نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

بررسی سرزمین کَشّن در هزاره سوم پیش از میلاد

نگاهی کوتاه:

نام کَشّن در کتیبه‌ای مربوط به پوزور-اینشوشیناک، فرمانروای ایلام آمده است. این نام یادآور واژه کَشّو در زبان اکدی است که با کاسیان پیوند دارد. اگر نام‌های کَشّن، کاسیان و کاسپیان را با «کاس/کس» مرتبط بدانیم، پیشنهاد ریشه‌ای هندوایرانی برای این نام می‌تواند یکی از گزینه‌های مهم و شایان بررسی باشد. شواهد دیگری نیز از پیوند کاسیان و کاسپیان با عناصر هندوایرانی حکایت دارند.

حدود احتمالی برخی از مناطق شناخته شده در هزاره سوم پیش از میلاد

پیش‌گفتار

آنچه از بررسی سرزمین‌ها و نظام‌های سیاسی هزاره سوم پیش از میلاد می‌توان دریافت، این است که ایلامیان تنها مردمان و تنها نظام سیاسی مرتبط با فلات ایران نبودند. البته، قلمروی ایلامیان در دوره‌هایی بسیار فراتر از جنوب غرب ایران گسترش یافت، اما به نظر نمی‌رسد که همه مردمانی که در سرزمین‌های خارج از جنوب غرب ایران و در قلمرو تحت نفوذ ایلامیان جای داشتند، از زبان و فرهنگ ایلامی برخوردار بوده باشند.

در جنوب شرق ایران، تمدن پَرَهشوم قابل توجه است که احتمالاً در نواحی اَرَتّه پیشین وجود داشته است (1).

همچنین، نباید گوتیان را که به نظر می‌رسد اتحادیه‌ای از مردمان در مناطق غربی‌تر بوده‌اند، نادیده گرفت (2).

نکته قابل توجه دیگر، نام سرزمین کَشّن (Kaš-še-in) است که در گزارش‌های مربوط به فتوحات ایلامیان آمده است. این نام، از یک سو، به نام‌های برخی مناطق کنونی ایران شباهت دارد و از سوی دیگر، یادآور نام کاسیان و کاسپیان است. حتی می‌توان احتمال وجود ریشه‌ای هندوایرانی برای نام این منطقه را مطرح کرد.

منبعی که نام کَشّن در آن آمده است

نام کَشّن (Kaš-še-in) در کتیبه‌ای مربوط به پوزور-اینشوشیناک (Puzur-Inšušinak)، فرمانروای دودمان اَوان در ایلام که با نام کوتیک-اینشوشیناک (Kutik-Inšušinak) نیز شناخته می‌شود، آمده است (3).

این فرمانروا به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد تعلق دارد و در کتیبه اکدی، نام منطقه مورد بحث ما به صورت Kaš-še-in ثبت شده است. این نام یادآور واژه کَشّو (Kaššû) در اکدی است که با کاسیان پیوند دارد.

کَشّن در کجا قرار داشته است؟

جورج کامرون در کتاب The History of Early Iran احتمال داده است که کَشّن در شمال ایلام قرار داشته باشد.

وجود نام‌هایی مانند کاشان در ایران امروز و نیز فراوانی آثار باستانی در این منطقه، جالب توجه است. تپه سیلک، در نزدیکی کاشان، از محوطه‌های باستانی شناخته‌شده این منطقه است.

با آنکه نمی‌توان با قاطعیت گفت که سرزمین کَشّن از نظر جغرافیایی در حوالی کاشان کنونی قرار داشته است، این فرضیه همچنان شایان توجه است. اساسا درباره هزاره سوم پیش از میلاد درباره نواحی زیادی از فلات ایران نمی‌توان با قاطعیت سخن گفت.

آیا نام کَشّن با نام کاسیان و کاسپیان پیوند داشته است؟

نام کَشّن شباهت زیادی به نام کاسیان در زبان اکدی، یعنی کَشّو (Kaššû)، دارد.

