نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آفریننده «هستی» از نگاه زرتشت

نگاهی کوتاه:

آنچه از گات‌ها می‌توان فهمید این است که اهورامزدا آفریننده «هستی» است و «هستی» از نگاه زرتشت به نیکی‌ها اشاره دارد و در برابر «نیستی» جای دارد. از آنجایی که شاعرانگی در سروده‌های زرتشت موج می‌زند می‌توان این برداشت شاعرانه را کرد که از نظر زرتشت بدی‌ها و تباهی‌ها اصلا «هستی» نیستند بلکه آنها را باید «نیستی» دانست. از نظر زرتشت این جهان جای نبرد «زندگی و هستی» با «نازندگی و نیستی» بیان شده است.

آفریننده «هستی» از نگاه زرتشت

پیش‌گفتار

گات‌ها یا گاهان از کهن‌ترین سروده‌های ایرانی است که بر اساس نظر بسیاری از اوستاشناسان و پژوهشگران این سروده‌ها از زرتشت است.

موضوع آفریننده در نگاه زرتشتیان مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و از دوره‌های باستان تا به امروز چند تفسیر مطرح شده است.

آنچه از گات‌ها می‌توان فهمید این است که «مزدا اهوره» یا اهورامزدا آفریننده «هستی» است و «هستی» از نگاه زرتشت به نیکی‌ها اشاره دارد و در برابر «نیستی» جای دارد. در دیگر متون زرتشتی از یک پادآفرینش و یورش به آفریده‌های پاک توسط اهریمن یاد می‌شود که البته به این صورت در گات‌ها نیامده است.

در این نوشتار تلاش می‌کنیم به تفسیرهایی که بیشتر مورد توجه قرار گرفته است اشاره کنیم با این حال آنچه از نظر ما قابل توجه‌تر است هم بیان می‌کنیم.

بازگویی چند تفسیر

گاهی اوقات در تفسیر متون زرتشتی از دو آفریننده یاد می‌شود. اهورامزدا آفریننده خوبی‌ها و اهریمن آفریننده بدی‌ها. این تفسیر بیشتر تحت تاثیر دیگر متون ایرانی است؛ نه آنکه مستقیما از گات‌ها گرفته شده باشد.

برای نمونه در بخش‌های کهن وندیداد (1) صراحتا از آفرینش پاک اهورامزدا و یورش اهریمن به سرزمین‌های پاک اهورامزدا سخن گفته می‌شود که بدی‌ها را در آن سرزمین‌ها پدید آورده است. 

در روزگار ساسانیان فرقه‌ای در دین زرتشتی وجود داشت که با نام زروانیان از آنها یاد می‌شود. بر اساس دیدگاه آنها اهورامزدا و اهریمن هر دو از آفریدگان زروان بودند. این دیدگاه یادآور دو مینوی همزاد «سپند‌مینو» و «اَنگره‌مینو» در گات‌ها است و چنین می‌نماید گفتار شاعرانه گات‌ها باعث شده بود که تفاسیر و باورهای گوناگونی از گفته‌های او از دوران باستان به وجود بیاید. در ادامه درباره این دو مینوی همزاد بیشتر سخن می‌گوییم.

در گات‌ها اهریمن مانند دیگر متون تجسم ندارد و «اَنگره‌مینو» یک مینوی ازلی است. به طور کلی گفتار گات‌ها عرفانی و اخلاقی است و مانند برخی از دیگر متون گفته‌ها همراه با تجسم نیست. 

از سوی دیگر تفسیری دیگر از گات‌ها این است که همه چیز را چه خوبی‌ها و چه بدی‌ها را اهورامزدا خلق کرده است که این تفسیر یادآور ادیان ابراهیمی است.

همانطور که اشاره شد در گات‌ها از دو مینوی خوبی و بدی (سپند‌مینو و اَنگره‌مینو) سخن گفته شده است. تفسیر این است که از آنجایی که آن دو مینو، همزاد خوانده شده‌اند پس اهورامزدا هر دو را آفریده است.

