ارمنستان، هَنگام شاهانشاهی-ی اَرْشَگانِ (اشکانی) ارمنستان، نَخست پاتْرَم-ای [ملت] بود که ۳۳۰ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، آیینیگیها [رسماً] به کیش ترسا [مسیحی] گْرَوید. آزناوَرانِ [اشراف] ارمنیگ، ۲۰۳ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، از «وَرَهْرانِ» ۵-اُمْ، پادخشاه ساسانیگ، زَسْتَنْدْ [تقاضا کردند] که «اَرْتَخْشْتَر» ۴-اُم، پادخشاه اَرْشَگانِ ارمنستان را هَیالانَدْ [عزل کند].
(1) اندر این نِوِشْتَگ، واژَگان سَرَه [خالص] را، از زُوانانِ-ای مانند پَهْلَویگ، پارتیگ، بلخیگ، سُغدیگ، کُردیگ، آسیگ، تاتیگ، لُریگ، دَریگِ یزد اود کرمان، اَوِستاییگ، سنسکریت، اود چند زُوان اود زُوانْوارَه-ی ایرانیگ دیگر وام سْتَدَه ایم. شاید بهتر باشد که گْروُهْواژَه-ی [عبارت] «پارسیگِ سَرَه» را، به «ایرانیگِ سَرَه» ویهیرانیم [تغییر دهیم]، تا این شیوَه-یِ سَرَه گِرایی، نِمایانندَه-یِ هَمه-یِ این زُوانان هندیگ-اروپاییگ باشَد.
(2) آغازِ زمان، اندر این نِوِشْتَگ، زایِشْنِ «یَشوُ» [عیسی] نیست. آغازِ زمان، بر پایَه-ی سالْنامَه-یِ یَزَدْکِرْدَگان [تقویم یزدگردی]، پادخشاهی-ی یَزَدْکِرْدَه-ی [یزدگرد] ۳-یُم، اندر ۶۳۲-یِ ترسا [میلادی] است.
جدایی-ی دین ارمنستان از ایران
ارمنستان، هَنگام شاهانشاهی-ی اَرْشَگانِ (اشکانی) ارمنستان، نَخست پاتْرَم-ای [ملت] بود که ۳۳۰ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، آیینیگیها [رسماً] به کیش ترسا [مسیحی] گْرَوید. آزناوَرانِ [اشراف] ارمنیگ، ۲۰۳ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، از «وَرَهْرانِ» ۵-اُمْ، پادخشاه ساسانیگ، زَسْتَنْدْ [تقاضا کردند] که «اَرْتَخْشْتَر» ۴-اُم، پادخشاه اَرْشَگانِ ارمنستان را هَیالانَدْ [عزل کند]. پادخشاهی-ی اَرْشَگانِ ارمنستان، پس از هَیالِشْنِ «اَرْتَخْشْتَر» ۴-اُم، اَنْجامیدْ [خاتمه پیدا کرد]، اود با گُمارانیدَن [منصوب کردن] نَخُست مرزبان ساسانیگ، «وِه مهر شاهپور»، ارمنستان به شاهانشاهی-ی ساسانیگ آوَسْتْ [وابسته شد].
آزناوَرانِ ارمنیگ، نَخُست، فْرَمانْگری-ی ساسانیگ را پَدیرُفْتَنْدْ، به سامَه-ی [شرط] این که تَوانَنْدْ آیین کیش ترسا را وَرْزانیدَن [به جا بیاورند].
بِژْ [اما] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، پادخشاه ساسانیگ، از آوَسْتَگی-یِ [ارتباط] پَدانوُکْرَمَگانِ [سلسله مراتبی] خْروهِشْنْگاهانِ [کلیساها] ارمنستان، با خْروهِشْنْگاهان رُمْ بیمناگِ [نگران] بود. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ کوشید که خْروهِشْنْگاهان ارمنستان را ناگُزیرانَدْ [مجبور کند] که یا رُمْ را، به سود خْروهِشْنْگاهانِ اِسْکِکْران [کلیساهای مشرق، کلیساهای نسطوری] رها کنند، یا این که به وِهْدینی [دین زرتشتی] گْرَوَنْدْ. خْروهِشْنْگاهانِ اِسْکِکْران، با ایران هَمْپَیْوَنْدْ [متحد] بودند.
«یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ از آزناوَرانِ ارمنیگ خْواسْتْ که با خْروهِشْنْگاهانِ رُم، پَیْوَسْتَگی هِلانَنْدْ [قطع مراوده کنند].
پَیْوَسْتَگی-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، با آزْناوَران استوار نِبود، اود هَنگام پادخشاهی-ی او، ناآرامی اندر شاهانشاهی-ی ایران، اَفزایان [در حال زیاد شدن] بود، اود با بُغْرَنجی-ی [چالش] آفَنْدِ [حمله] مردم خْیونیگ [هون ها]، از مَرزان اِسْکِکْرانیگ [شرقی] رویارو بود. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ برای پَتْتایِشْنْ [مقاومت] اندر برابرِ پَرْدْوانانِ اندَرونیگ اود بیرونیگ [خطرات داخلی و خارجی]، به همکاری با آزْناوَران نیازمند بود. وینارْتاری-ی [سیاست] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، برای هَمْپَیْوَنْدانیدَن [متحد کردن] آزناوَرانِ ارمنیگ، با اِوارَه-سَرداران [بوروکرات ها] ساسانیگ، به شورِشْنْ-ای بزرگ اندر ارمنستان اَنْجافت [منجر شد]. بر شالدَه-ی نِپیگ «ایران ساسانیگ، میان رُم اود رَوادان اوراسیا، Sasanian Persia: Between Rome and the Steppes of Eurasia»، نِوِشتَه-ی «اِبِرهارْدْ سائِر، Eberhard Sauer»، استاد باستانشناسی-ی دانِشْنْگاه «اِدینْبْرُ، Edinburgh»، اندر سْکاتِستان [اسکاتلند]، رایَنِ [علت] این شورِشْنْ، کوشِشْنِ «مهرنَرْسَه»، وَزُرْگْ فْرَمَدارِ [نخست وزیر] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، برای گُسْتَرانِشْنِ آیین «زُرْوانیگ»، اندر ارمنستان بود. بر پایَه-ی نِوِشْتَه-ی «اِبِرهارْدْ سائِر»، بَرَکانِ [نیّات] «مهرنَرْسَه»، با بَرَکانِ «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ یَکسان نِبود. آپاشْتْ [در نتیجه]، بَسیار-ای از آزناوَرانِ ارمنیگ (نِه همَه)، با پَیْرَوی از «وارتان مامیگُنْیان»، سْپاهْپَدِ ارمنستان، با یَکدیگر هَمْپَیْوَسْتَنْدْ [متحد شدند]. شورِشْنْگَران ارمنیگ نَخُست کوشیدَنْد که از رُمْ یاری خْواهَنْدْ، بِژْ [اما] بیهودَه بود. اندر همین هَنگام، سوُیْ-گروه-ای [جناح] دیگر از آزناوَرانِ ارمنیگ، با راهبری-ی «واساک سییوُنی»، مرزبان ارمنستان، با شاهانشاهی-ی ساسانیگ هَمْپَیْوَسْتَنْدْ.