جورج کامرون احتمال داده است که کَشّن به سرزمینی اشاره داشته باشد که نام کاسیان از آن گرفته شده است.

البته، کامرون تاکید می‌کند که کاسیان احتمالاً صرفاً نام خود را از این سرزمین گرفته‌اند، نه اینکه خاستگاه اولیه آن‌ها در آنجا بوده باشد. کامرون می‌نویسد:

سرزمینی به نام کَشّن (Kashshen) از پیش، در سده بیست‌وچهارم پیش از میلاد، در شمال ایلام وجود داشت؛ یعنی در زمانی که بسیار بعید است کاسیان واقعی هنوز به آن منطقه رسیده بوده باشند. این امر حاکی از آن است که آنان نام خود را از سرزمینی گرفته‌اند که مدت‌ها پیش از آن مسکونی بوده است (4).

با این حال، برخلاف این نظر، احتمال ارتباط ریشه کاسیان و کاسپیان با کَشّن نیز می‌تواند شایان توجه باشد.

آنچه جالب توجه به نظر می‌رسد، پراکندگی نام‌های مرتبط با کاس/کس در فلات ایران و مناطق همجوار است. از جمله این نام‌ها می‌توان به کاسیان و کاسپیان اشاره کرد.

چند سده پس از پوزور-اینشوشیناک و در هزاره دوم پیش از میلاد، کاسیان در بابل به قدرت رسیدند. آن‌ها برای مدتی طولانی بر بابل فرمانروایی کردند و به نظر می‌رسد که پیش از فتح بابل، در مناطق غربی فلات ایران حضور داشته‌اند.

احتمال دارد کیسّائیان یا کوسّائیان با کاسیان در غرب ارتباط داشته یا با آنان یکسان بوده باشند (5).

همچنین، در دوره‌های بعد، نام مردمی بسیار شبیه به کَشّن و کاسیان، یعنی «کاسپیان»، در منابع دیده می‌شود. کاسپیان در جنوب غرب دریای مازندران جای داشتند و نام کاسپین همچنان بر این دریای بزرگ باقی مانده است.

کادوسیان نیز در منابع باستانی در جنوب‌غرب دریای مازندران دیده می‌شوند و به نظر می‌رسد عمدتاً در نواحی گیلان کنونی حضور داشته‌اند. گستره دقیق گسترده حضور کاسپیان روشن نیست و احتمال دارد سرزمین آنان به نواحی شمال ارس نیز امتداد داشته باشد. بنابراین، علاوه بر شباهت نام‌های کادوسیان و کاسپیان، در مناطق همجوار نیز حضور داشتند.

حتی فرضیه‌هایی درباره پیوند نام قزوین (Kaspēn) با کاسپیان مطرح شده است (6).

عنایت‌الله رضا نکته قابل توجهی درباره این شباهت‌ها مطرح می‌کند و این احتمال را پیش می‌کشد که «مردم کاس‌پی» تیره‌ای از قوم کاس بوده‌اند که در جلگه‌های پست و کنار آب، یعنی در جوار رودها و دریاها، می‌زیستند و «مردم کاس‌سی» مربوط به کوهستان بودند.

رضا می‌نویسد برای شناخت واژه «سی» که پسوند این نام دانسته شده است، می‌توان از نام‌های جغرافیایی بهره گرفت؛ زیرا در نواحی جنوبی و غربی دریای کاسپین و در غرب ایران، به‌ویژه دره‌های سرسبز زاگرس و مناطق محل سکونت خاندان‌های لر بزرگ و کوچک، آبادی‌هایی وجود دارند که گستره پراکندگی آن‌ها از آذربایجان شرقی تا لرستان و فارس امتداد می‌یابد و نام برخی از آن‌ها با واژه «سی» آغاز می‌شود. رضا در ادامه می‌نویسد: به نظر می‌رسد کاس‌سی‌ها در مناطق کوهستانی و ارتفاعات سکونت داشته‌اند (7).