نقد و بررسی تفاسیر

با بررسی گات‌ها در می‌یابیم با آنکه از نظر زرتشت یک آفریننده هستی، وجود دارد و آن هم «مزدا اهوره» است؛ ولی هیچ جا در گات‌ها ذکر نشده که «مزدا اهوره» بدی‌ها را آفریده باشد. از سوی دیگر اهریمن (اَنگره‌مینو) در گات‌ها تجسم ندارد و به هیچ وجه مانند یک خدا که همتراز با اهورامزدا باشد، گزارش نشده است.

اینجاست که می‌توان مفاهیم آفرینش و پادآفرینش را مطرح کرد. یعنی یک آفریننده بزرگ (مزدا اهوره) هستی را پاک و خرمی بخش آفرید. ولی از آنجایی که مفاهیم ازلی (خوبی و بدی) پدیدار بودند، بدی‌ها راه به آفرینش پاک «مزدا اهوره» بردند.

گفتار درباره دو مینوی همزاد («سپند‌مینو» و «اَنگره‌مینو») از نظر فلسفی پیچیده است. در بخشی از گات‌ها اینچنین آمده است:

در آغاز، آن دو «مینو»ی همزاد و در اندیشه و گفتار و کردار یکی نیک و دیگری بد با یگدیگر سخن گفتند.

از آن دو، نیک آگاهان راست را برگزیدند، نه دژآگاهان.

(یسنه، هات ۳۰، ۳-۸)

در گات‌ها این دو «مینو» صورت ایزد یا دیو ندارند بلکه به نظر می‌رسد تعابیر اخلاقی هستند. حتی «سپند‌مینو» یک فروزه برای «مزدا اهوره» یا اهورامزدا خوانده شده است و اهریمن در متون دیگر ریشه در همین «اَنگره‌مینو» دارد.

در گات‌های زرتشت چندان درباره ماهیت و چگونگی خلق شدن این دو مینو سخن گفته نمی‌شود. احتمالا زرتشت خوبی و بدی را در رفتار و گفتار انسان‌ها می‌دید و آنچه دریافته بود را درباره آنها سرود.

شاید از نظر اخلاقی این دو مینو، ازلی‌ترین پدیدارها هستند که مورد توجه زرتشت بودند. این تعابیر اخلاقی و عرفانی باعث می‌شود تفاسیری ارائه کنیم که حتی پیش از آنکه «مزدا اهوره» جهان هستی را بیافریند، آنها در جهان ازلی پدیدار بودند.

آنچه مسلم است «مزدا اهوره»ی آفریننده، در سوی مینوی خوبی (سپند‌مینو) خوانده شده و پدر مینوی پاکی است. در جایی می‌خوانیم:

ای مزدا!

تویی پدر «سپند مینو»، تویی که این جهان خرمی بخش را برای او (2) بیافریدی ...

(یسنه، هات ۴۷، ۳)

ولی در گات‌ها هیچ جا گفته نشده که «مزدا اهوره» پدر مینوی بدی هم هست؛ آنچه از گات‌ها می‌توان فهمید این است که «مزدا اهوره» هیچ نقشی در پدید آمدن بدی‌ها و تباهی‌ها نداشته است.

از این بابت تفسیر خلق شدن مینوی بدی توسط اهورامزدا را نمی‌توان پذیرفت. تفسیری هم که از «پدر سپند مینو» می‌توان ارائه داد، پاسبانی مزدا اهوره از مینوی پاکی مانند یک پدر است که برای مخاطب قابل فهم‌تر شود. این دو مینو، حاصل بررسی کردار و گفتار و اندیشه انسان‌ها بوده است.

به طور کلی آنچه از اندیشه‌های زرتشت می‌توان یافت این است که «مزدا اهوره» هستی را پاک آفرید.

«هستی» از نگاه زرتشت

از آنجایی که شاعرانگی در سروده‌های زرتشت موج می‌زند می‌توان این برداشت شاعرانه را کرد که از نظر زرتشت «هستی» در برابر «نیستی» قرار می‌گیرد و گویی بدی‌ها و تباهی‌ها اصلا «هستی» نیستند بلکه آنها را باید «نیستی» دانست. همانطور که در جایی می‌خوانیم:

ای اهوره! این را از تو می‌پرسم؛ مرا به درستی پاسخ‌گوی

کیست آن پیروزمندی که در پرتو آموزش‌های تو، هستان را پناه می‌بخشد.