نبرد «آوارایْرْ»، جنگ ای است که ۱۸۰ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، میان سربازان ساسانیگ اود سربازان اَرْمَنیگ توخْتار [وفادار] به ایران از یَک سوُیْ، اود سربازان اَرْمَنیگ ترسا-ی شورِشْنْگَرْ، پادوَرْزْ [علیه] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، از سوُیِ دیگر، پَتْیَتیدْ [به وقوع پیوست]. نبرد «آوارایْرْ»، یَتاگ-ای [اتفاق] بزرگ اندر میژو-ی [تاریخ] ارمنستان به شْمار آیَدْ، اود مردم ارمنیگ تا امروز، هنوز نیزْبانْمَنْدیها [با هیجان] آن را به یاد آوَرَنْدْ. مرگ «وارتان مامیگُنْیان»، سْپاهْپَدِ شورِشْنْگَرْ اَرْمَنیگ، تا امروز، اندر سالْنامَه-ی [تقویم] ایشان، با نام «پنجشنبه-ی آمُرْزَنده» آگاریدَه است [ثبت شده است]، اود «وارْتان مامیگُنیان» را، با نام کارفْرَمان [قهرمان] پاتْرَمیگ [ملی] ارمنستان به یاد آوَرَنْد. با این که سْپاه اَرْمَنیگِ شورِشْنْگَرْ، ستوویدْ [شکست خورد]، اود «وارْتان مامیگُنیان» با ۸ سردار شورِشْنْگَرْ کُشیهِسْتَنْدْ [کشته شدند]، «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ پَتْوَرْ یافت [به نتیجه رسید] که گْرَوانیدَن مردم اَرْمَنیگ به وِهدینی، سَزا [به صلاح] نیست. ۱۴۷ سال پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، میان «وَرْداخْش»، پادخشاه ساسانیگ، اود «واهان مامیگُنیان»، سْپاهْسَرْدار اَرمَنیگ، برادر زادَه-ی «وارتان»، پَیمان «نْوارْساک» کُنیهِسْتْ [قرارداد بسته شد]، اود بر شالده-ی آن، مردم اَرمَنیگ، هَمَه-ی آتَشکَدَگان ارمنستان را با اُپایِ [اجازه] پادخشاه ایران ویران کردند، اود گُزیریهِستْ [تصمیم گرفته شد] که مردم اَرمَنیگ را، به وِهْدینی نِگْرَوانَنْدْ. هَمچُنین، «واهان»، نَخست، اندر جاه [مقام] هَزارْپَدِ ارمنستان، اود سپس، اندر جاهِ مرزبان ارمنستان گُمارید [منصوب شد]. خْوَدْوَنْدی-ی پاتْرَمیگ [خودمختاری ملی]، اود آزادی برای گُزینِشنِ دین به مردم اَرمَنیگ دَهیهِسْتْ [داده شد].
۴ پارَه-ی [جزء] پیمان-نامَه-ی «نْوارْساک» به گونَه-ی زیر بود:
«یِغیشهِ وارْداپِت»، اود «غازار پارْپِتْسی»، میژونِویسان [مورخین] ارمَنیگ سَدَه-ی ۲-یُم پیش از یَزَدْکِرْدَه-ی (۳-یُم)، که با پَیْوَسْتَگی-ی نزدیگ با خاندان راهْبَرِ شورِشْنْگَرْ، «وارتان مامیگُنیان»، پس از سْتووِشْنْ [شکست] اندر «آوارایْرْ»، برای آن خاندان، نِپیگ میژو [تاریخ] نِوِشتَنْدْ، بَخشان-ای از نامه-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم را اینگونه نِوِشتَه اَنْد:
«… «مزدا اهورَه»، آسْمان اود زمین را آفورید [آفرید]. «اهریمن» نیز، بدی اود زشتی را بَویهانید [به وجود آورد]. از این روُیْ، آفورِشْنْ از هم جُداگیهِست [جدا شد]، چُنان که فْرِشتَگان، از «مزدا اهورَه» بَویهِستَنْدْ [به وجود آمدند]، اود دیوان، از «اهریمن». هر نیکی اود نغزی که اندر گیتی اود آسمان آشکار است، از «مزدا اهورَه» است، اود گناهان-ای که همَه گاه [همه جا] وَرْزیدَه اَنْدْ [ارتکاب شده اند]، از کردَگ «اهریمن» اَنْدْ.
... کَسان-ای که پَهیکارَنْدْ [ادعا میکنند] که خْوَدایْ [خدا]، مرگ را آفورید، اود نیک اود بد، هر ۲ از او است، نادان اَنْدْ، ویژَگیها، کَسان ترسا، که پَهیکارَنْدْ که خْوَدایْ، اَرِشْگْمَنْدیهِست [حسادت کرد] از این که انجیر-ای از دْرَخت-ای خْوَریهِسْتْ [خورده شد]، اود برای پادَفْراهِ [مجازات] آن، مرگ را آفورید، اود مردم را دچار آن کرد. هرگز مرد-ای به مرد-ای دیگر، اینچُنین اَرِشْگْمَنْد [حسود] نِباشَدْ. پس چگونه از خْوَدایْ پِهیکَسْتَه است [انتظار میرود]؟ گُفتار [گوینده] این سَخْوَنان، کَر اود کور است، اود دیو اود «اهریمن» او را فْریبانیدَه اَنْدْ.