این شواهد و شباهت‌ها این پرسش را به ذهن می‌آورند که آیا شاخه‌های گوناگون یک جمعیت با خاستگاه سرزمین کَشّن بعدها از یکدیگر جدا شدند و نام‌های جغرافیایی به دلیل این پراکندگی پدید آمدند؟

دست‌کم، شباهت نام‌ها و احتمال وجود عناصری با ریشه‌های مشترک هندوایرانی چنین فرضیه‌ای را به ذهن می‌آورد. در ادامه به شواهد مرتبط با این فرضیه خواهیم پرداخت.

ریشه نام‌های مرتبط با کاس/کس

اگر نام‌های کَشّن، کاسیان و کاسپیان را با «کاس/کس» مرتبط بدانیم، ریشه‌یابی جهانشاه درخشانی شایان توجه است. او واژه‌های زیر را با ریشه نام مردم کاسی/کاشی مرتبط می‌داند:

  • *واژه کس (kas-)
  • هندوآریایی کهن: «کاسَه» (kācá-)؛ به معنای زینت درخشان و شیء درخشان.
  • هندی کهن: «کش»؛ به معنای آشکار و درخشان؛ «کاسَه» (kācá-)؛ به معنای شیشه.
  • پارسی باستان: «کاسکه» (kāsaka)؛ به معنای سنگ بهادار و سنگ لاجورد (8).

از این روی، پیشنهاد ریشه‌ای هندوایرانی برای این نام می‌تواند یکی از گزینه‌های مهم و شایان بررسی باشد. اگر میان نام کَشّن و واژه‌های مرتبط با ریشه «کاس/کس» پیوند وجود داشته باشد، بررسی این واژه‌ها در زبان‌های هندوایرانی می‌تواند به روشن‌تر شدن خاستگاه احتمالی نام کَشّن و ارتباط احتمالی آن با نام کاسیان و کاسپیان کمک کند.

پیوندهای کاسیان و کاسپیان با زبان‌های هندوایرانی

علاوه بر ریشه نام‌ها که بررسی شد، شواهد دیگری نیز از پیوند آن‌ها با عناصر هندوایرانی حکایت دارند و می‌توانند فرضیه ریشه هندوایرانی این نام‌ها را تقویت کنند.

یکی از شواهد مهم درباره کاسپیان، اسناد آرامی به‌دست‌آمده از مصر در دوره هخامنشی است. در این اسناد، نام کاسپیان به صورت آرامی kspy ثبت شده است. برخی از این افراد به پادگان جزیره الفانتین در مصر تعلق داشتند. بررسی نام‌های شخصی آن‌ها نشان داده است که دست‌کم بخشی از این نام‌ها ریشه ایرانی دارند؛ برای نمونه، نام بازسازی‌شده Bagazušta. این شاهد اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد کاسپیان شناخته‌شده در این اسناد یا ایرانی‌زبان بوده‌اند یا به‌شدت تحت تاثیر فرهنگ ایرانی قرار داشته‌اند (6).

در دوره‌های پیش از آن، کاسیان که در مناطق غربی حضور داشتند، از نظر زبانی شرایط متفاوتی داشتند؛ با این حال، وجود عناصر هندوآریایی در نام‌ها و خدایان آن‌ها شایان توجه است.

ران زادوک (Ran Zadok) در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که دلایل خوبی برای این فرض وجود دارد که کاسیان در گذشته همسایگان اقوام هندواروپایی بوده‌اند؛ زیرا میان ایزدان آنان و ایزدان هندوآریایی شباهت‌هایی دیده می‌شود (9).

از جمله این اصطلاحات می‌توان به šuriias به معنای «خدای خورشید» اشاره کرد که با واژه هندوآریایی باستان sūrya مرتبط است (5).

همچنین، نام شخص Abi-rattaš را داریم که در آن واژه هندوایرانی ratha به معنای «ارابه» دیده می‌شود (5).

