نشان پایگاه خِرَدگان
تاریخ و فرهنگ ایران زمین

آیا در شاهنامه از پرچم شیر و خورشید یاد شده است؟

بارگذاری نخستین: ۲۱ فروردین ۱۴۰۴

نگاهی کوتاه:

در شاهنامه هیچ جا از درفشی که نشان شیر و خورشید در کنار هم و در یک درفش آمده باشد، سخنی نیست. درفش‌های غیر از درفش کاویانی، درفش‌های سپاهیان و بزرگان بوده‌اند و جایگاه میهنی نداشتند و به صورت مداوم از آنها یاد نمی‌شود. در شاهنامه علاوه بر درفش میهنی کاویان از درفش‌هایی با نقش‌های شیر، پیل، گراز، اژدها و... هم یاد می‌شود بنابراین نمی‌توان گفت که از «شیر و خورشید» یا «گراز و خورشید» یاد شده است.

پیش‌گفتار

نشان شیر و خورشید، نشانی مشهور و محبوب در میان ایرانیان است. آنچه در ذهن ما به‌عنوان «نماد شیر و خورشیدِ ایرانی» جا افتاده، بیش از آنکه ریشه در یک سنت پیوسته باستانی داشته باشد، حاصل بازخوانی‌ها و معناگذاری‌های تاریخی دوره‌های بعد است. در واقع از روزگار صفویه به بعد است که شیر و خورشید در ایران معنایی منسجم و قابل‌تعریف می‌یابد.

در تمدن‌های باستانی، انسان بیش از هرچیز از طبیعت الهام می‌گرفت. از این‌رو، تصویر شیر (به‌عنوان حیوانی نیرومند) و قرص خورشید بارها در فرهنگ‌های مختلف تکرار شده است. از جمله آثار آشکاری از مصر باستان و میان رودان (بین‌النهرین) به دست آمده است که شیر و خورشید در آنها دیده می‌شود.

نگاه کنید به:

شیر و خورشید در آثار تمدن‌های باستانی و اقوام کهن

 

در ایران باستان هم آثاری محدود از شیر همراه با اشیای نورانی (ایزد بانو، ستاره و...) به دست آمده است ولی هرگز در پرچم‌های میهنی ایران باستان جای نداشتند.

نگاه کنید به:

پرچم شیر و خورشید، پرچم باستانی ایران نیست

 

نمی‌توان نشان‌های شیر یا خورشید را ویژه تمدن ایران باستان دانست چرا که ریشه در طبیعت دارند و برای همین در تمدن‌های گوناگون مورد توجه قرار گرفتند و گاه در کنار یکدیگر دیده شده‌اند؛ البته در دوران پس از اسلام به ویژه از دوره صوفیه به بعد کم کم نشان شیر و خورشید دارای ساختار و هویت ثابت در ایران می‌شود.

اخیرا اغراق‌هایی درباره شیر و خورشید در ایران می‌شود به طوری که برخی از آثار محدود را کنار ابیاتی از شاهنامه می‌گذارند و طوری تبلیغ می‌کنند که این نشان در ایران باستان بسیار فراگیر بوده است و از همان دوران باستان نشان ملی ایران بوده است! متاسفانه شاهد تحریف‌هایی هم هستیم به طوری که ابیات شاهنامه را جابجا می‌کنند و ابیات میانی را نادیده می‌گیرند!

گاهی هم میهنانی که روحیه پاک میهن‌پرستانه دارند این موارد را بازنشر می‌کنند. رویکرد میهن پرستانه این هم میهنان قابل ستایش است و اینکه شیر و خورشید در نگاه آنها نمادی ملی است و قصد دارند به نمادهای ملی بها دهند کاری نیکو است. ولی همواره باید توجه داشته باشیم که موارد اغراق شده و تحریف شده را بازنشر نکنیم چرا که باعث سواستفاده می‌شود.

درفش کاویانی، درفش میهنی در شاهنامه

درفش اصلی و میهنی ایران در شاهنامه درفش کاویانی است و دیگر درفش‌ها اصلا جایگاه میهنی نداشتند و صرفا درفش‌های سپاهیان و بزرگان یا نهایتا درفش یک پادشاه بوده‌اند.