نیز کَسان ترسا، افسانَه-ای دیگر گُوَنْدْ که خْوَدایْ، از زن-ای زاده است [متولد شده است] به نام «ماریا» …
پیشرَوان اود راهبرانتان را، که [نَزیر، נזיר] نامید، نِوُرْرَوید [باور نکنید]. آنان فْریفْتار [مکار] اَنْد، اود آنچه خْوَد با گُفْتَگِشان [گفتارشان] آموزانَنْدْ، با کِرْدَگِشان [کردارشان] نِپَیداگانَنْدْ [ظاهر نمیکنند]. گوشت خْوَرْدَن را گناه نِدانند، بِژْ [اما] خْوَد نِخْوَرَنْدْ. به رایِ آنان، پَیوگانی کردن [ازدواج کردن]، کِرْدَگ نیک است، بِژْ خْوَد پَیوگانی نِکُنَنْدْ. اگر کَس-ای، هیر [مال] اَنْدوزَدْ، پَهیکارَنْدْ که این بَزَه-ای [جرم] بزرگ است. دَرْیوزَگی، اود بدبختی را بَسیار سْتایَنْدْ. خرمی، اود شادمانی را نِکوهَنْدْ. رَخت زشت را وَنْدَنْدْ (دوست دارند). به خُرسَندی [قناعت]، اود بَخت خَنْدَنْدْ، اود آبرو را ریشخند کُنند… مرگ را نیک دانَنْدْ، اود زیوَندَگی [زندگی] را زشت. بچه زادَن را پَست شْمُرَنْدْ، اود بیفرزندی را سْتایَنْدْ. اگر مردم گُفْتَگ آنان را پَدیرَنْدْ، اود با زنان پَیوگانی نِکُنَنْدْ، بیگُمان زیوَندَگی اندر گیتی خْواهَد اَنجامیدَنْ [تمام خواهد شد].
بدتر از همه آن است که پَیْرَوان کیش ترسا پَهیکارَنْدْ که خْوَدایْ را، مردم بر خاج آویزانیدَنْدْ [مصلوب کردند]، اود بر خاج، گیان [جان] داد، اود او را نِگَنْدَنْدْ [دفن کردند]، اود سپس از گور برخاست، اود به آسمان سانیدْ [صعود کرد] … دیوان پلید، از مردم، اینچُنین شْکنجَه اود رنج نِپَدیرَنْدْ. چگونه خْوَدایْ-یی که آفوریدار [آفریننده] همه-ی آفوریدَگان است، این گزند اود آزار را برای خْوَد پَسَنْدیدْ؟ … آیا درست نِبودْ که شما پَیْرَوان کیش تَرسا، خْوَدْ، این آموزَگانِ بی ارزِشْنْ را، داتاوَری [قضاوت] کُنید؟»
«یِغیشهِ» اندر نِپیگش، نام ۱۸ کیشیار ترسای ارمنیگ را پهرست کرده است که نامَه-ای به «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ نوشتَه اَنْدْ، اود پُرسِشْنانِ او را پَدْواخْتَه اَنْدْ [جواب داده اند]. «یِغیشهِ» اندربارَه-ی پَیْواگِ [جواب] آنان، چند دیمَه [صفحه] نِوِشْتَه است. ما اندر این نِوِشْتَگْ، هَمَه-ی آن را نِخْواهیم بازْنِوِشتَن [نقل نخواهیم کرد]، چون کیشیاران ترسا، بَسیار-ای از پُرْسِشْنانِ «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ را نِتَوانستَه اَنْدْ پَدْواخْتَن [جواب بدهند]، نمونَگانیها [مثلا]، بخش-ای از نامَه-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم اود پَیْواگِ «یِغیشهِ» اینگونَه است:
۱. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم: «کَسان-ای که پهیکارَنْدْ که خْوَدایْ، مرگ را آفورید، اود نیک اود بد، هر ۲ از او است، نادان اَنْدْ».
۲. پَیْواگِ «یِغیشهِ»: «بِژْ [اما] اگر اینگونه نِمایَدْ [به نظر میرسد] که آفوریدَگ-ای [مخلوق] پلید، میان آفوریدَگانِ خْوَدایْ بَوَدْ [وجود دارد]، بیباکیها [با جسارت] آن را اوُزْواژید [بیان کنید]، تا شاید وِژارْ [واقعیت] را تَوانید آموختن. شما پَهیکارْدَه اید [ادعا کرده اید] که اهریمنان پلید اَنْدْ. رُوانانِ [ارواح] نیک نیز بَوَنْدْ [وجود دارند]، که ما اود شما آنان را فرشته نامیم. اگر آن رُوانان، آوَنْدْ [اراده کنند]، نیک اَنْدْ، اود اگر آوَنْدْ، پلید اَنْدْ. فْرَزندان یک پدر نیز شاید نیک باشند، اود شاید پلید. پسر-ای فْرَمانبردار پدرش است، اود پسر-ای دیگر، از اهریمن پلیدتر است. هر اُیْمینْ [انسان]، بَرخ-ای کَرَتان [دفعات] پلید است، اود بَرخ-ای کَرَتان، نیک. همان کَس که نیک است، سپس پلید نیز تَواند بودَنْ، اود شاید همان کَس، به نیکی بازگردد. گوهرِ [سرشت] آن کَس، هَنگامِ نیکی اود هَنگامِ پلیدی، یکتا است.»
۳. بازْکاوی [آنالیز]: همانگونه که اندر نِوِشتَگ «یِغیشهِ» آشکار است، کیشیاران ترسا، نِتَوانستَه اَنْدْ نَغْزَگِ [نکته] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ را پَدْواخْتَن [جواب بدهند].
نغزَگ-ای که «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ به آن پرداختَه است، این گونَه بودَه است:
(۳.۱) بنیادِ نارایَنْمَنْدْ [اصل بی اثبات]: خْوَدایْ آغازَه-ی [منشاء] نیکی است
(۳.۲) بنیادِ نارایَنْمَنْدْ: اهریمَن آغازَه-ی پلیدی است
(۳.۳) بر شالدَه-ی کیش ترسا، خْوَدایِ کیش ترسا، مردم را آفورید، بی آن که رای [نظر] مردم را اندربارَه-ی آفوریهِسْتَن [خلق شدن] یا نِیافوریهِسْتَن [خلق نشدن] پُرْسَدْ.