پیشنهادهای دیگری هم مطرح شده است برای نمونه اینداش (Indaš) می‌تواند با سانسکریت Indra، ایندرا مرتبط باشد (10).

مروتاش (Maruttaš / Muruttaš) میتواند با ودایی Marut، مروت‌ها مرتبط باشد (11).

حتی پیوند با دیگر زبان‌های هندواروپایی هم قابل توجه است به طوری که بوریاش (Buriaš) گاه با یونانی Boreas، خدای باد شمالی، مقایسه شده است (11).

برای کَمولَه ایزد آب کاسیان پیوندهایی با هندی باستان کَمَلَه به معنای آب پیشنهاد شده است (12). 

البته، درباره برخی از این ریشه‌یابی‌ها انتقادهایی مطرح شده است؛ با این حال، شواهد موجود قابل توجه‌اند و نمی‌توان اصل موضوع را به کلی نادیده گرفت.

بنابراین، افزون بر شباهت نام کاسیان و کاسپیان، در هر دو مورد شواهدی از پیوند با عناصر هندوایرانی دیده می‌شود.

البته، نمی‌توان درباره خانواده زبانی کاسیان با قطعیت نظر داد. آنچه بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، این است که زبان کاسیان نه ایلامی بود، نه هندواروپایی و نه سامی و احتمالاً زبانی مستقل بوده است.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا زبان کاسیانی که به سوی غرب رفتند، از ابتدا همان زبانی بود که در دوره نفوذ آن‌ها در میان‌رودان شناخته می‌شود یا اینکه در گذر زمان تغییر کرده بود؟

شباهت ایزدان کاسیان به ایزدان هندوآریایی شاید نشان دهد که زبان آن‌ها نیز در گذشته با زبان‌های هندوایرانی پیوند داشته و سپس تغییر کرده است.

می‌توان انتظار داشت که کاسیان به‌تدریج تحت تاثیر اقوام دیگر قرار گرفته و زبانشان تغییر کرده باشد؛ با این حال، ممکن است عناصری از فرهنگ پیشین آن‌ها همچنان باقی مانده باشد.

برای بررسی این موضوع می‌توان به چند شاهد اشاره کرد.

نخست آنکه شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد زبان‌های متعلق به خانواده بزرگ هندواروپایی از هزاره سوم پیش از میلاد در فلات ایران حضور داشته‌اند.

 پیوند احتمالی نام سرزمین اَرَتّه (Aratta) با اَرِتَه اوستایی (arəta-) قابل توجه است. تغییر نام پارسیان در هزاره‌های پیش از میلاد و احتمال ارتباط نام پیشین آنان با اَرَتّه و سپس پَرَهشوم، از موضوعاتی است که می‌توان بررسی کرد. این موضوع را می‌توان بر پایه سه سنت یونانی، میان‌رودانی و هندی ارزیابی کرد (1).

همچنین، نام‌های فرمانروایان گوتی و پیوند احتمالی آن‌ها با زبان‌های هندواروپایی و حتی هندوایرانی در هزاره سوم پیش از میلاد شایسته توجه است. در این میان، نام‌های تیریگان، اینکی‌شوش و کوروم قابل توجه‌اند (2).

وجود عناصر هندوایرانی در میان کاسپیانِ دوره‌های بعد، که احتمال دارد با کاسیان هم‌ریشه بوده باشند، نیز شایان توجه است. نمی‌توان این احتمال را نادیده گرفت که وجود عناصر هندوایرانی در میان هر دو گروه، بازتاب نوعی پیوند تاریخی یا زبانی باشد.

مجموع این شواهد این احتمال را مطرح می‌کند که زبان نخستین کاسیان با خانواده بزرگ هندواروپایی پیوند داشته است. بر این اساس، ارتباط احتمالی آنان با سرزمین کَشّن و کاسپیان نیز می‌تواند فرضیه‌ای شایان بررسی باشد.