اصولا از درفش‌هایی غیر از درفش کاویانی در شاهنامه به صورت مداوم یاد نمی‌شود و آن درفش‌ها بسیار محدود هستند. داستان‌هایی که درباره جانفشانی برای درفش کاویانی و جایگاه آن در میان ایرانیان در شاهنامه می‌بینیم، اصلا درباره درفش‌های دیگر مشاهده نمی‌شود چرا که جایگاه آنچنانی نداشتند.

برای دانش بیشتر نگاه کنید به:

جایگاه بی مانند درفش کاویانی در شاهنامه

درفش‌های شیر و گراز و اژدها و... در شاهنامه

در شاهنامه هیچ جا از درفشی که نشان شیر و خورشید در کنار هم و در یک درفش آمده باشد، سخنی نیست. صرفا درفش‌هایی جدا ذکر می‌شوند که نقش‌های متفاوتی دارند.

در درفش گودرز شیری طلایی دیده می‌شود و سخن از خورشید در آن درفش نیست. در همانجا درفش‌هایی با نقش‌های پیل، گراز، اژدها و... هم یاد می‌شود بنابراین نمی‌توان ادعا کرد که از نشان‌های ملی «شیر و خورشید» یا «گراز و خورشید» یاد شده است!

جابجایی ابیات و نادیده گرفتن ابیات دیگر شاهنامه!

با این حال برخی ادعا می‌کنند که از پرچم شیر و خورشید در شاهنامه یاد شده و برای این ادعا دو بیت از شاهنامه را می‌خوانند! متاسفانه شاهد نادیده گرفتن ابیات میان دو بیت هستیم. 

دو بیت زیر را که با فاصله با هم در شاهنامه آمده‌اند را کنار هم می‌گذارند:

یکی شیر پیکر درفشی به زر

درفشان یکی در میانش گهر

...

یکی برز خورشید پیکر درفش

سرش ماه زرین غلافش بنفش

اولا در شاهنامه ابتدا «یکی برز خورشید پیکر درفش» آمده است و سپس در چندین بیت بعد «یکی شیر پیکر درفشی به زر» آمده است. گویا از آنجایی که این روزها عنوان «خورشید و شیر» چندان رایج نیست و عنوان «شیر و خورشید» رایج است، ابتدا بیتی که دارای شیر است را می‌آورند! بین اینها ابیاتی وجود دارد که آنها را ذکر نمی‌کنند.

ثانیا رنگ آن درفش «خورشید پیکر»، بنفش آمده است که یادآور رنگ درفش کاویانی می‌باشد. می‌دانیم در شاهنامه بارها از درفش کاویانی با عنوان «درفش بنفش» یاد شده است (در ادامه بیشتر توضیح می‌دهیم). ولی اگر ربطی هم به درفش کاویانی نداشته باشد کاملا جدا از درفش شیر نشان است که بعدها درباره آن توضیح داده شده است.

داستان از آن قرار است که سهراب پس از شکست دادن هُجیر پهلوان ایرانی، جویای رستم در سپاه ایران می‌شود. سهراب درباره بخش‌های گوناگون سپاه پرس و جو می‌کند. در نهایت هجیر از بیم آنکه رستم توسط سهراب کشته شود، فاش نمی‌کند!

حال این بخش را کامل‌تر بخوانیم (تصحیح خالقی مطلق):

بدو گفت کز تو بپرسم همه

ز گردنکشان و ز شاه رمه

 

همه نامداران آن مرز را

چو طوس و چو گیو و چو گودرز را

 

ز بهرام و از رستم نامدار

ز هر که‌ت بپرسم به من برشمار:

 

سراپرده‌ی دیبه از رنگ رنگ

بدوی اندرون خیمه‌های پلنگ

 

به پیش اندرون بسته صد زَنده پیل

یکی مهد پیروزه برسان نیل

 

یکی برز خورشید پیکر درفش

سرش ماه زرّین غلافش بنفش (1)

 

به قلب سپاه اندرون جای کیست؟

ز گُردان ایران وُرا نام چیست؟

 

بدو گفت کان شاه ایران بود

به درگاه او پیل و شیران بود

 

چُنین گفت از آن پس که بر میمنه

سُوارست بسیار و پیل و بُنه

 