(۳.۴) بر شالدَه-ی کیش ترسا، خْوَدایْ اهریمَن را نیز آفوریده است، تا مردم را گُمراه کُنَد
(۳.۵) بنیادِ نارایَنْمَنْدْ: فْرَزانَگی [حکمت]، ویژَگی-ی خْوَدایْ است
(۳.۶) پَتْوَرْ یابیم [نتیجه میگیریم] که (۳.۱)، (۳.۲)، (۳.۳)، اود (۳.۴)، با بُنیادِ (۳.۵) هَمیستار [متضاد] اَنْدْ.
نِوِشتَگانِ «یِغیشهِ»، اِوازْ [فقط] «نِگَرِشْنْ» [مشاهده] اَنْدْ، نِه پَیْواگْ [جواب]. این که هر اُیْمین [انسان]، بَرخ-ای کَرَتان پلید است، اود بَرخ-ای کَرَتان نیک است، یَک «نِگَرِشْنْ»، یا یَک «وِژارْ» [واقعیت] است، بِژْ «پَیْواگِ» این پُرْسِشْن نیست که چرا خْوَدایْ، اُیْمین را به گونَه-ای آفورید که برخ-ای کَرَتان پلید باشَد؟
نام این شیوَه-ی واهَرْگَری [مغالطه]، اندر فْرَزان [فلسفه]، «واهَرْگَری-ی شاه ماهی-ی سرخ» [مغالطه نکته انحرافی] است. اندر این واهَرْگَری، ماهی-ی سرخ، نَغْزَگِ [نکته] ناآوسْتَه [بی ربط]، با پَهیکارِشْنْ یا پُرْسِشْنِ نَخُست است. اندر این بخش از نِوِشْتَگانِ «یِغیشهِ»، فرشتگان، فرزندان نیک، فرزندان پلید، اود گوهر یکتا، هَمَگیها [تَماما]، نَغْزَگانِ ناآوسْتَه با پُرْسِشْنِ نَخُست اَنْدْ.
بخش-ای دیگر از نامَه-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم، اود پَیْواگِ «یِغیشهِ» اینگونَه است:
۱. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم: «نیز کَسان ترسا، افسانَه-ای دیگر گُوَنْدْ که خْوَدایْ، از زن-ای زاده است [متولد شده است] به نام «ماریا» …»
۲. پَیْواگِ «یِغیشهِ»: «پَهیکارْدَه اید که خْوَدایْ، از زن-ای زاده است. درست نیست که از این گُفتَگ روُیْ گردانید، یا گُریزید، چون «اهریمن» اود «مَزدا اَهورَه»، اِوازْ [فقط] از پدر-ای زادَه اند، اود نِه از مادر-ای، که اگر شما نیز وِژاریگیها [واقعا] اندربارَه-ی آن اندیشید، آن را نِپَدیرید [قبول نمیکنید]. از این خَنْدَگاوَرْتَرْ (خنده دارتر)، این است که خْوَدایِ «میتْرَه»، از زن-ای زادَه است. این ۲ نمونه مانند این است که هر کَس، با زایِشْنْوَرانِ [والدین] خْویش اَنْدَرآمیزَدْ.»
۳. بازْکاوی [آنالیز]: چُنانکه آشکار است، این بخش از نِوِشْتَگِ «یِغیشهِ» نیز، بیشتر از آن که «پَیْواگ»-ای برای نِمایانیدَنِ برتری-ی کیش ترسا، بر وِهْدینی، یا آیینِ «میتْرَه»، یا آیینِ «زُرْوانیگْ» باشد، به «اَفْسوس» [تمسخر] همْمانندتر است.
نام این شیوَه-ی واهَرْگَری، اندر فْرَزان، «واهَرْگَری، پادْوَرْزِ سْرَنْگِشْنْگَرْ» [مغالطه علیه شخص مباحثه کننده، مغالطه توسل به شخص، لاتین: argumentum ad hominem] است. اگر این شیوَه-ی سْرَنْگِشْنْ را تَرْکیگیها [به صورت منطقی] نِویسیم، اینگونَه است:
(۳.۱) پُرْسِشْنِ «یَزَدْکِرْدَه»: چرا خْوَدایِ کیش ترسا، پدر ندارد؟
(۳.۲) اَنْگار ناییگِ [فرض منفی]: خْوَدایِ «میتْرَه»، از زن-ای زادَه است
(۳.۳) «یغیشه»، «یَزَدْکِرْدَه» را هَمبَسانَدْ [متهم میکند]، اود پَهیکارَد که «یَزَدْکِرْدَه»، باورمند به اَنْگار (۳.۲) است
(۳.۴) «یغیشه»، پَتْوَرْ یابَدْ [نتیجه میگیرد] که پُرْسِشْنِ (۳.۱) بیپایَه [بی اساس] است
آتایَنْدَه-ی بَخش-ای از نِپیگ «ایران، هَنگام شاهانشاهی-ی ساسانیگ، L'Iran sous les Sassanides» نِوِشْتَه-ی «اَرْتوُرْ کْغِسْتِنْسِنْ، Arthur Christensen»، ایران-شناس دانِشْنْگاه «کییوُبِنْهاون، København»، کشور دِیْنِستان [دانمارک]، اود همچنین بخش-ای از نِوِشْتَگان «غازار پارْپِتْسی»، کیشیاران اود آزْناوَران [نجبای] ترسای اَرْمَنیگ، اَفْسوسْمَندیها [به صورت تمسخر آمیز]، به نامَه-ای دیگر، که «مهرنَرْسَه» فرستادَه بود، اینگونَه پَدْواخْتَنْدْ [جواب دادند]:
