نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

نگاهی به تبار اردشیر بابکان با توجه به سنت‌های زرتشتی

نگاهی کوتاه:

با توجه به گزارش شاهنامه و کارنامه اردشیر بابکان، احتمال می‌رود خاندان ساسان در آن روزگار بازماندگان شاهان باستانی شناخته می‌شدند. ازاین‌رو، طبیعی به نظر می‌رسد که بابک، بر پایه سنت زرتشتی «ایوک‌زنی»، ساسان را به همسری دختر خود برگزیده باشد. حاصل این ازدواج اردشیر بود که با توجه به سنت اشاره شده، جایگاه فرزند پسر بابک را داشت. افسانه‌ای بودن برخی جزئیات، اصل انتساب ساسان و اردشیر به تبار شاهان باستانی را رد نمی‌کند.

نقاشی از اردشیر بابکان در کنار کاخ فیروز آباد

درباره تبار ساسان پدر اردشیر بابکان، در منابع و میان پژوهشگران دیدگاه‌های گوناگونی مطرح شده است.

یکی از روایت‌هایی که در شاهنامه فردوسی و متن پهلوی کارنامه اردشیر بابکان آمده، به طور خلاصه چنین است:

«بابک، که حکمران استخر بود، چوپانی به نام ساسان داشت. او شبی خواب شگفت‌انگیزی درباره ساسان دید و تعبیر آن را از خواب‌گزاران خواست. آنان گفتند شخصی که در خواب دیده‌ای، نسبش به دارا (که مطابق این روایت همان داریوش سوم هخامنشی است) می‌رسد و فرزند او به انسانی بزرگ تبدیل خواهد شد. بابک از ساسان درباره نسبش پرسید و او نیز تأیید کرد که از نوادگان دارا است، اما این موضوع را پنهان کرده بود. بابک پس از آگاهی از این موضوع، دختر خود را به همسری ساسان درآورد. حاصل این ازدواج، اردشیر بود و از آن پس بابک به عنوان پدر اردشیر شناخته شد و اردشیر هم به اردشیر بابکان شهرت یافت».

برخی مورخان این روایت را افسانه‌ای دانسته‌اند و بعید نیست که در طول زمان، جزئیاتی افسانه‌ای نیز به آن افزوده شده باشد؛ مانند خواب‌ها، تعابیر خواب و… حتی اینکه ساسان چوپان بوده است هم جای بررسی بیشتر دارد.

با این حال، افسانه‌ای بودن برخی جزئیات، لزوماً به معنای نادرست بودن اصل انتساب ساسان و اردشیر به تبار شاهان باستانی نیست؛ به‌ویژه اگر هسته اصلی روایت با شواهد دیگری سازگار باشد.

نخست آنکه بعید به نظر می‌رسد بابک، به عنوان فرمانروایی با تبار شاهانه، دختر خود را که به احتمال زیاد نسل جانشینی از طریق او ادامه می‌یافت، به همسری فردی با تبار غیر شاهانه درمی‌آورد.

ازاین‌رو، این احتمال وجود دارد که خاندان ساسان در آن روزگار به عنوان بازماندگان مستقیم یا غیر مستقیم شاهان باستانی شناخته می‌شدند و همین امر زمینه چنین ازدواجی را فراهم کرده باشد.

از سوی دیگر، در سنت زرتشتی گونه‌ای ازدواج با عنوان «ایوک‌زنی» وجود داشت. بر اساس این سنت، اگر مردی پسری نداشت، دختر خود را به همسری مردی درمی‌آورد و فرزند پسری که از این ازدواج متولد می‌شد، از نظر حقوقی فرزند همان مرد، یعنی پدربزرگ مادری خود، به شمار می‌رفت (روایت داراب هرمزدیار، ص ۳۲۶). همچنین شایان توجه است که در کارنامه اردشیر بابکان نیز تصریح شده که بابک پسری نداشت (کارنامه اردشیر بابکان، ص ۱) (1).

با توجه به این سنت، طبیعی به نظر می‌رسد که بابک برای چنین ازدواجی، مردی را برگزیند که دست‌کم در آن روزگار به داشتن تبار شاهانه یا انتساب به شاهان باستانی شهرت داشته باشد.

با توجه به این شواهد، می‌توان از روایت یادشده درباره تبار شاهانه ساسان و اردشیر دفاع کرد و آن را، دست‌کم در مقایسه با برخی نظرات دیگر، معتبرتر و قابل‌اعتمادتر دانست.

پانویس:

۱. البته عبارت متن به صورت تحت‌اللفظی چنین است: «... بابک را هیچ فرزند نامبردار نبود...». اما با توجه به اینکه در ادامه از دختر بابک یاد می‌شود، می‌توان دریافت که مقصود از این عبارت، نداشتن فرزند پسر بوده است.

 

کتاب‌نامه:

جوانشیر، محمدجواد. (۱۳۳۹). کارنامه اردشیر بابکان. تهران: کتاب‌فروشی وحید.

داراب هرمزدیار. (۱۴۰۴). روایات زرتشتیان (جلد ۱، تصحیح و تعلیق مریم بقائی). تهران: کلید پژوه.

دیدگاه شما:



به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
نگاهی به تبار اردشیر بابکان با توجه به سنت‌های زرتشتی
خِرَدگان