آنچه از بررسی منابع تاریخی و آثار باستانی میتوان دریافت، این است که مادها، همانند پارسیان، خود را آریایی یا ایرانی میدانستند و هویت ایرانی در میان آنان برجسته بوده است. کتیبههای باستانی ایرانی، گزارشهای یونانیان باستان، پژوهشهای تاریخی، پژوهشهای زبانشناختی و ... همه و همه مادها را ایرانی معرفی میکنند.
با گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش انتشار مطالب بدون ارجاع به منابع معتبر، تحریف و سادهسازی تاریخ بیش از گذشته رواج یافته است. یکی از نمونههای این مسئله، تلاش برخی جریانهای پانترک برای نسبت دادن اقوام باستانیِ ساکن فلات ایران به هویتها و روایتهای مورد نظر خود است.
در این میان، موضوع هویت مادها اهمیت ویژهای دارد؛ مادها از نخستین قدرتهای مهم سیاسی در ایران بودند و نقش مهمی در تاریخ ایران باستان ایفا کردند. برای شناخت مادها باید دید منابع باستانی، پژوهشگران تاریخ ایران و مطالعات زبانشناسی درباره آنان چه میگویند.
آنچه از بررسی منابع تاریخی و آثار باستانی میتوان دریافت، این است که مادها، همانند پارسیان، خود را آریایی یا ایرانی میدانستند و هویت ایرانی در میان آنان برجسته بوده است.
در این نوشتار تلاش میشود با تکیه بر منابع و مآخذ تاریخی و پژوهشی، مجموعهای از شواهد مربوط به هویت مادها بررسی شود.
کتیبههای باستانی
در کتیبههای باستانی، نامهای مادی فراوانی ثبت شده است که از نمونههای مهم آن میتوان به کتیبه بیستون اشاره کرد. با بررسی این نامها درمییابیم که بسیاری از آنها ریشه ایرانی دارند و برخی نیز با واژهها و مفاهیم موجود در سنت زرتشتی و زبان اوستایی نزدیکی دارند. برای نمونه، نام فرَوَرتیش (فْرَوَرتی) یادآور فْرَوَشی اوستایی است.
از سوی دیگر، در نقشبرجستههای پارسه (تخت جمشید)، مادها با پوششی مشابه دیگر اقوام ایرانی به تصویر کشیده شدهاند. این نقشبرجستهها همچنین از روابط نزدیک سیاسی و فرهنگی میان مادها و پارسیان در دوره هخامنشی حکایت دارند.
بزرگان پارسی و مادی در کنار یکدیگر
هردوت
هردوت، مورخ یونانی، هنگام شرح سپاه خشایارشا و مقایسه مادها و پارسیان، درباره مادها چنین مینویسد:
ماد ها نیز در جنگ همان لباس و تجهیزات را داشتند زیرا در واقع پارسیان لباسهای خود را از مادیها تقلید کردهاند. فرمانده آنها تیگران هخامنشی بوده و روزگاری همه جا به آنها آریایی میگفتند (هردوت، کتاب ۷، بند ۶۲)
اگر فقط هرودوت چنین چیزی گفته بود، نمیتوانستیم چندان به این گزارش اعتماد کنیم؛ اما گفته هرودوت با کتیبههایی که پیشتر به آنها اشاره کردیم و منابعی که در ادامه خواهد آمد، همخوانی دارد.
البته از کتیبهها درمییابیم که عنوان «آریایی» یا «ایرانی» صرفاً به مادها اختصاص نداشته است. داریوش در سنگنوشته نقشرستم (DNa 14) و سنگنوشته شوش (DSe 13)، و خشایارشا در سنگنوشته پارسه (XPh 13)، ابتدا خود را «پارسی» و سپس «آریایی» یا «ایرانی» معرفی میکنند.
استرابون
استرابون، جغرافیدان یونانی، نیز هنگام بحث درباره سرزمینهای ایرانی،گفته های اشخاصی را بررسی کرده اتس درباره «آریانا» مینویسد:
آریانا بر پارس، ماد، سغد، باختر اطلاق مینمایند، زیرا مردم این نواحی با زبان واحد، که لهجههای آن تفاوتهایی اندک دارند سخن میگویند (استرابون، جغرافیا، کتاب ۱۵، فصل ۸، بند ۲).
این گزارش نیز ماد را در کنار پارس و دیگر سرزمینهای شرقی و مرکزی جهان ایرانی قرار میدهد و به پیوند زبانی میان مردمان این مناطق اشاره میکند.
میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی در آیینه اسکندری درباره مادها مینویسد:
ملت مد (ماد) از آن طوایف مختلف آرین است (کرمانی، آیینه سکندری، ص ۱۳۵).
این عبارت نیز مادها را در شمار طوایف «آرین» قرار میدهد.
حسن پیرنیا
حسن پیرنیا در تاریخ ایران باستان درباره مادها چنین مینویسد:
مادی ها مردمی بودند آریان نژاد .... (پیرنیا، تاریخ ایران باستان، ص ۱۵۱)
پیرنیا در ادامه تاریخ ماد را در چارچوب تاریخ اقوام ایرانی باستان بررسی میکند.
ا. م. ارانسکی
ایوان میخائیلوویچ ارانسکی، زبانشناس برجسته، در بحث تقسیمبندی زبانهای ایرانی مینویسد:
زبان های ایرانی غربی به دوشاخه تقسیم میشوند ... گویش شمال غربی مادی که در شمال و شمال غربی فلات ایران به کار رفته و میرود (ارانسکی، زبانهای ایرانی، صص. ۴۸–۴۹، چاپ ۱۳۷۸).
اهمیت این دیدگاه در آن است که مسئله ماد تنها از طریق گزارش مورخان باستان بررسی نمیشود، بلکه شواهد زبانشناختی نیز زبان مادی را در مجموعه زبانهای ایرانی قرار میدهد.
لغتنامه دهخدا
در لغتنامه دهخدا نیز درباره ماد آمده است:
ماد نام قوم است آریایی نژاد که پادشاهی ماد را بنیان گذاشتند ..... (دهخدا، لغتنامه دهخدا، ص ۱۹۹۲۵)
سر پرسی سایکس
سر پرسی سایکس نیز درباره مادها چنین مینویسد:
دولت اریانی ماد قبل از پارسیان که با ایشان از یک نژاد بودند ... (سایکس، تاریخ ایران، ص ۱۴۹).
دیاکونوف
ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف در تاریخ ماد بر اهمیت زبانشناسی و بررسی نامهای جغرافیایی و قومی برای شناخت ترکیب جمعیتی ماد تأکید میکند:
مطالب ماخوذ از زبان مسائل مهم بسیاری را میتواند حل کند. مثلا به یاری نام های اماکن جغرافیایی و نامهای قبایل میتوان ترکیب نژادی مردم سرزمین ماد را در ادوار مختلف تاریخی تعیین نمود (دیاکونوف، تاریخ ماد، ص. ۷۴).
او در ادامه مینویسد:
از دیگر سو از آغاز قرن هشتم پیش از میلاد منابع اشوری بابلی تعداد کثیری نام که به طور مشهود ریشه هندو اروپایی، یا دقیقتر بگوییم ایرانی دارند بویژه در ماد شرقی.... دیاکونوف، تاریخ ماد، ص ۸۵).
این بخش از پژوهش دیاکونوف اهمیت ویژهای دارد، زیرا استدلال درباره جایگاه مادها را به شواهد زبانی و نامهای ثبتشده در منابع آشوری و بابلی پیوند میدهد.
ایران کمبریج و ایرانیکا
در تاریخ ایران کمبریج نیز در بحث درباره زبانها و مردمان ایرانی آمده است:
نیاکان سکا ها ایران شرقی بودند ..... همچنین گویشوران گویشهای ایرانی غربی (پارتی، پارسی، مادی) به بخش جنوب غربی اسیای میانه رسیدند (The Cambridge History of Iran, جلد دوم، صص. ۴۲ و ۴۴).
دانشنامه ایرانیکا هم تصریح میکنند که زبان مادی، بر اساس ویژگیهای آوایی، در گروه زبانهای ایرانی شمالغربی قرار میگیرد.
سخن پایانی
در مجموع، بررسی مجموعه شواهد تاریخی و زبانی نشان میدهد که مادها در چارچوب مردمان ایرانی باستان قرار میگرفتند. کتیبههای باستانی ایرانی، گزارشهای مورخان یونانی، پژوهشهای تاریخی و مطالعات زبانشناختی، هر یک از زاویهای، این دیدگاه را تأیید میکنند.
بنابراین، با توجه به مجموعه این شواهد، ایرانی دانستن مادها نه بر پایه یک منبع یا روایت منفرد، بلکه بر اساس همگرایی شواهد متعدد تاریخی، کتیبهای و زبانشناختی است.
کتابنامه
- استرابون. جغرافیا. تهران: انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۲.