«ما هنگام-ای که اندر کاخ تو بودیم، مُغان را، که داتاراستاران [قانونگذاران] شما یَنْد، اود اندر کاخ هَنْدِمان بودَنْد [حضور داشتند]، اَفسوسانیدیم [مورد استهزاء قرار دادیم]، اود تَرْوانیدیم [تحقیر کردیم]. اَکنون نیز، اگر ما را ناگُزیرانید [مجبور کنید] که نِوِشتَگان آنان را خْوانیم، اود گُفْتَگان-ای را شْنَویم که هرگز اوُسْگارِشْناگْ [قابل تفکر] اود پَرْواناگْ [قابل توجه] نِیَنْدْ [نیستند]، همان کنیم که اندر کاخ دیدید. از این روُیْ، برای شْنایِشْنْ [احترام] (به شما)، نامه-ی شما را، که آخانَنْدَه-ی افسوس [موجب استهزاء] بود، نِگُشادیم، اود دَسْتْنِوِشْتَه-ی شما را نِخْواندیم. چون دانیم که دین شما، وِژاریگیها [حقیقتا] ناویزُرْدْ [باطل] است، اود پَتْوَرِ پَریشْپِنداری-ی [نتیجه اوهام] چند مرد پَخمَه [ابله] است، اود گُکانِ [تفصیل] آن پَریشْپِنداری را، که دانِشْنْمَندان فْریبکار شما نِگیختَه اَنْدْ [توضیح دادهاند]، اود ما را اندربارَه-ی آن اَزْدانیدَه اَنْدْ [مطلع کرده اند]، هرگز بَرخُنْبانِشْناگ [قابل تقلید] نِدانیم، اود بُنیاد [اصول] آن را برای شْنَوِشْنْ [استماع]، اود خْوانِشْنْ [قرائت] نیابَگ نِدانیم. پارْتادَنِ [مطالعه کردن] هَنْدانِ [قواعد] دین شما، آخانَندَه-ی [باعث] خنده-ی ما است. آیین شما، نیز داتاراسْتارانِ آیین شما، نیز پَیْرَوان دین گمراه-کنندَه-ی شما، اندر رای ما، برای افسوسانیدَن نیابَگْ [مناسب] اَنْدْ. از این روُیْ، سَزا نیست که آن گونه که فْرَمادَه ایدْ [دستور دادهاید]، هَنْدانِ کیش خْویش را برای شما فْرِستیم. چون دین ناپاک شما را سَزایِ پارْتادَنْ اود اندیشیدن، نِدانیم. اگر شما بَوَنْدَگیها [کاملا] خْرَدْمَند بودید، پیشتر [قبلاً]، به این نَغْزَگ [نکته] بایِستید پَروا کردن [باید توجه میکردید]، اود تیر اَفسوس [استهزا] ما را، به سوی خْویش، نِبایِستید رَوانَگانیدَن [نباید روانه میکردید]. چگونه شایاگ [ممکن] است که ما هَندان کیش سْپَنْتَه [مقدس]، اود آسمانیگ خْویش را، بر کَسان-ای نادان، مانند شما نِمایانیم [عرضه کنیم]؟»
«غازار»، نامِ ۴۰ کیشْیار اود آزْناوَرِ ترسای اَرْمَنیگ را آیادانیدَه است [ذکر کرده است]، که نِوِشْتاران [نویسندگان] این نامَه بودَه اَنْدْ. همچُنین کیشیاران-ای دیگر نیز میان نِوِشْتارانِ نامَه بودَه اَنْدْ، که «غازار»، نام آنان را نِنِوِشْتَه است، اود آنان را، با گْروُهْواژَه-ی [عبارت] «بَسیار-ای از کیشیارانِ دیگر»، آیادانیدَه است.
پادافَنْدْنامَه-ی «غِوُنْدْ»
«غازار»، اندر نِپیگَش، نام چند کیشْیارِ [روحانی] ترسای ارمنیگ را نِوِشْتَه است، که برای ویران کردن آتشکَدَگان یا آزارانیدَن مُغان، یا به کُشانِشْنْ [اعدام] ایرَخْتَنْدْ [محکوم شدند]، یا به پَرْکاژِشْنْ [حبس]. «غازار»، همچُنین، «مهرنَرْسَه» را، «آگْدین» [ملحد] نامیدَه است، اود پادافَنْدْنامَه-ی [دفاعیه] کیشْیاران ترسای ارمنیگ را نیز، اندر نِپیگَش گُنجانیدَه است [درج کرده است].
بَخش-ای از پادافَنْدْنامَه-ی «غِوُنْدْ»، از کیشْیارانِ ترسای ارمنیگ، آتایندَه-ی [مطابق] نِپیگِ «غازار»، اینگونه است:
«شما ما را به ویران کردن آتشکَدَگان، اود اَزْروُفْتَنِ [خاموش کردن] آتش هَمْبَسانیدید [متهم کردید]. اندر نِپیگِ سْپَنْتَه-ی [مقدس] ما نِوِشْتَه اَنْدْ که اُپایید [اجازه دهید] که خْوَدایان-ای که آسمان اود زمین را نِیافوریدَه اَنْدْ، زیرِ زمین اَویسیهَنْدْ [هلاک شوند]. آتش از زاهَگان-ای [عناصر] بَسیار دیسیدَه است [تشکیل شده است]، اود بَرخ-ای کَرَتان [دفعات]، همین زاهَگان، آتش را اَزْروُوَنْدْ [خاموش میکنند]، اود بَرخ-ای کَرَتان، آن را بیشتر اَفروُزانَنْدْ [مشتعل میکنند]. آتش از آهن، سنگ، آب، اود چوب اَفْروزَدْ [مشتعل میشود]. آتش از گونَه-ای از مُروارید سْپید نیز اَفْروزَدْ. همچنین، با گُمیزانیدَنِ [مخلوط کردن] خاک رس با سیم [نقره]، اود نِهادَن آن، اندر برابر پَرْتَوِ خْوَرْ [اشعه خورشید]، آتش اَفْروزَدْ. اگر آهن را بر روی آتش-ای که از آهن اَفْروزَدْ، اَنْبارانید [انباشته کنید]، آهن، آتش را اَزْروُوَدْ. اگر آتش-ای که از سنگ اَفْروزَدْ را، با سنگ نِهُنْبانید [مخفی کنید]، سنگ، آتش را اَزْروُوَدْ. اگر آتش-ای که از آب یا زاهَگان دیگر اَفْروزَدْ، را زیر آن زاهَگان نِهُنْبانید، باز آن زاهَگان، آتش را اَزْروُوَنْدْ. بِژْ [اما] آتش-ای که از چوب اَفْروزَدْ، با نِهادنِ چوب بر آن، بیشتر اَفْروزَدْ.
