ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه روایت نسبتاً کامل از داستان آرش را در اختیار ما قرار داده است. اهمیت این روایت زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در اوستای برجایمانده، هرچند از آرش یاد شده، داستان او با جزئیات نقل نشده است و در شاهنامه فردوسی نیز با وجود اشاره به نام آرش، داستان پرتاب تیر و تعیین مرز ایران و توران نیامده است.
آگاهی ما از داستان آرش کمانگیر تنها بر پایه یک منبع استوار نیست، اما در میان همه روایتهای موجود، آثارالباقیه جایگاهی ممتاز و سرنوشتساز دارد.
ابوریحان بیرونی روایت نسبتاً کامل از داستان آرش را در اختیار ما قرار داده است. اهمیت این روایت زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در اوستای برجایمانده، هرچند از آرش یاد شده، داستان او با جزئیات نقل نشده است (1) و در شاهنامه فردوسی نیز با وجود اشاره به نام آرش، داستان پرتاب تیر و تعیین مرز ایران و توران نیامده است (2).
از سوی دیگر، منابعی مانند ثعالبی و دیگر نویسندگان، هرچند در حفظ این روایت نقش داشتهاند، ولی مانند آثارالباقیه مشهور نبودهاند.
از همین رو، روایت آرش در آثارالباقیه را باید یکی از ارزشمندترین و اثرگذارترین حلقههای انتقال این اسطوره به نسلهای پساباستان دانست؛ روایتی که سهمی انکارناپذیر در زنده ماندن و شناخته شدن حماسه آرش در فرهنگ ایرانی داشته است.
در ادامه متن کامل آثارالباقیه درباره آرش کمانگیر را می آوریم:
«افراسیاب چون به کشور ایران غلبه کرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت، منوچهر از افراسیاب خواهش کرد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر در خود به او بدهد.
یکی از فرشتگان که نام او اسپندارمذ بود حاضر شد و منوچهر را امر کرد که تیر و کمان بگیرد به اندازه ای که به سازنده آن نشان داد چنانکه در کتاب اوستا ذکر شده و «آرش» را که مردی با دیانت بود حاضر کردند و گفت تو باید این تیر و کمان را بگیری و پرتاب کنی و آرش برپا خواست و برهنه شد و گفت ای پادشاه و ای مردم بدن مرا ببینید که از هر زخمی و جراحتی و علتی سالم است و من یقین دارم که چون با این کمان این تیر را بیندازم پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولی من خود را فدای شما کرد.
سپس برهنه شد و به قوت و نیرویی که خداوند به او داده بود کمان را تا بنا گوش خود کشید و خود پاره پاره شد و خداوند باد را امر کرد که تیر او را از کوه رویان بردارد و با قصای خراسان که میان فرغانه و طبرستان است پرتاب کند. این تیر در موقع فرود آمدن به درخت گردوی بلندی گرفت که در جهان از بزرگی مانند نداشت و برخی گفته اند از محل پرتاب تیر تا آنجا هزار فرسخ بود… (3).