در منابعی چون آثارالباقیه و فتوح البلدان تصویری تلخ از سرکوب، نابودی دانش و تحقیر اسیران در خوارزم ترسیم شده است. به گفته ابوریجان بیرونی، کشتار دانشمندان خوارزم موجب پوشیده ماندن بخش مهمی از اخبار و دانش خوارزم پیش از اسلام شد که در واقع بریدن رشتههای حافظه تاریخی یک منطقه باستانی بود.
خوارزم، بهعنوان یکی از کهنترین کانونهای فرهنگی ایرانیزبان، در سدههای نخستین پس از اسلام صحنه رویدادهایی شد که آثار آن تا قرنها بعد باقی ماند. در منابعی چون نوشتههای ابوریحان بیرونی و گزارشهای مربوط به فرماندهانی مانند قتیبه بن مسلم و یزید بن مهلب، تصویری تلخ از سرکوب، نابودی دانش و تحقیر اسیران ترسیم شده است.
آنچه در این روایتها دیده میشود، تنها یک شکست نظامی نیست؛ بلکه گسستی فرهنگی است که به گفته بیرونی، موجب پوشیده ماندن بخش مهمی از اخبار و دانش خوارزم پیش از اسلام شد.
قتل عام دانشمندان و استادان در خوارزم
در دوران امویان و پس از آنکه خوارزم برای بار دوم توسط سپاهیان خلفا فتح شد، بنا به شواهد و منابع تاریخی نابودی بزرگی رخ داد. ابوریحان بیرونی که در پیدا کردن اخبار خوارزمیان دچار مشکل شده بود شرح میدهد که چگونه دانشمندان و استادان در خوارزم قتل عام شدند. او اینچنین نوشته است:
قتبه بن مسلم [سردار سپاه خلیفه] هر کس را که خط خوارزمی میدانست از دم شمشیر گذرانید و آنانکه از اخبار خوارزمیان آگاه بودند و این اخبار و اطلاعات را میان خود تدریس میکردند را نیز به دسته پیشین ملحق ساخت بدین سبب اخبار خوارزم طوری پوشیده ماند که پس از اسلام نمی شود آنها را دانست… (آثارالباقیه: ص ۵۷).
برهنه کردن خوارزمیان و مرگ آنها به دلیل سرما
در خوارزم اتفاق دیگری هم رخ داد که دلیل آن هم تحقیر کردن خوارزمیان بود. بارها شنیدهایم که سپاهیان خلفا با اسیران برخورد خوب و مهربانانه داشتند!! بدون تردید این ادعا نادرست است و از رفتار زشت سپاهیان خلفا نباید غافل شد.
یزید بن مهلب سردار خلیفه اموی در خوارزم برخورد بسیار زنندهای با اسیران و بردهها داشت. به طوری که اسیران را برهنه کرد و لباس هایشان را به سپاه خودش داد. در نتیجه اسیران از سرمای زیاد از دنیا رفتند:
یزید به غزاى خوارزم رفت و اسیرانى بگرفت. سپاه وى لباس اسیران را بپوشیدند و در نتیجه آنان از سرما بمردند (فتوح البلدان، ص: ۵۸۱).
سخن پایانی
قتل دانشمندان و نابودی حاملان خط و تاریخ، تنها خاموش کردن چند صدا نبود؛ بلکه بریدن رشتههای حافظه تاریخی یک منطقه باستانی بود.
بازخوانی این رخدادها برای فهم دقیقتر تاریخ و پاسداشت ارزش دانش و کرامت انسانی است؛ چراکه فراموشی چنین وقایعی، خود تکرارِ خاموش همان خسارتهاست.