نیابَگْ [مناسب] نیست که آتش اود چوب را خْوَدایْ دانیم، چون خْوَدایْ، هم بَویهانَدْ [به وجود می آورد]، هم بازْزیوانَدْ [زنده میکند]. اینپَدیژَگْ [بنابر این]، آیا این که آب اود آتش را، که دشمن یَکدیگر اَنْدْ، «برادر» دانیم، یا این که آتش را که آفوریدَه-ی [مخلوق] اُیْمین [بشر] است، «خْوَدایْ» دانیم، اَبَنْدی-ی تَباه [اشتباه شرورانه] نیست؟ چگونه زاهَگْ-ای [عنصر] که برادر یا زایِشْنْوَران [والدین] خْویش را، مانند دشمنان اَویسیهانَدْ [از بین میبرد]، تَوانَدْ مردم-ای را که او را آزارانَنْد، یا او را یَزَنْدْ [می پرستند]، شْناییدَن [احترام بگذارد] یا آنان را آزارانیدَن؟ آن زاهَگان، آنچه را که از آن بَویهَنْدْ [به وجود می آیند]، نامِهْربانیها [بیرحمانه] اَویسیهانَنْدْ [نابود میکنند].
آتش اندر هَمَه-ی زاهَگانِ زمین بَوَدْ [وجود دارد]، پس همه-ی زاهَگان را باییم «خْوَدایْ» دانستن. بِژْ اگر اینگونه وُرْرَویدْ [اعتقاد دارید]، چرا با تَرْک-ای [منطق] کور، برخ-ای از آنان را خْوَدایْ دانید، اود با بهرَه-بَری-ی ناپاک، برخ-ای دیگر را ویزایید [توهین میکنید]؟ نِمونَگانیها [برای مثال]، چرا برخ-ای کَرَتان [دفعات] با خشت اود سنگ کاخ سازید، اود برخ-ای کَرَتان، وَژَنْگاه [مستراح]؟ چرا برخ-ای کَرَتان با سیم [نقره]، پَنْگان [فنجان] سازید، اود برخ-ای کَرَتان شاشْدانْ؟ چرا گاو اود گوسپند را با آتش، برای خْوَدایان، فَریغْ [کباب] کُنید؟ چرا برخ-ای کَرَتان، هَرْزابْ [فاضلاب]، لَجَن، اود چِرْک را با آب شوُیید، اود برخ-ای کَرَتان، آب را نوشید، یا آن را با مَیْ [شراب] آمیزانید؟»
بازْکاوی: همانگونه که آشکار است، اندر نِوِشْتَگان «غازار» نیز با واهَرْگَریانْ [مغالطه ها] اود اَبَنْدیان-ای [اشتباهات] فراوان رویارویْ ایم. چند پُرْسِشْن اود نغزگ را، اندربارَه-ی رایَنْ آوَری-ی [استدلال] «غِوُنْدْ» پهرست کردَه ایم:
۱) چوب، آب، مروارید، اود خاک رُس، ماتَگ [ماده] اَنْدْ، نِه زاهَگ [عنصر]. ماتَگان از چند زاهَگ دیسیدَه اَنْدْ، نِمونَگانیها، وَراغِ [شعله] آتش، از زاهَگانِ ۱-اُمْ [هیدروژن]، ۶-اُم [کربن]، ۷-اُم [نیتروژن]، اود ۸-اُم [اکسیژن] دیسیده است (شماره-ی هر زاهَگْ، شمارَه-ی هَستَگان [عدد اتمی] آن زاهَگْ، اندر زیگَه-ی زاهَگان [جدول عناصر] است). هَنگام اَنْغوت [عصر] باستان، آتش را از زاهَگِ آهن (با شمارَه-ی هَستَگانِ ۲۶) هَمی-اَفْروزانیدَنْدْ [مشتعل میکردند]، بِژْ [اما] آهن از زاهَگانِ دیسانَنْدَه-ی [تشکیل دهنده] آتش نیست.
۲) رایَنِ [دلیل] این که چوب، آهن، یا آب، آتش را اَزْروُوَنْدْ، برای این نیست که آتش از آنان بَویهِسْتَه است [به وجود آمده است]. رایَنِ اَزْروُویهِسْتَنِ [خاموش شدن] آتش، انجامیدن [تمام شدن] زاهَگِ ۸-اُم [اکسیژن] است. اگر تَوانیم زاهَگِ ۸-اُم را برای وَراغِ [شعله] آتش فَراهَمانیدَن [تامین کنیم]، وَراغِ آتش هرگز نِخْواهَدْ اَزْروُویهِسْتَن [خاموش نخواهد شد]. نِمونَگانیها [مثلا]، امروزه برای بُریدنِ ژْغَران-ای [فلزات] مانند زاهَگانِ ۲۶-اُم (آهن)، ۱۳-اُم [آلومینیوم]، ۲۹-اُم (مِس)، ۲۲-یُمْ [تیتانیوم]، اود ۷۴-اُم [تنگستن]، اندرون دریا، از اَفْروُزانَگان-ای [مشعل ها] بهره بَریم، که زاهَگِ ۸-اُم را، اندرون آب، برای وَراغِ آتش فَراهَمانَنْدْ.
۳) آتش اندر پارَمْپَیْرَه-یِ [سنت] ایرانیگ، نِمایَگ-ای [سمبل] از خْوَر (خورشید)، بر روی زمین است. بَرْسَدِ زاهَگِ ۸-اُم [درصد اکسیژن]، اندر سْپاشْ [فضا]، نزدیگِ خْوَرْ، بیش [زیاد] نیست، اود خْوَر، اود سْتارَگان دیگر، مانند پارَه-ای چوب، اَفْروزانْ نِیَنْدْ [نیستند]. خْوَرْ، اود دیگر سْتارَگان، با فَرارَوَنْد-ای [فرآیند] با نام «هَمامیزِشْنِ هَسْتَگان» [فییوژن هسته ای، nuclear fusion]، پَیْرُگْ [نور] اود گرمی-ی [حرارت] خْویش را به پیرامون تابانَنْدْ [ساطع میکنند]. فَرارَوَنْدِ «هَمامیزِشْنِ هَسْتَگان» نیازمند زاهَگِ ۸-اُم نیست، ایوَرْتْ [بلکه] به دما اود فشارِ بسیار نیازمند است.
