نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان

بارگذاری نخستین: ۱۹ آذر ۱۴۰۳

نگاهی کوتاه:

در جهان شکوهمند عرفانی حافظ نمادهای زیبایی آفریده شدند که حافظ آنچه را پاک و زیبا می‌دانسته در قالب این نمادها بیان کرده است. نمادهایی مانند «دیر مغان»، «پیر مغان»، «آتش نامیرا» و... یادآور فرهنگ ایران باستان هستند. در جایی خیلی آشکار این علاقه را شرح می‌دهد: از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند ... که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان

در غزلیات حافظ شیرازی علاقه قابل توجه به فرهنگ ایران باستان دیده می‌شود. به طوری که یکی از نمادهای اصلی شعر او پیر مغان است. واژه‌هایی که برای این نماد انتخاب شده، یادآور آیین ایرانیان باستان است.

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

 

حلقه‌ی پیر مغان از ازلم در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

در جهان شکوهمند عرفانی حافظ نمادهای زیبایی آفریده شدند که حافظ آنچه را پاک و زیبا می‌دانسته در قالب این نمادها بیان می‌کند. نمادهایی مانند دیر مغان و پیر مغان بسیار قابل توجه هستند‌.

البته قطعا حافظ تاثیرات زیادی از قرآن و فرهنگ اسلامی پذیرفته است و در این شکی نیست چرا که قرآن را از بر داشت. حافظ در این باره در بیتی جسورانه می گوید:

عشقت رسد به فریاد، ار خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت

با این حال اشعار حافظ یادآور رواداری مذهبی است که از سده‌های دور در ایران رایج بوده است و در دوره‌هایی یک ارزش برای ایرانیان بوده است. در یک غزل مشهور حافظ اینچنین آمده است:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه‌ی عشق است چه مسجد چه کِنِشت (1)

احتمالا همین رواداری تاثیر گذار بوده است تا حافظ اشعارش را طوری بگوید که افراد مختلف با گرایش‌های فکری مختلف با آنها ارتباط برقرار کنند. 

آنطور که آشکار است حافظ مطالعات فراوانی درباره داستان‌های اقوام و ادیان گوناگون داشته است و دانش او در اشعارش هویداست.

در جایی با اشاره به داستان‌های گوناگون، با اشاره به آیین زرتشت اینچنین گفته است:

چو گل سوار شود بر هوا سلیمان‌وار

سحر که مرغ درآید به نغمه‌ی داوود

 

به باغ، تازه کن آیین دین زردشتی

کنون که لاله برافروخت آتش نمرود

همه اینها احترام و علاقه ویژه حافظ به فرهنگ باستانی ایران را نشان می‌دهند. ولی در جایی خیلی آشکار این علاقه را شرح می‌دهد:

در اندرونِ من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

موضوع «دیر مغان» در اشعار حافظ یادآور سروده‌های زرتشت است؛ در مهم‌ترین سروده‌های باستانی ایرانی که گات‌ها/گاهان نام گرفته و بسیاری از اوستاشناسان آن را سروده‌های زرتشت می‌دانند از مواردی مانند مَگَه یا مَگَوَن یاد می‌شود.

جلیل دوستخواه در توضیح درباره مَگَه می‌نویسد:

برخی از پژوهندگان، این واژه را با «مغ» همریشه پنداشته و به معنی «آیین مغ» یا «انجمن برادری مغان» و نظایر آن گرفته‌اند... «نیبرگ» از اجتماع زرتشت و یارانش، تصور یک گروه شَمَنی دارد و می‌گوید واژه «مگه» در اصل به معنی گروه خوانندگانی بوده که در انجمن گاهانی سرود می‌خوانده‌اند و بعدها به معنای جای سرودخوانی گاهانی و برگذاری آیین نیایش به کار می‌رفته ... (2).

در ابیات حافظ که از «دیر مغان» یا «سرای مغان» یاد می‌شود آنچه به ذهن می‌آید، انجمنی در دنیای عرفانی است که سرودخوان، شادمان و قدح بر دست هستند. همانگونه که حافظ می‌گوید:

در سرای مغان رفته بود و آب زده

نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده

...

گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت

ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده

 

ز شور و عربده شاهدان شیرین کار

شکر شکسته سمن ریخته رباب زده

یا در جای دیگر:

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

مست از می و می‌خواران از نرگس مستش مست

با توجه به شباهتِ دیر مغان در سروده‌های حافظ با سروده‌های باستانی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا حافظ با گات‌ها مستقیم یا غیر مستقیم از روایات باستانی آشنا بوده است؟!

باید پذیرفت فرهنگ باستانی ایران در اشعار حافظ جایگاه قابل توجهی دارد و حافظ بارها از پیر مغان، دیر مغان، آتش و… یاد کرده است. 

ارزش‌های فرهنگ ایرانی و زبان پارسی ویژگی‌هایی دارند که گویی برای عارفان و شاعران جذاب بوده است، چرا که برای شرح باورهای خود مناسب می‌دانستند. برای همین عارفان زیادی علاقه ویژه به فرهنگ ایرانی و زبان پارسی داشتند.

پانویس:

۱- کنشت: معبد غیر مسلمانان که به ویژه برای آتشکده‌های زرتشتیان استفاده می‌شد.

۲- دوستخواه، جلیل (۱۳۸۵). اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان. تهران: مروارید. ج ۲. ص ۱۰۵۵.

تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
گرایش قابل توجه حافظ به فرهنگ ایران باستان
خِرَدگان