البته، نمی‌توان احتمال‌های دیگر را به‌کلی رد کرد. برای نمونه، ممکن است کاسیان پس از هم‌جواری با اقوام هندوایرانی‌زبان یا حتی سلطه بر آن‌ها، برخی عناصر زبانی و فرهنگی را از آنان پذیرفته باشند.

نژاد ساکنان کَشّن چه بود؟

مفهوم «نژاد» به معنای دسته‌بندی انسان‌ها در قالب گروه‌های زیستیِ گسسته، امروزه در پژوهش‌ها کاربرد بسیار محدودتری نسبت به گذشته دارد. پژوهش‌های ژنتیکی نشان داده‌اند که تنوع ژنتیکی انسان‌ها پیچیده و پیوسته است و نمی‌توان گروه‌های انسانی باستانی را صرفاً بر پایه زبان، فرهنگ یا دین، در قالب نژادهای زیستی مشخص دسته‌بندی کرد.

بر اساس پژوهش‌های ژنتیکی، بیشتر جمعیت‌های ایران دست‌کم در طول ۵۰۰۰ سال گذشته، روندی از تداوم ژنتیکی بومی را طی کرده‌اند. این بازه زمانی بسیار کهن‌تر از دوره‌ای است که در فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت آریایی‌ها به ایران مطرح می‌شود. در این پژوهش‌ها، شواهدی از مهاجرت گسترده، آن‌گونه که در فرضیه مهاجرت آریایی‌ها مطرح می‌شود، یافت نشده است.

می‌توان گفت این پژوهش‌ها از وجود پیوند میان بخش بزرگی از جمعیت کنونی ایران و مردمان باستانی حکایت دارند که خود را آریایی می‌خواندند؛ هرچند ممکن است از هزاره سوم پیش از میلاد، خانواده‌های زبانی متفاوتی در فلات ایران وجود داشته باشند.

در گذر زمان، جابه‌جایی‌های فراوان و آمیختگی میان جمعیت‌های فلات ایران نیز به پیوند بیشتر میان آن‌ها انجامیده است.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

پژوهش‌های ژنتیکی درباره ایرانیان

 

از این رو، نمی‌توان انتظار داشت که مردمان ساکن سرزمین کَشّن از نظر ژنتیکی تفاوت بسیار زیادی با دیگر مردمان فلات ایران داشته باشند. البته، برای بررسی دقیق این موضوع، ابتدا باید جایگاه جغرافیایی کَشّن با اطمینان بیشتری مشخص شود و سپس پژوهش‌های ژنتیکی بر روی بقایای انسانی به‌دست‌آمده از آن منطقه انجام گیرد تا بتوان با اطمینان بیشتری درباره تبار جمعیت ساکن کَشّن سخن گفت.

سخن پایانی

اگر پیوند میان سرزمین کَشّن، کاسپیان و کاسیان و نیز ریشه زبانی هندوایرانی آن‌ها با شواهد بیشتری تایید شود، این موضوع می‌تواند با تصور رایج برگرفته از فرضیه اثبات‌نشده مهاجرت آریایی‌ها از خارج فلات ایران و استدلال‌های زبانی مرتبط با آن ناسازگار باشد.

این در حالی است که شواهد دیگری نیز، از جمله شواهد تاریخی و ژنتیکی، برای نقد فرضیه مهاجرت آریایی‌ها مطرح شده‌اند.

نگاه کنید به:

نقد فرضیه مهاجرت آریایی‌ها

 

با همه این‌ها، باید گفت تاریخ‌پژوهی درباره هزاره‌های پیش از میلاد با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو است و شواهد موجود نیز در بسیاری از موارد ناقص یا قابل تفسیر به شیوه‌های گوناگون هستند.

از این رو، بر پایه شواهد کنونی نمی‌توان به نتیجه‌ای قطعی رسید و این موضوع همچنان به بررسی و پژوهش بیشتر نیاز دارد.