۴) این که «غازار» نِوِشْتَه است که «آتش اندر هَمَه-ی زاهَگانِ زمین بَوَدْ»، نادرست است.
۵) این که امروزه، هَرْزابْ، لَجَن، اود چِرْک را با آب شوُییم، اود سپس با فَنْدْوَری-ی [تکنولوژی] پالایِشْنْ، آب را پالایانیم [تصفیه کنیم]، با سْتوُدَنِ آب، هَمیستار [متناقض] نیست. اندر انَغوت [عصر] باستان، پالایِشْنِ آب، ویژَگیها، اندر اُستانان خُشک، یا کَم-آب، مانند مَکوُران، سَگِستان [سیستان]، وَروُچِستان، کرمان، کُمیش (سمنان)، یزد، اَبَرْشَهر (خراسان)، پارس، اود استانان دیگر که از مرزان اکنونیگِ ایران بیرون اَنْدْ، مانند خْوارَزم، بلخ، سُغْدْ، سکایستان، پارَدان، آسورستان، کَدَگستان، کوشانْشَهر، مازوُنْشَهر، موُدْرایْ، اود یمن، دُشْخوار، یا ناشایاگ [غیر ممکن] بودَه است. تَوانیم کَم-ای بیشتر اندر این بارَه پِژوهیدَنْ، بِژْ [اما] بیگُمان، رایَنِ این که از چند هَزار سال پیش، اندر پارَمْپَیْرَه-ی [سنت] ایرانیگ، به سْتوُدَنِ آب فْرَمان دادَه اَنْدْ، برای پادیرانِشْنْ [جلوگیری] از گُسْتَرِشْنِ بیماری، اود همچُنین، دُشْخواری، یا ناشایاگی-ی پالایِشْنِ آب بودَه است. شاید برای پَیْرَوانِ کیش ترسا که اندر استانانِ بارْوَرِ [حاصلخیز] اَرمین (ارمنستان) یا ویروُزان (گُرْجستان) میزیستَنْد، کَمی-ی [کمبود] آب چندان پَرْواناگ [قابل توجه] نِبودَه است.
۶) «غازار» نِوِشْتَه است که «خْوَدایْ، هم بَویهانَدْ، هم بازْزیوانَدْ». بِژْ [اما] هیچ کَس اندربارَه-ی این که خْوَدایْ، (یا خَوَدایانِ) کیش ترسا، مردم را آفوریدَه اَنْدْ یا آنان را بازْزیوانیدَه اَنْدْ، اندر هیچ بنخانِ [منبع] ریژْگَرْ [مستقل] نِنِوِشْتَه است، جُزْ نِپیگِ سْپَنْتَه-ی کیش ترسا، که آن را نیز کیشیاران ترسا، خْوَدْ نِوِشْتَه اَنْدْ، بِژْ [اما] هرگز آن را رایَنْمَنْدْ [اثبات] نِکردَه اَنْدْ. خْوَدایْ، یا خْوَدایان، اندر پارَمْپَیْرَگان [سنت ها] ایرانیگ، با پَرْهام [طبیعت] آوَستَه اَنْدْ. زمین اود گَدان [سیارات] نزدیگ ما، از خْوَرْ بَویهِسْتَه اَنْدْ [به وجود آمده اند]، اود سرانجام، تا ۲.۱ اندر [ضربدر] ۱۰ به توان ۹ سال دیگر، پیشتر از آن که خْوَرْ، به سْتارَه-یِ دَفْزَگِ سُرْخْ [غول سرخ] ترادیسَدْ [تبدیل شود]، زیوِشْنْ [حیات] بر زمین اَویسیهَدْ [از بین میرود]. چگونَگی-یِ بَویهِسْتَنِ زمین اود چگونَگی-یِ اَویسیهیدَنِ زیوِشْنْ بر زمین را تَوانیم با دانِشْنِ سْتارَه-شْناسی اود دانِشْنِ هَنْگارِشْنْ [ریاضی]، رایَنْمَنْدْ کردن [اثبات کنیم]. ویاپارَگانِ [عملکردها] بَوِشْنْگَرانِ زیوَنْدَه [موجودات زنده] را تَوانیم با دانِشْنِ زیوِشْنْ-شْناسی [بیولوژی] نِگیخْتَنْ [توضیح دهیم]. هَرْویسْپِشْنِ [تکامل] بَوِشْنْگَرانِ زیوَنْدَه [موجودات زنده] را نیز تَوانیم با دانِشْنِ باستانْ-شْناسی اود دانِشْنِ اُیْمینْ-شْناسی [anthropology] نِگیخْتَنْ. هرچند دانِشْنْمندان هنوز بر چگونَگی-یِ بَویهِسْتَنِ [به وجود آمدن] دَزَگانِ [مولکول ها] خْوَدْفَروُتَنْدَه [ذاتاً تکثیر کننده]، از زاهَگانِ نازیوَنْدَه [عناصر غیر زنده] پِژوهَنْدْ.
۷) «غِوُنْدْ» پُرسید که چگونه زاهَگْ-ای مانند آب یا آتش، که خویشاوندانش را، مانند دشمنان اَویسیهانَدْ، تَوانَدْ مردم را آزارانیدَن؟
پَیْواگ [جواب] را تَوانیم اینگونه نِوِشْتَنْ:
۷.۱) بنیادِ نارایَنْمَنْدْ [اصل بی اثبات]: مهربانی ویژَگی-ی خْوَدایْ است
۷.۲) بر شالدَه-ی کیش ترسا، خْوَدای اَرِشْگْمَنْدیهِسْتْ [حسادت کرد] از این که انجیر-ای از دْرَخت-ای خْوَریهِسْتْ [خورده شد]، اود پس از آن، برای پادَفْراهِ [مجازات] گناهان، مردم را آزارانَدْ.
۷.۳) بر شالدَه-ی کیش ترسا، خْوَدایِ کیش ترسا، مردم را آفورید، بی آن که رای [نظر] مردم را اندربارَه-ی آفوریهِسْتَن [خلق شدن] یا نِیافوریهِسْتَن [خلق نشدن] پُرْسَدْ.