(یسنه، هات ۴۴، ۱۶)

بنابراین وقتی از آفریننده‌ی «هستی» سخن می‌گوییم درباره آفرینش نیکی‌ها سخن می‌گوییم.

گویی از نظر زرتشت این جهان جای نبرد «زندگی و هستی» با «نازندگی و نیستی» بیان شده است. همانطور که در بخشی از گات‌ها اینچنین آمده است:

آنگاه که آن دو «مینو» [«سپند‌مینو» و «اَنگره‌مینو»] به هم رسیدند، نخست «زندگی» و «نازندگی» را بنیاد نهادند و چنین باشد به پایان هستی:

«بهترین منش»، پیروان «اشه» را و «بدترین زندگی»، هواداران «دروج» [دروغ] را خواهد بود.

از آن دو «مینو»، هواخواه «دروج» به بدترین رفتار گروید و «سپندترین مینو» که آسمان جاودانه را پوشانده است - و آنان که به آزادکامی و درستکاری، «مزدا اهوره» را خشنود می‌کنند، «اشه» را برگزیدند.

دیوگزینان نیز از آن دو، راست را برنگزیدند؛ چه، بدان هنگان که پُرسان بودند، فریب بد انسان در ایشان را، یافت که به «بدترین منش» گرویدند. 

آنگاه با هم به سوی «خشم» شتافتند تا زندگی مردمان را تباه کنند.

(یسنه، هات ۳۰، ۳-۸)

«آبادانی» در سوی «زندگی و هستی» قرار دارد و در مقابل «ویرانی» یعنی «نازندگی و نیستی» تعریف شده است. برای همین ایرانیان باستان به آبادانی جهان علاقه ویژه داشتند و آن را کاری مقدس می‌دانستند که اهورامزدا آنها را توصیه کرده است (3)

آنچه از سروده‌های گات‌ها می‌توان فهمید این است که آبادانی این جهان باعث می‌شود که انسان به «شهریاری مینویِ» «مزدا اهوره» نزدیک‌تر شود:

ای مزدا!

پس به درستی «اشه» به کسی روی خواهد آورد که «شهریاری مینوی» و «منش نیک»، رهنمون او باشد؛ کسی که به نیروی این دهش‌ها، جهان پیرامون خویش را - که دروندان فرا گرفته‌اند - آبادان کند.

(یسنه، هات ۵۰، ۳)

به طور کلی آنچه از گات‌ها و دیگر آثار ایران باستان می‌توان دریافت این است که همبستگی آفریننده خردمند (اهورامزدا) و آفریده خردمند (انسان) می‌تواند در برابر تباهی و دروغ و اهریمنی‌ها پیروز شود.

پانویس:

۱- وقتی وندیداد را به صورت ویژه مورد توجه قرار دهیم، در می‌یابیم که ناهمگونی‌ها بسیار قابل توجه است. گویا بخش‌های مختلف وندیداد در یک دوره نگارش نیافته‌اند. به طوری که فرگردهای ابتدایی و انتهایی آن سبک نگارش متفاوتی دارند و گویی کهن‌تر هستند. جلیل دوستخواه در این باره می‌نویسد: «دو فرگرد نخستین و چهار فرگرد واپسین «وندیداد» سبک نگارش و محتوای متفاوت با دیگر فرگردها دارند و احتمالا بازمانده‌ای است از اساطیر کهن آریایی که نمی‌دانیم به چه علت با فرگردهای سوم تا هجدهم همراه و در یک مجموعه آمده است» (دوستخواه، ۱۳۸۵: ج ۲، ص ۶۵۵). هیچ منبع و دلیلی وجود ندارد که نوشته‌های وندیداد را خود زرتشت نوشته باشد و بررسی‌های زبان‌شناسی آن را رد می‌کند.

۲- در پانویس جلیل دوستخواه منظور از «او»، «آدمی» نوشته شده است.

۳- نگاه کنید به: آبادانی، خویشکاری مقدس در ایران باستان

 

کتاب‌نامه:

- دوستخواه، جلیل (۱۳۸۵). اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان. تهران: مروارید.

برچسب:
زرتشت
به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آفریننده «هستی» از نگاه زرتشت
خِرَدگان