزگار سختی از حمایت هم‌میهنان خود برخوردار خواهند شد، از انسجام و امنیت اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود.

البته این بخشندگی نباید به گونه‌ای باشد که افراد را از کار و کوشش بازدارد. از همین رو، در مینوی خرد آمده است:

برای مرد متأهل چیزی به عنوان هدیه و صدقه نباید داد.

۴- کوشش

کوشش و کار، از مهم‌ترین عوامل سازندگی و پیشرفت هر کشور است. در گات‌ها بارها انسان به آبادانی جهان از راه تلاش فراخوانده شده است.

در دینکرد ششم نیز رابطه میان کوشش، مهارت و پیشرفت چنین بیان شده است:

نتیجه کوشش، مهارت است؛ نتیجه مهارت، عشق به خوبی است؛ نتیجه عشق به خوبی، دانش شغلی و تخصصی است؛ نتیجه دانش شغلی، انجام وظیفه است؛ نتیجه انجام وظیفه، پیشرفت و رونق است...

(کتاب ششم دینکرد، ۱۳۹۲: ص ۱۲۳).

در مینوی خرد نیز «کوشش در نیکی» و «ترک خواب کاهلانه» از برترین کردارهای نیک دانسته شده‌اند. در مقابل، استفاده از اندوخته دیگران بدون کار و تلاش، از بدترین کردارها شمرده شده و انسان کاهل، ناشایسته‌ترین مردمان معرفی شده است.

در بخشی دیگر از این کتاب نیز میان «ثروتمندی که از مال دیگران می‌خورد»، «مرد درویش» و «ثروتمندی که از دست‌رنج خود زندگی می‌کند» مقایسه شده و برترین فرد، کسی دانسته شده است که از حاصل کوشش خویش روزی می‌خورد.

سخن پایانی

خردگرایی، راست‌گویی، رادی و کوشش، چهار فضیلتی هستند که در متون ایران باستان جایگاه ویژه‌ای دارند. اهمیت این فضیلت‌ها در پیوند آن‌ها با یکدیگر قابل توجه است. خِرَد بدون اخلاق و راستی، می‌تواند به ابزاری برای فریب و سوءاستفاده تبدیل شود؛ راست‌گویی بدون خرد، راهگشای حل مسائل پیچیده نخواهد بود؛ بخشش بدون کوشش، ممکن است به گسترش وابستگی بینجامد و کوشش نیز اگر از خِرَد، راستی و مسئولیت‌پذیری جدا شود، ممکن است پیشرفت را همراه نداشته باشد.

اگر این چهار فضیلت به بخشی از فرهنگ عمومی یک جامعه تبدیل شوند، در یک نظام مردم‌سالار می‌توانند به نیرویی قدرتمند برای افزایش اعتماد اجتماعی، شکوفایی اقتصادی، توسعه علمی و پیشرفت صنعتی کشور بدل شوند.

پانویس:

۱- نگاه کنید به: تاثیر گذاری فرهنگ و تمدن ایران باستان بر مسلمانان 

و همچنین: مردم ثروتمند ایران دوران ساسانی

 

کتابنامه:

- اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان (۱۳۸۵). دوستخواه، جلیل. تهران: مروارید.

- کتاب ششم دینکرد (حکمت فرزانگان ساسانی) (۱۳۹۲). تدوین کنندگان: آذرفرنبغ پسر فرخزاد، آذرپاد پسر امید. ترجمه فرشته آهنگری. تهران: صبا.

- کتیبه‌های هخامنشی (۱۳۸۹). لوکوک، پی‌یر. ترجمه نازیلا خلخالی. به کوشش ژاله آموزگار. چاپ سوم. تهران: نشر و پژوهش فرزان روز. 

- مینوی خرد (متن، ترجمه و توضیحات). آموزگار، ژاله؛ احمد تفضلی (۱۳۷۳). تهران: انتشارات سمت.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
چهار فضیلت اجتماعی در ایران باستان و نقش آنها در پیشرفت کشور
خِرَدگان