۷.۴) بنیادِ نارایَنْمَنْدْ: فْرَزانَگی [حکمت]، ویژَگی-ی خْوَدایْ است
۷.۵) پَتْوَرْ یابیم [نتیجه میگیریم] که (۷.۱)، (۷.۲)، اود (۷.۳)، با بنیاد (۷.۴) هَمیستار [متضاد] است.
یَتاگان [اتفاقات] پس از جنگ «آوارایْرْ»
۴ ماه پس از جنگ، اندر ماهِ مهر، از خشم سپاه ایران کاهید اود کَس-ای از مردم ارمنیگ نِکُشیهِست [کشته نشد]، اود ویژَگیها، خْروهِشْنْگاهان نِیاسیبْناگیهِسْتْ [خصوصاً به کلیساها صدمه وارد نشد]. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم سرانجام فْرَمادْ که کیشیاران ترسا از هر گونَه نُخانِشْنْ [تعقیب]، اَرْمَنْدْ [مصون] باشند، اود به خْروهِشْنْگاهانِ خْویش بازگردند. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم فْرَمادْ که برای توُزانِشْنِ [جبران] زیان جنگ، بیشتر اُسْتانان ارمنستان، از دادن باژ [مالیات]، دَرْپِهْ [معاف] باشند. «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُم، همچنین، فْرَمادْ که خْروهِشْنْگاهان-ای که ویرانیهِسْتَه بودند [خراب شده بودند] بازْسازیهَنْد [بازسازی شوند].
«یغیشه وارداپت»، گفتگ «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ را اندر این بارَه، چُنین نِوِشتَه است:
«خْوَدایْ، بر کَس-ای که از ته دل، به وِهْدینی نِپَیْوَسْتَه باشد، خشمناگ است، اود من اَنْدَخْسِ [حامی] او نِیَمْ [نیستم]. بِژْ به همَه-ی اُسْتانان نِوِشتَه اَمْ که هر کَس آزاد است که نوای رُوانَش [روح] را نییوُخْشَدْ [گوش کند]، اود هر آنچه را که خْواهَدْ، یَزَدْ [بپرستد].»
پَتْوَرْ [نتیجه]
شاید کَسان-ای، با خْوانْدَن این بخش از میژویِ ایران، پِنْدارَنْدْ [تصور کنند] که این آسان-اَنْگاری-ی [تسامح] «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، برای وینارْتاری [سیاست] یا فریبگَری بودَه است، چون به یاری-ی مردم ارمنستان اندر برابر آفَنْدِ [حمله] رُم نیازمند بودَه است. این پندار نادْرُسْت نیست، بِژْ به نَغْزَگْ-ای دیگر نیز باییم پَرْوا کردَنْ.
آوانِ [مدت] پادخشاهی-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، چند دَهَه پس از آوانِ شاهانشاهی-ی «تِئُدُسییُسِ، Θεοδόσιος» یَکُمْ بودَه است. «تِئُدُسییُسِ» ۱-اُمْ، خْوَدْ به کیش ترسا گْرَوید، اود هر آیین دیگر، جز کیش ترسا را سَرکوُوانید [سرکوب کرد]. نمونَگانیها [مثلا]، آیین «میتْرَه» میانِ ۲۴۱ تا ۲۳۱ پیش از یَزَدکِرْدَه-ی (۳-یُمْ)، با فْرَمانانِ [احکام] «تِئُدُسییُسِ» ۱-اُمْ، سَرْکوُویهِسْتْ [سرکوب شد]، اود اَویسیهیدْ [از بین رفت].
پَیْرَوان هر آیین دیگر، جز کیش تَرسا، که آنان را آگْدین [ملحد] مینامیدند نیز، شهروندان شاهانشاهی-ی رُم بودَنْد، اود شایاگ [ممکن] بود که سَرکوُوِشْنِ آنان نیز، مانند سَرکوُوِشْنِ پَیْرَوانِ ارمنیگ کیش ترسا، به آشوب گسترده اندر شاهانشاهی-ی رُم اَنجامَدْ، که تا اندازه-ای نیز انجامید. ۱ نَمونَه-ی آن، ویرانیهِسْتَن [خراب شدن] نیایِشْنْگاهِ «سِراپیسْ، Σέραπις»، پَنَه-ی [توسط] پَیْرَوانِ کیش ترسا، اندر شهر «رَغودَه» [اسکندریه] بود، که به آشوب اَنجامید. همچُنین، پس از تَرْساگانِشْن [مسیحی سازی] اندر شاهانشاهی-ی رُمْ، خْروهِشْنْگاهانِ تَرسا، بر هَمَه-ی اروپا چیریهِسْتَنْد [غلبه کردند]، اود پِژوهِشْنْ اود پالِشْنْ [تحقیق و تفحص]، کمابیش، برای ۱۰۰۰ سال پَیْرامید [متوقف شد]. از سوُی دیگر، چند فَرایِسْتَگی [مزیت] را برای تَرْساگانِشْنِ شاهانشاهی-ی رُم آیادانیدَه اَنْدْ [ذکر کرده اند]، نِمونَگانیها [مثلا]، (1) هَمْپَیْوَنْدی-ی [اتحاد] فْرَهنگیگ، میان مَردُمان اود نژادانِ گوناگون، اندر شاهانشاهی-ی رُمْ (2) اَفزایِشْنِ توانمندی-ی شاهانشاهانِ رُمْ (3) اَفزایِشْنِ توانمندی-ی اِوارَه-سَرْداری-ی [بوروکراسی] شاهانشاهی-ی رُمْ (4) کاهِشْنِ فشار بر شاهانشاهی-ی رُمْ برای رایانیدن [مدیریت کردن] بیمارستانان، سیوَگْ-خانَگان [یتیم خانه ها]، اود آرازِشْنْ-سَرایانِ [خیریه ها].
تَوانْمَندی-ی «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ، برای سَرکووانیدَنِ پَیْرَوانِ کیش ترسا، از تَوانْمَندی-ی «تِئُدُسییُس» یَکُم برای سَرکووانیدَنِ پَیْرَوانِ آیین «میتْرَه»، کمتر نبود، بِژْ «یَزَدْکِرْدَه»-ی ۲-یُمْ سرانجام به پَیْرَوانِ کیش ترسا آزادی داد، که نشانَه-یِ آسان-اَنْگاری-ی [تسامح] شاهانشاهی-ی ساسانیگ، اود دوستی، میان مردم ایران اود ارمنستان است.