سراپرده‌یی برکشیده سیاه

رده گردش اندر از هر سو سپاه

 

به گرد اندرون خیمه زاندازه بیش

پسِ پشت پیلان و بالاش پیش

 

زده پیش او پیل پیکر درفش

به دربر سُواران زرّینه کفش

 

چنین گفت كان طوس نوذر بود

درفشش کجا پیل‌پیکر بود

 

بپرسید کان سرخ پرده‌سرای

سُواران بسی گردش اندر بپای

 

یکی شیر پیکر درفشی به زر

درفشان یکی در میانش گهر

 

پسِ پشتش اندر سپاهی گران

همه نیزه‌داران و جوشن‌وران

 

چنین گفت کان فر آزادگان

سپهدار گودرز کَشوادگان

 

(شاهنامه: دفتر دوم، صص ۱۵۸-۱۶۰)

می‌بینیم که بخش‌های مختلف سپاه دارای درفش‌هایی بودند و درفش شیر پیکر برای گودرز بوده است که صرفا در بخشی از سپاه بوده است.

بنابراین نمی‌توانیم این ابیات را به پرچم و نشان شیر و خورشید ربط دهیم.

منظور از «برز خورشید پیکر درفش» کدام درفش است؟

چون زبان شاهنامه، شعر است گاهی تفاسیر متفاوتی ارائه می‌شود. از جمله باید بررسی کرد منظور از درفش مرتبط با شاه ایران که ابتدا از آن یاد می‌شود، کدام درفش است؟!

در اینجا «برز خورشید پیکر درفش» آمده است که درفشی بالا بلند که پیکری بزرگ دارد را تداعی می‌کند. در ادامه گفته می‌شود «سرش ماه زرین غلافش بنفش». یعنی این درفش بزرگ پوششی به رنگ بنفش داشته است. از آنجایی که این درفش مربوط به شاه ایران بوده و با پوششی بنفش و مانند خورشید در قلب سپاه می‌درخشیده است، آیا همان درفش کاویانی نیست؟! آیا منظور از خورشید همان اختر میانه درفش کاویانی نیست؟

در داستان کاوه آهنگر که مشخصات درفش کاویانی شرح داده می‌شود، درفش کاویانی به خورشید تشبیه شده است:

که اندر شب تیره چون شید بود

جهان را ازو دل پر اومید بود

(شاهنامه: دفتر یکم، ص ۷۰)

یا در نسخه‌های دیگر:

که اندر شب تیره خورشید بود

جهان را ازو دل پر امید بود

(همان، پانویس ۱۲)

همچنین در شاهنامه بارها از درفش کاویانی با عنوان درفش بنفش یاد شده است.

برای نمونه در جایی اینچنین آمده است:

درفش فروزنده کاویان

بیفگنده باشند ایرانیان

 

گرامی بگیرد به دندان درفش

به دندان بدارد درفش بنفش

(شاهنامه: دفتر پنجم، ص ۱۱۰)

همچنین در جای دیگر:

کشیدند گوپال و تیغ بنفش

به پیگار آن کاویانی‌درفش

 

چنین گفت هومان که آن اخترست

که نیروی ایران بدان اندرست

 

درفش بنفش ار به چنگ آوریم

جهان پیش کاوس تنگ آوریم

(همان: دفتر سوم، ص ۸۶)

پس می‌توان گفت درفشی بنفش که برز خورشید پیکر خوانده می‌شود که در قلب سپاه و در جایگاه شاهی قرار دارد، یادآور درفش کاویانی است.

با این حال در ادامه همین ابیات سهراب، پهلوانی قوی هیکل را می‌بیند که همتایی نداشته است و در پیش تخت او «اختر کاویان» بوده است:

بپرسید كان سبز پرده‌سرای

یکی لشکری گشن پیشش بپای

 

یکی تخت پرمایه اندر میان

زده پیش او اختر کاویان

در اینجا واژه «درفش» نیامده است بلکه اشاره به «اختر» شده است که در پیش تخت یکی از پهلوانان می‌باشد. در ابیات بعدی درباره درفش همین پهلوان اینچنین گفته می‌شود:

درفشش پدید اژدها پیکرست

بدان نیزه بر شیر زرین سرست

یکی از تفسیرها آن است که آنچه در پیش تخت این پهلوان آمده، همان درفش کاویانی باشد؛ امری که نشان می‌دهد جایگاه این پهلوان بسیار والا و ارجمند بوده است.