با این حال، هنگام مقایسه این فرضیه‌ها با فرضیه‌هایی مانند مهاجرت آریایی‌ها از استپ‌های شمالی، باید به شواهد و استدلال‌های مطرح‌شده توجه کرد. فرضیه‌های مربوط به کَشّن، کاسپیان و کاسیان بر پایه شواهدی از جمله نام‌های ثبت‌شده در کتیبه‌های باستانی مطرح می‌شوند؛ اما وجود قومی در استپ‌های شمالی که در آن دوره خود را آریایی می‌نامیده، در هیچ منبع باستانی به صورت مستقیم نیامده است!

شواهد نشان می‌دهند که مفهوم آریایی در ایران با مفاهیم هویتی ارتباط داشته است و نباید آن را با تعاریف نژادی رایج در سده‌های اخیر یکسان دانست؛ تعاریفی از نژاد که در پژوهش‌های امروزی درباره تنوع زیستی انسان‌ها اعتبار علمی پیشین خود را از دست داده‌اند.

از سوی دیگر، نمی‌توان تمدن‌ها و سرزمین‌های هزاره سوم پیش از میلاد را آریایی دانست؛ زیرا در آن دوره، هنوز شواهد کافی برای شکل‌گیری هویت آریایی به معنای تاریخی شناخته‌شده آن در دست نیست.

هویت آریایی در جهان ایرانی، هویتی تاریخی بود که به‌تدریج شکل گرفت و تکامل یافت. شاید بتوان زمینه‌های شکل‌گیری این هویت را به حدود ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ پیش از میلاد نسبت داد و در هزاره نخست پیش از میلاد صورتی تثبیت‌شده‌تر پیدا کرد.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

آریایی، قومی مهاجر یا نام هویتی باستانی؟

پانویس:

۱- ن.ک: بررسی پیوند اَرَتّه و پَرَهشوم با پارسیان

۲- ن.ک: نام‌های گوتیان و پیوند با زبان‌های هندواروپایی از هزاره سوم پ.م

۳- Vincent Scheil, Textes élamites-sémitiques, cinquième série, avec la collaboration de Léon Legrain (Paris: Ernest Leroux, 1913), p. 11. ن.ک: Mémoires : France. Mission archéologique en Iran : Free Download, Borrow, and Streaming : Internet Archive

۴- George G. Cameron, History of Early Iran (Chicago: The University of Chicago Press, 1936), p. 92.

۵- ن.ک: IRAN vii. NON-IRANIAN LANGUAGES (5) Kassite - Encyclopaedia Iranica

۶- ن.ک: CASPIANS - Encyclopaedia Iranica

۷- رضا، عنایت الله (۱۳۸۶). اران از دوران باستان تا آغاز عهد مغول. تهران: وزارت امور خارجه. صص ۱۳۷-۱۳۹

۸- درخشانی، جهانشاه. دانشنامه کاشان. جلد سوم. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان، ۱۳۸۲، ص ۱۱۶ به بعد

۹- ن.ک: KASSITES - Encyclopaedia Iranica

۱۰- Childe, V. Gordon. The Aryans: A Study of Indo-European Origins. London: Kegan Paul, Trench, Trübner & Co., 1926, p. 18. در استناد به این بخش، صرفاً ریشه واژه‌ها مدنظر بوده است، نه موارد دیگر

۱۱- George G. Cameron, History of Early Iran, Chicago: University of Chicago Press, 1936, p. 91. در استناد به این بخش، صرفاً ریشه واژه‌ها مدنظر بوده است، نه موارد دیگر

۱۲- درخشانی، جهانشاه. دانشنامه کاشان. جلد سوم. تهران: بنیاد فرهنگ کاشان، ۱۳۸۲، ص ۱۸

دیدگاه شما:



تماس با نویسنده:


دیدگاه خود را با نویسنده در میان بگذارید:

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
بررسی سرزمین کَشّن در هزاره سوم پیش از میلاد
خِرَدگان