سهراب هنگامی که از هجیر درباره هویت این پهلوان می‌پرسد، چنین می‌گوید:

نه مردست از ایران به بالای او

نه بینم همی اسپ همتای او

نکته جالب آنکه هجیر در پاسخ می‌گوید نام این پهلوان را نمی‌داند، چرا که به‌تازگی از چین به نزد شاه ایران آمده است. در ادامه داستان نیز روشن می‌شود که هجیر عامدانه از آشکار کردن هویت رستم خودداری می‌کند. از این رو می‌توان حدس زد که این پهلوان همان رستم باشد و هجیر برای آن‌که حقیقت را به دشمن بازنگوید، او را بیگانه معرفی می‌کند.

شاید داستان‌پردازان برای آنکه به‌گونه‌ای غیرمستقیم هویت رستم را نشان دهند، در این بخش از «اختر کاویان» یاد کرده‌اند.

با این حال، تفسیر دیگری وجود دارد که محتمل‌تر به نظر می‌رسد. با توجه به اینکه در این بخش واژه «درفش» برای اختر کاویان به کار نرفته و اندکی بعد از «درفش اژدهاپیکر» این پهلوان سخن گفته می‌شود، به نظر می‌رسد منظور درفش کاویانی نباشد؛ بلکه تخت این پهلوان با ستاره‌ای که به اختر کاویان شهرت داشته، آراسته شده بوده است.

در هر صورت، چه درفش کاویانی همان درفش بنفش خورشیدپیکرِ شاه باشد و چه عنصری که در پیشِ تخت یکی از پهلوانان قرار گرفته، روشن است که دیگر درفش‌ها، صرفا درفش پهلوانان بوده‌اند و جایگاه ویژه درفش کاویانی در شاهنامه بر همگان آشکار است.

از همه مهم‌تر در چارچوب بحث این نوشته، آن است که در هیچ‌یک از این درفش‌ها، نقش شیر و خورشید در کنار یکدیگر دیده نمی‌شود.

سخن پایانی

نمادهای زیبا در ایران باستان کم نیستند و چنانچه به دنبال نمادهای باستانی هستیم می‌توانیم از نمادهایی مانند فروهر (اهورامزدا)، درفش کاویانی و... بهره ببریم. البته شیر و خورشید از دوران صفویان به بعد بیشتر با رویکرد مذهبی و طالع‌بینی بسیار مورد توجه فراوان ایرانیان بوده است و در پرچم ملی ایران جای داشته است.

درفش میهنی و باستانی ایرانیان درفش کاویانی بوده است که در دوره‌های مختلف مورد توجه ایرانیان بوده است. در شاهنامه فردوسی هم درفش کاویانی جایگاهی بی مانند دارد و داستان‌های جانفشانی پهلوانان برای پاسداری از درفش کاویانی آمده است.

نگاه کنید به:

جانفشانی ایرانیان برای درفش کاویانی

کتاب‌نامه:

- شاهنامه (۱۳۶۶). دفتر یکم. تصحیح جلال خالقی مطلق. نیویورک. The State of New York University Press.

- شاهنامه (1369). دفتر دوم. تصحیح جلال خالقی مطلق. کالیفرنیا و نیویورک: انتشارات مزدا.

- شاهنامه (۱۳۷۱). دفتر سوم. تصحیح جلال خالقی مطلق. کالیفرنیا و نیویورک: انتشارات مزدا.

- شاهنامه (۱۳۷۵). دفتر پنجم. تصحیح جلال خالقی مطلق. کالیفرنیا و نیویورک: انتشارات مزدا.

به کار گیری یا روگرفت از نوشته‌های این پایگاه تنها پس از پذیرش قوانین پایگاه امکان پذیر است: قوانین پایگاه خِرَدگان
توسعه نرم افزاری: مجید خالقیان
آیا در شاهنامه از پرچم شیر و خورشید یاد شده است؟
خِرَدگان